eitaa logo
بازگشت || محمدامین رضایی
2.5هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
734 ویدیو
76 فایل
طلبه درس خارج،دانشجوی سیاستگذاری دوستدار فقه،عدالت وکتاب #اندیشه_متفکران_انقلاب #اقتصاد_مردمی سوال،انتقاد،پیشنهاد: @R_m_am 🔻اینستاگرام instagram.com/M_amin_rezai1 🔻تویتر/x.com/m_amin_rezai1 🔻 virasty.com/m_amin_rezai تلگرام t.me/m_amin_rezai
مشاهده در ایتا
دانلود
💢واکسن صهیونیستی ـ ایرانی کرونا!💢 🔰چرا واکسن زدن حضرت آقا تقلیل داده می‌شود و یا مصادره می‌گردد؟ 🔹اعلام واکسن ایرانی زدن مقام معظم رهبری، مورد توجه دو دسته قرار گرفت. ➖دسته اول، کسانی که این عمل را در قالب فهم کردند و آن را پیامی برای همه مسئولین در خصوص لزوم حمایت از تولید داخلی دانستند. ➖ و دسته دوم، برخی از طرفداران طب سنتی که سالهاست بر روی بودن ایده واکسیناسیون عمومی اصرار کرده اند. جالب اینکه چند نفر از این دوستان، با توجه به تعارضی که واکسن زدن حضرت آقا با تئوری‌شان درباره صهیونیستی بودن واکسیناسیون داشت، احتمال حتی در میان نزدیکان حضرت آقا را مطرح کردند! 🔹به نظر میرسد در این میان هر یک از این دو دسته به نکته‌ای توجه دارند و از نکته‌ای غافلند: ➖دسته اول به خوبی به اهمیت مسئله تولید و لزوم حمایت از سازوکار اجتماعی آن بیشتر توجه دارد. این دسته متوجه است که مسئله تولید ملی، نیازمند همسوسازی و ساخت‌یافتگی ظرفیتها، ساختارها و کنشگران بسیاری است که در زمینه‌های مختلف اجتماعی حضور دارند که این جز از طریق ایجاد یک امکان پذیر نخواهد بود. ➖دسته دوم نیز توجه خوبی به مسئله دارد. این دسته به خوبی فهم کرده که همانطور که علوم انسانی مدرن، مبتنی بر پیش‌فرضهای انسان‌شناسانه مادی است، پزشکی مدرن نیز مبرای از پیش‌فرضهای مادی در خصوص ماهیت حیات انسانی و رابطه عوامل روحی و بیماری‌های جسمی نیست. 🔹این در حالی است که هر دو دسته از مزیتهای جریان مقابل غفلت می کنند و این باعث می شود که واکسن زدن مقام معظم رهبری در دسته اول، در مسئله حمایت از تولید داخلی فروکاسته شود و در دومی به جریان نفوذ نسبت داده شود. ➖دسته اول دسته‌ای است که بر مسئله جهتداری علوم و ابتناء دانشهای کاربردی بر پیش فرض های هستی‌شناسانه، معرفت‌شناسانه، روش‌شناسانه و انسان‌شناسانه واقف نیست و اساساً مسئله مهم را در لایه مبانی و روش‌ها فهم و پیگیری نمی کند. ➖ در مقابل دسته دوم از مسئله فرایند و ساختار تولید علم غافل است و همین باعث می شود آنچه را که خود در جمع‌های بسته و حلقه‌های مباحثاتی بدان نائل آمده (که البته ممکن است مطالب بسیار ارزنده ای هم باشد)، با اعتماد به نفسی مثال زدنی برای همه‌ی جامعه تجویز کند. عدم توجه به مسئله و در فرآیند و سازمان تولید علم موجب شده که این دسته، جریان علمی مرسوم و بسیاری از ساختارها و مدیران رسمی کشور را به چشم خائن و غافل و نفوذی قلمداد کند. 🔹به نظر می‌ رسد توجه توأمان به دو وجه "ابتنای علوم انسانی و پزشکی بر مبانی و پیش‌فرضها" و همچنین "هویت اجتماعی فرآیند و سازمان علم در مقیاس جامعه" می‌تواند افقی متفاوت از تقوم متقابل و و همبسته و وابسته بودن آنها، مقابل ما بگشاید... 🔹خلاصه اینکه تا یک علم و ایده مسیر تفاهم و اعتماد اجتماعی را طی نکند، نمی‌توان از رهبر جامعه انتظار داشت که بر اساس آن مشی کند. 🌺 https://eitaa.com/alimohammadi1389/428
💢آیت‌الله‌العظمی صافی گلپایگانی ره، مثال نقضی بر «مسئله‌ی تعارض منافع»!💢 🔹خداوند روح بلند آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی را غریق رحمت و قرین ارواح اولیاء معصومینش علیهم‌السلام قرار دهد.🤲 🔹امسال در یک حلقه مباحثاتی با چند نفر از دوستان، به مناسبت بررسی به عنوان یکی از عناصر مهم اصول فقه احکام حکومتی، مروری داشتیم به ماجراهای اختلاف شورای نگهبان به ریاست مرحوم آیت‌الله صافی گلپایگانی و مجلس شورای اسلامی؛ به ریاست جناب آقای هاشمی رفسنجانی و همچنین حضرت امام ره بر سر «قانون اراضی شهری» در سال 1360 و همچنین بر سر «قانون کار» در سال 1366. 🔹در مورد اول ایشان با اینکه تطبیق عناوین ثانویه بر مصادیق به مجلس شورای اسلامی واگذار شود مخالف بود و در مورد دوم نیز، حق شرط گذاری دولت، در عقود فی مابین کارفرما و کارگر را به بهانه‌ی استفاده کارفرما از امکانات عمومی کشور، نادرست می‌دانست و این گونه شروط را که در شرایط اضطراری یا شبه اضطراری بر کارفرما تحمیل می‌شود، موجب از دست رفتن نظامات اصلیه و مستقیم اقتصاد اسلامی می‌دانست. 🔹این درحالی است که در هر دو مورد، حضرت امام ره، موافقت خود را اعلام کرده بود و با این حال، حرف ایشان این بود که اگر فرمایش حضرت امام ره، از باب حکم حکومتی است، شورای نگهبان آن را به دیده منت می‌گذارد و تبعیت می‌کند، ولی اگر این دیدگاه‌های ایشان صرفاً نگاه اجتهادی حضرت امام ره است، برای ایشان حجت نیست و ایشان و برخی دیگر از فقهای شورای نگهبان و حتی برخی از اعضای جامعه مدرسین قم با آن مخالفند و اجتهادی دیگر دارند. 🔹همین اختلافات و برخی حادثه های دیگر مانند انشعاب جامعه روحانیون مبارز و ماجراهای تقلبهای صورت گرفته در مجلس سوم شورای ملی، در نهایت در تیرماه 67 منجر به استعفای ایشان از دبیری شورای نگهبان و پذیرش استعفای ایشان توسط حضرت امام ره شد. 🔹اختلاف آیت‌الله صافی گلپایگانی رحمت‌الله‌علیه با برخی دیدگاه‌های حضرت امام ره، نماد یک از اختلاف در نظامات اسلامی است که می‌‌توان از آن به نام برد. اختلافاتی که ریشه‌ی آن به هیچ وجه به برنمی گردد، بلکه اتفاقاً اگر آیت الله صافی رحمت الله علیه می خواست منافع خود را تأمین کند، در آن بحبوحه‌ی انقلاب و اتوریته معنوی حضرت امام ره، موافقت با امام خمینی ره و دست برداشتن از اختلاف نظر، خیلی معقول‌تر و موجه‌تر به نظر می‌رسید. ولی ایشان با ایستادگی معقول و منطقی بر موضع علمی خود و همچنین قرار دادن باب حکم حکومتی به منظور همراهی عملی با ولی‌أمر جامعه مسلمین، نوعی اصیل و الگوسازانه از اختلافات فکری جامعه دینی و همچنین امکان همکاریها و تعاونها در عین همان اختلافات، را به نمایش گذاشتند که حقاً و انصافاً نیازمند مقیاسی رفیع از استقرار علمی، صلابت روحی و روحیه‌ی حریت، تواضع و حق‌طلبی است . 🔹عدم توجه به این سنخ از اختلاف بزرگان و اعاظم حوزه‌های علمیه با رهبران انقلاب اسلامی و سیاست رسمی جمهوری اسلامی، امکان فهم درست منطقِ رفتاریِ بسیاری از بزرگان حوزه‌های علمیه را از قشر جوان‌تر و پرشورتر انقلابی و به خصوص حوزوی سلب کرده است و عملاً منجر به شکل گیری کلیشه‌های غلط صفر و صدی در برچسب گذاری «انقلابی‌گری» و منتهی به قرارگیری برخی از علما و بزرگانی که دارای اختلاف اجتهادی هستند، در دسته ضد انقلابیون و یا ساکتین و فارغ دلان نسبت به نظام اسلامی گردیده است، در حالی‌که بسیاری از سکوتها و همراهی‌های عملی این بزرگواران اگر درست و می‌شد، آنگاه عظمت روحی و عیار بالای تقوایی و حزم‌اندیشی آنها در پرهیز از تضعیف نظام اسلامی در عین اختلاف اجتهادی، برهمگان روشن می گردید. 🔹اگر کسی می‌خواهد این سنخ از اختلافات را که مختص جامعه دینی است و در جامعه‌ی مبتنی بر ایده بازار، خبری از آن نیست را بیشتر بفهمد، حتماً و حتماً نامه بی‌نظیر حضرت امام ره موسوم به را که حوالی همان حوادث سال 67 صادر شده است، با دقت بخواند ... 🔹نکته آخر اینکه این نوع از اختلاف، راهش تأمین منافع همه ذینفعان و بازیگران در یک طرح به اصطلاح بُرد ـ بُرد نیست، بلکه تنها چاره‌اش است... ✳️تاریخ نگارش: 1400/11/12 https://eitaa.com/alimohammadi1389/564 https://t.me/alimohammady1389/68
💢این، آن نیست، هرچند از آن هم جدا نیست!💢 ✅ نقدی بر نقدهای صورت گرفته به برنامه حسینیه معلی 🔹بگذارید متنم را با صراحت شروع کنم: «حسینیه معلّی» حادثه ای از جنس خود انقلاب اسلامی است؛ همانطور که روایت فتح شهید آوینی این چنین بود و همانطور که فیلم مهاجر حاتمی‌کیا. حسینیه معلّی، لااقل در شب سوم، نمونه اعلایی بود از سیطره انسان انقلاب اسلامی بر اقتضائات برنامه‌های نمایش‌محور متداول. 🔹بنده هم واقفم که هیچ فرمی چه در ساحت هنر، چه در ساحت اندیشه و چه در ساحت کنش خنثی نیست و بعید میدانم متفکر و اندیشمندی جرآت کند امروز از خنثی بودن فرم‌ها و فناوری‌های سخت و نرم سخن بگوید و با تشبیه آنها به چاقویی که هم میوه پوست می‌گیرد و هم شکم سفره می‌کند، آبرو و اعتبار علمی خود را سر بِبُرد! 🔹ولی همین امر مسلم (بار فرهنگی داشتن فرمها و فناوریها)، وقتی می شود، به ضد خودش تبدیل می‌شود و به اسم عمق‌اندیشی و ژرف‌نگری، در برابر بسیاری از تحرک‌ها و خلاقیت‌های مؤمنانه می‌ایستد و با خلوص‌گرایی و مقایسه همه چیز مثلاً با فناوری‌های عظیم و معجزه‌واری مانند پیاده روی اربعین، هر نوآوری و تصرفی در فناوری‌های مدرن را رجم به انفعال و وادادگی می‌کند . 🔹آیین‌های عاشورایی که فناوری‌های انحصاری تشیع‌اند، قله‌هایی هستند که در پرتو آنها و بر اساس آنها «می‌توان» و «باید» بسیاری از فناوری‌های مدرن را کرد. 🔹بله؛ همواره خطر التفاط و انفعال و هضم تدریجی ما وجود دارد و باید هوشیار بود؛ گو اینکه دل به این عرصه نزدن و به میدان در نیامدن نیز نتیجه‌ای جز انزوا و تحجر ندارد؛ که این هر دو با یکدیگر، شعبه‌های اند. 🔹متن نامه حضرت امام ره به مرحوم آقای قدیری را باید خواند و خواند و خواند. دوگانه «جامدها» و «جاهلها»ی شهید مطهری در فهم ثابت و متغیر دین هنوز ساری و جاری است. 🔹امروز همانطور که خطر التقاط و انفعال جدی است، خطر کلیشه شدن ذهن بچه‌های انقلاب هم جدی است؛ ➖ کلیشه یعنی اینکه از روی شباهت ظاهری دو اتفاق ـ هرچند خاستگاه یکی از آنها غرب مدرن باشد ـ ، حکم به این همانی آنها بدهیم. ➖کلیشه یعنی اینکه زحمت دیدن پیچیدگی‌های خلاقیت‌ها و نوآوری‌های بچه‌های انقلاب در تصرف و هضم فناوری‌های مدرن را بر خود هموار نکنیم. ➖کلیشه یعنی اینکه فارغ‌دلانه به فکر تأسیس جامعه‌ای از نو باشی و تن به اقتضائات چالش‌ها و مسئله‌های ندهیم. 🔹خلاصه آنکه ➖آنچه که امروز از عصر جدیدها و برنامه‌های واقعی‌نما و سریال سازی‌ها و کنسرت‌ها و بانک‌ها و ساختمان سازی‌ها و صدها فناوری سخت و نرم دیگر در ایران به وقوع می‌پیوندد، هر چند بسیاری از آنها خاستگاه تمدنی دیگری دارد و متضمن بار فرهنگی و گفتمانی آن تمدن‌اند، ولی در مقام تحقق و عینیت، تصرفهایی در آنها توسط انسان ایرانی صورت گرفته است که نیازمند «مشاهده‌ی دقیق و موشکافانه» بر اساس مبانی نظری دینی، به منظور «روایت صحیح» آن و «نقادی دقیق مؤلفه‌های اشراب شده‌ی فرهنگ غربی» و همچنین «ارزیابی جهت» و میزان تصرف انسان ایرانی» در آن است. 🔹راهی غیر از این وجود ندارد ... https://eitaa.com/alimohammadi1389/905
🔹الحمدلله دقایقی قبل اولین جلسه «جمهوری اسلامی‌شناسی» با تأکید بر «بررسی سامانه حکمرانی فرهنگی کشور» آغاز شد. 🔹این سلسله جلسات چند مزیت ویژه دارد که می‌توان به اثربخشی آن امیدوار بود: 1️⃣ اول اینکه تیمی قوی، پشتیبانی محتوایی این سلسله جلسات را برعهده گرفته است و قبل از هر جلسه، با صرف وقت و دقت زیاد تلاش می کنند مکتوبات و اسناد مربوط به هر نهادی و مجموعه‌ای را که قرار است در جلسات مورد بررسی قرار گیرد، مطالعه می کنند و نظام سئوالات هر جلسه را به اصطلاح شخصی‌سازی می کند. 2️⃣ دوم اینکه نهادها و مدیران فرهنگی‌ای که دعوت می‌شوند با وسواس و دقت انتخاب شده‌اند. این نهادهای فرهنگی با هدف آشنایی با سامانه حکمرانی فرهنگی گزینش می‌شوند. شناسایی دقیق این سامانه، مقدمه‌ی لازم هر کنشگریِ فراگیر و مؤثر فرهنگی است و البته سربسته باید گفت که علت شکست بسیاری از کنشگری‌های جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نیز می‌باشد. 3️⃣ سوم اینکه مهمترین مزیت و برجستگی این سلسله جلسات، کسانی هستند که در جلسه دعوت شده‌اند که هم مخاطب این جلسه محسوب می‌شوند و هم جزو کنشگران مؤثر و آتیه‌دار حوزوی در عرصه علم و فرهنگ و هنر کشور محسوب می‌شوند ـ ان شاء الله ــ .
💢چرا برای غزه کم تحرکــیم؟💢 🔹تصمیم گرفتم اولین و دومین یادداشت امسال رو برای غزّه بنویسم و نه حتی برای شعار سال! 🔹بعد از یادداشت «غزه؛ و البته هزاران مناسبت تقویمی و موسمی جور و واجور!!» که در آن به نقد رفتار فرهنگی دوستان حزب‌اللهی‌مان پرداخته بودم، برخی از دوستان گفتند که مردم ایران حاضر به همراهی با مردم غزه نیستند و افکار عمومی ما کشش طرح مسئله کمک به غزه را ندارد! 🔹بگذارید همین ابتدا نظر خودم را عرض کنم. این تحلیل از مردم ایران از اساس یک تحلیل غلط، انحرافی و تقلیل گرایانه است. مردم ایران همواره در طول قرنها جزو عدالت‌طلب‌ترین ملتها بوده‌اند و برای رسیدن به آن، هزینه‌های هنگفت داده‌اند. چطور می‌شود که چنین ملتی که حتی مخالفین حکومتش هم برای همراه کردن مردم ناچارند که بر روی عدالت‌طلبی دست بگذارند و حجاب قانونی را مصداق ظلم نشان دهند تا بتوانند جوانان و نوجوانان را برای مقابله با حکومت به خیابانها بکشانند، به یکباره چنان تحولی پیدا می‌کند که نسبت به یکی از بزرگترین جنایت‌ها و نسل‌کشی‌های آشکار تاریخ معاصر کرخت و سرد شوند؟! این تحلیل غلط اندر غلط است ... 🔹ریشه عدم تحرک کنونی مردم ایران را باید در جایی دیگر دنبال کرد؛ اولین ریشه‌ی این بی تحرکی در فراگیر شدن این تلقی است که «الان کمک به غزه یک کار تخصصی و نظامی است که مردم عادی نمی‌توانند نقشی در آن داشته باشند»؛ دومین ریشه این بی عملی را باید در این تلقی دنبال کرد که «راهپیمایی‌های کلیشه‌ای دردی از مردم غزه دوا نمی‌کند و اقتضائات بیرونی و میدانی به حدی قدرتمند است که این راهپیمایی‌های داخلی، تأثیری بر روی تصمیم گیری مسئولین سیاسی و نظامی کشور در مواجهه با مسئله غزه نمی‌گذارد.» 🔹حاصل جمع این دو تلقی این است که مردم ایران علیرغم تأسف و تأثری که از جنایتهای بی حد و مرز اسرائیل دارند و احیانا اشکی که شبها پای اخبار کودک‌کشی‌ها و زجرکشیدن‌های مردم غزه می‌ریزند، راهی را برای کمک در جلوی خود باز نمی‌بینند و ناگزیر برای فرار از فشار روحی آن، خود را به بی‌خیالی می‌زنند. خیلی فرق است که کسی بی‌خیال مسئله‌ای باشد و کسی از روی ناچاری و بن بست عملی و قاعدتاً برای فرار از فشار شکننده‌ی روحی مسئله‌ای، خود را به بی‌خیالی بزند؛ حال اکثر مردم ایران، حال دومی است. 🔹از اینرو، راه برافروخته نگه داشتن ابر مسئله‌ای به نام فلسطین در جان و فکر و رفتار مردم ایران، پخش عکس‌های جنایت‌های شنیع اسرائیل و نسل‌کشی‌ها و کودک‌کشی‌ها و رنج‌ها و زجرهای فلسطینیان نیست، بلکه راه اصلی «بازآفرینی فناوریهای اجتماعی استحصال اراده جمعی مردم ایران در راستای حضور واقعی در واقعه فلسطین» می‌باشد. ‌🔹خلاصه اینکه: ➖ امروز مشکل مردم ایران «نبود تحریک» نیست، بلکه مشکل، «فقدان بستر تحرک» است. ➖ امروز مشکل مردم ایران «ندانستن ظلم اسرائیلیان» نیست، بلکه مشکل، «نداشتن راهی برای حضور و تأثیر واقعی» است. ➖امروز مشکل مردم ایران «نخواستن کمک به غزه» نیست، بلکه مشکل، «تصور ناتوانی از کمک کردن» است. 🔹گسست زبانی با منطقه و جهان، بیرون بودن از مناسبات عربی و ترکی، بیگانگی با اقتضائات جامعه اهل تسنن، فشل بودن سامانه خبر در کشور و البته انسداد ذهنی خواص شتاب‌دهنده‌، همه و همه دست به هم داده‌اند تا فناوری‌هایی زنده‌ی چند دهه‌ی گذشته‌ی جامعه‌ی انقلابی ایران یعنی به امری صرفا داخلی و کلیشه‌ای تنزل یابد و تخلیه معنایی شود ... اگر راهی برای تحرک مردم ایران هست که حتما هست، آن را باید در بسترسازی کنش عمومی، از طریق احیاء فناوری‌های اجتماعی با سابقه و یا خلق فناوری‌های اجتماعی جدید جستجو کرد ... 🔹در یادداشت بعدی توضیح خواهم داد که در ماجرای کم نظیر غزه چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم؛ ان شاء الله .... https://eitaa.com/alimohammadi1389/1671