#سلام_امام_زمانم
السَّلامُ عَلَيْكَ يا صاحِبَ التَّدْبيرِ...
سلام بر تو ای تدبیرگر عالم هستی، ای مولایی که ظهورت چاره ی همه ی بیچارگان است.
📚 صحیفه مهدیه، زیارت حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در سختیها، ص578.
🌹اینجا معبر شهداست 👇
↶【به ما بپیوندید 】↷
🍃🌺 @mabareshohada 🌺
خدایخوبم درهای رحمتت را به روی تک تک ما بگشای.بهترین احوال و روحیه و بهترین موفقیت ها و بهترین لبخندها و بهترین نعمت ها و بهترین فرصت ها و بهترین عاقبت را نصیبمان بگردان.
خير و بركات خودت را در زندگی من و مردم سرزمینم جاری بفرما و آرامش را در ذكر خودت بر ما ارزانی بدار
و دل ما را به نور خودت روشن و گرم كن. آمین
✍️مــــعــــبَـــر شُــــهــــدا
ڪلیڪ ڪنید 👇
🌺🍃 @mabareshohada 🍃
سلام ایرانی 🇮🇷
بزرگترین دشمن ایران و ایرانی با تمام
توانش در حال مبـــــــــــارزه با ما هست.
همه تحلیلگران میگن اگه امـــــــــــروز راهپیمایی بعد نمازجمعه شلــوغ بشه، قطعا دشمن ناامید میشه و نیروهای مسلح امیدوارتر، ضربات خود
را وارد میکنند.
پس نماز جمعه میبینمت 😊🌹
#شمسالهدی
✍️مــــعــــبَـــر شُــــهــــدا
ڪلیڪ ڪنید 👇
🌺🍃 @mabareshohada 🍃
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
✫⇠ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 8⃣2⃣ #قسمت_بیست_وهشتم 📖ب
❣﷽❣
#اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
9⃣2⃣ #قسمت_بیست_ونهم
📖با همسفرهایمان یک اتاق را گرفتیم وبینش یک پرده آویزان کردیم. چند روز قبل از عمل دست ایوب حساب کتاب میکردم، با پولی که داشتیم ایوب زیاد نمیتوانست بستری🛌 بماند، ناگهان در زدند.
📖ایوب پشت در بود، با سر و صورت کبود و خونی😱جیغ کشیدم "چی شده ایوب؟" آوردمش داخل خانه
+هیچی، کتک خوردم
هول کردم
_از کی؟ کجا⁉️
+توی راه منافق ها جمع شده بودند، پلاکارد گرفته بودند دستشان، که مارا توی ایران شکنجه میکنند . من هم رفتم جلو و گفتم دروغ می گویید؛ که ریختند سرم.
📖آستینش را بالا زدم
-فقط همین؟
پلک هایش را از درد به هم فشار میداد😣
+خب قیافه م هم تابلو است که بسیجی ام، و خندید😄
دستش کبود شده بود. گفتم: باز جای شکرش باقی است قبل از عمل اینطور شدی.
📖ایوب بالاخره بستری شد و عمل شد
خدا رو شکر عمل موفقیت آمیز 👌 بود
چند روز بعد با ایوب رفتیم شهر را بگردیم میخواست همه جای لندن را نشانم بدهد. دوربین📸 عکاسیش را برداشت.
📖من هم محمدحسین را گذاشتم داخل کالسکه و چادرم را سرم کردم و رفتیم. توی راه بستنی خریدیم؛ تنها خوراکی بود که میشد با خیال راحت خورد و نگران حلال و حرامش نبود.
🖋 #ادامه_دارد...
📝 #زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃
✨🌹✨
•┈••✾❀🕊﷽🕊❀✾••┈•
#سلام_امام_زمانم
یا ایها العزیز....
شما نـقطهی پایانِ اضـطرابِ یه عالمی
آقایِ غایـب از نظرِ نشـسته بَـر دل ..♥️!'
-'أللّٰهُمَّعَجِّللِوَلیِکَالفـَرَج..🤲🏼'
#امام_زمان
#سلامبهترینم ♥️
👇
↶【به ما بپیوندید 】↷
✍️مــــعــــبَـــر شُــــهــــدا
ڪلیڪ ڪنید 👇
🌺🍃 @mabareshohada 🍃
نام تو را بردیم
در غمهای دنیا...
ما را صدا کن
در هیاهوی قیامت✋🏻
میگن تو سخت ترین عملیات های
#جنگ وقتی کار حسابی به مشکل
بر میخورد؛
همیشه این #رمز یا زهرا (سلام الله علیها) بود
که گره گشا و #کلید🔑 فتح بود.
شک✋نکنید تو #میدون جنگ
#آخر_الزمان هم کلید مشکلات و امر فرج رمز
#یا_زهرا_سلام الله علیها 💚 است.
#یا_زهرا _ادرکنی
✍️مــــعــــبَـــر شُــــهــــدا
ڪلیڪ ڪنید 👇 📥
🍃🌺 @mabareshohada 🌺
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 9⃣2⃣ #قسمت_بیست_ونهم
✫⇠ #اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
0⃣3⃣ #قسمت_سی_ام
📖وقتی برگشتیم ایران🇮🇷 ایوب رفت دنبال درمان فکش تا بعد برود جبهه. دوباره عملش کردند. از اتاق عمل که آمد صورتش باد کرده بود؛ دور سر و صورتش را باندپیچی🤕 کرده بودند. گفتم: محمدحسین خیلی بهانه ات را میگرفت
+حالا کجاست؟؟
_فکر کنم تا الان پدر نگهبان را در آورده باشد
📖رفتم محمدحسین را بگیرم صدای گریه اش😩 از طبقه پایین می آمد . تا رسیدم گفت: خانم بیا بچه ات را بگیر
نشست و جای کفش محمدحسین را از روی شلوارش پاک کرد
_زحمت کشیدید آقا
📖اشک هایش را پاک کردم
_ بابا ایوب خیلی سلام رساند، بالا مریض های دیگر هم بودند که خوابیده بودند، اگر می آمدی آنها را بیدار میکردی
صدای ایوب از پشت سرم آمد
+سلام بابا😍
📖برگشتم. ایوب به نرده ها تکیه زده بود و از پله ها به زحمت پایین می آمد. صدای نگهبان بلند شد.
_آقا کجا😳
محمد حسین خیره شد به سر بزرگ و سفید ایوب که جز کمی از لب و چشم هایش چیز دیگری از آن معلوم نبود. محمدحسین جیغ کشید😱 و خودش را توی چادرم قایم کرد. ایوب نرده ها را گرفت و ایستاد
-بابایی، من به خاطر اینکه تو را ببینم اینهمه پله را آمدم پایین، آنوقت تو از من میترسی؟
🖋 #ادامه_دارد...
📝 #زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃
#تابستون شروع شد🥳✌️
و اولین روز تابستونیتون بخیر
انشاءالله که بهارتون عالی گذشته باشه
و تابستون، عالیتر برای همهمون بگذره
بریم سراغ روز و ماه و فصل جدید🍃🍎
از امروز ظاهرا
یه برگ جدیدی از جنگ رقم میخوره
و بازم چندمرحله
به نابودیِ کفر و شیاطین
و ظهور و شروعِ حکومت صالحین
نزدیکتر میشیم انشاءالله 🤲🏻❤️
وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا
وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ
سست مشويد و اندوهگين مباشيد
كه اگر مؤمن باشيد شما برتريد🌸
چقدر این آیه قشنگ و آرامبخشه🥰