احسان عبادی | ما و او
👌شما فکر کن بامداد دیروز صد نفر از مجاهدین خلق(منافقین) برنامه ریزی کردن برن سمت .... با تجهیزات و
❌ اون نادان های سوپرانقلابی هم که بخاطر دو تا حرکت زشت دانشجو نماها میگن نیروهای #امنیتی خواب هستن هم خوب بخونن !
اگه خواب بودن ، عملیات در نطفه خفه میشد!؟؟؟؟
چرا فکر میکنی نیروی امنیتی باید مثل تو فکر و عمل کنه؟
وقتی می گوییم دین داری سطحی، بزرگترین بلای دین داران است ، اینجا را می گوییم!!!!
❌ عسطه و صبر ⁉️⁉️
کدامروایت؟
کدام سند ؟
کدام علم این مزخرفات را تایید کرده⁉️
یک بار که میگن اسم دو نفر با حروف ابجد به هم نمیخوره
الانم میگن عطسه اومد ، صبر کنیم و خواستگار رد کنیم!!!!
امان از دین داری سطحی
@ma_va_o
❌ البته این چرندیات خرافی انحرافی هم هست
سوراخ دعا را هم پیدا کردن
هر حرف مفتی که برامده از انحرافات هندی و چینی هست میزنن ، بعد یه قرآن و اسلامی هم به آخرش اضافه میکنن تا مخاطب رو فریب بدن!
الان اونی که نوشته تاثیر اشکال هندسی و..
دقیقا همون #فنگشویی خرافی هست که از چین باستان اومده و هیچ استناد علمی هم نداره
عجیبه که آقایان ایتا هم جلوی این جماعت رو نمی گیرن!
@ma_va_o
احسان عبادی | ما و او
#رمضانیه ۵ معبودا من عهد شکنم و تو بندهنواز. چه معادلهی نابرابری! روز پنجم است و من با روی سیاه،
#رمضانیه ۶
مهربانم! کاسهی گداییام پر از #هیچ است و دستان تو پر از #رحمت . روز ششم است؛ نکند عادت کنم به گناه و تو عادت کنی به قهر؟ نه... تو اهل قهر نیستی.
مرا با آتش عشقت بسوزان تا پاک شوم، پیش از آنکه خاک شوم.
✍احسان عبادی
#ماه_رمضان
@ma_va_o
احسان عبادی | ما و او
🔰 نماز شب ۶ ماه رمضان 💠هر کس در شب ششم ماه رمضان چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت حمد و سوره ملک، پ
🔰نماز شب ۷ ماه رمضان
💠 هر کس در شب هفتم ماه رمضان چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت سوره حمد یک بار و سوره قدر سیزده بار، خداوند برای او در بهشت عدن قصری از طلا بنا می کند و تا ماه رمضان آینده در امان خداوند تعالی خواهد بود.
منبع: وسائل الشیعه
👆دعای ویژه امشب در تصویر بالا
منبع: اقبال الاعمال
#نماز_شبهای_رمضان
@ma_va_o
هدایت شده از احسان عبادی | ما و او
زمان:
حجم:
963.7K
#سوال
سلام استاد عزیز
من دانشجومعلم هستم، به پیشنهاد یکی از رفقا میخوایم به یکی از مدرسه های راهنمایی آشنا بریم و با دانش آموزا صحبت کنیم. با توجه به اینکه تجربه اولمون هست، خواستم از شما مشورت بگیرم که فضا رو چطور می بینید؟ آیا همچین کار هایی صلاح هست؟ محور صحبت ها چی باشه؟ آیا به شبهات پاسخ بدیم؟ نحوه برخورد چطور باشه؟ و...
و اگر توصیه دارید بفرمایید
با تشکر
🎤عبادی
🔰 نکته مهمی هم درباره مدرسه زدن توسط نیروی های انقلابی گفتم. ایکاش عمل شود. یکی از بهترین راهها برای جذب افراد به انقلاب
@ma_va_o
احسان عبادی | ما و او
#سوال سلام استاد عزیز من دانشجومعلم هستم، به پیشنهاد یکی از رفقا میخوایم به یکی از مدرسه های راهنما
👆👆👆 مدرسه زدن توسط نیروهای انقلابی را جدی بگیرید، اصلاح ریشه ای وزارت آموزش و پرورش زمان می برد.
اگر مدرسه ای با مدیریت کامل نیروهای انقلابی ساخته شود ، با جذب معلمان خوب و حتی غیر رسمی و غیر استخدامی (مثل مدارس غیرانتفاعی) می شود نسلی مذهبی و انقلابی ساخت.
ایکاش در هر شهری در هر مقطع تحصیلی ، یک مدرسه انقلابی وجود داشت.
از طرفی خروجی های خوب این نوع مدارس در قبولی سمپاد و کنکور، خودش بهترین تبلیغ برای جبهه انقلاب است و باعث میشود خانواده های دیگر هم فرزندان خود را به آنجا بیاورند .
خواهشا به فکر باشید .
👌کار بسیار زیبای استاد ابوالحسنی ، استاد دانشگاه شریف در پاسخ به اراجیف شریفی زارچی
👏👏واقعا این کار جای حمایت داره 👌👌
@ma_va_o
⬅️ پخش رمان #دمشق_ساعت_صفر
⬅️ تا پایان ماه مبارک رمضان ، هر شب ساعت 21 در کانال @ma_va_o
🎬 قسمت سوم
✅ بازخوانی هیجانی و امنیتی وقایع ظهور به شکل رمان
✍️ نویسنده : احسان عبادی
🌺 تقدیم به روح شهید حاج قاسم سلیمانی و همه شهدای مدافع حرم
💠 رمان #دمشق_ساعت_صفر (قسمت 3)
قسمت سوم : شطرنجبازخاورمیانه و معمای فرکانس مرگ
🏠مکان: تهران، پناهگاه زیرزمینی «رعد» (قرارگاه فرماندهی عمق)
⏰زمان: 03:45 بامداد
سکوت مرگباری که پس از صحبتهای سرد کیان بر اتاق فرماندهی حاکم شده بود، با صدای زنگ ممتد و سرخرنگ سیستم هشدار استراتژیک شکسته شد.
ژنرال صفری، فرماندهی یگانهای موشکی، با چهرهای برافروخته و پوشهای از تصاویر ماهوارهای وارد اتاق شد.
«سردار راد! ماهوارههای مدار پایین ما (LEO) تحرکات زرهی سنگینی را در مرز اردن و سوریه (وادی یابس) ثبت کردهاند.
عثمان در حال تجمیع قواست. از طرفی، افکار عمومی جبههی مقاومت با دیدن نابودی «مقر فانوس» در حال از دست دادن روحیهی خود هستند. پیشنهاد ستاد موشکی، شلیک پیشدستانهی سه فروند موشک هایپرسونیک «فتاح-۲» به کانون تجمع سفیانی است. ما باید همین امشب سر این مار را قطع کنیم!»
سردار راد به نقشهی هولوگرافیک خاورمیانه که روی میز میدرخشید خیره شد. منطق نظامی میگفت ژنرال صفری حق دارد. انتقام باید سریع و کوبنده باشد. راد دستش را به سمت تلفن ویژهی ارتباط با سیلوهای موشکی برد…
اما پیش از آنکه انگشتش دکمهی تماس را لمس کند، درب سنگین و فولادی پناهگاه با صدای هیسمانند تخلیهی فشار هوا باز شد.
تمام ژنرالها و افسران حاضر در اتاق، از جمله سردار راد و حتی کیان، با دیدن قامت مردی که وارد شد، به سرعت خبردار ایستادند.
او نمایندهی ویژهی مقام عالی رهبری بود. پیرمردی با محاسن سفید، چهرهای به غایت آرام اما چشمانی که نافذتر از هر رادار آرایهفازی بود. او هیچ سلاحی حمل نمیکرد، اما حضورش وزن اتاق را تغییر داد.
نمایندهی رهبری، بدون هیچ مقدمهای، دستنوشتهای مهر و موم شده را روی میز شیشهای گذاشت و با صدایی که همزمان بوی اقتدار و آرامش میداد، گفت:
«مقام معظم رهبری حضرت آقا، از لحظهبهلحظهی وقایع امشب مطلع هستند. پیام ایشان برای شما این است: 👈👈 ‘دشمن با تکیه بر کامپیوترهای کوانتومی و هوش مصنوعی سازمان سیا، واکنشهای هیجانی شما را مدلسازی کرده است. آنها مقر فانوس را زدند تا شما را عصبانی کنند. اگر امشب حتی یک موشک از خاک ایران شلیک شود، شما دقیقا در پازل «آرماگدون مصنوعی» غرب بازی کردهاید.’» 👉👉
ژنرال صفری با حیرت پرسید: «اما حاجآقا… انفعال در برابر این ضربه، یعنی ضعف! عثمان دارد علائم حتمی ظهور را مهندسی میکند!»
نمایندهی رهبری با لبخندی تلخ و پرمعنا پاسخ داد:
👈👈«بصیرت یعنی دیدن دستی که عروسک را تکان میدهد، نه خود عروسک. 👉👉
فرمانده کل قوا فرمودند: ‘هدف نهایی غرب، شام نیست؛ آنها برای مکه و مدینه برنامهریزی کردهاند. عثمان یک تلهی انفجاری است تا تمرکز ما را از جبههی اصلی منحرف کند. شلیک موشک اکیدا ممنوع است. استراتژی ما «صبر فعال و ضربهی سایه» است. کد عملیاتی «رایات السود» (پرچمهای سیاه) را در سکوت کامل رادیویی فعال کنید. یگانهای تحت امر «حاج بصیر» در غرب کشور آرایش پنهان بگیرند، اما هیچ تیری شلیک نشود. ما با محاسبات الهی به جنگ الگوریتمهای مادی آنها میرویم.’»
الیاس که تا آن لحظه مبهوت این اشراف استراتژیک بود، ناگهان چشمانش برقی زد. او که حالا منطق پنهان دشمن را از زبان نمایندهی رهبری شنیده بود، به سمت لپتاپش هجوم برد.
👈👈 «سردار! رهبری درست میگویند… من کور بودم! کدی که عثمان برای هک سیستم پدافند دمشق فرستاد، فقط یک بدافزار معمولی نبود!»
الیاس کدهای باینری استخراج شده از حملهی دمشق را روی مانیتور اصلی انداخت. او یک معادلهی پیچیدهی ریاضی را روی تصویر پراجکت کرد:
f(t)=12π∫−∞∞X(ω)eiωtdω f(t) = \frac{1}{2\pi} \int_{-\infty}^{\infty} X(\omega) e^{i\omega t} d\omega f(t)=2π1∫−∞∞X(ω)eiωtdω
«این یک تبدیل فوریه برای آنالیز امواج لرزهای است! عثمان شبکهی پدافند دمشق را هک نکرد که فقط مقر فانوس را بزند؛ او از آن ۳۲ ثانیه خاموشی استفاده کرد تا یک فرکانس رزونانس زیرزمینی را کالیبره کند. من دیتای پنهان درون بدافزار را استخراج کردم…»
الیاس به سرعت یک اسکریپت پایتون را در ترمینال خود اجرا کرد تا لایههای پنهان پیام عثمان را رمزگشایی کند...
👆👆 ادامه از بالا 👆👆
پیام قرمزرنگی روی صفحهی الیاس نقش بست:
CRITICAL: Tectonic Weapon Signature Detected (66.6 Hz)
الیاس با صدایی لرزان گفت: «سلاح تکتونیکی… آنها به تکنولوژی ایجاد زلزلههای هدفمند دست پیدا کردهاند. فرکانس 66.666.666.6 هرتز. این یک پروژهی مشترک سیا و موساد است. آنها میخواهند زلزلهی معروف روایات، یعنی ‘خسف ’ را به صورت مصنوعی ایجاد کنند تا مردم شام باور کنند که عثمان همان منجی موعود است و زمین به اذن او دهان باز میکند!»
سردار راد که حالا قطعات پازل برایش کامل شده بود، با تحسین به هوشمندی فرمانده کل قوا فکر کرد. اگر موشک شلیک میکردند، زلزلهی مصنوعی عثمان در میان انفجارهای موشکی گم میشد و غرب ایران را مقصر ویرانی دمشق معرفی میکرد.
راد رو به کیان کرد. چشمان سردار حالا همرنگ چشمان فولادی کیان شده بود:
«شنیدی کیان؟ شلیک کور در کار نیست. این یک جراحی نقطهای است. تو و الیاس امشب با پرواز خاموش و چتر نجات (HALO Jump) وارد عمق خاک سوریه میشوید. مأموریت شما کشف سرور مرکزی این سلاح تکتونیکی و نابودی آن است، پیش از آنکه عثمان کلید زلزله را فشار دهد.»
کیان خشاب تفنگ هجومی شخصیسازیشدهاش را با صدای خشکی جا زد. نگاهش را به الیاس دوخت و گفت:
«وسایلت را جمع کن مهندس. قرار است مستقیما به مرکز زمین لرزه سقوط کنیم.»
🏠مکان: حریم هوایی سوریه - ارتفاع ۳۰,۰۰۰ پایی
⏰زمان: ۰۵:۱۰ بامداد (ساعاتی پیش از طلوع آفتاب روز اول رجب)
باد سرد استراتوسفر با زوزهای وحشتناک به بدنهی هواپیمای ترابری رادارگریز ایرانی شلاق میزد. داخل کابین تاریک که تنها با نور قرمز ملایمی روشن بود، کیان در حال بررسی نهایی جلیقهی چتر نجات الیاس بود.
الیاس به کپسول اکسیژن خود متصل بود و از شدت سرما و آدرنالین میلرزید. این پرش سقوط آزاد از ارتفاع بالا و باز شدن در ارتفاع پایین (HALO)، خطرناکترین روش نفوذ نظامی در جهان بود.
کیان از طریق بیسیم کلاهخود به الیاس گفت: «گوش کن! ما دقیقا روی سقف یک پایگاه متروکه در منطقهی ‘غوطه’ فرود میآییم. رادارهای عثمان برای موشک تنظیم شدهاند، نه برای دو شبح که از لبهی فضا پایین میپرند. به محض تماس با زمین، تو فقط ۱۰ دقیقه وقت داری تا شبکهی محلی آنها را هک کنی و مختصات سلاح زلزلهساز را پیدا کنی.»
چراغ کابین از قرمز به سبز تغییر رنگ داد. درب عقب هواپیما با صدای مهیبی باز شد و اقیانوسی از تاریکی و ابرهای سیاه در زیر پای آنها پدیدار گشت.
کیان یقهی لباس الیاس را محکم گرفت.
«به دمشق خوش آمدی، مهندس!»
بدون هیچ مکثی، کیان خود و الیاس را به درون آغوش تاریک آسمان شام پرتاب کرد. آنها مانند دو شهابسنگ بیصدا، به سوی قلبی که با فرکانس مرگ میتپید، سقوط کردند. نبرد هوش مصنوعی غرب و بصیرت شرق، تازه وارد خونینترین مرحلهی خود شده بود.
(ادامه دارد...)
❌ نشر این رمان بدون لینک جایز نیست ❌
@ma_va_o کانال نویسنده رمان