محمد ابوی سانی | قیام🇮🇷🇵🇸
اگر میخواهید بدانید مجلس ششم چه بود، این فقط یک سکانس از آن مجلس کابوسوار است !!!! به نشانهی اعتر
این کلیپ و کلیپ پایین آن را ببینید...
رهبری آن زمان با همه این فشارها به کسی باج نداد و جلوی تحمیل ایستاد
حالا مثلا پزشکیان و عراقچی میخواهند به رهبری چیزی تحمیل کنند؟!!
روحانی و ظریف میخواهند چیزی به رهبری تحمیل کنند؟!
باید تأسف خورد به حال افرادی که اسم خودشان را انقلابی میگذارند اما در حال تئوریزه کردن تحمیل به رهبری هستند!!
هدایت شده از احسان عبادی | ما و او
این 4 نامه رهبری را خوب خوب خوب ببینید 👆👆👆
👇👇 توضیحات ، 4 مورد جزئی که رهبری ورود کردند 👇👇
محمد ابوی سانی | قیام🇮🇷🇵🇸
👆 این هم قابل توجه کانال دارهایی که خود را تحلیلگر سیاسی می دانند اما نه تاریخ انقلاب را بلد هستند و نه حیطه اختیارات ولایت فقیه را !!
انهایی که ادعا می کنند رهبری در جزئیات ورود نمی کند و فلان و بهمان ، چرا نمی گویند اگر موردی مربوط به انحراف از اصول اساسی انقلاب باشد یا برای نظام خطر داشته باشد ، رهبری ورود می کند حتی اگر #جزئی باشد و حتی اگر یک قانون مجلس باشد؟؟
⁉️ آیا در حالت کلی رهبری می تواند در بحث قوانین مجلس ورود کند ⁉️ 👈 خیر
⁉️ آیا رهبری می تواند در نصب معاون اول رئیس جمهور که در حیطه اختیارات شخصی و قانونی رئیس جمهور هست ، ورود کند ⁉️ 👈 خیر
⁉️ آیا در حالت عادی رهبری می توند در عزل یک وزیر که باز هم از اختیارات قانونی رئیس جمهور هست، ورود کند ⁉️ خیر
👆👆 اما رهبری در قضیه اصلاح قانون مطبوعات که مجلس ششم می خواست در روزهای اول شروع به کارش انجام دهد ، محکم ایستاد و نامه زد که نباید بشود
👆 رهبری در قضیه نصب مشایی به معاون اولی ورود کرد و نامه زد به رئیس جمهور که این را نکن ( سابقه نداشت رهبری در چنین موردی ورود کند)
👆 رهبری در قضیه عزل وزیر اطلاعات احمدی نژاد آقای مصلحی ورود کرد و اجازه عزل نداد و به مصلحی نوشتند کارشان را ادامه دهند( سابقه نداشت چنین موردی) قضیه این بود که 28 فروردین 90 خبر استعفای مصلحی وزیر اطلاعات پخش شد . ( استعفایی که با اجبار احمدی نژاد بود)
👆 رهبری حتی در قضیه استیضاح وزیر آموزش و پرورش دوره خاتمی که از اختیارات خاص و قانونی مجلس هست هم ورود کرد و جلوی آن را گرفت.
( متن نامه رهبری در هر 4 مورد را مشاهده می کنید)
❌ بله ، جایی که رهبری ببیند کاری دارد صورت می گیرد که به ضرر نظام هست، باید ورود کند، این از وظایف رهبری است که در سخنان 12 تیر 95 هم فرمودند . دوباره بخوانیم :
❇️ وظیفهی رهبری آنجایی است که احساس کند یک حرکتی دارد انجام میگیرد که این حرکت، 👈مسیر نظام را دارد منحرف میکند. 👈اینجا وظیفهی رهبری است که بیاید در میدان و به هر شکلی که ممکن است👈 بِایستد و نگذارد؛ 👈ولو مورد جزئی باشد. ۱۲ تیر ۹۵ ❇️
👆👆 تمامی 4 موردی که بالا مثال زدم ،از اختیارات خاص و قانونی رئیس جمهور و مجلس بود. اصلا در حالت عادی هم قانون به رهبری اجازه نمی دهد ورود کند. اما چرا رهبری در این موضوعات خیلی جزئی هم ورود کردند ؟
این را به کانال دارهایی که مدام حرف از تحمیل به رهبری می زنند نشان دهید . البته که جوابی نخواهند داشت.
باید تاسف خورد به حال انقلابیونی که نه تاریخ اسلام میدانند و نه تاریخ انقلاب و در حال دست بسته نشان دادن رهبری و تحمیل پذیریِ او هستند.
محمد ابوی سانی | قیام🇮🇷🇵🇸
👆 این هم قابل توجه کانال دارهایی که خود را تحلیلگر سیاسی می دانند اما نه تاریخ انقلاب را بلد هستند و
بدون اشراف نسبت به تاریخ معاصر و تاریخ انقلاب، تحلیل دادن در موضوعات سیاسی، به یک جک شبیهه تا واقعیت!!
رهبریای که اینقدر قاطع جلوی برخی موارد جزئی ایستادن رو میشه در مباحثی کلی و مهم، مواردی مثل #آتشبس و #صلح و #جنگ و... رو بهش تحمیل کرد؟!!
اون هم صلح و آتشبسی که مستقیما از اختیارات ولایت فقیهست!
#عقلانیت
#ولایتمداری_واقعی
اولاً این یادداشت و روندنگاری، با حذف صرفاً یک پاراگراف، یادداشت آقای محسن هاشمی است ( ۲۴ اسفند ۱۴۰۳ نشریه سازندگی ) و این مدل کپیبرداری نویسنده قابل توجه و تاسف است.
ثانیاً در همین مطالب مطروحه، به جز یک مورد که نوشته به آقای خاتمی گفتم به فکر کنارهگیری نباشید، نکتهای از استعفا در سطور نیست و مشخص نیست نسبت تیتر با سطور چه چیزی هست
ثالثاً مجموعه نظام در ابتدای دهه هشتاد یک حذر عقلایی داشت، از چه چیزی؟ رفتن پرونده ایران به شورای امنیت - حمله آمریکا با توجه به نزدیکی وقایع عراق و افغانستان - بمباران مراکز هستهای
رابعاً لذا نظام تصمیم به مذاکره و برخی انعطافها گرفت، حتی در همین متون رهبری شهید نیز با برخی انعطافها موافقت کردند، اما روند توافق سعدآباد/پاریس/بروکسل نشان داد اروپاییها بر خلاف برخی وعدههای اولیه، با تحقیقات و حق غنیسازی ایران مخالفت دارند، لذا نظام هم در واکنش رفع تعلیق هستهای کرد
خامساً رهبر شهید انقلاب در ۱۲ آبان ۹۲ هم حتی این عقبنشینی را به نفع ایران تعبیر کردند و فرمودند:
«این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربهای که در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینهی تعلیق غنیسازی انجام گرفت، که آنوقت تعلیق غنیسازی را در مذاکرات با همین اروپاییها، جمهوری اسلامی برای یک مدّتی پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنیسازی، امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیاری را - که البتّه بهنحوی تحمیل شده بود، لکن ما قبول کردیم، مسئولین ما قبول کردند - آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانی بگویند خب یک ذرّه شما عقبنشینی میکردید، همهی مشکلات حل میشد، پروندهی هستهای ایران عادی میشد. آن تعلیق غنیسازی این فایده را برای ما داشت که معلوم شد با عقبنشینی، با تعلیق غنیسازی، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیاری از کارها مشکل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگری است؛ این را ما فهمیدیم، لذا بعد از آن شروع کردیم غنیسازی را آغاز کردن.»
سادساً بعد از رفع تعلیق غنیسازی، پرونده ایران هم به شورای امنیت ارجاع داده شد، لذا این تلاش ایران، نشان داد یک پیشبینی عقلایی و منطقی بوده اما اروپاییها با پیشروی طمعکارانه باعث توقف مذاکره شده بودند
سابعاً تنوع سلایق در جلسات شورای هستهای و شورای عالی امنیت ملی طبیعی هست، بعنوان مثال سپاه موافق ورود نظامی به هرات افغانستان در انتهای دهه هفتاد بود، اما رهبری موافق نبودند، الان یک نفر باید تیتر بزند فشار سپاه به رهبری؟
نکته پایانی مکانیزم تصمیمگیری رهبران انقلاب وقتی مکرر به فشار دولت یا برخی گره میزنیم، عملاً عقلانیت و شجاعت رهبران معظم در سایه قرار میدهیم، چون در همه دورهها با فشار دولت تصمیم دیگری گرفتند، من منکر تنوع نظرات نیستم، اما در هیچ دورهای دولت به تنهایی تصمیمساز نبوده، حتی ترکیب شورای عالی امنیت ملی هم تلفیقی از نمایندگان رهبری/دولت/نیروهای مسلح است.
✍ محمد صدوقی