بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد!
بیدل در ابیات حافظ
به معنای کسی است که؛
متوجه تجلی حضرت حق نیست
و صاحب قلب نیست!❣️
در همه احوال خدا با او بود👇
اشاره به آیهی«هو معکم اینما کنتم»دارد.
منظور از دور در مصرع دوم:
دور مکانی و زمانی نیست؛
بلکه دورِ معرفتی است.
یعنی خدا از معرفت این فرد دور است.
#شاخهنبات
جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند!
رازِ جاودانـگی در عشقه و حافظ در
این بیت میگه فقط عاشق هست که
جاودانه میمونه و هـرکـس عاشــق
نباشه جاودانگی رو تجـربه نمیکنه!
عشــق جاودانه است و هـنرش اینه
که جاودانه میمونه!
و در بیت بعدی هم به این تاکید میکنه که؛
هیچ حرفی توی عالم زیباتر از عشق نیست
و نهایت زیبایی در کلام عاشقانه است!
#شاخهنبات
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید؛
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند...
برای عاشق، عالیتر از رسیدن
به معشوق مقام و مقصدی نیست!
حافظ توی این بیت به این مطلب مهم اشـاره
میکنه که واسه رسیدن به معشوق باید خـودِ
او کمک کنه و لطفـش شامـل حال انسان بشـه
تا بتونه قدمی به سـوی او و حریمش برداره...
یعنی در سایهٔ لطف خدا میشه به خدا رسید.
از خودش باید بخوایم!
#شاخهنبات
@m_fayaz96
آسمان بار امانت نتوانست کشیـد
قرعه فال به نام من دیوانه زدند!
این بیت حافظ اشاره داره به آیه ۷۲ سوره
احـزاب: إِنَّا عَرَضْـنَا الْأَمَـانَةَ عَلَى السَّمَـاوَاتِ
وَالْأَرْضِ وَ.......ۖ إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومٗا جَهُولٗا.
خداوند میفرماید:«امانتی که ما به آسمان و
زمین عرضه کردیم و اونها از پذیرفتنش سر
باز زدن و نتونستن بارش رو بر دوش بکشند،
فقط انسان پذیرفت و این امانت رو برداشت و...
امانتی که توی این بیت حافظ هم
بهـش اشـاره میشه؛ هـمون عشق و معرفت
خداست که فقط انسان به مقام معرفت و
عشق حق میرسه.
و این کار انسان شایستهی مدح و تعریف هست!
پس تصور نکنیم ظلوم و جهول بودن انسان
بخاطر برداشتن این بار امانت بوده، بلکه به
دلیل نداشتـن حد یقف در انسـان هسـت که
همیشه انسان از حد خودش فراتر میره و به
حدی خاص متوقف نمیشه. با این تفسیر این
تعبیر مدح اوست.
#شاخهنبات
3⃣2⃣ | @m_fayaz96
مصلحت دید من
آن است که یاران همه کار
بگذارند و خم طره یاری گیرند!
حافظ در این بیت کاملاً
رک و راست میگه مصلحت آدمها اینه که؛
هرکاری دارن رها کنن و هرچی دارن و ندارنو ول کنن و فقــط برن دنبــال یک لحظـه عشــق بازی با حضرت حق...
چراکه هیچ چیز با ارزشتر از عشق خدا نیست و خالص هست و خلوصآور!✨
#شاخهنبات
3⃣2⃣ | @m_fayaz96
ساقی به نور باده بر افروز جام ما...
مراد از باده در اشعار حافظ (باده معرفت) هست.
معرفت و علم نور است
و این نور الهی است...💫
با نور معرفت عالَم برای انسان روشن میشود.
نورالهی بینهایت هست و دریای معرفت هم بیکران هست.🌎
مراد از جام ظرف وجود انسانهاست
و چون ظرف وجود انسانها متفاوت هست، هرانسانی به قدر ظرفیت خود از نور آگاهی بهرهمند میشود.
نکتهی زیبا و ظریف این بیت آوردن ساقی
و نور معرفت در کنار هم هست که جمع
بین عقل و عشق است...❣️
در واقع از ساقی که از عالم عشق است،
نور معرفت که از عالم عقل است رو طلب میکنه و این یعنی عشق و محبت خدا همراه با آگاهی است.
#شاخهنبات
3⃣2⃣ | @m_fayaz96
جناب عشق بلند است همتی حافظ
که عاشقان ره بیهمتان به خود ندهند!
▫️اینکه حافظ از عشق با تعبیر ((جناب)) یاد میکنه، نشون میده به عشق یه نگاه ویژه و خاص داره!☝️🏻
ایشون یعنی حافظِ بزرگوار، عشق رو یه قلهی بلند میدونه که خواهانِ همّت و اراده و عَزمه؛ چون اعتقاد داره عاشق باید همّتِ عالی داشته باشه و مقام بلند عشق نصیب آدمهای اهل حرفِ بدون عمل و اراده نخواهد شد!
درواقع راه عشق از یه طرفه...🛣 و راه آدمهای تنبل و بیاراده و بیهمّت از یه طرف دیگه!
▫️خلاصهش اینکه:
بین عاشقا و آدمایِ بیهمّت مرزی وجود داره و هیچ عاشقی بیهمّت نیست و هیچ بیهمّتی هم عاشق نمیشه!
#شاخهنبات
3⃣2⃣ | @m_fayaz96
〈 نیکیِ پیرِ مغان بین...
که چو ما بدمستان،
هر چه کردیم،
به چشمِ کرمش زیبا بود...✨〉
•
•
•
اول راجع پیر مغان بگیم که
انسانِ والامقامِ ابیات حافظ هست
و در اشعار حافظ جایگاهِ مهتری داره؛
به اعتقاد بعضی از
اهالی عرفان و
ادبیات
منظور علیابنابیطالب هست.
البته بعضی ها هم معتقدن پیر مغان،
نمادِ انسانِ کامل و
مراد حافظ هست و مرشد و راهنما!🌟
در این ابیات حافظ
(که در کمال اخلاص، مرید پیر مغان هست❤️🔥) توصیفِ بزرگواری و خوبیِ
پیرمغان رو میکنه و میگه:
اگه ما از روی خامی
کار نادرست و ناشایستی انجام دادیم
او به بزرگواری با دیده ی کَرَم و
گذشت نگاه کرد.
در این بیت حافظ به بزرگ منشی و
تساهل پیر مغان اشاره داره.
#شاخهنبات
3⃣2⃣ | @m_fayaz96
بر در شاهم گدایی،نکته ای در کار کرد
گفت:«بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود»
این روایتِ حافظ که مشخص نیست
واقعی هست یا نه،
به نکته ی دقیق و قشنگی اشاره داره:
میگه بر در پادشاهی بودم،
که گدایی اونجا بود و
این نکته رو بهم گفت که:
رزاق خداست☝️
و سر هر سفره ای که بشینی،
اوست که روزی دهنده است.🥣
درواقع نگاه توحیدی به عالم اینه که:
همه ی سفره ها رو سفره ی حق ببینی
پس سر هر سفره ای بشینی،
اون سفره ی حق هست
چون رزاق مطلق خداست🌍✨.
درواقع حافظ داره یه درس رو
از زبان گدا برامون نقل میکنه که
حرفش بر اساس تجربه است و
سفره ای به جز سفره خدا رو نمیشناسه...
این نکته ی دقیق و ظریف حافظ
ناظر به همه ی آدمهایی هست که
واسطه های رزق رو میبینن
بدون در نظر داشتن واسطه بودنشون
و حواسشون نیست که
رزاق فقط و فقط خداست☁️!
#شاخهنبات
3⃣2⃣ | @m_fayaz96
به صفای دل رندان صبوحی زدگان
بس درِ بسته به مفتاحِ دعا بگشایند
اول از همه تکلیف این واژه ی "رند" که
توی اکثر ابیات حافظ اومده رو مشخص کنیم؛
"رند " توی شعرِ حافظ به معنی عاشق پاکباز،
که معرفت و
باطن صاف و بی غل و غش داره،
و اهل ریا نیست، معرفی میشه.
اهل ظاهرنمایی نیست،
و یه شخصیتی داره که هیچ بند و قیدی
به دلش نیست🕊!
خب اینجا داره میگه رندانی که اهل حقیقت و معرفت هستن و صبحگاهان بیدار میشن
و جام می محبت و عشق سر میکشند،
به خاطر صفای دل اینها،
خیلی از درهای بسته با کلید دعا باز میشه.
🔐دعا کلید قفل های بسته است!
و این رندان با صفای دل و باطنشون،
از این کلید استفاده میکنن
و ذکر و دعاشون اثر داره🌤.
#شاخهنبات
3⃣2⃣ | @m_fayaz96
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس خاص
هر کـه را نیـست ادب لایــق صحـبت نبـود!
حافظ توی این بیت از علم و ادب برامون میگه
که به هم گره خوردن!🔗
کسی که علم نداره،ادب هم نمیتونه داشته باشه!
ادب از لوازم علمه! یعنی اونی ادب داره که علم و آگاهی داشته باشه.
کسی که علم و آگاهی نداشت ادب هم نداره!
باید بین علم و ادب جمع کرد.🧮
چون توی جلسه های بزرگان و خوبان،اونی که اهل ادب نیست
لیاقت هم نشینی و هم صحبتی نداره!
#شاخهنبات
3⃣2⃣ | @m_fayaz96
یکی از عجیبترین غزلهای جناب حافظ رو میخوام براتون بگم!
ابتدای غزل با یه نصیحت اخلاقی شروع میشه:
هر آنکه جانب اهل خدا نگه دارد؛
خداش در همه حال، از بلا نگه دارد!
اهلِ خدا...
اول بگم که کلی با این کلمه ذووووق کردم... آدم باید اهلِ خدا باشه!
اهل، خودش کلمهی جالبیه. اهلِ چیزی بودن یعنی وابستهی اون بودن!
تعلق داشتن به اون چیز...
توی معنای دیگه؛ معنی "اهل" میشه پیوند داشتن و نسبت داشتن! همخویش و همکیش بودن...
✨حالا همهی اینا رو بذارید کنارِ معنای اهلِ خدا بودن؛ یعنی تعلق و وابستگی اهالی خدا به خداست! یعنی ایناها با خدا شناخته میشن. بهش نزدیک هستن.
اهل الله رنگ خدا هستن و خدا رو نشون میدن. خلاصه که خیلی تعبیر نابی بود.
هرکی حرمت و جایگاه اهل الله رو نگه داره و بهشون دل بده و شبیه اونا بشه، خدا هم در همه حال اونو در بلاء حفظ میکنه.
یعنی رعایت جانب اون کسانی که حضور الهی در عالم دارن و انگار توجه به اونها توجه به سایهی امن الهی در عالم هست.
و توی مصرع بعد میگه: هرکس به اهلالله توجه کنه، از لغزشهایی که اهل دنیا گرفتارش میشن در امان میمونه!
و توی بیت:
گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان نگاه دار سر رشته تا نگه دارد...
این معنا رو تکمیل میکنه که اگه میخوای رابطهی خدا باهات قطع نشه؛ ارتباطت رو باهاش حفظ کن! یعنی این رشتهی محبت رو حفظ کن. ببین میگه تو حفظ کن تا حفظ بشه...
چون خدا در هرحال با انسان و همراه او هست: "هو معکم"❤️
این ما هستیم که باید با " خدا " باشیم!
یکی از این رشتههای ارتباطی همین اهلالله هستن. یعنی جانب اهلالله رو نگه داشتن و تلاش برای اینکه خودمون رو به اهل الله نزدیک کنیم، نگه داشتن سر رشتهای هست که به خدا ختم میشه!
یعنی این حس حضور و انس با خدا با حفظ ارتباط با انسانهای الهی زنده میمونه و حفظ میشه. توی بیت سوم رازی رو بیان میکنه که در ابیات اولیه مطرحش کرده و ...
ادامه دارد...
#شاخهنبات
3⃣2⃣ | @m_fayaz96