هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
❤️ ایست بازرسی خونین شهرمان
امشب که خبر شهادت جمعی از بسیجیهای تهران را شنیدم؛ همانهایی که در ایستهای بازرسی برای صیانت از امنیت شهر ایستاده بودند و در آتش شیاطین سوختند، دلم شکست.
با خودم فکر کردم همین چند شبی که از آغاز جنگ از کنار این جوانها رد میشدم، قدرشان را آنگونه که باید ندانستیم.
وقتی دشمن نقطهای را هدف میگیرد، همان نقطه را باید شناخت و ستود.
اگر دشمن از بسیجیها کینه دارد، یعنی نبود آنها نقطه آغاز فروپاشی و آشوب.
سالها پیش استادی داشتیم که تازه از فرنگ برگشته بود. تعریف میکرد اولین روزهایی که به تهران آمده و ایستهای بازرسی بسیجیها را دیده، دلش خواسته پیاده شود و پایشان را ببوسد.
استاد خیلی هم ظاهر مذهبی نداشت، اما خوب میفهمید امنیت یعنی چه. میدانست وقتی عدهای داوطلبانه، بیمزد و بیادعا، شب و روزشان را وقف آرامش مردم میکنند، چه نعمت بزرگی است.
حقیقتاً باید خاک پای این بسیجیها شد.
در دل سرما، در تاریکی شب، زیر تهدید دشمن و کینه مزدوران، میایستند تا آب در دل مردم تکان نخورد.
با ادب با مردم حرف میزنند.
بعضی نگاههای تند یا بیمهریها را هم میشنوند و دم نمیزنند.
مثل خورشید بر همه میتابند؛ برای همه مردم.
این بچه ها را تک تک بررسی کنید. همه شان یا اهل گروه جهادی اند یا خیریه یا اهل معلمی یا هیات و موکب داری. همه عمرشان خرج خدمت عاشقانه است.
درد است و سخت شهادت شان.
امشب اول دلم آتش گرفت.
اما وقتی برای شعار دادن به میدان شهر رفتم و این مردم را دیدم، فهمیدم این راه هنوز زنده است. مسیر ایست بازرسی به این مردم و این میدان داری ها ختم می شود و این خون ها نیز خرج این راه است
از آن بسیجی دهه هفتادی و هشتادی تا رهبر پیرشان، همه برای این مردم مومن جان میدهند تا این ایستادگی بماند.
ثمره ایستهای بازرسی و همه خونهای پاک این انقلاب را باید همین شبها در میدانهای تهران دید و تنها اینگونه است که این داغ ها را یکی یکی تاب میآوریم. پیروزی این مردم نزدیک است. قطعا.
@mahdian_mohsen
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌همراهی جواد قارایی فعال گردشگری با حافظان امنیت در گشت امشب تهران
هدایت شده از توقف ممنوع 🚫
🎯 واقعا کی فرصت کردیم اینقدر مردمان بزرگی شویم ؟!
کسی امشب گفت : خیییییلی وضعیت خراب است !
گفتم : وضعیت خیلی خوب است
مگر شوخی است ؟!
ما داریم مستقیم با آمریکا و تمام هم پیمانانش میجنگیم .
اکثرا فکر میکردیم اگر یک روز چنین جنگی شروع بشود ظرف دو روز تمام کشور با خاک یکسان میشود !
ما سرمان به دنیای خودمان گرم بود و اصلا نفهمیدیم کی ایران عزیزمان اینقدر قدرتمند شد ؟!
چه کسی با چه زمینه سازی هایی و چه خون دل خوردنی بذر همدلی و اتحاد را در دل مردممان کاشت که حالا با خون دخترکان مینابی جوانه بزند و به یک دشت سبز با وسعت ایران تبدیل شود ؟!
کی و چطوری اینهمه غیرت به جوانان وطن تزریق شد که اینطور در شهرهای موشکی و پهبادی و مراکز پدافندی و نیروی دریایی حماسه خلق کنند ؟!
با این همه اختلاف حزبی و جناحی ، چه موقع مسولان ما اینطور یکصدا و متحد شدند ؟!
علیرغم تحریمها و فشارهای اقتصادی ، چطور کشور اینقدر از نظر تامین نیازهای مردم ذخیره سازی کرده و برنامه مدیریت بحران چیده که حدود ۱۲ روز است از شروع جنگ میگذرد ولی بازارهایمان با قبل جنگ هیچ فرقی نکرده و مردم هرچه لازم دارند راحت تهیه میکنند ؟!
ایست بازرسی های تهران را میزنند ، اینقدر جمعیت زیادی داوطلب میشوند که بسیج اعلام میکند نیاز نداریم !
در بعضی شهرها مردم جنگ را فقط از اخبار و صدای خفیف پدافند نفهمیدند . بلکه خانه و مغازه و اداره و مدرسه و ورزشگاهشان آوار شده و با گوشت و پوستشان وحشت جنگ را لمس کرده اند ، اما تجمعات خیابانیشان حتی زیر شلیک پیاپی پدافندها شلوغ است !
اینها یعنی معجزه....
یعنی امداد غیبی....
یعنی نصرت الهی....
یعنی اوضاع خوب....
اگر اوضاع خوبتر میخواهید از اللهم عجل لولیک الفرج غافل نشوید .
🗣 هاشمی محجوب
@tavaghof_mamnoo