هدایت شده از جامعه متعادل | مهدی تکلّو
ویروس بدبینی را نباید گسترش داد. ببینید! بنده خودم اهل انتقادم؛ من به همهی این دولتهایی که از اوّلِ این مسئولیّتِ این حقیر تا امروز سرِ کار آمدهاند، در موارد گوناگون اعتراض و انتقاد داشتهام و انتقادها گاهی هم انتقادهای تندی بوده، سختی بوده؛ انجام دادهایم انتقادها را. من خودم اهل مسامحهی در برخورد با مشکلات دستگاههای مسئول نیستم، لکن نوع گفتن، نوع اقدام کردن، نوع برخورد کردن باید جوری نباشد که موجب بشود که مردم اسیر و دچار بیماری بدبینی بشوند؛ این بدبینی را دیگر نمیشود درست کرد. جوری نباشد که مردم به وضعی دربیایند که هرچه تبلیغات مثبت در یک جهتی انجام بگیرد، قابل باور نباشد برای مردم، [امّا] یک کلمهی دروغ از طرف دشمن تا گفته میشود، قابل باور باشد برای مردم؛ این چیز خیلی خطرناکی است؛ نباید اجازه داد که اینجوری بشود؛ ما میتوانیم در این زمینه تأثیر بگذاریم. این ویروس بدبینی چیز بدی است؛ بدبینی به سپاه، بدبینی به دولت، بدبینی به مجلس، بدبینی به قوّهی قضائیّه، بدبینی به نهادهای انقلابی و بنیادهای انقلابی، بدبینی به اینها.
۱۳۹۷/۶/۱۵
رهبر شهید سید علی خامنهای در دیدار با اعضای خبرگان چهار ماه پس از خروج ترامپ از برجام
هدایت شده از مجله اقلیـــــــــما
🔻پای قانون جمعیت کجا میلنگد؟
غیبت هویت زنانه در سیاستگذاری جمعیت
✍️هانیه کثیری، طلبه و پژوهشگر
🔸#یادداشت_اختصاصی
وقتی قانون برای «فرزندآوری» فاکتور صادر میکند.
مشکل اصلی قانون جمعیت دقیقاً آنجاست که بهجای فهم لایههای وجودی و هویتی، میکوشد مسئله را با «منطق جبران مافات» و صرفاً در بستر اقتصادی حل کند. گویی اگر وام بدهیم، یارانه اضافه کنیم و زمین در نظر بگیریم، فرزندآوری نیز همانند یک تصمیم مصرفی یا سرمایهگذاری، خودبهخود افزایش مییابد. اما حقیقت این است: فرزندآوری از جنس خرید کالا نیست؛ از جنس تغییر یک جهان زیسته است و هیچ جهان زیستهای را نمیتوان فقط با پول توضیح داد یا برانگیخت.
این سیاست، بهجای آنکه از معنای زنانۀ فرزندآوری آغاز کند، از «منطق مردانهی تأمین معیشت» آغاز میکند. در این منطق، فرزند بیش از آنکه «ثمرهی یک پیوند وجودی» باشد، به «بار اقتصادی» تبدیل میشود که باید سبکتر شود. اما زن، بهویژه در نسبت با مادری، بیش از پول به امنیت معنایی، هویتی و اجتماعی نیاز دارد.
قانون جمعیت اگر بخواهد از درجا زدن بیرون بیاید، باید تصویر مادری را بهبود ببخشد:
۱. زن را از موقعیت «ابژهی جمعیت» به «سوژهی فرزندآوری» ارتقا دهد؛
۲. مادری را نه مانع رشد، بلکه یکی از اصلیترین صورتهای رشد معرفی کند؛
۳. پدر را فقط تأمینکنندۀ مالی نبیند، بلکه شریک در شکوفایی هویت زن و فرزند بداند؛
۴. به جای «خریدن فرزندآوری»، امکان «زیستنِ معنادارِ مادری» را فراهم کند.
فارغ از اشکالات بروکراتیک، برای تحلیل محتوای قانون جمعیت باید رشد ۵۰ درصدی فرزندان سومو چهارم را در کنار کاهش ۱۲ درصدی فرزندان اول و دوم در تعاملِ «بازی قدرت و تضعیف بین گفتمان و ساختار» فهم کرد. تحلیلهایی که تنها با تکیه بر آمارِ «اختصاص زمین» ادعای موفقیت میکنند، ضمن عدم تکریم اراده جهادی خانواده، حامل نوعی کجفهمیاند. قانون باید در خدمت بازتولید معنای فطری فرزندآوری قرار بگیرد، نه اینکه به گونهای آن را مادی کند که دیگر اختصاص زمین در ناکجاآباد که هیچ، حتی تسهیلات کلانتر هم پاسخگو نباشد.
📌برای مطالعهٔ کامل متن _اینجا_ کلیک کنید
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
*روایت پیروزی، همسرنوشت با روایت پیشرفت؟*
حميده سادات حسینی روحانی
اگر در اطرافیانتان از دسته مخالفان نظام کسی را داشته باشید، مخصوصا آنهايی که مخاطب شبکههای سیاسی ماهوارهای بودند و هستند، و در شبکههای اجتماعی منابع خبریشان منحصر در کانالهای معاند نظام است، احتمالا روند انباشت خشم را در طول سالها در مورد این افراد مشاهده کردهايد، این که به طور مداوم نسبت به نظام خشمگین و خشمگینتر شدهاند.
شبکهها و کانالهایی که منابع خبر و تحلیل این افراد هستند حداقل دو ویژگی مشترک دارند:
اول این که بهصورت رگباری اخبار منفی مربوط به کشور را پوشش میدهند، جوریکه مخاطبین این منابع بهتدریج هیچ روزنه امیدی در کشور نمیبینند. در این حالت، رسانهها با استفاده از تکنیک برجستهسازی، توجه انتخابی مخاطب را جهت میدهند. رسانهها تصمیم میگیرند که مخاطب به چه چیزی توجه نشان دهد و از چه غفلت کند.
دوم اینکه اخبار منفی فقط منفی نیستند، همراه با احمقنمایی مسئولان کشور هستند. یعنی حتی در مورد اخبار منفی واقعی، مخاطب هم باید خبر منفی را بشنود، و هم نباید نسبت به پیچیدگیهای مسئله آگاهی داشته باشد، که با سادهسازی مسئله، درجه خطا و اشتباه در بالاترین حد خود تصور شود، و این فرض ایجاد شود که اگر جای مسئولین چوب خشک هم گذاشته بودیم، مشکلات را حل میکردند.
حالا شما برای کسی که سالها مخاطب این نوع پمپاژ اخبار منفی بودهاست، روایت پیشرفت بگویید، مسخرهتان میکند. چهبسا گاهی در مورد اخبار دروغ، با فاصله متوجه واقعیت هم شده باشد یا توضيحات متفاوتی را شنیده باشد، اما انباشت آن حس خشم و خودتحقیری اولیه نسبت به کشور در طول زمان، کمکم اهمیت دادهها را برای چنین فردی کمرنگ میکند و حتی اگر متوجه شود خبری دروغ بوده، با بیتفاوتی معتقد است اگر این هم دروغ باشد از این موارد حتما فراوان است. البته قابل انکار نیست که ضعف روایی مسئولان نیز در پذیرش روایتهای دروغ یا اغراقشده مؤثر است.
با تأسف فراوان باید گفت که در مورد بخشی از جریان انقلاب نیز این خط رسانهای، با هدف و جهت متفاوتی در حال پیادهسازی است. بعضی کانالها و چهرههای انقلابی، بهصورت مداوم در مورد جنگ و مذاکرات اخبار منفی را پوشش میدهند، حتی اگر ناقص باشد، حتی اگر پروپاگاندای دشمن باشد، و حتی اگر دروغ باشد. مخاطب باید با احمقپنداری و برداشت انفعال از تصمیمگیران به اوج خشم برسد. لذا شما میبینید هرچند روز یک بار از فرماندهی مرکزی جنگ روانی دشمن، پروژهای آغاز میشود و کانالها و گروههای انقلابی را درمینوردد. موجی از خشم و یأس توأمان شکل میگیرد و بعد که تصویر جامع شکل میگیرد، آن موج موقتا فرومینشیند.
تکرار این روند و عادت به این نوع مواجهه با مسائل برای قضاوت و واکنش، معضلی است که به جنگ فعلی محدود نخواهد ماند و میتواند در بخشی از جریان انقلابی، اثری مشابه آنچه بر سر مخالفان نظام آمد، داشته باشد. چیزی که نشانههای آن از همین حالا تاحدی آشکار است. تمسخر روایت پیروزیهای ایران، بیاعتمادی به مسئولین، بیتفاوت شدن نسبت به آشکار شدن اخبار دروغ و جعلی و... وقتی تبدیل به عادت روشی در تحلیل و مواجهه با اخبار شد، کمکم به تحلیل سایر موضوعات نیز سرایت کرده و میتواند به عبور از نظام اسلامی منتهی شود. با استفاده از نظریه "ناهماهنگی شناختی" فستینگر بهخوبی میتوان نشان داد که باور به کارآمدی یک ساختار در کنار تکرر اخبار ناکارآمدی بازیگران آن ساختار، نمیتواند در بلندمدت ادامه پیدا کند.
قابل توجه آنکه مانند افرادی که اوایل استفاده از ماهواره، مدعی بودند صرفا از روی کنجکاوی به اخبار و تحليلهای شبکههای ماهوارهای توجه میکنند و مستقل فکر میکنند، این روزها تخریب جو گروهها و کانالها هم به بهانه مخاطبان خودی و همفکر توجیه میشود و از آثار تکرار و عادات در شاکله تحلیلها و تصاویر ذهنی غفلت میشود.
با این روند، روایت پیروزی به زودی سرنوشتی مشابه روایت پیشرفت پیدا خواهد کرد. اهمیت روایت پیشرفت از این جهت نبود که ما پسرفتهایی نداشته ایم، نواقصی نداریم، دچار خطا نمیشویم، همه اینها در ما هست؛ بلکه اهمیت آن از این جهت بود که انباشت کاریکاتوری و نامتناسب ذهنیتهای منفی و تلخ از شرایط کشور، روایت پیشرفت را باورناپذیر ساخته بود. جای بسی تأسف است که در حوزه یکی از بزرگترین نقاط قوت ما که موجب حیرت فرامرزی و فراسرزمینی شده، حجم اخبار دروغ و قضاوتهای غلط و از روی بیاطلاعی، در کنار مواجهه کاريکاتوری با خطاها و انتقادات موجه، روایت پیروزی را برای بخشی از جریان انقلاب، اسباب تمسخر کردهاست.
طبق روایات دینی، پیوند دروندینی وابسته به دو خصلت است: انصاف و مواسات؛ هرچه در اهمیت مواسات گفته و نوشته شده، اهمیت انصاف بهویژه با توجه به ماهیت رسانه در دوران مدرن، با بیتوجهی مواجه شدهاست.
هدایت شده از وحید یامین پور
گوشها از نصیحت و پند و اندرز پُر است. انگشت بدبینی و اتهام رو به سوی یکدیگر... این گمان نبود که هنوز پیکر رهبر شهیدمان بهخاک سپرده نشده، برادری و وحدت، بزرگترین سرمایهی ما در این جنگ، اینچنین در معرض خطر قرار بگیرد. رهبر عزیزمان در پیامشان به وضوح فرمودند:
"از جمله مصادیق تقوا، رعایت نعمت عظیم وحدت ملّی و #انسجام بیبدیلی است که حول پرچم ایران اسلامی به ملّت بعثت یافته ارزانی شده... شکر این موهبت، اهتمام آحاد ملّت خصوصاً نخبگان فکری و سیاسی از جمله نمایندگان مجلس به صیانت از این وحدت و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی است."
🗓️ ۷ خرداد ۱۴۰۵
ما مطالباتی داریم و تکلیفی. مطالبه ما نباید موجب نقض تکلیف بزرگ ما در حفظ انسجام باشد.
همه ما فقط اگر چیزی به زبان بیاوریم که به هیزمی برای این آتش بدل شود، مسئولیم. شعار "مرگ بر..." را برای دشمنان قسمخوردهی مان نگه داریم. خیابان در این صد و چند شب عبادتگاه ما بوده و دعای ما به لطف دوستی و برادری بالا رفته...
@yaminpour
هدایت شده از محسن قنبریان
✊ پاسداری از بعثتِ خیابان!
✓ اگر می خواهید:
• بعثت مردم و «تمام کردن کار»، نمایشی نشود و «مؤثر بر نتایج مذاکرات» بماند...
• در کنارش «اختلاف نظرهای موجّه» به تفرقه ها و گروه گروه شدن ها نیانجامد و نقشه دشمن منعقد نشود...
✓ حتماً این دو دستور دینی را لحاظ کنید:
1⃣ شعار دهنده علیه مسئولین را تنها بگذارید و یاری اش نکنید.
مسئول در نظام اسلامی، محترم است «مرگ بر» و برچسب های «سازشکار و خائن» را قطعا رهبر شهید رد می کردند!
حضرت امیر(ع) حتی از سبّ و ناسزا علیه قاسطین و حزب اموی در صفین منع کرد:
«من دوست ندارم شما دشنام دهنده باشيد؛ ولى اگر اعمال زشتشان را شرح دهيد و احوال آن ها را بيان کنيد، به گفتار صحيح نزديک تر و براى اتمام حجّت رساتر است»( خطبه۲۰۶)
2⃣ نگرانی ها درباره تفاهمنامه و توافق را در #همان_تجمعات_بزرگ و اصلی دنبال کنید.
#فراخوان_های_فرعی،«بستر رادیکال کردن حرف» و افراط است. رقیب هم مانندش می سازد و جامعه گروه گروه و مقابل هم می شود!
جماعت بزرگ مردم، خود تعدیل کننده هم اند و مانع افراط و تفریط در کُنش اند.
در اینباره خطبه ۱۲۷ را حتما بخوانید.
چاره افراط و تفریط ملازمت با جمعیت انبوه مردم ( ِدر عهد ولایت) است:
«همواره با بزرگ ترين جمعيّت ها باشيد كه دست خدا با جماعت است. از پراكندگى بپرهيزيد، كه انسان تنها بهره شيطان است آنگونه كه گوسفند تنها طعمه گرگ خواهد بود».
⛔️ «نتانیاهو و ترامپ» را با جلوگیری از تفرقه و «مردم زداها و محفلی ها» را با متانت و اتحاد شکست دهید!
📎 مرتبط
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۳/۲۴
☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از جامعه متعادل | مهدی تکلّو
منطق دوران جدید منطق بازندهها نیست
اگر عاشورایی جنگیدیم، باید زینبی ادامه بدهیم
ما اگر در این جنگ مستعمره هم میشدیم اجازه نداشتیم مروج ایدۀ شکست باشیم چه برسد به حالا که ما توانستیم طلیعۀ فروپاشی استکبار جهانی با تمامی امکاناتش و طلوع افقی جدید در نظم تاریخی بشر شویم. بله ما پیروز شدیم درحالیکه طرف بازنده هنوز ابرقدرت جهانی، طاغوتی و شیطانی است، ما پیروز شدیم درحالیکه میدانیم نهتنها جنگ تمام نشده بلکه هم «دوران جنگ» ادامه دارد و هم باید از حالا به جنگیدن در منطق همان افق جدید فکر و عمل کنیم. ما پیروز شدیم درحالیکه میدانیم نباید جشن بگیریم و خوشحالی کنیم. ما پیروز شدیم درحالیکه میدانیم هنوز خیلی از اهداف ما پروندههایی باز دارند و مسئولیت خونخواهی و انتقام بهمثابه یک جهانبینی و یک سبکزندگی بر عهدۀ ماست. ما جمعاً و مجموعاً پیروز شدیم درحالیکه هر کدام از ما تصورات و مطلوباتی داشتیم که محقق نشده یا هر کدام از ما به جنگیدنی که داشتیم هزار اشکال وارد کنیم. اما آسیبشناسی و نقد اگر روی فهم داراییهای ما سوار نشود تبدیل به ناله میشود و اگر پیروزی را فهم و ادراک نکنیم، صورتبندی شکست عزت ما را نشانه خواهد گرفت. ما که پیش از خرداد 1404 تصور شفافی از جنگ با ابرقدرتهای خونخوار جهانی نداشتیم اما معالاسف با همان احساس عزتی که همین جنگ و همین بعثت برای ما تولید کرده به پیکار داراییهایمان رفتهایم و نتیجۀ حقارت و شکست گرفتهایم. تشکیلات ما مجموعاً با همین دولت و مجلس و مسئولان و نظامیهایی که داریم و با همین مردمی که داریم تا همینجا پیروز شد و افتخار آفرید و بر ارادۀ خودش پافشاری و آن را بر دشمن تحمیل کرد. اما اگر احساس عزت و پیروزی نمیکنیم باید آن را در بنیادهای معرفتی و عاطفی خود جستجو کنیم و حالا اصلیترین کار ما این است که «منطق دوران جدید» را بفهمیم و نرمافزار فکری و احساسی خود را با همین منطق منطبق کنیم. منطق دوران جدید اندیشه و ایمان دیگری میطلبد. اندیشهاش همان منظومۀ اندیشهای و راهبردی آقای شهید بود و ایمانش ایمان ابوذری بود که او گفت در این زمینه کمبودهایی داریم. منطق دوران جدید ما «فتح» و «انتقام» است. نه اجازه داریم دست از انتقام بکشیم که این انتقام هم بزرگ است و هم بهالطبع طولانی و نه اجازه داریم به خود «شخصیت بازنده» بگیریم و به خود و تاریخ دروغ بگوییم. این جنگ اگر عاشورایی بود منطق فهمیدنش زینبی است. منطق دوران جدید «ما رایت الا جمیلا» است. هم داغ را بنوشیم و هم زیباییها را ببینیم. در این دوران نه داغ رهبر سرد میشود و نه میراث رهبر مضمحل. داغ رهبر میگوید انتقام بگیرید و به تحقق کلمۀ توحید در افق جهانی مبادرت کنید و میراث رهبر میگوید امیدوار و متحد و مجاهد باشید. منطق دوران جدید میگوید اگر میخواهی یک واحد نقد و آسیبشناسی کنی باید ده واحد پیروزیها را نشان بدهی و روایت کنی. پیروزی تا همینجای ما مسئولیتآور است اما صورتبندی دروغین شکست، اختهکننده و پشیمانکننده و منفعلساز. منطق دوران جدید از ما آدمهای دیگری و از جامعۀ ما جامعهای دیگر و از دنیا و تاریخ ما باید دنیای و تاریخ دیگر بسازد.
🥀 مهدی تکلّو | @Mahdi_Takallou