📜 مخاطب اين نامه فرماندار فارس و بحرين بود كه نسبت به گروهى از مجوس🔥 كه در آنجا مىزيستند با خشونت رفتار مىكرد و آنها چون معتقد به عدالت و خُلق نيكوى امام عليه السلام بودند به امام عليه السلام شكايت كردند؛ امام عليه السلام اين نامه را كه در عين كوتاهى، بسيار پر محتواست و مىتواند برنامهاى براى همۀ زمامداران باشد براى او مرقوم داشت. فرمود:
«اما بعد (از حمد و ثناى الهى) گروهى از زعما و كدخدايان اهل شهر تو از خشونت و قساوت و تحقير و بد رفتارى تو شكايت كردند و من دربارۀ آنها انديشيدم، نه آنان را شايستۀ نزديك شدن (بيش از حد) يافتم؛ زيرا مشركند و نه سزاوار دورى و بد رفتارى؛ چرا كه با آنان پيمان بستهايم (و اهل ذمّه هستند)»؛ (أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ دَهَاقِينَ أَهْلِ بَلَدِكَ شَكَوْا مِنْكَ غِلْظَةً وَ قَسْوَةً وَ احْتِقَاراً وَ جَفْوَةً وَ نَظَرْتُ فَلَمْ أَرَهُمْ أَهْلاً لِأَنْ يُدْنَوْا لِشِرْكِهِمْ وَ لَا أَنْ يُقْصَوْا وَ يُجْفَوْا لِعَهْدِهِمْ).
امام عليه السلام در تعبيرات خود روى چهار نقطه از اعمال نارواى آن فرماندار انگشت نهاده؛ نخست خشونت و ديگر قساوت و بىرحمى و سوم تحقير كردن آنها و چهارم بد رفتارى نسبت به آنهاست؛ گر چه اين چهار مفهوم با هم نزديكند ولى تفاوتهاى دقيقى با هم دارند. لذا امام عليه السلام به تمام آنها اشاره كرده و به دنبال آن نظر مبارك خود را چنين اعلام مىكند كه از يك سو بايد توجّه داشت آنها مشركند؛ زيرا مجوس به عنوان دوگانه پرست و ثنوى شناخته مىشود، چون معتقد به دو مبدأ خير و شر و يزدان و اهريمن بودهاند، هر چند زرتشتىهاى امروز مدعى هستند كه ما موحّديم نه مشرك؛ امّا منابع دينى آنها غير از اين را مىگويد. به هر حال امام عليه السلام با ملاحظۀ تفاوت اعتقادى، نزديك شدن بيش از حد به آنها را نهى مىكند و در عين حال اين نكته را يادآور مىشود كه آنها تحت پيمان ذمّه هستند؛ يعنى با مسلمانان همزيستى مسالمت آميز دارند آنها متعهدند كه به #اسلام احترام بگذارند و حكومت اسلامى نيز متعهد است كه از جان و #ناموس آنها دفاع كند و نسبت به آنان خوشرفتارى نمايد؛ بنابراين به خاطر اين پيمان ذمّه، جفا كردن و بدرفتارى در حق آنها جايز نيست.
آن گاه امام عليه السلام مطلب را روشنتر ساخته و چنين مىفرمايد: «بنابراين لباسى از نرمش همراه كمى شدت و خشونت براى آنان بر خود بپوشان و با رفتارى ميان شدت و نرمش با آنها معامله كن و نزديك ساختن و تقريب را با دور نمودن و إبعاد آنها، با هم بياميز؛ انشاء اللّٰه»؛ (فَالْبَسْ لَهُمْ جِلْبَاباً مِنَ اللِّينِ تَشُوبُهُ بِطَرَفٍ مِنَ الشِّدَّةِ وَ دَاوِلْ لَهُمْ بَيْنَ الْقَسْوَةِ وَ الرَّأْفَةِ وَ امْزُجْ لَهُمْ بَيْنَ التَّقْرِيبِ وَ الْإِدْنَاءِ وَ الْإِبْعَادِ الْإِقْصَاءِ. إِنْ شَاءَ اللّٰهُ).
بديهى است اينگونه رفتار با افرادى كه مسلمان نيستند ولى در سايۀ حكومت اسلامى بايد زندگى سالمى داشته باشند، بهترين رفتار است؛ از يك سو به آنان آرامش مىدهد و هر گونه فكر طغيان و سركشى را از وجودشان بر مىچيند و از سويى ديگر رفتار حكومت اسلامى را حمل بر ضعف و ناتوانى كه ممكن است آن هم سرچشمۀ طغيان گردد نخواهند كرد. اين بهترين طريق رفتار با اين اقليتهاست.
بديهى است آنچه امام عليه السلام در اين نامه بيان فرموده منحصر به اشخاص و يا زمان و مكان معينى نيست؛ بلكه برنامۀ حساب شدهاى است كه در همه جا كارآيى دارد.
بلكه مىتوان گفت حكومت نسبت به افراد خودى نيز بايد همين گونه معامله كند. اگر زياد در مقابل آنها نرمش نشان دهد، ممكن است حمل بر ضعف او كنند و گروهى جرأت بر قانون شكنى پيدا نمايند و اگر قوانين را با خشونت و شدت اجرا كند، سبب رميدن مردم و از دست دادن عشق و علاقۀ آنها نسبت به حكومت خواهد شد.
به هر حال اعتدال در ميان نرمش و خشونت، يكى از اصول ثابت #مديريت و فرماندهى در تمام سطوح است. حتى در مورد خداوند و سياست الهى نسبت به بندگان همين اصل رعايت شده و آنها را بين خوف و رجا نگه مىدارد، قرآن مجيد مىفرمايد: « «نَبِّئْ عِبٰادِي أَنِّي أَنَا اَلْغَفُورُ اَلرَّحِيمُ وَ أَنَّ عَذٰابِي هُوَ اَلْعَذٰابُ اَلْأَلِيمُ» ؛ اى پيامبر! بندگانم را آگاه كن كه آمرزندۀ مهربان منم و (اينكه) عذاب من همان عذاب دردناك است»
46.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎼 #نماهنگ سرود بنات الحیـــدر
این بار در برج میلاد تهران
🇮🇷
با علی همراه بودن ارث ما از مادر است
این خروش زینبی رسم بنات الحیـــدر است
@banatolheydar
#لبیک_یا_خامنه_ای
#حجاب
17.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پست_ویژه #مراقبه
🎥 مدیریت ورودیهای به نفس
🎙 استاد مکرّم حاج شیخ جعفر #ناصری دام عزّه
⏱ زمان: ۴ دقیقه
@Nasery_ir
#نهج_البلاغه | #حکمت ۲۳۶
🏷️ بی ارزشی دنیا
┄┅═✧ا﷽ا✧═┅┄
❁• وَ قَالَ عليهالسلام وَ اَللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِي عَيْنِي مِنْ عِرَاقِ خِنْزِيرٍ فِي يَدِ مَجْذُومٍ
┅───────────────┅
☜ و درود خدا بر او، فرمود: به خدا سوگند! اين دنياى شما كه به انواع حرام آلوده است، در ديدۀ من از استخوان خوكى كه در دست بيمارى جذامى باشد، پستتر است.
─┅•═༅𖣔✾✾𖣔༅═•┅─
♻️ ترجمه فیضالاسلام: امام عليه السّلام (در نكوهش دنيا) فرموده است: بخدا سوگند اين دنياى شما در چشم من خوارتر و پستتر است از استخوان بىگوشت خوك كه در دست گرفتار به بيمارى خوره باشد (خوره، دردى است كه موجب خوردن و از بين بردن گوشت و اعضاء شخص شود و آن بدترين بيماريها است و اين فرمايش دليل است بر منتهى درجۀ بيزارى آن حضرت از دنيا و كسيكه در حالات آن بزرگوار «هنگاميكه با پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) بوده و وقتى كه گوشه نشينى اختيار نموده و زمانيكه بر حسب ظاهر بخلافت رسيده» انديشه نمايد براز اين سخن پى مىبرد).
🇯 🇴 🇮 🇳
📖 امام عليه السلام در اين كلام حكيمانه شدت تنفر خود را از زرق و برق دنيا بيان كرده مىفرمايد: «به خدا سوگند اين دنياى شما در نظر من از استخوان خنزيرى كه در دست شخص جذامى باشد پستتر است»؛ (وَ اللَّهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِي عَيْنِي مِنْ عِرَاقِ خِنْزِيرٍ فِي يَدِ مَجْذُومٍ)
💡 «عِراق» با كسره و ضمۀ عين، جمع «عَرْق» (بر وزن فرق) به معناى استخوانى است كه گوشت آن را كنده باشند.
امام عليه السلام با اين تشبيه كه بيان فرموده رساترين تعبير را در مورد تنفرش از زرق و برق دنيا ذكر كرده است.
استخوان بىگوشت ارزشى ندارد به ويژه اگر استخوان حيوان نجس العين مانند خنزير باشد و مخصوصاً اگر در دست انسان بيمار مبتلا به جذام باشد كه همه از وى فرار مىكنند!
سوگندى كه در آغاز اين سخن آمده و تعبير به «دنياكم» (دنياى شما) مطلب را روشنتر مىسازد.
ابن ابىالحديد در شرح اين كلام مىگويد: به جانم سوگند كه حضرت در اين گفتارش صادق و هميشه صدق و راستى پيشۀ وى بود و كسى كه در سيره و روش زندگى او در آن زمان كه در مقام ولايت ظاهرى بود و آن زمان كه در كنار، قرار داشت بنگرد صحّت اين كلام را درمىيابد (چرا كه او در هر دو حالت در نهايت بىاعتنايى به دنيا بود).
امام عليه السلام در طول كلماتى كه از نهج البلاغه از آن حضرت نقل شده بىاعتنايى خود را به مقامات دنيوى و مواهب آن با تعبيرات مختلفى بيان كرده كه هر كدام از ديگرى گوياتر و فصيحتر است.
در خطبۀ «شقشقيه» چنين بيان فرمود: «وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْياكُمْ هٰذِهِ أَزْهَدَ عِنْدي مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ» (اگر براى احقاق حقوق مظلومان نبود مهار ناقۀ خلافت را بر پشتش مىافكندم و رهايش مىساختم و در آن هنگام) در مىيافتيد كه ارزش اين دنياى شما در نظر من از آب بينى بز كمتر است.
ادامه شرح ...