eitaa logo
⛔ سکوت ممنوع ⛔
712 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
100 فایل
﷽ ❌سکوتی که موجب جرأت بیشتر گنهکاران شود (ممنوع) ❌ سکوتی که مایه وهن اسلام یا ضعف مسلمانان شود (ممنوع) ❌ سکوتی که موجب شود معروفی، منکر یا منکری، معروف شود (ممنوع) 📥 کپـــی = مجـــاز
مشاهده در ایتا
دانلود
❤️ سلام راستش من همیشه به چشم یه دوست به خانمای شل حجاب نگاه میکنم ، یه روز رفته بودیم پاساژ معروف شهرمون ک پاتوق این گروه از خانماست ،🌃 ❌شوهرم میگفت وای اینجا خواهش میکنم چیزی نگو ،🤨 چون هفته قبلش سر همین دعوا و کتک کاری شده بود کار به پلیس کشیده بود ،👮‍♂ خلاصه چندتا دختر پشت سرمون رو پله برقی بودن👩‍💼 👑برگشتم دیدم یکیشون روسری نداره ، خندیدم سلام کردم ،😄🖐 ✅ فهمید میخوام تذکر بدم ،یهو بهش گفتم ماشاالله چقدر زیبایی ، چنان ذوق کرد😌 دوستاش منتظر بودن دعوا راه بندازن😃😃 منم برگشتم جلو رو نگاه کردم😂 👌یهو دوباره برگشتم گفتم خوشگلم شالت افتاده این اقایون خوشبحالشون شده مفت و مجانی موهای خوشگلتو میبینن ، حیف تو نیست !!😉 دیگه خندید سر کرد ،گفتم ممنونم عزیزم 🥰 گفت ممنون که قشنگ دادی 😍👌 👇👇👇بیا به جمع ما 👇👇👇 https://eitaa.com/maaroof313
سلاااام 🌧 امروز با دخترم دندونپزشکی بودم . نشسته بودیم تو سالن رادیولوژی. منتظر بودیم اسممونو صدا کنند. فقط من و دخترم چادری بودیم و یک خانوم و دختر کوچولوش، بقیه ی خانوما اکثراً بی حجاب بودند و چند تا بدحجاب .😔 یهو یه آقایی وارد شد با تیشرت و کلاهِ قرمز و شلوارِ جین؛👖👕 (تیپی که ظاهراً مذهبی نبود) 👀 یه نگاهی به جمع انداخت و رفت سمتِ سوپر مارکتِ روبروی سالن . خرید کرد و برگشت .🍫🍫 اومد سمتِ دخترم و یه شکلاتِ تک تک بهش داد و با صدای بلندی که همه بشنوند، گفت : بیا دخترِ خوب ! این بابتِ قشنگ و متانتت.😊 همین جمله رو به اون دختر هم گفت و شکلات داد و نشست.✅ سالن، چند لحظه هنگ بود. دو سه نفر شالشونو کشیدن رو سرشون، 👌 بقیه سرشونو انداختن پایین .👌 خیلی حرکت جالبی بود مخصوصاً برای آقایون که یه غیرِ مستقیم و دوستانه بود.👏 🌺قشنگتر از اون، حسِ افتخار و زیبا بودن و اعتماد به نفسی بود که این دو تا بچه با چادرِ مشکی (بین اون همه زنِ رنگارنگِ ظاهراً زیبا) به دست آوردند.🌺 👇👇👇بیا به جمع ما 👇👇👇 https://eitaa.com/maaroof313
🌸🌸 🌸🌸 🌸🌸 🟢 سلام . روز شهادت امام جواد(ع) بود. من برای انجام کاری راه افتادم،بین راه یک میوه فروشی هست که صدای آهنگ در اون قسمت به گوش میرسه!! من وقتی رد شدم صدای این آهنگ که خیلی هم شاد بود به گوشم رسید. صدای زیاد... چند قدمی دور شدم ولی بعد با خودم فکر کردم که درست نیست بی تفاوت رد بشم،حداقل وظیفه ام رو انجام بدم.😊 برگشتم،درب مغازه ایستادم. گفتم: سلام،آقا ببخشید امروز شهادت امام جوادِ(ع)،اگر میشه این آهنگتون رو قطع کنید یا حداقل صداش رو کمتر کنید. 🔹گفت: من کاری رو که خودم میخوام انجام میدم. 🟢 منم گفتم،وظیفم بود که به شما اطلاع بدم؛ خدا نگهدار ☘رفتم و کارم رو انجام دادم، در مسیر برگشت مجدد از این قسمت رد شدم،متوجه شدم که صدای آهنگ کاملاً قطع شده...😊💫 ✅رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدظله العالی): تاثیر همه جا قطعیست ...
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 سلام.یکی دو روز پیش برای شکستگی دست همسرم بیمارستان بودیم. 🤕 تو سالن بزرگ انتظار خانمی که کالسکه بچه شو می چرخاند , لگ پوشیده بود که حدودا ۱۵ الی ۲۰ سانت بالای قوزک پاش بود و به خاطر سفیدی پوستش چند برابر جلوه داشت و جلب توجه میکرد . بعد از کلی درگیری با خودم , با توسل به شهدا و استعانت از خدا 🤲 , بدون اطلاع همسرم اقدام کردم . به بهانه انداختن زباله در مسیر خانم قرار گرفتم و خیلی آهسته گفتم : اجازه میدید بچه تونو من بگردونم ? در مواجهه با تعارفات خانم گفتم آخه میدونید پاهای شما زیبا و سفیده , هر بار که از جلو چشم مردم رد میشید احساس گناه بِهِم دست میده , چون فکر می کنم میتونم کاری انجام بدم و نمی دم. حالا اگه اجازه بدید من بگردونمش. خانم موند چی بگه 😳 و من کالسکه رو بدست گرفتم و ایشون دیگه قسمت جلو سالن نیومد . نوبتشون که شد از پله های پشت سالن رفتن . سرم تو گوشیم بود که همسرم گفت با شما هستن! دیدم از دور دارن ازم تشکر و خداحافظی می کنن. 👋👋 خدا رو شکر کردم که این اتفاق رو روزیم کرد. ☺️☺️ امیدوارم حداقل ,من بعد هر وقت می خوان اون لگ رو بپوشن یاد اون روز بیفتن و منصرف بشن . یا اصلا تلنگری بوده باشه که کلا تغییر رویه بدن. خدا عاقبت هممون رو به خیر بگردونه، ان شاءالله🤲 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🟡🟢 مغازه داره چه جمله‌ی قشنگی نوشته و داخل مغازه نصب کرده👆😍 آفرین 👏👏👏🌷🌱🌷🌱🌷 🙆‍♂ برادر یا خواهری که این تصویر را دیدی👆 بلند شو💁‍♂ شما هم این جمله را روی مقوا بنویس یا چاپ کن و حداقل به یک مغازه‌ از شهر یا روستاتون تحویل بده و قانعش کن که درب مغازه اش نصب کنه📃 🥺 فقط یه گوشه داخل گوشی📱نشستن کافی نیست.
⛔ سکوت ممنوع ⛔
#ارسالی_مخاطبین #آتش_به_اختیار 🟡🟢 مغازه داره چه جمله‌ی قشنگی نوشته و داخل مغازه نصب کرده👆😍 آفرین
🔥آآآآتشششش به اختیااااااااااااار 💥✌️ ✅ نصب برگه‌ٔ در مغازهٔ لوازم‌ التحریر فروشی احسنت به این فروشنده‌ی دغدغه‌‌‌‌مند👌
5.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷ایمان که محکم باشه، اینطوری وسط میدون خودش را نشون میده😍
مؤمنین عزیز ❗️ 🟡 اکنون با جماعتی مواجه هستیم که اکثرشون(تاکید می کنم،اکثرشون) نسبت به کشف‌ و پوشش نامناسبی که انتخاب کردند مردد هستند... 🔴 حتی اونی هم که پوشش به شدت نامناسب و اصطلاحا جیغی انتخاب کرده؛ تردید داره و ترس داره که عکس‌العمل جامعه و مردم به این پوشش چیه... 🟢 وقتی که میشنوه و بازخورد خوبی از مردم نمی بینه، سریعا شالش را سرش میکنه 📣خیـــــــلی باید حواسمون باشه📣 🔹چرا که امروز اگر ما در مقابل منکر کنیم، در واقع داریم کمک میکنیم به ثبات و نشر اون منکر 😭 🔻خلاصه بگم👇 ســـــــــــــکوتِ‌ ما،🤐 باعث تبدیل شک به یقین فرد خاطیست و با بازخوردی که از سکوت جامعه میگیره، به صحیح بودن پوشش بدش یقین پیدا میکنه 👌 ✅ حواسمون باشه با سکوتمون چه سیگنالی داریم به طرف مقابل میدیم خدا ی نکرده شریک‌ جرمش نشیم❌ •┈••••✾•🌿🌺🌿•✾••••┈•
عااااااااالـــی 👌
🕌 نزدیک نماز بود. من و خانمم باید یک مسیر طولانی را برای اینکه به موقع به نماز اول وقت برسیم طی می کردیم. برای اینکه نماز اول وقتمان فوت نشود، ماشینی گرفتیم. چون مسیر طولانی بود کرایه مسیر نیز بالا بود. قبل از رسیدن به مقصد بودیم که مصادف شد با وقت اذان. 🌺 من در همان ماشین شروع به اذان گفتن کردم. اذان که تمام شد به مسجد مورد نظر رسیدیم. راننده تاکسی آن‌قدر تحت تأثیر قرار گرفته بود که بعد از اتمام اذان، به من گفت: «آقا شما یک صحنه‌ای را برای من ایجاد کردید که تا عمر دارم فراموش نمی‌کنم». وقتی هم خواستیم کرایه را حساب کنیم تحت هیچ شرایطی از ما پولی نگرفت و با تأکید گفت: «برادر! شما این سوویچ ماشین را بگیرید و بروید کارتان را انجام دهید. بعد من میام همین جا از شما ماشین را می‌گیرم» که البته ما نپذیرفتیم.
🕌 در مقابل درب مسجدی و در مسیر عابرین پیاده و سواره اذان را با صدای بلند گفتم. بعد از اتمام اذان فردی را دیدم که با لبانی خندان به سمتم می آید. گفت: «جوان! مدتها بود جوانی به با صفایی تو ندیده بودم. دو تا صندوق پرتقال تو ماشینم هست. اگر اجازه می دهی یکی از آنها را می خواهم به تو دهم».
11.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻بی‌درد بی شعور❗️ ▪️انسان بیهوش است که درد نمی کشد..‌. ▪️خدایا بیدارم کن❗️ ⬅️قرائت قسمت‌هایی تکان دهنده از وصیت نامه شهید عباس دانشگر توسط استاد رحیم_پور... 🆔 اندیشه پژوهان 🔻🔻🔻🔻🔻🔻 @rahimpoor_azghadi