eitaa logo
احسان عبادی | ما و او
✔
47.1هزار دنبال‌کننده
10.5هزار عکس
3.7هزار ویدیو
624 فایل
کانال دوم👈 @marefatemahdavi ✍️ احسان عبادی/طلبه درس خارج/ارشد ادیان و عرفان/دانشجوی دکتری قرآن و حدیث/از اساتیدمهدویت 🖥ادمین تبلیغات @Admintabligh_ma_va_o 📌ادمین سوالات @maalali فقط به این ادمین سوال ارسال شود انتشارمطالب باهرنامی مشکلی ندارد✅
مشاهده در ایتا
دانلود
احسان عبادی | ما و او
✅ #رمان_کافه_پارادوکس هر روز در کانال @ma_va_o قسمت ۱۸ 👇👇👇
قسمت هجدهم: شمشیر برهنه یا قلب گشوده؟ کافه پارادوکس، همان فضای گرم و پر از دود قهوه را داشت، اما انرژی حاکم بر میز بچه‌ها متفاوت بود. پرهام، برخلاف همیشه که آرام و متین بود، یک لپ‌تاپ باز و چند برگه‌ی پرینت‌گرفته کنار دستش گذاشته بود. او از همان لحظه‌ای که حامد وارد شد، نگاهش را روی او قفل کرد. سایر بچه‌ها هم حس می‌کردند فضای کافه بوی «جدال تاریخی» می‌دهد. سامان، با نیش‌خندی به پرهام گفت: داداش، انگار امشب اومدی دادگاه نورنبرگ! آروم‌تر، ممکنه حامد رو از نون خوردن بندازی! حامد، در حالی که کاپشن چرمی‌اش را در می‌آورد و روی صندلی می‌انداخت، با دیدن تجهیزات پرهام خندید: «به‌به! پرهام‌خان ما امشب با مهمات سنگین اومده. خب، ساسانیان رو بذار کنار و ببینیم کجای تاریخ گیر کردیم. پرهام، بدون اینکه بخندد، لپ‌تاپ را چرخاند سمت حامد. روی صفحه، تصویری از یک مینیاتور قدیمی از جنگ اعراب و ساسانیان بود. حامد، دیشب تو خونه‌ت خیلی خوش گذشت و منطقت درباره‌ی سبک زندگی رو پذیرفتم. اما این بحث تاریخ… این زخم روی تن ملیت ماست. ببین، منابع دست‌اول تاریخی خودمون رو که می‌خونی، همه‌ش از کشتار و ویرانی کتابخونه‌ها و اجبار مردم به تغییر دین حرف می‌زنن. می‌گن ایرانی‌ها با شمشیر عرب‌ها مجبور شدن اسلام رو قبول کنن. چطور می‌تونی از دینی دفاع کنی که با خشونت عریان وارد سرزمین ما شد؟ تو داری از یه “انتخاب آزادانه” حرف می‌زنی، در حالی که تاریخ داره از “اشغال نظامی” روایت می‌کنه! سکوت سنگینی کافه را فرا گرفت. حتی باریستا هم دست از کار کشید و به حرف‌های پرهام گوش می‌داد. بردیا، که همیشه دوست داشت حامد را در تنگنا ببیند، به پشتی صندلی تکیه داد و گفت: حامد، پرهام راست می‌گه. این یه تناقض بزرگه. چطور ممکنه فرهنگی که انقدر غنی بود، جلوی یک مشت بادیه‌نشین انقدر راحت شکست بخوره و دینشون رو بپذیره، مگر به زور شمشیر؟ حامد، استکان چای تازه سفارش داده‌اش را بلند کرد، جرعه‌ای نوشید و با طمأنینه گفت: سوال بسیار هوشمندانه و دقیقیه. بذارید از یه زاویه‌ی دیگه به تاریخ نگاه کنیم. شما فرضتون اینه که ساسانیان یک “بهشت برین” بودن که با شمشیر اعراب ویران شد. اما بیاید ورق بزنیم و ببینیم اون بهشت، برای مردم عادی چی بود؟ امیرعلی، که داشت با گوشی‌اش بازی می‌کرد، سرش را بلند کرد: «خب، تمدن باشکوهی بود دیگه، حامد! حامد سری تکان داد: «باشکوه برای چه کسی؟ سیستم ساسانی، یک سیستم “کاستی” یا طبقاتی به‌شدت سخت بود. جامعه به طبقات موبدان، جنگجویان، دبیران و پیشه‌وران تقسیم می‌شد. اگر تو فرزند یک کشاورز یا پیشه‌ور بودی، هیچ راهی نداشتی که به مدارج بالای علمی یا سیاسی برسی. موبدان زرتشتی، انحصار دانش رو دست خودشون گرفته بودن. مردم عادی، زیر بار مالیات‌های سنگین جنگ‌های بی‌پایان خسروپرویز با روم، له شده بودن. اونا حتی حق نداشتن در مورد عقایدشون فکر کنن. ساسانیان قبل از اینکه اعراب برسن، از درون “فاسد و پوسیده” شده بود. حامد مکثی کرد و ادامه داد: «وقتی پیام اسلام رسید، چی داشت؟ پیام “برابری”. پیام اینکه “لا فَضلَ لِعَرَبِیٍّ عَلَى عَجَمِیٍّ اِلّا بِالتَّقوی” (هیچ عربی بر عجم برتری نداره مگر به تقوا). برای کشاورزی که در سیستم ساسانی تحقیر می‌شد، این پیام مثل انفجار بمب اتمی بود! مردم ایران، اسلام رو به عنوان یک “آزادی‌بخش” پذیرفتن، نه یک اشغالگر. یکی از مشتریان کافه، پسر جوانی که دانشجوی تاریخ بود، از میز کناری‌شان جلو آمد و گفت: «ببخشید، اما این ادعا که همه با آغوش باز پذیرفتن هم درسته؟ پس اون همه جنگ‌های طولانی چی؟ جنگ نهاوند، جنگ قادسیه؟ حامد با خوش‌رویی به پسر نگاه کرد: «سوال خیلی خوبی پرسیدی! ببین، تفاوت بزرگی هست بین “جنگ با ارتش یک دولت” و “جنگ با یک ملت”. بله، ایران با اعراب جنگید، چون ارتش ساسانی باید از تمامیت ارضی خودش دفاع می‌کرد. این ماهیت سیاسی جنگ بود. اما بعد از فروپاشی دولت ساسانی، آیا شاهد قیام‌های ملی گسترده علیه اسلام بودیم؟ نه! برعکس، شاهد پیوستن انبوه ایرانیان به دستگاه خلافت و تبدیل شدن به ستون‌های اصلی تمدن اسلامی بودیم. نیما که داشت به حرف‌های حامد فکر می‌کرد، لپ‌تاپ را سمت خودش کشید و گفت: «اما حامد، پس اون داستان سوزاندن کتابخونه‌ها؟ این که خیلی معروفه!» 👇👇👇
احسان عبادی | ما و او
قسمت هجدهم: شمشیر برهنه یا قلب گشوده؟ کافه پارادوکس، همان فضای گرم و پر از دود قهوه را داشت، اما ا
حامد خندید: «عجب! می‌دونستید بسیاری از این گزارشات، ساخته و پرداخته‌ی تاریخ‌نویس‌های قرن نوزدهم و بیستم هستن که می‌خواستن “ناسیونالیسم ضد عرب” رو علم کنن؟ جالب اینجاست که در هیچ کتاب تاریخی دست‌اول قرن اول و دوم و سوم و چهارم و.. هجری، چنین چیزی ثبت نشده. تازه، مگر نه این است که خود همین ایرانی‌ها، بهترین حافظان و تدوین‌کنندگان متون ادبی و علمی اسلامی شدن؟ اگر ایران قرار بود با شمشیر اسلام‌گرا بشه، نباید این‌همه شکوفایی علمی و ادبی در آغوش همین دین اتفاق می‌افتاد. ابن‌سینا، فارابی، رازی… این‌ها محصول “اجبار” نبودن، محصول “آزادی فکری‌ای” بودن که اسلام حقیقی بهشون داد. پرهام که داشت به حرف‌ها فکر می‌کرد، گفت: «خب، اگر اسلام انقدر عالی بود، چرا پس این‌همه خشونت در روایات فتوحات هست؟ حامد تکیه داد و لحنش جدی‌تر شد: پرهام، ما نباید “فتوحات سیاسی خلفا” رو با “جوهر دین” یکی بگیریم. فتوحات، رفتار سیاسی حکام بود که خیلی جاها با اصول دین هم در تضاد بود. اما چیزی که “ایران” رو “ایران اسلامی” کرد، شمشیر نبود؛ “جاذبه‌ی حقیقت” بود. مردم ایران با دیدن سیره، اخلاق و عدالت مسلمانان نخستین، تشنه‌ی این دین شدن. اگر اسلام با شمشیر وارد شده بود، الان بعد از ۱۴۰۰ سال، باید با یک شورش ملی از کشورمون می‌رفت بیرون، نه اینکه الان ستون اصلی فرهنگ ما باشه. سامان که تا آن لحظه ساکت بود، گفت: «یعنی می‌خوای بگی ما ایرانی‌ها “انتخاب هوشمندانه” کردیم؟ حامد لبخند زد: «دقیقاً! ایران، اسلام رو انتخاب کرد، چون اسلام حقیقی، تکمیل‌کننده‌ی اون چیزی بود که در عمق وجدان تاریخی ایرانی‌ها، یعنی “عدالت‌خواهی”، وجود داشت. حامد نگاهی به چهره‌ی تک‌تک بچه‌ها انداخت. پرهام، لپ‌تاپش را بسته بود و با آرامش عجیبی به حامد خیره شده بود. دیگر خبری از آن گارد تهاجمی نبود. حامد گفت: «بچه‌ها، امشب ما درباره‌ی “ورود اسلام به ایران” صحبت کردیم و دیدیم که این یک اشغال نظامی نبود، بلکه یک پیوند آگاهانه و انتخاب تاریخی بود که مردم ایران برای رهایی از سیستم فاسد ساسانی و رسیدن به عدالت انجام دادن. خوشحالم که این گره تاریخی برای همه‌مون باز شد.» بردیا با خنده گفت: «راستش رو بخوای حامد، پرونده‌ی تاریخ ایران رو که برامون باز کردی، یه وزنه‌ی سنگین از روی دوشم برداشته شد. همیشه فکر می‌کردم ریشه‌هامون با دین در تضاده، ولی حالا می‌بینم ما با هم گره خوردیم.» حامد لبخندی زد. فنجان چای‌اش را کنار گذاشت و به پشتی صندلی تکیه داد: «حقیقت تاریخ، همینه؛ پیچیده‌تر و عمیق‌تر از چیزی که تو کتاب‌های درسی خوندیم. ولی خب، ما تا اینجا از گذشته حرف زدیم. برای هفته‌ی بعد، قبل از اینکه بخوایم وارد بررسی شخصیت‌ها و جزئیات دینی بشیم، فکر می‌کنم یه سوال خیلی مهم‌تر هست که باید با هم حلش کنیم. سوالی که برای نسل ما از هر تاریخی مهم‌تره.» پرهام پرسید: «چه سوالی، حامد؟» حامد مکثی کرد و گفت: «سوال “مرگ و پوچی”. چون اگه این مسئله حل نشه، هر چقدر هم درباره‌ی تاریخ یا اخلاق حرف بزنیم، آخرش می‌رسیم به یه بن‌بست فکری. هفته‌ی بعد، قبل از هر چیز، باید بدونیم اصلاً ما توی این دنیا “مسافریم” یا “محصول تصادفی ماده”؟ می‌بینمتون.» حامد کاپشنش را پوشید و رفت. بچه‌ها در کافه ماندند، اما این بار، نگاهشان دیگر به گذشته نبود؛ به افق‌های بلندتر و دغدغه‌های عمیق‌تر وجودی خیره شده بود. ⌚️پایان قسمت 18 ✍️نویسنده : احسان عبادی ❌ نشر رمان بدون لینک جایز نیست ❌ 🔰انقلابی باید قوی شود 🔰 @ma_va_o
✅ خبر خوش از فردا انشالله کلاس آنلاین مهدویت تخصصی و مبانی سیاسی رهبری شهید، ادامه خواهد یافت. ساعت اعلام میشود
احسان عبادی | ما و او
✅ اگر می خواهید الان بخوابید، حداقل یک رکعت نماز شب ، نماز وتر ، را بخوانید و بخوابید. حتی شده با قن
👆👆👆👆 شب جمعه ثوابها چند برابره لطفا بدون خواندن حداقل این یک رکعت نماز شب ، نخوابید.
هدایت شده از احسان عبادی | ما و او
✅ روز متعلق به امام عصر لطفا در انجام فعالیت های مهدوی و فرهنگی از جمله خرید کتاب برای تدریس رایگان برای شما و اعزام مبلغ و سخنران ما را یاری کنید. به والله برخی جاها به دلیل نداشتن امکان مالی، حتی پول ایاب ذهاب سخنرانان ما را هم نمی دهند... ولی مجبوریم برای نشر معارف مهدویت و مبارزه با انحرافات، مربی بفرستیم. نیازمند کمک های شما هستیم واریز کمک مهدوی زیر نظر کانون فرهنگی مهدی موعود زیرنظر سازمان تبلیغات به کارتهای زیر واریز کنید 🌺 امام صادق ع فرمودند: يك درهم مالي كه براي امامت صرف كني برتر است از دو ميليون درهم كه در ديگر امور خير خرج كني. شماره کارت بانک رسالت
5041721084830521
شماره شبا
IR620700001000118170880001
شماره کارت ملت
6104337587485788
شماره شبا ملت
IR030120020000008466460618
👌در این روز جمعه که ثواب اعمال چندبرابر نوشته میشود ما را از کمک خیر برای فعالیتهای و خود محروم نفرمایید.🌺 👆👆👆
🔥 تا ۵۰ درصد تخفیف آموزش زبان عبری 🔥 🔸️به صورت حضوری و مجازی🔸️ ⚠️ برای مدت محدود! ⚠️ ✨ با شرایط فوق‌العاده: 💳 خرید اقساطی 👥️ ویژه بانوان و آقایان 📝 دسترسی مادام العمر به دوره مجازی 🗣 پشتیبانی استاد دوره 📌 یه نکته مهم: 🏷 اگه الان سرتون شلوغه و وقت ندارید، هیچ اشکالی نداره؛ الان با تخفیف تهیه کنید و هر وقت فرصت کردید، بعداً ببینید. 🌱مهم اینه که الان از این تخفیف محدود استفاده کنید. مشاهده دوره ها و لینک ثبت نام : 🔗 https://academy.toluehagh.ir 💢 موسسه فرهنگی طلوع حق 📲 @toluehagh_ir
احسان عبادی | ما و او
🔥 تا ۵۰ درصد تخفیف آموزش زبان عبری 🔥 🔸️به صورت حضوری و مجازی🔸️ ⚠️ برای مدت محدود! ⚠️ ✨ با شرایط فو
👌دوره های موسسه طلوع واقعا مهم و کاربردی هستند این دوره هم در شناخت زبان دشمن صهیونی مهم است مورد تائید ✅ عبادی
👌جلسات روزانه شرح حدیث با تفسیر آقای شهید جلسه ۳۲ تدریس روایات کتاب خصال شیخ صدوق 👇👇👇👇
استاد احسان عبادیشرح کتاب خصال 32.mp3
زمان: حجم: 1.1M
🎧 سلسله جلسات شرح احادیث 32 🔰 بر اساس کتاب شرح احادیث توسط مقام معظم رهبری شهید 💠 جلسه 32، عاقبت پول پرستی 🎤 احسان عبادی 👌فرصتی مناسب برای حدیث خوانی و آشنایی با منظومه دینی حضرت آقای شهید @ma_va_o
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌پیش نماز فرشتگان شویم ! 🔰راه ساده برای اینکه دو صف از فرشتگان پشت سر ما نماز بخوانند. 🎤 احسان عبادی @ma_va_o
هدایت شده از  فصل بیداری
یک نفر عدالت را معنا کند تا بفهمیم! چرا در یک پرونده حکم حبس تعلیق می‌شود، در پرونده دیگر حکم اجرا می‌شود و در پرونده‌ای دیگر هنوز مراحل اعتراض ادامه دارد؟ 👇 برای اثبات تبعیض باید پرونده‌ها را از نظر مبنای قانونی، قطعیت حکم، سابقه قضایی و شرایط تعلیق مقایسه کرد نه فقط اینکه چه کسی زندان رفته و چه کسی نرفته برای بهره‌مندی از مرخصی، محکوم باید حداقل یک ششم از محکومیت خودش رو گذرونده باشه قانونا. برای بهره‌مندی از نهاد پابند الکترونیک هم باید حداقل یک چهارم مجازات سپری شده باشه. که هیچ کدوم از این شرایط برای آقای رسایی فعلا ایجاد نشده. از جهل مردم به قانون، برای مظلوم‌نمایی استفاده میکنن و وانمود میکنن که دستگاه قضایی داره به خصومت باهاشون برخورد میکنه!!!