تو هنوز در این دنیایی اما من تو را از دست داده ام
دلتنگ آن آقاجانی که از کودکی سوار چرخش میکردم و من را به مسجد می برد و در راه برگشت بستنی شکلاتی برایم میخرید ام
دلتنگ آن آقاجانی که وقتی دیگر بزرگتر از آن بودم که ترک چرخ بشینم دستم را میگرفت و به مسجد می رفتیم و در راه برگشت سوالاتی میپرسید تا مطمئن شود که احکام را بلدم
انگار عمر خیلی زود میگذرد و زمان خیلی چیز ها را تغییر میدهد
اما امشب که در گوشم گفتی بزار مامان بابات اینجا بمونن بیا تا باهم بریم تجمع خیلی بیشتر دلتنگت شدم
شاید تو خاطراتمان را فراموش کرده باشی اما من هنوز با آنها زندگی میکنم
𝒍𝒖𝒏𝒌𝒊𝒂
"دزد عروسک ها"
اگه بهتون بگم خواب دیدم با این پسر مو نارنجیه ازدواج کردم باورتون میشه😭🤣
هدایت شده از t̶i̶u̶t̶o̶l̶i̶
با هیچی هیچ کاری ندارم، انشاالله خوش بخت بشن.
ولی عروس، من شماره دعا نویستو میخوام..!
t̺͆i̺͆u̺͆t̺͆o̺͆l̺͆i̺͆
𝒍𝒖𝒏𝒌𝒊𝒂
با هیچی هیچ کاری ندارم، انشاالله خوش بخت بشن. ولی عروس، من شماره دعا نویستو میخوام..! t̺͆i̺͆u̺͆t͆
داماد احتمالا در قید حیات نیستن