جان مادر کجاستی....؟
مادر عزیز! با شاهین ات آخرین بار چه گفتی و شنیدی.... ؟
شبهای عملیات دلت سیر و سرکه میجوشید...
با هر خبر جدید از جبهه ها به سمت تلویزیون خیز برمیداشتی...
در آخرین نامه ات حتما نوشتی، جان مادر کجاستی....؟
و دیگر از جان مادر خبری نشد که نشد...
۱۴۲ بار ...
نه شاید هزار بار ....
و نه شاید به عدد تمام شبهای دلتنگی ات، از خودت پرسیدی؛...
زیر برف پرسیدی؛....
اما صدای جان مادر گفتن هایت را کسی نشنید، رسانه ها ندیدن، بی معرفتی ما ندید...
شرمنده ایم...
پ.ن۱: قصه ای وارونه از اتفاقات چند روز پیش کابل، بعد از حمله انتحاری داعش به دانشکده حقوق کابل و شهادت تعدادی از دانشجویان، یکی از حاضرین، گوشی های همراه شهداء را برمیدارد تا پاسخ دهد، که متوجه میشود یکی از شهدا ۱۴۲ تماس ناموفق از پدرش دارد، و بعد هم پدرِ نگرانِ از خبرهای دانشکده پیام داده : "جان پدر کجاستی؟" این جمله تیتر رسانه ها شده.
پ.ن۲: عکس و دلنوشته ی من، متعلق به مادر شهید "شاهین باقرنیا" است که زیر برف در تشییع شهداء، منتظر خبری از پسرش مانده.
#محمد_مهدی_طباخیان
#شهادت
#زندگی_طلبگی_با_طعم_جهاد
🔸این فیش را بخوانیم
🔹 شوق #شهادت عامل پیشبرد اهداف اسلام بوده است، این رهایی، این آزادگی ، این بی تعلقی...
آنچه بزرگترهای ما از شبهای عملیات در #دفاع_مقدس نقل میکنند، گریه نوجوانها پای اتوبوس...
برای ترویج این روحیه باید زحمت کشید، نباید همه چیز را با عقل معاش توضیح داد، تکرار واژه های #امنیت_ملی، آرامش، پیشمرگی جبهه مقاومت برای دوری ایران از خطر، ایجاد #بازدارندگی، این کلیدواژه ها خوب است ، اما اگر کنارش مفاهیم بلند و آسمانی شهادت و ایثار نباشد، تهی و خالی از مغز و معناست...
مراقب باشیم...
پ.ن۱: به عاقبتهای گوناگون هم توجه کنید، #عمیر_بن_ابی_وقاص ، شهید بدر،
#سعد_بن_ابی_وقاص برادرش، قاعدین دوران #امیرالمومنین که مولا را تنها گذاشت
#هاشم_بن_عتبه_بن_ابیوقاص، معروف به #مرقال برادر زاده عمیر و سعد، فرمانده شهید #صفین و نور چشم مولا
#عمر_بن_سعد_بن_ابیوقاص، برادر زاده عمیر و پسر عموی هاشم مرقال و پسر سعد، میشود قاتل ابی عبدالله ...
چه عجیب است، یک خانواده، با این همه تمایز...
#طباخیان
http://eitaa.com/m_mahdi_tabakhian