منم خر ذوق که آرهه کار عملی داره دیگه حتمی میریم آزمایشگاه و چند تا استاد خوب هستن و با میکروسکوپ میخوان نشونمون بدن و چمیدونم بریم پارچه رو ضد آب کنیم و ازین خیال بافیا
اینقد رو هوا بودم چند دقیقه بعد همه اطلاعات تکمیل ۲۵۰ رو هم زدم به حساب و کلی ذوق که جمعه رو خالی کن که قراره بریم کارسوققق
رده سنی هم زده بودن متوسطه اول و دوم
منم اینقد رو هوا بودم و چشام ذوقی ذوقی چپکی دیده بودم فکر میکردم محل برگزاری فرزانگان متوسطه دومه و اینا هم آزمایشگاهشون فول امکانات
نگو فرزانگان دوره اول بود و ما اصلا رنگ آزمایشگاه به خود ندیدیم
خلاصه صبح پاشدیم رفتیم دیدیم آقا هرکی اونجاس بچه ها مدرسه خودشونن
یه آقایی رو هم آوورده بودن که اینقدر وقت تلف کرد اینقدر چرت و پرت گفت که کل اطلاعاتی که این مرد(مرد در اینجا آرایه ی کنایه به یک فحش ناموسی دارد) توی ۷ ساعت میخواست یاد بده تو یه ربع سرچ تو گوگل در میومد
تهشم به ما نگفت نانو چیه
ببین منو کارد بهم میزدی خونم در نمیومد هی به خودم میگفتم نه صبر کن زود قضاوت نکن حتما حالا استادشون عوض میشه حتما دیگه روندش تغییر میکنه دیگه میریم آزمایشگاه
خلاصه ظهر شد دیگه گفت بیاید بریم کار عملی
عرض کنم خدمتتون مارو فرستادن تو حیاط چهار تا لگو دادن بهمون گفتن هرگروهی تونست اینارو زودتر سر هم کنه برندس
و الان منم و یک روز از دست رفته و ذوقی که خیلی خیلی کور شده و اعصابی خورد و امتحان زیست فردا که هیچی براش نخوندم.
ناراحتیم وصف نشدنیههههه