3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
🎥 رجزخوانی دختر شهید سلامی به شیوۀ پدر
«وَنَظَرتُ إلی زَیْنَبَ بِنْت عَلِیٍّ علیه السلام یَومَئذٍ وَلَمْ أَرَ خَفِرَةً وَاللهِ أَنْطَقَ مِنْهَا کَأَنَّهَا تَفَرَّعُ مِنْ لِسَانِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهماالسلام»؛ (اللهوف، ص86)
من زینب دختر علی علیه السلام را دیدم و هرگز زنی با شرم و حیا گویاتر و سخنورتر از او باشد ندیدم، گویا از زبان امیرالمؤمنین علیه السلام، این کلمات و عبارات عالیه را فرو میریخت.
.
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
. 🎥 رجزخوانی دختر شهید سلامی به شیوۀ پدر «وَنَظَرتُ إلی زَیْنَبَ بِنْت عَلِیٍّ علیه السلام یَومَئذ
.
صدا و لحنشون خیلی شبیه پدر شهیدشون هست...
دلمون برای شجاعت سردار سلامی عزیزمون تنگ شد!
😭😭
.
🔹 #صدقه_فراموش_نشود
✍علامه امينى : شب #تاسوعا و #عاشورا براى #امام_زمان (عج) صدقه کنارميگذاشتند و ميگفتند:
امشب قلب نازنین حضرت در فشاراست😔
از همین لحظه تا صبح روز یازدهم #محرم هرچه قدر در توان دارید صدقه دهید برای آرامش قلب او که مظلومتر از امام حسین (ع) هست💔
#یا_صاحب_الزمان_روحی_فداک😭
▪️بعضی #روضهها ، گریهی متفاوت دارند.
←مثلا روضهی علیاصغر را مادرها بهتر میفهمند .
←مثلا روضهی علیاکبر را داغ جواندیدهها ...
←ولی بعضی روضهها ، داغ غیرت دارند و گریهی مردانه میطلبند.
مثل گریهها و هقهقهای #تاسوعا...😭➢
◾️لطفا امشب اگر مردانه گریستید میان اشکهایتان ما را هم دعا بفرمایید. 🖤
#محرم
#امام_حسین
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
✫⇠ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 0⃣4⃣ #قسمت_چهلم 📖محمدحسین
❣﷽❣
#اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
1⃣4⃣ #قسمت_چهل_ویکم
📖مامان با اینکه #وسواس داشت💥اما به ایوب فشار نمی آورد . یک بار که حال ایوب بد بود، همه جای خانه را دنبال قرص هایش گشت حتی توی کمد دو در قدیمی مامان، ظرف های چینی را #شکسته بود، دستش بریده بود و کمد خونی شده بود.
📖مامان بی سر و صدا کمد را برد حیاط تا آب بکشد. حالا ایوب خودش را به آب و آتش میزد تا محبتشان💖 را جبران کند. تا میفهمید به چیزی احتیاج دارند حتی از راه دور هم آن را تهیه میکرد.
بیست سال از عمر #یخچال مامان میگذشت و زهوارش در رفته بود. بدون آنکه به مامان بگوید برایش یخچال قسطی خریده بود و با وانت🚚 فرستاد خانه
📖ایوب فهمیده بود آقاجون هر چه میگردد کفشی👞 که به پایش بخورد پیدا نمیکند. تمام #تبریز را گشت تا یک جفت کفش مناسب برای آقا جون خرید. ایوب به همه محبت میکرد. ولی گاهی فکر میکردم بین محبتی که به #هدی میکند با پسرها👥 فرق دارد.
📖بس که قربان صدقه ی هدی میرفت. هدی که می نشست روی پایش ایوب آنقدر می بوسیدش که کلافه میشد، بعد خودش را لوس می کرد و میپرسید :
-بابا ایوب، چند تا بچه داری⁉️😉
🖋 #ادامه_دارد...
📝 #زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃
🍂ای آخرین سلالهی زهرا تبارها
ای وارث شکسته دلِ ذوالفقارها....
🍂بی تو چهار فصلِ دلِ من، خزانی است
چشم انتظارِ آمدنِ تو بهارها....
🍂آقا فدای شال عزای محرمت
چشم تو خون شده ز غمِ روزگارها....
اَلسّلامُ عَلی الحُسَین وَ عَلی علی اِبن الحُسَین
وَ عَلی اَولاد الحُسَین وَ عَلی اَصحاب الحُسَین
اللهم عجل لولیک الفرج
عشق با نام حسین❤️ است که معنا دارد...
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
و علی اخیک العباس...
سلام
روز #تاسوعاتون حسینی
غم دنیا از دلتون دور...
#غم_ارباب_نصیبتون
#اللهم_ارزقنا_کربلا_به_حق_الحسین_علیه السلام
🌹اینجا معبر شهداست 👇
↶【به ما بپیوندید 】↷
🍃🌺 @mabareshohada 🌺🌺
🇮🇷 معبر شهدا 🇮🇷
❣﷽❣ #اینک_شوڪران ✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی به روایت همسر( شهلا غیاثوند ) 1⃣4⃣ #قسمت_چهل_ویکم 📖ما
#اینک_شوڪران
✫⇠ #خاطرات_شهید_ایوب_بلندی
به روایت همسر( شهلا غیاثوند )
2⃣4⃣ #قسمت_چهل_ودوم
📖جوابش را خودش میدانست ، دوست داشت از زبان ایوب بشنود.
-من یک دختر دارم♥️ و دوتا پسـر
هدی از مدرسه آمده بود. سلام کرد و بی حوصله کیفش را انداخت روی زمین.
📖ایوب دست هایش را از هم باز کرد
_سلام دختر بانمکم، بدو بیا یه بوس بده😍
هدی سرش را انداخت بالا
+نه✘ دست و صورتم را بشویم، بعد
-نخیر، من این طوری دوست دارم، بدو بیا
📖و هدی را گرفت توی بغلش💞 مقنعه را از سرش برداشت. چند تار مو افتاد روی صورت هدی. ایوب روی موهای گیس شده اش دست کشید و مرتبشان کرد👧 هدی لب هایش را غنچه کرد و سرش را فشرد به سینه ی ایوب "خانم معلممان باز هم گفت باید موهایم را کوتاه کنم"
📖موهای هدی تازه به کمرش رسیده بود. ایوب خیلی دوستشان داشت، به سفارش او موهای هدی را می بافتم که اذیت نشود. با اخم گفت: من نمیگذارم آخر موهای به این مرتبی چه فرقی با موهای کوتاه🧒 دارد؟
📖اصلا یک نامه📩 مینویسم به مدرسه، میگویم چون موهای دخترم مرتب است، اجازه نمیدهم کوتاه کند.
فردایش هدی با یک دسته برگه🗞 آمد خانه. گفت: معلمش از دستخط ایوب خوشش آمده و خواسته که او اسم بچه های کلاس را برایش توی لیست بنویسد📝
🖋 #ادامه_دارد...
📝#زینب_عزیزمحمدی
🌹🍃🌹🍃