من معمولا خوراکی میخورم تا دیگه غمگین نباشم، بعد خوراکیم تموم میشه و این دفعه به خاطر تموم شدن اون غمگین میشم.
گمشدگان تاابد.
معلم ریاضی core:
تو بخش علایق آیزاوا زده گربه.
خواستم بگم ایشون رفت تو لیست محبوب ترین سنسی های بنده=)
بعضی کتابها و نویسنده ها جوری هستن که انگار بنده تو لندن به دنیا اومدم و میدونم منظور نویسنده از خیابون تربچه، کوچه ی هویج، پلاک سیب زمینی چیه و هزاربار رفتم اونجا.
هدایت شده از بنبست کوچهی سیزدهم.
من با خودم یه رابطهی Oh I love it and I hate it at the same time طوریای دارم.
متوجه شدم روز هایی که باید برم کلاس، واقعا تا اون ساعت نمیتونم به باقی کار هام برسم.انگار همش عجله دارم تا اون ساعت برسه:((