خب امشب..
توی شلوغی و سینه زنی یه پسر بچه که فکر نمیکنم حتی سه سالش هم شده باشه بطری آب کنار دستمو دید
توی همون تاریکی نشست کنارم دستشو به بطری اشاره کرد و گفت آب
نفهمیدم دیگه دارم چیکار میکنم فقط دنبال یه لیوان میگشتم که زود آب بدم دستش
آبشو که خورد تازه جا خود اومدم
فقط یه سواله تو ذهنم داره میچرخه
چطور تونستن به بچه ها آب رو ببندن؟!
چطور لب های تشنه ی این دختر سه ساله رو دیدن و دریغ کردند؟
مگه میشه اصلا یه بچه ازت آب بخواد و تو بهش ندی؟!!!!!
لقمه ی حرام و حرامزادگی چه قساوت قلبی میاره
توی روضه ها میشنویم
رقیه سر بابارو که براش میارن شروع میکنه به گفتن سختی هایی که کشیده
گوشش، سیلی ها و.... 😔
اما این خانوم سه ساله به بابا که میرسه اصلا گلایه نمیکنه!
اصلا مگه میشه دختر حسین باشی و عمه ات زینب باشه و راضی به رضای خدا نباشی؟ اگه قرار بر گلایه بود پس چرا حضرت زینب بعد از این همه مصیبت میفرماید ما رایت الا جمیلا؟!
این دختر درسته سه سالشه ولی فهمیده ترینه بزرگوار ترینه
رقیه خانوم فقط نگران رگ ها و لب های باباست! چون دختره چون عاشقه باباشه
وقتی به بابا میرسه نمیگه سیلی خوردم میگه لب های تو چرا ترک خورده!
𝒍𝒖𝒏𝒌𝒊𝒂
چقد اعتماد بنفس ؛لیاقت داریم مگه🙃
قربونت بشم من
اره داشتی
داشتی که الان پیش خانوم رقیه ای
کانالت هم بوی شهید میده
چی توی دل تو گذشت؟ تو چه عهد هایی بستی؟
لیاقت داشتی لیاقت داشتی ریحانه خانووم
هدایت شده از ♡ Fairy Tales ♡🇮🇷
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منو تنها نزارید
من تو تنهایی هامجون میدم :)❤️🩹
𝒍𝒖𝒏𝒌𝒊𝒂
منو تنها نزارید من تو تنهایی هامجون میدم :)❤️🩹
_مرا تا محرم زنده نگه دارید؟
دونه دونه پیاماشو میخونم قطره قطره اشک میریزم
دیدی اخرش امام حسین تنهات نذاشت!
دیدی تو بغل امام حسین جون دادی دختر
هدایت شده از "عــِـشقُ الحُســـِـــیـنْ"🇮🇷
بارها توبه شڪستم تو ولی بخشیدی ..
کِی شود حُـر شوم و توبه مردانه کنم ؟!