eitaa logo
احسان عبادی | ما و او
✔
47.1هزار دنبال‌کننده
10.5هزار عکس
3.7هزار ویدیو
624 فایل
کانال دوم👈 @marefatemahdavi ✍️ احسان عبادی/طلبه درس خارج/ارشد ادیان و عرفان/دانشجوی دکتری قرآن و حدیث/از اساتیدمهدویت 🖥ادمین تبلیغات @Admintabligh_ma_va_o 📌ادمین سوالات @maalali فقط به این ادمین سوال ارسال شود انتشارمطالب باهرنامی مشکلی ندارد✅
مشاهده در ایتا
دانلود
احسان عبادی | ما و او
ضرورت برخورد با تجمعات غیرقانونی مقابل ستاد کل نیروهای مسلح؛ بدعتی که نباید تداوم پیدا کند در مراسم ۱۳ آبان، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، در حالی که مردم همچون سال‌های گذشته با حضور در مقابل ساختمان سفارت سابق آمریکا (لانه جاسوسی) این روز را گرامی داشتند، اقدام متفاوت و قابل تأمل گروهی از بانوان کفن‌پوش در تجمع مقابل ساختمان ستاد کل نیروهای مسلح، واکنش‌ها و پرسش‌های جدی را به دنبال داشته است. این اقدام که با ادعای انقلابی‌گری و در قالب تجمع مقابل یکی از مهم‌ترین نهادهای نظامی کشور صورت گرفته، بدعتی نادرست و قابل تأمل است که باید هرچه سریع‌تر پایان یابد. اساساً مشخص نیست چه جریان یا اشخاصی از این افراد حمایت می‌کنند و با چه پشتوانه و مجوزی زمینه چنین اقداماتی را فراهم می‌آورند. این رفتار در شرایطی صورت می‌گیرد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در دو جنگ اخیر، با شجاعت و جان‌فشانی در دفاع از کشور ایستادگی کردند و شماری از فرماندهان، نیروها و مدافعان امنیت و تمامیت ارضی ایران نیز در این مسیر به شهادت رسیدند. از این رو، تجمع اعتراضی مقابل ستاد کل نیروهای مسلح، آن هم در چنین شرایطی، اقدامی قابل دفاع نیست و نباید اجازه داد به رویه‌ای تکرارشونده تبدیل شود. انقلابی‌گری را نمی‌توان با اقدامات خارج از چارچوب قانون، ایجاد التهاب و قرار گرفتن در مقابل نهادهای رسمی کشور تعریف کرد. حمایت از نیروهای مسلح و پاسداشت فداکاری‌های آنان، مستلزم حفظ انسجام ملی و رعایت جایگاه قانونی نهادهای مسئول است. از سوی دیگر، نباید از تبعات چنین رفتارهایی در عرصه بین‌المللی غافل شد؛ اقداماتی که می‌تواند به‌راحتی از سوی رسانه‌ها و جریان‌های معاند و دشمنان ایران مورد سوءاستفاده تبلیغاتی قرار گیرد و تصویری مخدوش از انسجام داخلی کشور ارائه دهد. انتظار می‌رود نهادهای امنیتی و انتظامی ضمن بررسی ابعاد این تجمعات، نسبت به شناسایی عوامل، حامیان و پشتوانه‌های احتمالی آن اقدام کرده و در چارچوب قانون با هرگونه رفتار خارج از ضوابط که امنیت، آرامش و انسجام ملی را خدشه‌دار می‌کند، برخورد کنند. تداوم چنین بدعت‌هایی به مصلحت کشور و منافع ملی نیست. @ma_va_o
👌 محتوای ناب فاطمه و مهدویت با همت و کمک های شما عزیزان بزرگوار ، محتواهایی زیبا در بحث فاطمه و مهدویت آماده شد در بنیاد مهدویت. فایل های آن خدمت شما عزیزان : لینک دانلود: https://my.uupload.ir/dl/VXw4M0rX @ma_va_o
👌جلسات روزانه شرح حدیث با تفسیر آقای شهید جلسه ۳۱ تدریس روایات کتاب خصال شیخ صدوق 👇👇👇👇
استاد احسان عبادیشرح کتاب خصال 31.mp3
زمان: حجم: 1.9M
🎧 سلسله جلسات شرح احادیث 31 🔰 بر اساس کتاب شرح احادیث توسط مقام معظم رهبری شهید 💠 جلسه 31، اندوه بزرگ معنوی ! 🎤 احسان عبادی 👌فرصتی مناسب برای حدیث خوانی و آشنایی با منظومه دینی حضرت آقای شهید @ma_va_o
هدایت شده از تبیین | مهران کریمی
🔸 حکمت تذکر مهم رهبر معظم انقلاب 📝 حکمت تذکر مهم رهبر معظم انقلاب مبنی بر خطر کمترین گرایش تسلیم‌آمیز نسبت به دشمن یا امیدواری نسبت به تغییر رفتار دشمن آمریکایی-صهیونی این است که ما در یک با دشمن‌ قرار داریم. ⬅️ در چنین معادله‌ای دشمن به دنبال تسلیم بی‌قید و شرط و همه‌جانبه‌ی ایران و نابودی همه‌ی مولفه‌های است تا نهایتا به هدف فروپاشی نظام و سپس برسد. مسأله‌ی این درگیری غنی‌سازی اورانیوم یا برد موشک‌ها نیست بلکه اصل نظام و تمامیت سرزمینی و هویتی ایران است. ⬅️ لذا در چنین صحنه‌ای هرگونه موضع یا اقدامی که مستقیم یا غیرمستقیم کوچکترین نشانه‌ای از و ترس و تزلزل و اختلاف و کرنش را به همراه داشته باشد صد در صد موجب جری‌تر شدن دشمن غدار و سخت‌تر شدن شرایط می‌شود. ⬅️ دشمن اساسا به دنبال حل هیچ مسأله‌ای نیست بلکه دنبال نابودی ایران است؛ پس باید محکم و منسجم فقط داد و برخورد اقتدارآمیز کرد. 🆔 @tabyinehagh
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ اهمیت خواندن سوره جمعه در شب و روز جمعه و همچنین رکعت اول نماز صبح روز جمعه @ma_va_o
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ تکرار فاجعه پاییز و زمستان ۱۴۰۳ ، این بار در ۱۳ آبان ۱۴۰۵ !!! باز هم توسط برخی انقلابیها 👇👇👇👇👇
احسان عبادی | ما و او
❌ تکرار فاجعه پاییز و زمستان ۱۴۰۳ ، این بار در ۱۳ آبان ۱۴۰۵ !!! باز هم توسط برخی انقلابیها 👇👇👇👇👇
ابتدا سخنان این خانم را با سخنان این دانشجو در اسفند ۴۰۳ مقایسه کنید!! https://eitaa.com/ma_va_o/39210 برگردیم سال 403 آبان و آذر و دی و بهمن 403 ! تجمعات متعدد در تهران ، بلوار کشاورز ، خیابان های منتهی به میدان انقلاب، جلوی درب وزارت خارجه ، و... شعار می دادند شعار ها علیه چه کسانی بود ؟ سردار باقری سردار رشید سردار سلامی سردار حاجی زاده ! خب چه می گفتند؟ می گفتند شماها بیانیه نویس شدید ! شماها فقط رجز خوان شده اید ! دقیقا شبیه حرفهای همین خواهر محترم خب نتیجه ؟ صدبار همان زمان به آنها گفتیم و در همین کانال نوشتیم که تعللی در کار نیست. مگر رهبری نفرمود در نماز جمعه نصر در مهرماه همان سال ، بعد وعده صادق 2 ، که ما تعلل نکردیم و بعد این هم تعلل نمی کنیم ؟ پس چرا ادعای تعلل دارید؟ مگر شماها نظامی هستید که تشخیص بدهید کی و کجا باید پاسخ داد ؟ سردار رشید ترسو بود؟ سردار باقری ترسو بود ؟ سلامی و حاجی زاده بیانه نویس بودند؟ کار به جایی رسید که آن دانشجوی بی ادب در جلوی رهبری شهید در اسفند 403 ، همان حرفها را تکرار کرد و آقای شهید در جواب فرمود 👇👇 یکی از توصیه‌های من این است؛ بعضی از ایرادها و انتقادهای دانشجویان به مسئولان، 👈بر اثر بی‌اطّلاعی است. مثلاً فرض کنید👈 چرا وعده‌ی صادق ۲ در فلان وقت انجام نگرفت، فلان وقت انجام گرفت ، اگر در فلان وقت انجام میگرفت، فلان حادثه اتّفاق نمی‌افتاد 👈 خب این درست نیست؛‌ این درست نیست ( همان زمان یک عده می گفتند اگر وعده صادق 2 زودتر میشد، شهید حسن نصرالله شهید نمیشد !!! که آقا گفت غلط است) آن کسانی که متصدّی این کارها هستند ( یعنی فرماندهان نظامی) ، دلبستگی‌شان، وابستگی‌شان، عشقشان و آمادگی‌شان به انقلاب کمتر از من و شما نیست؛ 👈 آنها را نمیشود متّهم کرد؛ محاسبه دارند، حساب دارند، با محاسبه کار میکنند؛ 👈 آنچه انجام میدهند، اگر شما هم جای آنها بودید همین کار را انجام میدادید؛ 👈 این احتمال را همیشه در ذهنتان داشته باشید و متّهم نکنید افراد را؛ یعنی در حوادثی که مشاهده میکنید احیاناً یک ابهامی برای شما دارد، 👈 احتمال یک محاسبه‌ی درست را همیشه بدهید، که ممکن است پشت این تصمیم‌گیری یک محاسبه‌ی درستِ واقعی‌ای وجود داشته باشد. 👆👆 حالا ما از این خواهری که دارد این بیانیه را می خواند و اطرافیانش و همه آنهایی که در کانالهایشان این مطالب را نشر می دهند سوال می کنیم به کدام ولایتمداری اعتقاد دارید؟ اگر ادعای پیروی از آقای شهید را دارید ، بسم الله ، این است جواب ایشان به شما در دو سال قبل 👆 مگر متخصص نظامی هستید که تعیین تکلیف می کنید چه زمانی و چه مکانی باید چه کرد ؟ دیگر رهبری شهید و فعلی باید چه بگویند تا شماها بدانید فرماندهان نظامی اهل تعلل نیستند ؟؟؟ وقتی حرف واضح رهبری برای شما عبرت نمی شود ، ما دیگر نمی دانیم چه شاخصی را برای شما بیاوریم !!! ✍ احسان عبادی @ma_va_o
احسان عبادی | ما و او
ابتدا سخنان این خانم را با سخنان این دانشجو در اسفند ۴۰۳ مقایسه کنید!! https://eitaa.com/ma_va_o/392
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این هم امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس ما !!!! تحلیلی صد در صد خلاف مبانی رهبری شهید ! رهبری شهید صریحا فرمود تعلل نداشتیم! اما امیرحسین جنگ نرفته و تخصص نظامی نداشته می گوید داشتیم!!! رهبری شهید فرمود اینکه میگید اگر وعده صادق ۲ فلان زمان میشد، فلان حادثه رخ نمیداد ، غلط است اما امیرحسین ما می گوید اگر وعده صادق ۲ زودتر میشد، سید حسن شهید نمیشد!!! ❌ حقیقتا این همه خلاف نظر رهبری، حرف زدن فاجعه هست ، آن هم از کسیکه خودش مدعی ولایتمداری هست!! درضمن زدن کنسولگری ما در سوریه در زمان شهید رئیسی بود. چیشد؟ یعنی ایشان هم کوتاه آمده بود جلوی دشمن؟؟ آهان! یادم نبود که جنابعالی منتقد جدی مواضع و سیاستهای شهید امیرعبداللهیان بودی! بله! درست! خدا قوت! @ma_va_o
✅ هر روز در کانال @ma_va_o قسمت ۱۸ 👇👇👇
احسان عبادی | ما و او
✅ #رمان_کافه_پارادوکس هر روز در کانال @ma_va_o قسمت ۱۸ 👇👇👇
قسمت هجدهم: شمشیر برهنه یا قلب گشوده؟ کافه پارادوکس، همان فضای گرم و پر از دود قهوه را داشت، اما انرژی حاکم بر میز بچه‌ها متفاوت بود. پرهام، برخلاف همیشه که آرام و متین بود، یک لپ‌تاپ باز و چند برگه‌ی پرینت‌گرفته کنار دستش گذاشته بود. او از همان لحظه‌ای که حامد وارد شد، نگاهش را روی او قفل کرد. سایر بچه‌ها هم حس می‌کردند فضای کافه بوی «جدال تاریخی» می‌دهد. سامان، با نیش‌خندی به پرهام گفت: داداش، انگار امشب اومدی دادگاه نورنبرگ! آروم‌تر، ممکنه حامد رو از نون خوردن بندازی! حامد، در حالی که کاپشن چرمی‌اش را در می‌آورد و روی صندلی می‌انداخت، با دیدن تجهیزات پرهام خندید: «به‌به! پرهام‌خان ما امشب با مهمات سنگین اومده. خب، ساسانیان رو بذار کنار و ببینیم کجای تاریخ گیر کردیم. پرهام، بدون اینکه بخندد، لپ‌تاپ را چرخاند سمت حامد. روی صفحه، تصویری از یک مینیاتور قدیمی از جنگ اعراب و ساسانیان بود. حامد، دیشب تو خونه‌ت خیلی خوش گذشت و منطقت درباره‌ی سبک زندگی رو پذیرفتم. اما این بحث تاریخ… این زخم روی تن ملیت ماست. ببین، منابع دست‌اول تاریخی خودمون رو که می‌خونی، همه‌ش از کشتار و ویرانی کتابخونه‌ها و اجبار مردم به تغییر دین حرف می‌زنن. می‌گن ایرانی‌ها با شمشیر عرب‌ها مجبور شدن اسلام رو قبول کنن. چطور می‌تونی از دینی دفاع کنی که با خشونت عریان وارد سرزمین ما شد؟ تو داری از یه “انتخاب آزادانه” حرف می‌زنی، در حالی که تاریخ داره از “اشغال نظامی” روایت می‌کنه! سکوت سنگینی کافه را فرا گرفت. حتی باریستا هم دست از کار کشید و به حرف‌های پرهام گوش می‌داد. بردیا، که همیشه دوست داشت حامد را در تنگنا ببیند، به پشتی صندلی تکیه داد و گفت: حامد، پرهام راست می‌گه. این یه تناقض بزرگه. چطور ممکنه فرهنگی که انقدر غنی بود، جلوی یک مشت بادیه‌نشین انقدر راحت شکست بخوره و دینشون رو بپذیره، مگر به زور شمشیر؟ حامد، استکان چای تازه سفارش داده‌اش را بلند کرد، جرعه‌ای نوشید و با طمأنینه گفت: سوال بسیار هوشمندانه و دقیقیه. بذارید از یه زاویه‌ی دیگه به تاریخ نگاه کنیم. شما فرضتون اینه که ساسانیان یک “بهشت برین” بودن که با شمشیر اعراب ویران شد. اما بیاید ورق بزنیم و ببینیم اون بهشت، برای مردم عادی چی بود؟ امیرعلی، که داشت با گوشی‌اش بازی می‌کرد، سرش را بلند کرد: «خب، تمدن باشکوهی بود دیگه، حامد! حامد سری تکان داد: «باشکوه برای چه کسی؟ سیستم ساسانی، یک سیستم “کاستی” یا طبقاتی به‌شدت سخت بود. جامعه به طبقات موبدان، جنگجویان، دبیران و پیشه‌وران تقسیم می‌شد. اگر تو فرزند یک کشاورز یا پیشه‌ور بودی، هیچ راهی نداشتی که به مدارج بالای علمی یا سیاسی برسی. موبدان زرتشتی، انحصار دانش رو دست خودشون گرفته بودن. مردم عادی، زیر بار مالیات‌های سنگین جنگ‌های بی‌پایان خسروپرویز با روم، له شده بودن. اونا حتی حق نداشتن در مورد عقایدشون فکر کنن. ساسانیان قبل از اینکه اعراب برسن، از درون “فاسد و پوسیده” شده بود. حامد مکثی کرد و ادامه داد: «وقتی پیام اسلام رسید، چی داشت؟ پیام “برابری”. پیام اینکه “لا فَضلَ لِعَرَبِیٍّ عَلَى عَجَمِیٍّ اِلّا بِالتَّقوی” (هیچ عربی بر عجم برتری نداره مگر به تقوا). برای کشاورزی که در سیستم ساسانی تحقیر می‌شد، این پیام مثل انفجار بمب اتمی بود! مردم ایران، اسلام رو به عنوان یک “آزادی‌بخش” پذیرفتن، نه یک اشغالگر. یکی از مشتریان کافه، پسر جوانی که دانشجوی تاریخ بود، از میز کناری‌شان جلو آمد و گفت: «ببخشید، اما این ادعا که همه با آغوش باز پذیرفتن هم درسته؟ پس اون همه جنگ‌های طولانی چی؟ جنگ نهاوند، جنگ قادسیه؟ حامد با خوش‌رویی به پسر نگاه کرد: «سوال خیلی خوبی پرسیدی! ببین، تفاوت بزرگی هست بین “جنگ با ارتش یک دولت” و “جنگ با یک ملت”. بله، ایران با اعراب جنگید، چون ارتش ساسانی باید از تمامیت ارضی خودش دفاع می‌کرد. این ماهیت سیاسی جنگ بود. اما بعد از فروپاشی دولت ساسانی، آیا شاهد قیام‌های ملی گسترده علیه اسلام بودیم؟ نه! برعکس، شاهد پیوستن انبوه ایرانیان به دستگاه خلافت و تبدیل شدن به ستون‌های اصلی تمدن اسلامی بودیم. نیما که داشت به حرف‌های حامد فکر می‌کرد، لپ‌تاپ را سمت خودش کشید و گفت: «اما حامد، پس اون داستان سوزاندن کتابخونه‌ها؟ این که خیلی معروفه!» 👇👇👇
احسان عبادی | ما و او
قسمت هجدهم: شمشیر برهنه یا قلب گشوده؟ کافه پارادوکس، همان فضای گرم و پر از دود قهوه را داشت، اما ا
حامد خندید: «عجب! می‌دونستید بسیاری از این گزارشات، ساخته و پرداخته‌ی تاریخ‌نویس‌های قرن نوزدهم و بیستم هستن که می‌خواستن “ناسیونالیسم ضد عرب” رو علم کنن؟ جالب اینجاست که در هیچ کتاب تاریخی دست‌اول قرن اول و دوم و سوم و چهارم و.. هجری، چنین چیزی ثبت نشده. تازه، مگر نه این است که خود همین ایرانی‌ها، بهترین حافظان و تدوین‌کنندگان متون ادبی و علمی اسلامی شدن؟ اگر ایران قرار بود با شمشیر اسلام‌گرا بشه، نباید این‌همه شکوفایی علمی و ادبی در آغوش همین دین اتفاق می‌افتاد. ابن‌سینا، فارابی، رازی… این‌ها محصول “اجبار” نبودن، محصول “آزادی فکری‌ای” بودن که اسلام حقیقی بهشون داد. پرهام که داشت به حرف‌ها فکر می‌کرد، گفت: «خب، اگر اسلام انقدر عالی بود، چرا پس این‌همه خشونت در روایات فتوحات هست؟ حامد تکیه داد و لحنش جدی‌تر شد: پرهام، ما نباید “فتوحات سیاسی خلفا” رو با “جوهر دین” یکی بگیریم. فتوحات، رفتار سیاسی حکام بود که خیلی جاها با اصول دین هم در تضاد بود. اما چیزی که “ایران” رو “ایران اسلامی” کرد، شمشیر نبود؛ “جاذبه‌ی حقیقت” بود. مردم ایران با دیدن سیره، اخلاق و عدالت مسلمانان نخستین، تشنه‌ی این دین شدن. اگر اسلام با شمشیر وارد شده بود، الان بعد از ۱۴۰۰ سال، باید با یک شورش ملی از کشورمون می‌رفت بیرون، نه اینکه الان ستون اصلی فرهنگ ما باشه. سامان که تا آن لحظه ساکت بود، گفت: «یعنی می‌خوای بگی ما ایرانی‌ها “انتخاب هوشمندانه” کردیم؟ حامد لبخند زد: «دقیقاً! ایران، اسلام رو انتخاب کرد، چون اسلام حقیقی، تکمیل‌کننده‌ی اون چیزی بود که در عمق وجدان تاریخی ایرانی‌ها، یعنی “عدالت‌خواهی”، وجود داشت. حامد نگاهی به چهره‌ی تک‌تک بچه‌ها انداخت. پرهام، لپ‌تاپش را بسته بود و با آرامش عجیبی به حامد خیره شده بود. دیگر خبری از آن گارد تهاجمی نبود. حامد گفت: «بچه‌ها، امشب ما درباره‌ی “ورود اسلام به ایران” صحبت کردیم و دیدیم که این یک اشغال نظامی نبود، بلکه یک پیوند آگاهانه و انتخاب تاریخی بود که مردم ایران برای رهایی از سیستم فاسد ساسانی و رسیدن به عدالت انجام دادن. خوشحالم که این گره تاریخی برای همه‌مون باز شد.» بردیا با خنده گفت: «راستش رو بخوای حامد، پرونده‌ی تاریخ ایران رو که برامون باز کردی، یه وزنه‌ی سنگین از روی دوشم برداشته شد. همیشه فکر می‌کردم ریشه‌هامون با دین در تضاده، ولی حالا می‌بینم ما با هم گره خوردیم.» حامد لبخندی زد. فنجان چای‌اش را کنار گذاشت و به پشتی صندلی تکیه داد: «حقیقت تاریخ، همینه؛ پیچیده‌تر و عمیق‌تر از چیزی که تو کتاب‌های درسی خوندیم. ولی خب، ما تا اینجا از گذشته حرف زدیم. برای هفته‌ی بعد، قبل از اینکه بخوایم وارد بررسی شخصیت‌ها و جزئیات دینی بشیم، فکر می‌کنم یه سوال خیلی مهم‌تر هست که باید با هم حلش کنیم. سوالی که برای نسل ما از هر تاریخی مهم‌تره.» پرهام پرسید: «چه سوالی، حامد؟» حامد مکثی کرد و گفت: «سوال “مرگ و پوچی”. چون اگه این مسئله حل نشه، هر چقدر هم درباره‌ی تاریخ یا اخلاق حرف بزنیم، آخرش می‌رسیم به یه بن‌بست فکری. هفته‌ی بعد، قبل از هر چیز، باید بدونیم اصلاً ما توی این دنیا “مسافریم” یا “محصول تصادفی ماده”؟ می‌بینمتون.» حامد کاپشنش را پوشید و رفت. بچه‌ها در کافه ماندند، اما این بار، نگاهشان دیگر به گذشته نبود؛ به افق‌های بلندتر و دغدغه‌های عمیق‌تر وجودی خیره شده بود. ⌚️پایان قسمت 18 ✍️نویسنده : احسان عبادی ❌ نشر رمان بدون لینک جایز نیست ❌ 🔰انقلابی باید قوی شود 🔰 @ma_va_o