نامیدن ِ خطبه حضرت زهرا سلاماللهعلیها به نام «فدکیه» شاید تقلیل و محدود کردن سطح محتوای این منظومهی توحیدی باشه. محور ِ اصلی ِ این خطبه هشدار نسبت به تحریف دین و انحراف ِ صحابه و بازگشت ِ جامعهی نبوی به جاهلیت ِ قبل از اسلامه. البته نام «فدک» همواره از سوی ائمه، نمادی از حق غصبشدهی اهلبیت تلقی میشد ..
@maae_maein
16.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#story
@maae_maein
گفتن تموم ِ زندگیت
گفتم آقام امام رضا ..
آقا امام صادق علیهالسلام فرمودند:
از شامگاه پنجشنبه و شب جمعه، فرشتگانی با قلمهایی از طلا و لوحهایی از نقره، از آسمان به سوی زمین میآیند و تا غروب روز جمعه ثواب هیچ عملی را آنها نمینویسند به جز #صلوات بر محمّد و آل محمّد علیهم السلام.
- من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۲۴
@maae_maein
آدم، گاهى رنجهایی را مىبيند ولى همين رنجها حاملِ عنايت و محبتِ خدا هستند؛ براى انصرافِ من، توجه دادن به من، شستشو كردن من است!
تعبيرى است در دعا: «الهى ترحم من تشاء بما تشاء كيف تشاء»؛ وقتى میخواهى به كسى محبت كنى، آنطور كه خودت میخواهى و با آنچه كه میخواهى با او مهربانى میکنی؛ حتى با رنجها و زمين زدنها.
دوستان انسان، سلام نكردهاند؛ بر سرش هم زدهاند، فحش هم دادهاند، کتک خورده، تحقير شده، نزديكترين كسان او هم، به او توجه نكردهاند، اينها عين رحمت اوست.
وقتى ظرف تو میافتد و میشکند، یکوقت میگويى: ديدى شكست؟! يا اينكه مىگويى: ديدى! شكستنى بود؟!
اين نگاه دوم است كه تو را به رحمت حق، گره میزند و مست و مدهوشت میکند. با اين نگاه و درک مستمر از عنایتهاى حق، مگر تو میتوانى ضعف اعصاب بگيرى؟!
ديگران هر چه میخواهند اذيت كنند؛ ولى تو بهرهمند میشوى و قبل از بلاء، عافيت را يافتهاى و قبل از ضلال و سردرگمى، به رشد رسيدهای.
اينها رحمت حق است كه ظهور و بروز دارد و اين مهربانى و انس اوست كه تو را رها نمیکند.
- عین.صاد، خورشید در خاک نشسته، ص۱۸
@maae_maein
هر تولید ی، یک جور زایمان است.
وَلَد که جمعش میشود اولاد و معمولاً در دعاهایمان نوع صالحش را برای جوانها و تازه عروسها از خدا میخواهیم، در عربی آنقدر معنای وسیعی دارد که هیچکس نمیتواند ازش قِسِر در برود. مجرد و متأهل و پیر و جوان و زن و مرد هم نمیشناسد!!
واژهنامه میگوید ولادت یعنی خروج چيزی از چيزی و نتيجه شدنش از آن که میتواند مادی یا معنوی باشد. یعنی هر اثر یا عملی که ما راه انداختیم جزء اولاد ماست! خواسته یا ناخواسته!
یک جایی در توصیف بهشتیهای سورهی واقعه خداوند میفرماید:
يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ
ترجمهها همه کما بیش ولدان را انسانهایی میدانند، نوجوان، کم سن، لابد شبیه غلام و کنیزهای فیلمهای سلطنتی!!
اما یک جور دیگری هم میشود نگاهش کرد:
واژهنامه میگوید ولدان جمع ولید است و وَليد كسي است كه به تولُّد يعنی خروج از چيزی و هستی يافتن از آن وصف میشود.
مثلاً تفسیر المیزان مال چه کسی ست؟ علامه طباطبایی، پس المیزان، ولید علامه است.
علامه کجاست؟! ما نمیدانیم. اما اگر از سابقونِ سورهی واقعه باشد، زندگی ابدیاش در حالی است که وِلدانش جاودانه در کنارش خواهند بود... در گردش، زایا، با جوشش علی الدوام!
آن یکی با استارتآپش، دیگری با مدرسه یا کتاب یا اختراعش...
(شاید برای همین، دیوان حافظ با یک حمد جواب تفألمان را مثل یک انسان زنده میدهد)
چه کارهایی در این دنیا هست که اگر کسی بپرسد: این مال کیه؟ آدمها اسمِ شما را بیاورند؟! آنها همه اولاد شما هستند.
پ.ن۱: امشب شبِ ولادت کلمه مبارکی به نام مسیح است. پیامبری که خدا خواست مولود مادرش به تنهایی باشد تا نشان بدهد تنها شرط مولّد بودن، ازدواج نیست! اولادِ ما نتیجهی سعی و تلاش ما هستند و اگر خدا بخواهد ولد صالحی را روزی کسی کند، آن را مشروط به چیزی نگه نمیدارد. حتی اگر به چشم مردم شگفت و سنگین بیاید!
پ.ن۲؛ حالا شما راستی راستی چند تا بچه دارید؟!
- ماجده محمدی
@maae_maein
حضرت ام البنین سلاماللهعلیها با فصاحت و بلاغتی که داشت در مقام افشاگری از ظلم و تعدی بنی امیه بر آمد و با اشعار جانسوز و بلیغ و عزاداریهای مستمر مردم را متوجه ظلم و بیلیاقتی حکام وقت مینمود لذا آن بانو را با عسل زهرآگین مسموم و به شهادت رساندند چنانکه مورخ نامی حاج شیخ علی فلسفی در کتاب «زنان نابغه» و جناب عبد العظیم بحرانی در کتاب «ام البنین» نگاشتهاند که بنی امیه همسر امیرالمومنین علیهالسلام، ام البنین سلاماللهعلیها را مسموم و به قتل رساندند.
- الدرجات الرفیعة فی وقایع الشیعة، رفیع الدین رفیعی
@maae_maein
وقتی همسرم عباس علیهالسلام، با لبخند از سختگیریهای مادرش در تربیت فرزندانش میگفت؛ و میگفت مادرش اولین مربی شمشیرزنی و تیراندازی او و برادرانش بوده، نمیتوانستم باور کنم و به خود بقبولانم که این تندیس بینقص لطافت و زنانگی؛ و این عابدهی روزگار خود، نسبتی با شمشیر و کمان داشته باشد.
تا اینکه روزی در بازار مدینه با دو زن مسافر از قبیلهی بنی کلاب ملاقات کردم. وقتی دانستند من عروس فاطمه کلابیه (امالبنین سلاماللهعلیها) هستم با خوشحالی مرا در آغوش گرفتند و بعد از پرسیدن حال و نشانی منزل، اولین سؤالشان، مرا از فرط تعجب بر جا خشک کرد:
- هنوز هم شمشیر میبندد؟!
- شمشیر؟! خیر!
- پس برادرش درست میگفت که بعد از ازدواج تغییر کرده.
پرسیدم: یعنی شما میگویید مادر همسرم، جنگیدن میداند؟! از پرسشم به خنده افتادند. سپس یکی از آنها عذرخواهی کرد و گفت:
قبیلهی ما (بنی کلاب) به جنگاوری و دلیری میان قبایل، مشهور و معروف است و تقریباً همهی زنان قبیله نیز تا حدی با شمشیرزنی و تیراندازی و نیزه آشنایی دارند اما خانوادهی فاطمه کلابیه در میان کل اعراب بلکه حتی در امپراتوری روم نیز معروف و مورد احترام هستند.
فاطمه (ام البنین سلاماللهعلیها) در شمشیرزنی و فنون جنگی به قدری ورزیده و آموزش دیده بود که حتی برادران و نزدیکانش، تابِ هماوردی و مقابله با او را نداشتند؛ و بعد درحالیکه میخندید، ادامه داد: هیچ مردی جرأت و جسارت خواستگاری از او را نداشت.
به خواستگاران جسور و نامآورِ سایرِ قبایل هم جوابِ رد میداد. وقتی از او میپرسیدیم که چرا ازدواج نمیکنی؟! میگفت: مردی نمیبینم؛ اگر مردی به خواستگاریام بیاید، ازدواج میکنم.
تا اینکه عقیل به نمایندگی از طرف برادرش امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به خواستگاری فاطمه آمد؛ او از فرط شادمانی و رضایت، گریست و گفت: خدا را سپاس، من به مرد، راضی بودم ولی خداوند مردِ مردان را نصیبِ من نمود.
- ماه به روایت آه، ابوالفضل زرویی نصرآباد
@maae_maein
امام سجاد علیه السلام میفرمایند:
روز عاشورا پدرم را به سینهاش چسبانیدند و فرمودند: پسرکم دعایی را از من به خاطر بسپار که مادرم فاطمه آن را به ما آموخت و او نیز از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و رسول خدا نیز از جبرئیل آموخته است. این نیایش را در هنگامهی نیاز، رخدادی بزرگ و اندوه بخوان:
به حقّ [سورهی] یاسین و قرآن کریم، و به حقّ [سورهی] طه و قرآن بزرگ، ای کسی که در برآوردن نیازهای نیازمندان توانایی، ای که به آنچه در درون آدمی میگذرد دانایی، ای زدایندهی اندوه غمزدگان، ای گشایندهی غم اندوهگینان، ای مهربانِ پیران فرتوت، ای روزی دهندهی خردسالان و نوزادان، ای آنکه از هر تفسیری بینیازی، بر محمد و خاندانش درود فرست و با من چنان رفتار کن که شایستهی [بزرگی و بزرگواری] توست۱ [نه درخور رفتار زشت من]
و سپس خواستههای خویش را بخواه.
۱. بحارالانوار ۱۹۶/۹۲؛ الدعوات/۵۴
- خاطر نازکِ گل، حسین سیّدی، صص۱۲۶و۱۲۷
@maae_maein
مـاء معـین
امام سجاد علیه السلام میفرمایند: روز عاشورا پدرم را به سینهاش چسبانیدند و فرمودند: پسرکم دعایی را
نیایش ِ یادگار ِ ارباب،
نیایش در هنگامهی نیاز، رخدادی بزرگ و اندوه ..