eitaa logo
محسن قنبریان
17.5هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
915 ویدیو
112 فایل
کانال نشر سخنان و مطالب استاد محسن قنبریان (توسط ادمین اداره میشود) . ارتباط با مدیر کانال @admin_ghanbarian . کانال دروس @doros_ghanbarian . پیج اینستاگرام instagram.com/ghanbarian.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🔳 غزه؛ نفاق سنج! • قرآن برای شناخت منافقان در امت اسلام آیه صریحی دارد: وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا ۚ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا ۖ قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ ۗ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ ۚ... همچنين كسانى را كه دو رويى نمودند [نيز] معلوم بدارد. و به ايشان گفته شد: «بياييد در راه خدا بجنگيد يا دفاع كنيد.» گفتند: «اگر جنگيدن مى‌دانستيم مسلماً از شما پيروى مى‌كرديم.» آن روز، آنان به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان... ⬅️ دعوت به دفاع از امت و قتال با دشمنان، نفاق سنجِ قرآن است؛ که امروز مظلومیت غزه است! برخی سران ترکی-عربی؛ هُم للکفر یَومَئِذ اَقربُ مِنهُم لِلاِیمانِ اند! • در مقابل، قرآن سنجش صداقتِ اهل کتاب را به تعالی به "کلمه سواء" می شمارد: اربابهای غیر الهی را نپذیریم: قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّه... بگو: «اى اهل كتاب، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم، و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد... ⬅️ کسانی که این روزها علیه ابرقدرتهای پوشالی و ارباب های غیر الهی دنیا برخاستند، در کلمه سواء با مسلمان، مساوی اند! • غزه امروز محک کفر و ایمان است؛ شاه مسلمانی که اقرب به کفر می شود و مردم مسیحی و یهودی ای که در رد اربابهای خودخوانده و زورگویان عالم، تعالی می یابند. محسن قنبریان ۱۱آبان۱۴۰۲ ☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از موسسه اندیشه بهشتی
10.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 تناظر اقتصاد و سیاست در اندیشه شهید بهشتی نشست حجت‌الاسلام والمسلمین قنبریان (عدالت اجتماعی در اندیشه شهید بهشتی) ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋ ❞موسسه مطالعات اسلامی و علوم انسانی اندیشه بهشتی❝ ༺ @AndisheBeheshti
❓آیا سفارش متنفذین درباره پرونده های قضایی نمونه های دیگر دارد؟! ❗️مشکل این است که برای بی صداها سفارش نمی کنند یا اصلا چنین ورودهایی حتی اگر درخواست مُرّ قانون باشد هم تبعیض آمیز است؟! ❓سابقه تمدنی و فرهنگ اسلامی قبل از دولت متمرکز اقتدارگرای مدرن چگونه بوده است؟! ❗️در حکمرانی مدرن به چه بیانی چنین ورودهایی -حتی اگر صرفا خواست عدالت باشد- باز خارج کردن امور از مواضعش و از مصادیق بی عدالتی است؟! پاسخ به این پرسشها را در یادداشت: عبرت از سفارش پذیری در دستگاه قضایی! (حاشیه ای نظری بر درد دل ) از حجت الاسلام محسن قنبریان بخوانید👇 https://eitaa.com/m_ghanbarian/4535 ☑️ @m_ghanbarian
💠 عبرت از سفارش پذیری در دستگاه قضایی! (حاشیه ای نظری بر درد دل ) صفحه ۱ از ۲ • بدون اینکه بخواهم وارد جزییات پرونده ها شوم یا درباره مدعیات، قضاوتی داشته باشم؛ به لحاظ کلان و نظری نکته ای دارم. • سابقه سفارش: بار اول نیست که موجهینی درباره پرونده ای قضایی سفارش یا شهادت و وساطتی می کنند و در حکم نهایی موثر میشود. برای نمونه: ۱.در پرونده نوشین نفیسی (عضو ارشد گروه مارکسیستی پیکار) سال۶۳ دادستان وقت کشور به رئیس دیوان عالی قضایی از "عنایت خاص" آیت الله منتظری به پدرشان -که دکتر مخصوص ایشان بود- نوشت و حکم را از اعدام، به ۱۵ سال زندان با تعلیق ۵ساله فروکاست. شهید لاجوردی برای این حکم آرزوی مرگ کرد و نوشت: "ولی چه می شود کرد؟ چون دستور آزادی اش صادر شده چاره ای جز آزادی اش نیست!" ۲. در ماجرای اخلال های ارزی دولت روحانی و دستگیری سیف (رئیس بانک مرکزی) و احمد عراقچی (معاون ارزی) و... با وجودی که حکم صادر و سخنگو از غیر قابل تغییر بودن گفت اما یکی از اعضاء مجمع تشخیص و وزرای دولت قبل به رهبر انقلاب نامه نوشت و چنین کارهایی را در دوره های مختلف رویه دانست. هامش آن نامه در مطبوعات چنین نقل شد: مبادا حکم جائرانه ای صادر شود و دقت کنید که اجرای جائرانه ای هم اتفاق نیافتد. ۳. ماجرای شهید عجمیان ... • نگاهی به سابقه تمدنی پیش از دولت مدرن با "اقتدار متمرکز" و "نظام دیوانی خاص" ، "نظم دیگری" در رابطه بین "حاکم" و "اختیارات مردم" برقرار بود. در فرهنگ اسلامی انواعی از حقوق و اختیارات برای آحاد مردم در حوزه عمومی، انتظامی و قضایی و... مطرح بود. از جمله آنها "حق الجوار" بود که خود از جوامع قبل از اسلام تا آنجا تطوری طی کرده بود. "جوار" نوعی پناهندگی و حمایت بود. "ولاء جوار" به "مُجیر"(پناه دهنده) اختیار می داد، "مستجیر"(پناه گیرنده) را نوعی "امان" دهد. در اسلام این "ولاء" در انحصار بزرگان و اشراف نبود؛ بلکه رسماً اعلام شد: "یُجیرُ علیهم ادناهم": کمترین مسلمانان هم می تواند حق الجوار صادر کند! لذا حتی بردگان و زنان مسلمان از این ولاء برای برخی گنهکاران و مقصرانِ تحت پیگرد استفاده می کردند! ام هانی(دختر ابوطالب) به شوهر خود -که پیامبر(ص) قبل از فتح مکه خون او را مباح اعلام کرده بود- با دو نفر دیگر، "جوار" و امان داد و پیامبر(ص) هم پذیرفت. عکرمه بن ابی جهل -که در صدر اسلام کارهای ننگین و زشتی برای از بین بردن اسلام و پیامبر(ص) کرد- توسط همسرش ام حکیم، جوار و امان گرفت! و... (دایره و احکام و شروط ولاء جوار، تفصیل خاص خود را می خواهد که اینجا مجالش نیست) • اقتضای دولت مدرن در جوامع مدرن به اسم مساوات و"تسویه قانون" و با "تمرکز دادن به اقتدار"، همه این ولاء ها در نهاد اجتماع جمع شده و در "دولت متمرکز اقتدارگرا" قرار داده شد. حالا دیگر اگر کسی -به هردلیل- حق خود را از طریق "دیوان سالاری قضایی" نمی توانست بگیرد، امکان استفاده از "حلف الفضول" (یکی از آن ولاء های اجتماعی) یا "حق تقاص" (حقی شرعی برای برداشتن حق مالی خود از دیگری) را نداشت! یا برای "متهم سیاسی" -که در براندازی ای مشارکت داشته- امکان گرفتن امان یا تخفیف مجازات از سوی افراد معمولی جامعه وجود نداشت! ادامه یادداشت را در صفحه دوم بخوانید ☑️ @m_ghanbarian
💠 عبرت از سفارش پذیری در دستگاه قضایی! (حاشیه ای نظری بر درد دل ) صفحه ۲ از ۲ • متنفذین در سیستم مدرن! نکته عجیب اما این است که علیرغم شعارهای تسویه قانون و "روال واحد دادرسی" برای همه، متنفذینی برای برخی گروه ها یا آدمهای خاص وجود دارند! - در نمونه اول: اعتماد قائم مقام به پدر متهم، با توبه ظاهری دختر (که بعضا بقیه هم داشتند) موجب نقض حکم اعدام می شود! آیا چنین "رابطه شخصی" و بالتبع "امکان اعتماد" و اطمینانی -که موجب سفارش شود- بین بقیه آحاد مردم و این مقامات، "امکان برقراری" دارد؟! اینجا خود اطمینان و آثار حامل برآن (مثل صحت توبه دختر و...) مورد مناقشه ام نیست؛ "خاستگاه این اطمینان" که یک رابطه شخصی و بالتبع "محدود" و "غیر ساری به سایر خانواده ها" است مورد توجه است.(دقت کنید) - در نمونه دوم: نظر کارشناسی یک وزیر متخصص دولت سابق درباره سیاست های ارزی موجب هامشی از سوی رهبری و اثر بر پرونده می شود. آیا برای همه متهمان دادگاه های خاص (مثل جرائم اقتصادی یا انقلاب و...) "امکان پیوست" چنین نظرات متخصصانی "خارج از سیستم قضایی" وجود دارد؟! - در نمونه سوم: اگر مشاور رهبری صرفاً "شهادت" جمعی از "پزشکان معتمد" را "تلقی به قبول" کرده و نزد رهبری برده باشد و هیچ چیزی هم جز اجرای عدالت مطالبه نکرده باشد؛ باز می توان از همان تبعیض پرسید! بسیاری از متهمان و محکومان دیگر -که چنین جمع حامی و شخص متنفذ دارای رابطه با مقامات را ندارند- هم دنبال راهی هستند که پرونده شان جای دیگر یا جور دیگر یا بار دیگر بررسی شود و جز اجرای عدالت و مُرّ قانون هم نمی خواهند! • نکته اصلی نکته اصلی این نوشتار این نیست که چرا این متنفذین برای محرومین و بی صداها سفارشی نمی کنند؟! چرا که می دانیم سفارش و شهادت و... فرع بر شناخت و اعتماد است و طبعا یک نفر در اینباره دایره محدودی دارد! آن طبقه محروم دارای پیوندهای خانوادگی و شغلی و... با این متنفذین نیستند. سخن اصلی این است که اساساً این "خاستگاه تبعیضی" چرا؟! یا نظم پیشا مدرن (با انواع ولاء اجتماعی اش) "بازتولید" شود و این اختیار و امتیاز در دست "همه آحاد" بچرخد؛ یا با تمرکز بخشی به نظام دیوانی و از بین بردن آن ولاء ها (به بهانه هرج و مرج و هرچه) چنین اختیاری از همه گرفته شود. سفارش و وساطت -حتی به حق و قانون- از هیچکس در هیچ مرتبه ای، مسموع نباشد.(دقت کنید) این نکته حائز اهمیت است که چنین سفارشهایی از سوی "اشخاص حقوقی" و سیاستمداران -حتی اگر درخواست مُرّ قانون و عدالت باشد- برای سفارش شده، "احسان و جود"؛ اما برای عموم مردم، خلاف عدالت است. از همین رو حضرت امیر(ع) درباره افضلیت "عدالت" بر "جود" می فرماید: " الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا، وَ الْجُودُ يُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا" عدالت هرچیزی را جای خود قرار می دهد اما جود (و احسان) آنرا از جای خود در می آورد! "وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ، وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ" عدالت، سیاستی عمومی است اما جود به اشخاص خاص می رسد! برای اشخاص حقوقی که متولی سیاست در حوزه عمومی و در موضع "سائس عام" هستند؛ چنین احسان هایی برای افراد خاص -ولو مطالبه مُرّ قانون و عدالت باشد- در آوردن کار از موضع خود و نقض عدالت است، چون برای همه متقاضیانی که همین مُرّ قانون و عدالت را درباره خود می خواهند قابل پیگیری و سفارش نیست! 📎مطالب مرتبط: https://eitaa.com/m_ghanbarian/3422 https://eitaa.com/m_ghanbarian/2384   📝 محسن قنبریان ۱۳آبان۱۴۰۲ ☑️ @m_ghanbarian
محسن قنبریان
17.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅 "مردم اسطوره ای و بی نظیر غزه" • این تعبیر سید مقاومت بود که: هیچ نظیری در دنیا ندارند! "روایت گران" و "مستند سازان"، جامانده اند تا استقامت، صبر، شکر و را از کودک و بزرگ این مردم تصویر کنند. • بهتر از "حرف/دم زدن از اسلام" و "عکس/ سلفی گرفتن با مقدسات" ، "تجلیِ مکارم اخلاقی" ای -که بعثت اسلام برایش بود- دعوت به اسلام می کند. این ویدئو پنجره بسیار کوچکی از "داعی شدن عملی غزه برای اسلام" است. و همزمان "طعنه" به کسانی است که نام و نان اسلام را می خورند و به غیر اسلام دعوت می کنند! • اگر هنوز در اثنای ساخت "مدینه النبیِ" عدل و آباد، مستقل و آزاد و پراز معنویت -آنقدر که چشم جهان را بگیرد و دلهارا برباید- هستیم؛ جهانیان، قرآن و محمد(ص) را در محاصره و تحریم سخت تر از با کشتار زنان و کودکان پیدا کردند؛ ایمان و فضایلی همسنگ صدر اسلام! • "ایمانِ غزه" در جوار بیت المقدس، بر بازگشت مسیح(ع) از آسمان هم بی اثر نیست! رفتن آن ولی خدا پس از "فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ الْكُفْرَ" بود (قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ؟!) "ناصران الی الله" در مقابل کفر یهود، در هر زمان دیگر هم (ع) هستند. امروز غزه نه فقط وارث محمد(ص) که حواری مسیح(ع) هم هست! آن کفر، عیسی(ع) را به آسمان برد و این ایمان زمینه بازگشت او در قدس است(إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَىٰ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَروا وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعوكَ فَوقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَىٰ يَومِ القيامة) محسن قنبریان ☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از اقتصاد فرهنگی
بی سرپناه اما پناه عزت است این خاک من؛ "غزه" می گویم... زمینِ مردمی بی باک زخم مرا درمان به زخمی سخت باید کرد زخم مرا آتش بزن هر بار بی تریاک شب ها زمینم آسمانی سرخ می گردد فریاد من را کی شنیده است این چنین افلاک؟ فریاد من از زخم؟ نه! از غیرت است ای مرد کی می کند بی غیرت این فریاد را ادراک از بین خون و آتش آمد کودکی بیرون شد مرد بی مانندِ غزه شد شهیدی پاک چشم شیاطین منتظر تا بشکنم اما... کی بشنود از من صدای ضعف و غم حاشاک من خاک؟ نه... من خون سرخم بعد از این ای دهر بی نام تو من هم نبودم کربلا...لولاک... ♨️ اقْتِصادِفَرهَنگی: 🇮🇷 💠 @h_abasifar
خانم علم الهدی❗️ "استاد علم الهدی" کوچکتر از "همسر رئیس جمهور" نیست! بنظرم توجه به دو نکته ضروری است: 1⃣ "موقعیت زن" در تفکر اسلامی با عناوین اضافی و "اعتباری" و "موقت" (مثل بانوی اول و دوم یا همسر رئیس جمهور) ، تعریف نمی شود. "ارزشهای ذاتی" او، "مقام" و "موقعیت" به او می دهد. مثلا درباره خود ایشان، "استاد علم الهدی"، کم ارزش تر از "همسر رئیس جمهور" نیست. یک زن صاحب نظر در حوزه تعلیم و تربیت و استاد یک دانشگاه معتبر، مستقلا یا با جمع همکاران میتواند اثر گذاری سیاسی اجتماعی داشته و حتی به زنان موثر جهان -نه الزاماً زنانی که ذیل عناوین اعتباری، چند صباحی موقعیتی یافته اند- درباره مسائل مهم نامه بزند. بروز و "زنان شاخص اسلام" مثل فاطمه زهرا(س) و زینب کبری(س) نیز نه در "ذیل حکومت پدر یا همسر" ؛ بلکه با خود و "حین مظلومیت و محرومیت" همسر و برادر بوده است. 2⃣ "ریاست جمهوری" و "رهبری" و... نیز در تفکر انقلاب اسلامی، "جلب موقعیت" برای نزدیکان نمی کند. "اولین تبعیض" از "موقعیت اجتماعی طفیلی" شروع می شود. "متعلقه بودن" و "آقازادگی" و... هرگز نباید جلب موقعیت اجتماعی کند. وقتی به امیرالمومنین(ع) درباره پست دادن به ابن عباس ها گله شد که پس آن شیخ(خلیفه سوم) را چرا کشتیم؟! (چون یکی از اتهاماتش خویشاوند سالاری بود) امام فرمود: "فهل وليت حسنا أو حسينا أو أحدا من ولد جعفر أخي أو عقيلا أو واحدا من ولده؟! آیا به حسن یا حسین یا کسی از اولاد جعفر برادرم [یکی از آنها دامادش بود] یا عقیل و فرزندانش تولیتی دادم؟!" (شرح ابن ابی الحدید ج۱۵ص۹۸و۹۹) • یکی از صدها و هزاران زنی که می تواند تمثال زن تراز انقلاب اسلامی با نقش های اجتماعی سیاسی موثر باشد، خانم علم الهدی است؛ که در حوزه هایی حتی پیش از شوهرشان شناخته شده بودند. ولی با عناوین "همسر رئیس جمهور" یا "بانوی اول" و دوم کردن، هم "موقعیت زن در اسلام" آسیب می بیند و هم "موقعیت ریاست جمهوری در انقلاب اسلامی"! 📝 محسن قنبریان ۱۶آبان۱۴۰۲ ☑️ @m_ghanbarian
🎯 چطور یک مکتب اقتصادی کل علم اقتصاد را تسخیر کرد؟ 🔴 وقتی هاجون چانگ در سال ۱۹۸۶ برای خواندن اقتصاد از کرۀ جنوبی به بریتانیا رفت، مهم‌ترین چیزی که آزارش می‌داد، فرهنگ غذایی به‌شدت بسته و محافظه‌کارانۀ انگلیسی‌ها بود. غذاهای انگلیسی کم‌تنوع و بدمزه بودند و به سختی می‌شد رستورانی پیدا کرد که سبک دیگری از غذا را ارائه دهد. در عوض در دانشگاه با معرکۀ آرای جالب‌توجهی بین مکاتب اقتصادی مختلف مواجه بود که دربارۀ هر موضوعی با هم وارد کارزارهای فکری می‌شدند و به علم اقتصادی پویایی می‌دادند. 🔴 چانگ که طی این سال‌ها به استاد اقتصاد برجسته‌ای تبدیل شده است، گمان می‌کند امروز داستان برعکس شده. فرهنگ غذایی انگلستان متنوع و رنگارنگ شده است، ولی علم اقتصاد تقریباً به‌طور کامل به انحصار یک شیوۀ فکری درآمده است. 🔴 تا دهۀ ۱۹۷۰، علم اقتصاد را طیف متنوعی از «مکاتب» فرا گرفته بود. اگر بخواهیم فقط مهم‌ترین‌ها را نام ببریم، عبارت‌اند از کلاسیک، نئوکلاسیک، کِینزی، توسعه‌گرا، اتریشی، شومپیتری، نهادگرا، و رفتارگرا که هر یک حاوی دیدگاه‌ها و روش‌های پژوهشِ متفاوتی بودند. این مکاتب اقتصادی -یا رویکردهای گوناگون به اقتصاد- دیدگاه‌های متمایزی داشتند؛ به این معنی که دارای ارزش‌های اخلاقی و جهت‌گیری‌های سیاسی مغایر با هم بودند، و در همان حال نحوۀ عملکرد اقتصاد را نیز به شیوه‌های متفاوت می‌فهمیدند. 🔴 گاهی، مکاتب اقتصادی متعارض در «تقابل‌های مرگ‌بار» روبه‌روی هم قرار می‌گرفتند. مثلاً اتریشی‌ها در مقابل مارکسیست‌ها در دهۀ ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، یا کِینزی‌ها در مقابل نئوکلاسیک‌ها در دهۀ ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰. در مواقع دیگر، روابط متقابلشان صلح‌جویانه‌تر بود و طی گفتگوها و آزمایش‌های علمی استدلال‌هایشان را قوی‌تر می‌کردند. 🔴 اما، از دهۀ ۱۹۸۰، اقتصاد وضعیت غذای بریتانیایِ قبل از دهۀ ۱۹۹۰ را پیدا کرده است. یک سنت، یعنی اقتصاد نئوکلاسیک، تنها گزینۀ موجود در منو است. مانند سایر مکاتب، این مکتب هم نقاط قوت خود را دارد؛ همچنین دارای محدودیت‌هایی جدی است. غلبۀ اقتصاد نئوکلاسیک دلایل مختلفی دارد. بخشی از آن‌ها به عواملی آکادمیک مثل سیطرۀ روزافزون ریاضیات در اقتصاد برمی‌گردد، اما برخی هم غیرآکادمیک است. در واقع «سیاست زور» نیز به‌طور جدی در شکل‌گیری این پیشرفت نقش داشته است. 🔴 بی‌میلی ذاتی مکتب نئوکلاسیک به زیر سؤال بردنِ توزیع درآمد، ثروت و قدرت، که زیربنای همۀ نظم‌های اجتماعی و اقتصادی موجود هستند، آن را مقبولِ نخبگان حاکم کرده است. 🔴 اقتصاد نئوکلاسیک امروزه چنان مسلط است که اصطلاح «اقتصاد» مترادف با آن شده است. طوری که امروزه تعداد اندکی از اقتصاددانان نئوکلاسیک، حتی وجود مکاتب دیگر را به رسمیت می‌شناسند، تصدیق شایستگی‌های فکری آن‌ها که جای خود دارد. آن‌ها می‌گویند برخی ایده‌ها، مانند اقتصاد مارکسیستی، «اصلاً اقتصاد محسوب نمی‌شوند». و اندک دیدگاه‌های مفیدِ دیگر مکاتب نیز قبلاً در همین اقتصاد نئوکلاسیک، ادغام شده‌اند. حرف این نیست که اقتصاد نئوکلاسیک بد است، مسئله این است که تسلط صرفاً یک مکتب اقتصادی بد است. 🔴 سیطرۀ کامل یک نوع مکتب اقتصادی، نه‌تنها تأثیر بدی روی علم اقتصاد می‌گذارد، بلکه برای زندگی ما نیز مضر است، چرا که نظریۀ اقتصادی حاکم هنجارهای فرهنگی را نیز شکل می‌دهد. مثلاً با تسلط اقتصاد نئوکلاسیک که تصور می‌کند انسان‌ها خودخواه هستند، رفتار خودخواهانه عادی شده است و افرادی که به شیوه‌ای نوع‌دوستانه عمل می‌کنند به‌عنوان «آدم‌های ساده‌لوح» مورد تمسخر قرار می‌گیرند، اما اگر نظریه‌های اقتصادی رفتارگرا یا نهادگرا حاکم بودند، معتقد می‌شدیم که انسان‌ها انگیزه‌های پیچیده‌ای دارند که خودخواهی فقط یکی از آن‌هاست. 📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «چرا رستوران علم اقتصاد اين روزها فقط يک غذا دارد؟» که در شمارۀ بیست‌وهشتم فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۱۳ آبان۱۴۰۲ در وب‌سایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ هاجون چانگ است و شهریار سرفلاح آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخه کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وب‌سایت ترجمان سر بزنید. 📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید: https://B2n.ir/z97424 @tarjomaanweb