بعد ۳_۴ روز که اتاق هتلو تحویل دادیم اومدیم یه جای دیگه
کارای ثبت اقامتو که انجام دادیم کارتو گرفتیم یه صدای آشنایی سلام کرد و کارتشو گرفت
رفتیم سمت آسانسور گرم صحبت با خانواده بودیم و وارد آسانسور شدیم سرمو آوردم بالا دیدم صدای آشنا آقای طاهریه(پدر) و اهل و عیال و اینا که حقیقتا برگانم ریخت
و جالبیش اینجا بود بابام نمیشناخت😂🤣
بعد سلام کردیمو توی یه طبقه و از هم جدا شدیم👩🏻🦯👩🏻🦯👩🏻🦯👩🏻🦯
پسته ایی ۲۹۸ تومن بود ترجیح دادم بازم خریدشو به عقب بندازم
حالا که لیمویی داره میاد مجبورم تا قبل ارديبهشت بخرمش🍃✅
ملجأ
میترسم دفترچهم حیف شه🦦
من بعد از خریدن و هدیه گرفتن هزاران دفتر طراحی و غیره همچنان: