eitaa logo
احسان عبادی | ما و او
49هزار دنبال‌کننده
9.3هزار عکس
3.3هزار ویدیو
590 فایل
کانال دوم👈 @marefatemahdavi ✍️ احسان عبادی/طلبه درس خارج/ارشد ادیان و عرفان/دانشجوی دکتری قرآن و حدیث/از اساتیدمهدویت 🖥ادمین تبلیغات @Admintabligh_ma_va_o 📌ادمین سوالات @yasahebzaman113 انتشارمطالب باهرنامی مشکلی ندارد✅
مشاهده در ایتا
دانلود
⬅️ پخش رمان ⬅️ تا پایان ماه مبارک رمضان ، هر شب ساعت 21 در کانال @ma_va_o 🎬 قسمت چهارم ✅ بازخوانی هیجانی و امنیتی وقایع ظهور به شکل رمان ✍️ نویسنده : احسان عبادی 🌺 تقدیم به روح شهید حاج قاسم سلیمانی و همه شهدای مدافع حرم
💠 رمان (قسمت 4) قسمت چهارم: سقوط در زیتون-۳ و فاش شدن هدف کعبه درست در همان لحظاتی که کیان و الیاس در تاریکی مطلق آسمان شام به سمت زمین سقوط می‌کردند، هزاران کیلومتر دورتر، در اعماق کوهستان‌های صعده در یمن، جبهه‌ی حق در حال تکمیل آرایش استراتژیک خود بود. در پناهگاهی صخره‌ای که با شبکه‌ای از کابل‌های فیبر نوری به خارج متصل می‌شد، « منصور »، پیش‌قراول و فرمانده ارشد نیروهای یمانی، در کنار نقشه‌های توپوگرافی ایستاده بود. ناگهان مانیتور امنیتی اتاق با نوار سبزرنگی روشن شد. این یک تماس عادی نبود؛ سیگنالی بود که مستقیماً از کانال ارتباطی ویژه‌ی رهبری ایران دریافت می‌شد. افسر ارتباطات با هیجان گفت: «سیدی! یک بسته‌ی داده‌ی فوق رمزنگاری شده از تهران دریافت کردیم. در حال تطبیق کلیدهای کوانتومی هستیم.» روی صفحه‌نمایش، الگوریتم تبادل کلید در حال اجرا بود: K=a⋅b⋅G(modp) K = a \cdot b \cdot G \pmod p K=a⋅b⋅G(modp) پس از چند ثانیه، پیام رمزگشایی شد. متن پیام کوتاه اما حامل وزنی تاریخی بود: «بسم‌الله القاصم الجبارین. عروسک‌های غرب، خروج سفیانی را در هلال رجب کلید زده‌اند. زمان وعده فرا رسیده است. بر اساس پروتکل اتحاد مقدس، خروج همزمان یمانی در ماه رجب، تنها راه کور کردن چشم فتنه‌ی شام است. ما در کنار شما هستیم. الإمامُ ینتظرکم.» سید منصور با دیدن این پیام، چشمانش از اشک شوق و صلابت حلقه زد. او می‌دانست که روایت خروج همزمان سفیانی و یمانی در یک روز و یک ماه، حالا نه فقط یک پیش‌گویی، بلکه یک واقعیت عملیاتی روی میز است. او رو به فرماندهانش کرد و با صدایی رعدآسا گفت: «برادران! تهران فرمان اتحاد نهایی را صادر کرد. سفیانی با پول سیا و تسلیحات موساد در حال بلعیدن شام است. به تمام یگان‌های موشکی و پهپادی دستور دهید: وضعیت قرمز. ما در ماه رجب، از یمن به استقبال تاریخ می‌رویم!» کیان با مهارت یک شاهین شکاری، چتر سیاه‌رنگ تاکتیکی‌اش را در ارتفاع سیصد پایی باز کرد. ضربه‌ی ناگهانی باز شدن چتر در آن ارتفاع کم، استخوان‌شکن بود، اما برای نفوذ پنهان، حیاتی بود. چند ثانیه بعد، پوتین‌های کیان و به دنبال او الیاس، بی‌صدا روی سقف بتنی یک تأسیسات نیمه‌ویران در حومه‌ی دمشق فرود آمدند. اینجا «زیتون-۳» بود؛ پایگاهی متروکه که زمانی مقر تحقیقاتی بود و حالا توسط عثمان غصب شده بود. کیان بلافاصله چترها را جمع کرد و زیر آوار پنهان ساخت. او با علائم دست، الیاس را به سمت دریچه‌ی تهویه‌ی سقف هدایت کرد. با استفاده از یک لیزر برش حرارتی مینیاتوری، قفل دریچه را ذوب کردند و وارد راهروهای تاریک و زیرزمینی زیتون-۳ شدند. فضای داخل پایگاه به طرز غیرعادی سرد بود و بوی عجیبی شبیه به ازون سوخته در هوا جریان داشت. کیان سلاحش را مجهز به صداخفه‌کن و دوربین دید در شب حرارتی بالا آورد. با پیشروی در راهرو، آن‌ها با صحنه‌ای هولناک مواجه شدند.
احسان عبادی | ما و او
💠 رمان #دمشق_ساعت_صفر (قسمت 4) قسمت چهارم: سقوط در زیتون-۳ و فاش شدن هدف کعبه درست در همان لحظاتی
در سالن اصلی، دوازده جسد با لباس‌های نظامی و آزمایشگاهی روی زمین افتاده بودند. هیچ اثری از گلوله، خونریزی خارجی یا درگیری فیزیکی نبود. الیاس با احتیاط به یکی از اجساد نزدیک شد. چشمان جسد از حدقه بیرون زده بود و رگ‌های گردنش کاملاً سیاه شده بودند. الیاس دستگاه اسکنر زیستی جیبی‌اش را روی سر جسد گرفت. «فرمانده… این‌ها با سلاح گرم کشته نشده‌اند. اسکنر نشان می‌دهد مویرگ‌های مغزشان به دلیل قرار گرفتن در معرض یک میدان رزونانس مغناطیسی شدید متلاشی شده. دقیقاً همان فرکانس سلاح تکتونیکی: 66.666 هرتز. عثمان این سلاح را روی نیروهای خودش تست کرده است!» ناگهان، پیش از آنکه کیان بتواند پاسخی بدهد، تمام مانیتورهای خاموش سالن با نویز شدیدی روشن شدند. چراغ‌های اضطراری با نور قرمز شروع به چشمک زدن کردند. روی مانیتورها، چهره‌ی آبله‌رو و چشمان یخی عثمان ظاهر شد. او مستقیماً به دوربین مداربسته‌ای که بالای سر کیان بود نگاه می‌کرد. صدای خشک و خش‌دار عثمان در سالن طنین‌انداز شد: «سردار راد فکر می‌کند خیلی باهوش است که موشک شلیک نکرد و موش ‌هایش را به لانه‌ی افعی فرستاد. خوش‌آمدید، سایه‌های ایرانی. شما در حال تماشای اولین تست میدانی پروژه‌ی «خَسف» هستید. تا چند روز دیگر، من به صورت مصنوعی زمین شام را می‌شکافم تا احمق‌ها باور کنند من معجزه‌ی خدایم. اما شما… شما زیر همین سقف دفن خواهید شد.» با پایان جمله‌ی عثمان، صدای غرش وحشتناکی از اعماق زمین به گوش رسید. زمین زیر پای آن‌ها با فرکانس مرگباری شروع به لرزیدن کرد. معادله‌ی موج لرزه‌ای که عثمان فعال کرده بود، در حال فرو ریختن ستون‌های بتنی بود کیان فریاد زد: «الیاس! بک‌آپ سرور مرکزی را بگیر! سریع!» الیاس در میان لرزش‌های شدید زمین، کابل نوری خود را به ترمینال مرکزی متصل کرد و شروع به دانلود اطلاعات کرد. تکه‌های سقف در حال ریزش بود. «گرفتم! فقط ده ثانیه وقت داریم!» الیاس فریاد کشید و کابل را جدا کرد. کیان به سمت درب فولادی خروجی دوید که توسط سیستمِ امنیتی قفل شده بود. او یک بلوک از ماده‌ی منفجره‌ی خمیری نسل جدید به نام ...... را روی لولای درب چسباند و ضامن تایمر سه‌ثانیه‌ای را کشید. «پناه بگیر!» انفجار متمرکز، درب فولادی را از جا کند. کیان و الیاس از میان دود و آتش به بیرون از تونل پریدند، درست در لحظه‌ای که کل سالن زیتون-۳ با صدای مهیبی به درون زمین فرو رفت و به یک گودال عظیم تبدیل شد. در بیرون پایگاه، در پناه خرابه‌های یک ساختمان سیمانی، در حالی که گرد و غبار ناشی از زلزله‌ی مصنوعی هوا را پر کرده بود، الیاس لپ‌تاپ مقاوم خود را باز کرد تا دیتای دزدیده شده از سرور عثمان را آنالیز کند. او یک اسکریپت موقعیت‌یاب را برای استخراج هدف نهایی سلاح تکتونیکی اجرا کرد وقتی نتیجه روی صفحه ظاهر شد، رنگ از چهره‌ی الیاس پرید. او با وحشت به مانیتور خیره شد. «کیان… سلاح زلزله‌ساز برای سوریه طراحی نشده… کالیبراسیون نهایی آن برای ایجاد زلزله در شام نیست!» کیان با اخم پرسید: «پس هدف اصلی این تکنولوژی کجاست؟» الیاس با صدای لرزان گفت: «مختصات 21.422521.422521.4225 شمالی و 39.826239.826239.8262 شرقی. این مختصات دقیق مسجدالحرام است! عثمان می‌خواهد با یک زلزله‌ی مصنوعی عظیم، کعبه را ویران کند. و بدتر از آن… اینجا یک شمارش معکوس ۴۸ ساعته وجود دارد که به یک عملیات ترور متصل است. کد عملیات: ‘نفس زکیه’.» فضای خفقان‌آور خرابه سنگین‌تر شد. رهبری درست پیش‌بینی کرده بود؛ شام فقط یک تله بود و نوک پیکان توطئه‌ی غرب، مستقیماً قلب اسلام و روایات ظهور را نشانه رفته بود. آن‌ها قصد داشتند همزمان با ترور نفس زکیه در مکه، خانه‌ی خدا را با زلزله‌ی مصنوعی ویران کنند تا ظهور را در نطفه خفه کنند. ناگهان، صدای برخورد یک شیء فلزی کوچک روی زمین سیمانی خرابه، رشته‌ی افکار آن‌ها را پاره کرد. یک استوانه‌ی فلزی سیاه‌رنگ دقیقاً جلوی پای کیان غلتید. یک نارنجک نوری-صوتی آن‌ها در کمین نیروهای ویژه‌ی سفیانی افتاده بودند. الیاس از ترس خشکش زد. اما واکنش کیان فراتر از سرعت عمل یک انسان عادی بود. او پیش از آنکه نارنجک منفجر شود، یک دستگاه استوانه‌ای کوچک از کمربندش جدا کرد و دکمه‌ی آن را فشرد. این یک اخلال‌گر الکترومغناطیسی بُردِ کوتاه (EMP Jammer) بود. چاشنی الکترونیکی نارنجک در کسری از ثانیه سوخت و نارنجک به یک تکه آهن بی‌خطر تبدیل شد. صدای قدم‌های سنگین کماندوهای زره‌پوش از بیرون خرابه به گوش می‌رسید که در حال محاصره‌ی آن‌ها بودند. کیان، خونسرد و مرگبار، ضامن اسلحه‌اش را روی حالت رگبار قرار داد و چاقوی رزمی‌اش را از غلاف بیرون کشید. چشمانش در تاریکی می‌درخشید.
احسان عبادی | ما و او
💠 رمان #دمشق_ساعت_صفر (قسمت 4) قسمت چهارم: سقوط در زیتون-۳ و فاش شدن هدف کعبه درست در همان لحظاتی
او رو به الیاس کرد و با لحنی که بوی خون می‌داد گفت: «دیگر نیازی به پنهان شدن نیست مهندس. وقت فرار تمام شد؛ حالا وقت آن است که شکارچیان را شکار کنیم.» (ادامه دارد...) ❌ نشر این رمان بدون لینک جایز نیست ❌ @ma_va_o کانال نویسنده رمان
احسان عبادی | ما و او
👆👆👆 مدرسه زدن توسط نیروهای انقلابی را جدی بگیرید، اصلاح ریشه ای وزارت آموزش و پرورش زمان می برد. اگر
🔰 انتقاد دلسوزانه این پدر عزیز و بزرگوار را ببینید حرف ایشان کاملا درسته ، کاملا درست. بچه مدرسه ای ، در هر مقطع دبستانی و متوسطه اول و دوم، بر اساس سن و سالش ، بازی های خاص خودش رو هم داره. شیطنت های خاص خودش رو هم داره. نمیشه که به بهانه مذهبی بودن و انقلابی بودن، از تفریحات حلال چشم پوشی کرد، نمیشه گفت تو فرق داری و فلان !!! ❌ معلومه با این کار از دین و مذهب زده میشه ، شک نکنین ‼️ ❌ بنده توصیه ام این هست که این مدارس انقلابی ، حتما حتما از یک خبره و قوی که مذهبی هم باشه استفاده کنند، قطعا دنیای این بچه ها با دنیایی که من و شما در آن سن و سال مدرسه بودیم فرق داره ، خیلی خیلی هم فرق داره ، روانشناس خبره و قوی میتونه در این زمینه کمک کار باشه. نوع تشویق بچه ها، نوع تنبیه بچه ها در صورت کار غلط انجام دادن ( تنبیه غیربدنی) ، همه اینها کار تخصصی روانشناسی میخواهد، هر معلمی با تمام تخصص علمی خودش، تخصص روانشناسی ندارد، همچنین مدیر یا ناظم محترم، حتما از مشاوران و روانشناسان قوی استفاده کنید. ❌ یک حرکت غلط تربیتی ، خدا میداند چه نتیجه وحشتناکی ممکن هست داشته باشد و آینده این فرزندان عزیز ما را خراب کند.
✅ بنده روز آخر ماه شعبان به دانشگاه رفتم ، برای مصاحبه شفاهی آزمون جامع دکتری، آزمون کتبی را الحمدلله به خاطر معدل بالای 18 معاف بودم، در ضمن مصاحبه ، سوالاتی درباره موضوع رساله دکتری که طرح آن را نوشته ام هم پرسیدند و تقریبا اساتید محترم را قانع کردم برای مهم بودن این موضوع. البته یک جلسه خاص برای دفاع از پروپوزال دکتری تشکیل خواهد شد که نتیجه نهایی آنجا مشخص می شود. به محض اینکه موضوع تصویب شد بنده آن را اعلام و توضیحاتی می دهم پیرامون آن، چرا؟ ⬅️ چون موضوعی که بنده انتخاب کردم ، تقریبا دو ترم داشتم روی آن کار می کردم و کتب و مقالاتی پیرامون آن می خواندم، یک موضوع نو و جدید یا کمتر کار شده هست. اگر تصویب شود به راحتی می توان شبیه آن ده ها رساله دکتری و صد ها پایان نامه ارشد علوم قرآن و حدیث یا سطح 3 و 4 طلبگی انتخاب کرد که کار عزیزانی که در این رشته ها هستند را آسان می کند. یاعلی عبادی
احسان عبادی | ما و او
#رمضانیه ۷ خدای خوبم! می‌ترسم از دلی که سنگ شده و چشمی که خشک. روز هفتم است؛ به حق تشنگی لحظه‌های ا
۸ ای پناه بی‌پناهان! دارم در مرداب گناه دست و پا می‌زنم و تو آرام، نامم را صدا می‌زنی. روز هشتم است؛ طناب رحمتت را رها نکن. من جز در خانه‌ی تو، جایی برای رفتن ندارم. من را بساز آن طور که تو می خواهی ✍احسان عبادی @ma_va_o
😊 ‌علامه طباطبایی سال ۱۲۸۰ متولد شده و دانشگاه تهران ۱۳۱۳ تاسیس شده، تازه برای دوره کارشناسی. توی ۳۳ سالگی می رفت کارشناسی بگیره؟ خواجه نصیر کدوم دانشگاه خونده که اسمش هست؟ امیرکبیر؟ خوارزمی؟ 😊 @ma_va_o
هدایت شده از  فصل بیداری
❌نکته ای در باب مصاحبه عراقچی‌... 🔶مجری نمیپرسه که اگه رهبرتون رو ترور کنند، شما چه کار میکنید؟ بلکه میپرسه این فرد اصلا جانشینی میتونه داشته باشه؟ بعد از ایشون، چون هیچ‌کس رو ندارید بگذارید جاش، آیا ساختارتون عوض نمیشه؟ که مثلا دیگه ولایت فقیهی نباشه؟ 🔷حالا عده ای میگن چرا عراقچی نگفت هر کس به رهبری سوء قصد کنه، ما نیست و نابودش میکنیم؟ 🔶من میگم باشه، حق با شماست، میگفت بهتر بود، اما عراقچی هم یک ساعت مصاحبه کرده، همه‌اش داره رجز میخونه، اونها رو هم ببینید. 🙏ماشاءالله به غیرتی که روی رهبری دارید. 🔷منتها وقتی که بهتون میگن رهبری انقدر ضعیفه که بهش تحمیل میشه، نمیتونه نظرات خودش رو ابراز کنه و هرچی میگه حرف خودش نیست، گزارش غلط بهش میدن و فریبش میدن... اون موقع هم لطفا غیرت به خرج بدید.
هدایت شده از  فصل بیداری
✍کلا اینطور مصاحبه‌ها اصلا مصاحبه‌ های معمولی نیستند، مجری هم آدم معمولی نیست. 🔶 سوال‌هاشون رو هم خبرگزاری‌هاشون طرح نمیکنن، کلا پشت این مصاحبه‌ها سرویس‌های امنیتی هستند 🔷مثل اون مصاحبه‌ی لاریجانی با خبرگزاری قطری.. 🔶سوال‌ها اصلا برای نوشتن یک مصاحبه‌ی مثلا جنجالی طرح نمیشن، طرح میشن برای فتنه‌انگیزی، تفرقه‌ افکنی، از خود طرف بگیری علیه‌ش در دنیا استفاده کنی، از خودش بگیری علیه‌ش داخل کشورش استفاده کنی، حساسیت یک دولت رو نسبت به یک موضوع محک زدن... 🔷جنگ دیپلماتیکه، و چون مردم خیلی کمتر از جنگ تسلیحاتی ازش سر در میارن، دیپلمات‌هامون خیلی مظلوم واقع میشن.. 🔶هر دیپلماتی هم یک توانی داره، بالاخره دوتا تیر هم شاید بخوره در این جنگ، اما این نباید باعث بشه سریع برچسب خائن بهش بچسبونی. 🔷البته این هم جزو جنگه، رسانه‌های ایرانی رو یا فریب میدن، یا اصلا از خودشونن، بهشون خط میدن، از پشت شلیک میکنن به نیروی خودی.. 🔶اون مصاحبه‌ای که پارسال پزشکیان در نیویورک با تاکر کارلسون کرد خیلی حرفه‌ای بود، از توانایی پزشکیان خارج بود، تیم مذاکره خیلی باهاش کار کرده بودند و جوابهارو خیلی حساب شده آماده کرده بودند. 🔷حرفهای پزشکیان باید مردم آمریکا و کارلسونِ بسیار پرطرفدار در جمهوری‌خواه‌هارو علیه سیاست‌های ترامپ در حمایت از اسرائیل میکرد، که کرد. 🔶اونوقت در ایران در ایتا، شروع کردن به تخریب پزشکیان جنگه دیگه جنگه
👆👆👆👆 در بحث جمله عراقچی، این متن تحلیلی خوب را بخوانید. بنده رفتم اصل فیلم را دیدم، شما هم ببینید. سوال خبرنگار این هست دقیقا : "Is there a, is there a succession plan for the Supreme Leader? and will there be a day when there would be maybe a separation between the clergy and the civil dispensation?" 👆👆👆👆 بحث درباره زبانم لال ترور رهبری اصلا در سوال نیست ❌ سوال درباره جانشینی هست. بحث ترور را خود عراقچی در جواب دادن مطرح میکنه. البته بنده قبول دارم حرف غلطی زد ❌ و جای توجیه نداره ❌ اما جدای این مورد ، بقیه موارد مصاحبه خیلی خوب بود و ایکاش برخی دوستان همه را ببینند، 👌و باز هم تشکر از دوستان انقلابی بابت غیرت زیبایشان اما چند سوال ۱. چرا آن زمان که برخی از این افراد الان رگ گردن بیرون زده ، در زمان واکسن می گفتند رهبری تخصص ندارد و به رهبری تحمیل کردند و... روی رهبری غیرت به خرج ندادند ؟ ۲. چرا وقتی اینقدر چهره رهبری را ضعیف کردند که ادعای تحمیل به ایشان کردند ، این افراد غیرت به خرج ندادند ؟ ۳. چرا وقتی جناب ش.راد از همین کانالداران ایتایی ادعا داشت رهبری را مجبور به واکسن زدن کردند ، برخی ها غیرت به خرج ندادند؟ از سال ۹۹ و فتنه ضد واکسنها ما شاهد بودیم فرامین رهبری مدام توسط عده ای که خود را مطیع رهبری می دانند زیر پا گذاشته شد، اما کانالهای همسویشان غیرتی روی رهبری به خرج ندادند؟؟ خدا عاقبت ما را ختم بخیر کند. عبادی