eitaa logo
🇵🇸🚩کانال کمیل🚩🇮🇷(شهید ابراهیم هادی)🇵🇸
1.9هزار دنبال‌کننده
20.6هزار عکس
13هزار ویدیو
174 فایل
مشکل کارمااینه که برای رضای همه کارمیکنیم به جزرضای خدا⚘ حذف آی دی از روی عکس ها وطرح ها مورد رضایت نیست❌ کپی و انتشار مطالب با صلوات جهت تعجیل در فرج امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف بلا مانع هست✅ خادم کانال👇 @sh_hajahmadkazemi
مشاهده در ایتا
دانلود
♥️⃟✨ - بسم‌رب‌المھد؎ :)` •|گࢪچہ‌یڪ‌عمࢪ‌من‌ازدلبࢪخودبی‌خبࢪم لحظہ‌اےنیست‌ڪہ‌یادش‌بࢪودازنظࢪم|• •|نہ‌ڪہ‌امࢪوزبوددیده‌من‌بࢪࢪاهش ازهمان‌ࢪوزازل‌منتظࢪمنتظࢪم|• ♥️|↫ ✨|↫ 🔰 نشر دهید و همراه ما باشید 🕊گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی🕊 ━⊰🍃کانال کمیل🍃⊱━ درایتا👇 👉https://eitaa.com/m_kanalekomeil  گروه۱ واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/DjHvq5l3T4y6g1c6x3w0df گروه۲واتساپ👇 https://chat.whatsapp.com/GeMQKfvBTPO4sltpB6OphM ╰━═🇮🇷━⊰🍃❤️🍃⊱━🇮🇷═━╯
سرزِمستےبرنگیردتابصبحِ‌روزِحَشر هرڪہ‌چون‌من‌درازل‌یک‌جرعہ‌خورد‌ ازجامِ‌دوست "حافظ شیرازے" 🏝سلام حضرت منجی، مهدی جان دستمان از چاره کوتاه شده در محاصره‌ی اندوهیم در تلاطم سنگینِ احساس بی‌کسی در هجوم دردها و اضطراب‌ها ما در تاریک‌سرای آخرالزمان گرفتار شده‌ایم ... بیایید و نجاتمان بخشید ای دست خدا🏝 صبحتون مهدوی
سرزِمستےبرنگیردتابصبحِ‌روزِحَشر هرڪہ‌چون‌من‌درازل‌یک‌جرعہ‌خورد‌ ازجامِ‌دوست "حافظ شیرازے" 🏝سلام حضرت منجی، مهدی جان دستمان از چاره کوتاه شده در محاصره‌ی اندوهیم در تلاطم سنگینِ احساس بی‌کسی در هجوم دردها و اضطراب‌ها ما در تاریک‌سرای آخرالزمان گرفتار شده‌ایم ... بیایید و نجاتمان بخشید ای دست خدا🏝
سرزِمستےبرنگیردتابصبحِ‌روزِحَشر هرڪہ‌چون‌من‌درازل‌یک‌جرعہ‌خورد‌ ازجامِ‌دوست "حافظ شیرازے" 🏝سلام حضرت منجی، مهدی جان دستمان از چاره کوتاه شده در محاصره‌ی اندوهیم در تلاطم سنگینِ احساس بی‌کسی در هجوم دردها و اضطراب‌ها ما در تاریک‌سرای آخرالزمان گرفتار شده‌ایم ... بیایید و نجاتمان بخشید ای دست خدا🏝
❤️مگر عاشق میتواند لحظه ای به یاد معشوقش نباشد!!!؟ ☘شیخ رجبعلی خیاط: در نیمه شبی سرد زمستانی در حالی که برف بشدت می بارید و تمام کوچه و خیابان ها را سفید پوش کرده بود از ابتدای کوچه دیدم که در انتهای کوچه کسی سر به دیوار گذاشته و روی سرش برف نشسته است! با خود گفتم شاید معتادی دوره گرد است که سنگ کوب کرده! جلو رفتم دیدم او یک جوان است! او را تکانی دادم! بلافاصله نگاهم کرد و گفت چه میکنی! گفتم جوان مثه اینکه متوجه نیستی! برف، برف! روی سرت برف نشسته! ظاهرا مدت هاست که اینجایی! مریض می شوی! خدای ناکرده می میری! اینجا چه میکنی! جوان که گویی سخنان مرا نشنیده بود! با سرش اشاره ای به روبرو کرد! دیدم او زل زده به پنجره خانه ای! فهمیدم عاشق شده! نشستم و با تمام وجود گریستم! جوان تعجب کرد! کنارم نشست! گفت تو را چه شده ای پیرمرد!آیا تو هم عاشق شدی؟! گفتم قبل از اینکه تو را ببینم فکر میکردم عاشقم! [عاشق مهدی فاطمه] ولی اکنون که تو را دیدم[چگونه برای رسیدن به عشقت از خودبی خود شدی] فهمیدم من عاشق نیستم و ادعایی بیش نبوده! ⁉️مگر عاشق میتواند لحظه ای به یاد معشوقش نباشد!!! یا صاحب الزمان شرمنده ایم آقا..‌‌.