سناتور بیل کسیدی، از ایالت لوئیزیانا: ریگان در گور به خود میلرزد/ ایرانیها ا آموختهاند تهدیدِ تنگه هرمز نتیجهبخش است و بدون شک در آینده نیز از این اهرم استفاده خواهند کرد/ حالا، ایران طبق این توافق، اجازه مییابد زیرساختهای کاملا جدیدی بسازد/ پیش از جنگ، تنگه باز بود، ایران تحت فشار شدید تحریمها قرار داشت و ۱۳ سرباز آمریکایی زنده بودند، اما حالا، ۱۳ آمریکایی کشته شدهاند، خانوادهها میلیاردها دلار هزینه اضافی بابت سوخت پرداخت کردهاند، تحریمها لغو خواهند شد و بمبارانها متوقف شده است/ این بزرگترین فاجعه در سیاست خارجی چند دهه اخیر است
#رصد_معاند
هدایت شده از پیرِ پالان دوز
متن توافق عجیب است.
در نگاه اول اینطور به نظر میرسد که ایران قبول کرده پسر خوب باشد تا از مزایای اقتصاد جهانی استفاده کند و به توسعه برسد و کشورهای منطقه هم قبول کردند که در توسعه ایران سرمایه گذاری کنند. آدم حس بدی پیدا میکند! انگار آمریکا آمد و ما را تنبیه کرد و ما قبول کردیم که دیگه مثل قبل نباشیم.
در حالی که هویت ما مبارزه با استکبار و نظام سلطه بود و هست. اصل انقلاب ما، مبتنی بر این بود که نظام ظالم جهانی و نظم سلطه را قبول نمیکنیم. حال چه شده که همه کشورها ایران را پذیرفتند؟ ایران دست از مبارزه با نظام سلطه برداشت؟ چنین به نظر میرسد که دست برداشته، زیرا اگر دست بر نمیداشت آنها قبول نمیکردند ایران را بپذیرند و تحریمها را بردارند و پولهایش را آزاد کنند و ... .
خیلی بد شد.
اما اتفاقا قضیه دقیقا بر عکس است.
این ایران نبود که دست از مبارزه با نظام سلطه برداشت. بلکه این نظام سلطه بود که مقابل اراده مقاومت و ایستادگی ایران بر سر اصولش، کم آورد. ایران با این جنگ به لخت ترین و عریان ترین شکل لیبرالیسم هار یعنی آمریکای ترامپ فهماند که نمیتواند در ازای گرفتن استقلال ایران، با ایران رابطه خوب داشته باشد. آمریکا یک ایران میخواست مثل قطر و امارت. بیاید هر چه میخواهد به ایران بفروشد و ایران هم مفت مفت پول نفتش را روانه بازارهای آمریکا کند و اوراق قرضه آمریکا را بخرد و با دلارهای نفتی اش در بورس آمریکا سرمایه گذاری کند و هر وقت کارخانه داران آمریکایی کم آوردند با پول نفتش آنها را نجات دهد و ... دقیقا مثل امارات. اصلا چرا جای دور برویم. دقیقا مثل ایران زمان شاه.
اما ایران گفت دست از استقلال خودم بر نمی دارم و باید پولهای من را بدهی که هر طور صلاح دیدم مصرف کنم نه اینکه مجبور باشم در بازارهای توی آمریکا سرمایه گذاری کنم. ایران گفت دست از اسلام ناب برنمیدارم و باید من را با همین عنوان جمهوری اسلامی ایران بپذیرید. ایران برای این مسأله جنگید. از کودکان میناب تا رهبر عالیقدرش را برای اثبات خودش و تحمیل خودش بر جهان فدا کرد. آنقدر جنگید که آمریکا و پیرامونش گفتند دیگر بس است. دست از مستعمره کردن ایران برداریم. ایران را همینطور که میخواهد باشد بپذیریم و آمریکا هم قبول کرد.
لذا خروجی این جنگ، نرمال شدن ایران و پسر خوب شدن ایران نیست. خروجی این جنگ، اثبات ایده مقاومت و ایده جمهوری اسلامی است. کشورهای دیگر فهمیدند که بی خود و بی جهت از آمریکا میترسند. میتواند مقابلش ایستاد و به هدف خود رسید. آن سد ذهنی که همه دنیا در مقابل آمریکا داشتند فرو ریخت. انتقاد آمریکایی ها از ترامپ این بود که ترامپ باعث شد مردم دنیا بفهمند پادشاه لخت است. مردم دنیا فهمیدند که آمریکا ترس ندارد و میتوانند ثروتهای خود را آنطور که دوست دارند خرج کنند نه آنطور که آمریکا دوست دارد خرج کنند.
پس از این دیگر نه دلار آن اعتبار قبلی را دارد نه آمریکا آن همینه پیشین را.
خلاصه اینکه ایران، نرمال نشد بلکه آمریکا نرمال شد و سطح آن در قد و قامت دیگر کشورها نزول یافت.
https://eitaa.com/pirepalandooz
هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
🔻جای سرانگشت امام شهید
🔻پیروزی امروز دسترنج سالها طراحی، تربیت، صبر و مجاهدت امام شهید ما بود. خامی است اگر گمان کنیم چنین نصری، بیآن منظومه دقیق و بلندمدت به دست آمده است. از بعثت مردمی تا موشک نظامی، همهجا جای سرانگشت امام شهید پیداست.
این متن شرح مختصری بر ستون های نصر است که ثمره معماری امام شهید ماست.
🔻ستون های نصر:
🔻۱. خیابان
خیابان؛ جایی که ظهور بعثت مردم بود. این ناگهانی نبود؛ حاصل سالها رنج و تربیت امام شهید بود. او مردمسالاری دینی را میدان رشد مردم میدانست؛ اینکه مردم تجربه کنند، خطا کنند، هزینه بدهند و بزرگ شوند. اگر امروز میبینید دختر بدون حجاب یا پسر تتودار، بیش از صد شب پرچم به دست میآید و هزینه میدهد، این دسترنج همان نظام تربیتی است.
🔻۲. مسئولین
این جنگ پردهها را کنار زد و تصویری تازه از مسئولین نشان داد؛ آدمهایی که برخلاف غوغای رسانه ای عافیت اندیش و محافظه کار و رانتی نبودند. تمام قد آمدند برای شهادتآنهم با خانواده. این هم دسترنج امام شهید است؛ سالها به ما آموخت دنبال فرشته در آسمانها نباشیم. انقلاب با همین انسانهای روی زمین جلو میرود.
🔻۳. میدان
ستون سوم نصر، میدان بود؛ میدانی که از دل تحریم زاده شد. امام شهید میدان را امتداد استقلال میدید. ایران با موشک، پهپاد، پدافند و قایقهای تندرو، فقر تسلیحاتی را به قدرت نامتقارن تبدیل کرد و نشان داد هزار خنجر کوچک، گاهی از یک شمشیر بزرگ کارآمدتر است.
🔻۴. جنگ ترکیبی
امام شهید قدرت را شبکهای میدید: میدان، اقتصاد، انرژی، افکار عمومی و دیپلماسی. ایران نشان داد اگر امنیتش هدف قرار گیرد، هزینه جنگ به سفره آمریکا و اروپا میرسد. برای همین فرمود اینبار اتش منطقه ایست.
🔻۵. امتداد میدان
ستون پنجم نصر، امتداد میدان بود. امام شهید آموخت مذاکره وقتی معنا دارد که پشتوانه قدرت داشته باشد. دیپلماسی بدون میدان، التماس است؛ اما دیپلماسی با میدان، اقتدار است و امتیاز می گیرد. در این جنگ، میز مذاکره روی زمین میدان بنا شد و نتیجه نبرد را تثبیت کرد.
🔻۶. روایت جهانی
پیروزی فقط زدن دشمن نیست؛ فهماندن حقانیت خود به جهان است. روایت ایران، مظلومیت و اقتدار را با هم نشان داد و اجازه نداد دشمن حقیقت جنگ را وارونه کند. برای همین بود امام شهید بسیار بر اقناع افکار عمومی دنیا و مشروعیت حقانیت ایران در قواعد و نهادهای بین المللی تاکید داشت. یکی از دلائل جهاد دفاعی همین بود. ممنوعیت سلاح هسته ای نیز.
🔻و اما ستون ستون ها:
همه این شش ستون، ذیل یک مفهوم معنا میشود؛ مفهومی که پرتکرارترین توصیه امام شهید ما بود: مقاومت. مقاومت فقط ایستادن نظامی نیست؛ وقتی می خواست از سلوک فردی تا قدرت اجتماعی بگوید از مقاومت می گفت. یعنی حرکت همراه با صبر، استقامت، امید؛ و در نهات اینکه هرجا مقاومت محقق شود، نصرت الهی هم حتماً و یقیناً می رسد.
@mahdian_mohsen
در مورد توافق اخیر باید به چندمورد توجه کنیم؛
✅ پذیرش۱۰ شرط ایران بعنوان مبنای اعلام آتشبس، برای این بود که مبنای مذاکرات ابن ۱۰ شرط باشه، نه به معنای اینکه طرف مقابل باید قطعا بپذیره، بدون حق تغییر اونها.
✅ همه میدونیم به زودی این توافقات ازبین میره و جنگ چهارم بسیار محتمله، نظام هم به هیچ عنوان به مذاکرات با نگاه بلندمدت تکیه نکرده، بلکه مذاکرات و این توافق، پنجرهی فرصتیست برای اورهال نظامی و اقتصادی و کسب آمادگی برای جنگ بعدی...
✅ مشخص شد رهبر معظم انقلاب در طول جنگ و صحنهی توقف نبرد، نظارت قطعی، موردی و تحلیلیِ دقیقی روی روندها داشتن.
✅ در رأیگیری شعام، تمام مسئولین نظامی و امنیتی کشور به خروجی _توافقنامه_ رأی مثبت دادن (افرادی که متولی جنگ و دلسوزتر و البته مسلطتر از ماها هستن).
که میتونستن رأی منفی هم بدن اما با سنجیدن تمام جوانب امنیتی و موارد #محرمانه، به برآورد مفید بودن مذاکرات رسیدن.
حتی مسئولین نظامی و امنیتی کشورهم به این برآورد رسیدن که برای گذر از شرایط فعلی و اورهال شدن _بازیابی توان_ نظامی و اقتصادی، این توافق با این مفاد خوبه.
این عزیزان از ما اشراف بیشتری دارند، پس بجای ترویج حس تحقیر، به عزت ملی ضریب بدیم که خیر در اینه.
#رصد_میدان
#عقلانیت
#تضارب
هدایت شده از مَحـــرَمــــانه (secret_ir)
تا امشب 11 کشتی شامل 5 نفتکش وارد بنادر ایران می شود.(رفع محاصره انجام شده)
📍 تنگه هرمز هم از از جمعه ببعد و پس از صحت سنجی برای عبور باز خواهد شد (البته با پرداخت هزینه هایی به ایران و هماهنگی با ایران)
+لازم به ذکر هست ۳۰روز زمان وجود دارد که ایران به اسم مین زدایی از دریا ، روند بازکردن تنگه رو کامل انجام ندهد.
#محمدمحرمانه
اخبار لحظه ای و موثق 👇
🛑عضوکانالتخصصی#محرمانه شو👇
@secret_irib
سوپرانقلابیون؛ یک رهبر مطیع میخواهند، نه یک مقتدای مقتدر!
از مقتدا تا مُجری؛ نقدی بر منطق سوپرانقلابیگری
مدت مطالعه: ۳ دقیقه
این متن تلاش میکند عمق انحرافِ جریانی را نشان دهد که ولایت را نه برای «هدایت»، بلکه فقط برای «حمایت از خود» میخواهد.
دیباچه
در نظام اندیشهی انقلابی، مرز ظریفی میان «سربازی» و «جنگجویی» وجود دارد؛ مرزی که بیتوجهی به آن، میتواند انقلابیترین شورها را به خسارتبارترین شرها تبدیل کند. مسئله اینجاست: ما امام را برای «راهبری» میخواهیم یا برای «رهروی» از تشخیصهای خودمان؟!
۱. بحرانِ هویت: سرباز در برابر جنگجو
سرباز، پروژهی خود را در دلِ کلانپروژهی «امام» تعریف میکند. برای او، راهبرد و روش هر دو از مبدأ هدایت صادر میشوند. سرباز کسی است که در هندسهی فکری او، «ایستادن» به فرمان امام، همانقدر انقلابیگری است که «تاختن» به فرمان او. او به دنبال مقصد است و مقصد را همانجایی میبیند که امام ایستاده باشد؛ چه در میانه میدان جنگ، چه در پای میز مذاکره.
اما «جنگجو» لزوماً سرباز نیست. جنگجو به دنبال میدان میگردد تا «شهوتِ تشخیصِ» خود را اشباع کند. او امام را به مثابه یک «مقتدا» نمیخواهد که نگاهش را تنظیم کند؛ او امام را به مثابه یک «سرکرده» میخواهد تا مطامع، خشمها و پیشفرضهای ذهنی او را لباس مشروعیت بپوشاند.
۲. درسگفتارِ کوفه؛ وقتی امام، ابزار میشود
اگر در تاریخ باریک شویم، انحرافِ بزرگِ کوفیان نه در «عدم شناخت»، بلکه در «وارونگیِ نسبت» با امام بود. سوپرانقلابیهای آن روزگار، راهبر را برای «هدایتِ نگاهشان» نمیخواستند؛ آنها به دنبالِ کسی بودند که «پروژهی شخصی» آنها را امضا کند. برای آنها، امام تا زمانی اعتبار داشت که کارکردِ «ابزاری» برای تحقق تشخیصهای تند و تیزشان داشته باشد.
آنها امام را برای ارضای حسِ مبارزهجویی خود میخواستند، نه برای فهمِ مصلحتِ اسلام. به همین دلیل، وقتی دیدند تدبیرِ امام با «رادیکالیسمِ خودسرانهی» آنها همخوانی ندارد، او را رها کردند. در واقع، آنها وقتی دیدند امام قرار نیست «مجریِ تشخیصِ» آنها باشد، تاریخ مصرف او را تمامشده پنداشتند.
۳. سوپرانقلابیگریِ معاصر؛ تقلیلِ امام به «وویسپلیر»
این عارضه در فضای امروز نیز بازتولید شده است. سوپرانقلابیِ معاصر، در یک پارادوکسِ رفتاری، مدعیِ ولایتمداریِ مطلق است اما در عمل، مقتدایی میخواهد که «مطیعِ» او باشد! او از امام انتظار دارد که در دعواهای جناحی، در نفیِ این و آن، و در انتخاب روشهای مواجهه با جهان، دقیقاً همان مسیری را برود که «تندرویِ شخصیِ» او حکم میکند.
او امام را برای نصرت بر رقیب سیاسی (از اصلاحطلب تا قالیبافی) میخواهد؛ نه برای فهمِ مصلحتِ کلانِ نظام. او راهبر را برای کوبیدنِ آمریکا و اسرائیل میخواهد، اما فقط با «نسخهی خودش و برای دل خودش». مشکل اصلی اینجاست: این جریان، خود را «ضبطصوتِ» امام نمیبیند که طنینِ صدای او را منتشر کند، بلکه امام را «وویسپلیرِ» خود میخواهد تا فقط فایلهای صوتیِ تولیدشده در کارگاهِ ذهنیِ سوپرانقلابیون را با صدای بلند پخش کند!
۴. فرجامِ سخن: عقلانیت، مرزِ میانِ حق و باطل
ولایتمداریِ واقعی، یعنی پذیرشِ عقلانیتِ راهبر، حتی وقتی با «منِ» رادیکالِ ما در تضاد است.
کسی که امام را فقط برای «تأییدِ خود» میخواهد، در حقیقت در حال «پرستشِ تشخیصِ خویش» است، نه تبعیت از ولایت.
انقلابیگریِ منهایِ سربازی، چیزی جز یک «جنگجوییِ خودسرانه» نیست که در بزنگاههای سخت، صلحِ امام حسن (علیهالسلام) را برنمیتابد و در کربلایِ تشخیصهای غلط، راهبر را تنها میگذارد.
راهِ نجات، بازگشت به هویتِ «سربازی» است؛ جایی که عقلانیت و اطاعت، در هم گره میخورند.
همین؛ و تامل در همین، شاید مایۀ عاقبتبخیری ما در ابتلائات آخرالزمانی باشد!
✍ حجةالاسلام محمد منتج
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
✉️ متن کامل پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران درباره تفاهمنامه رئیسجمهوران ایران و امریکا
▪️بسم الله الرّحمن الرّحیم
📄ملّت پرشور و باوفای ایران
💬همانگونه که مطلع شُدید، تفاهمنامهای بین رئیسجمهوران ایران و امریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را بهعمل آوردند و البته این رئیسجمهور امریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرمها برای این امر استفاده میکرد.
💬بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم. ایشان همچنین تصریح کردهاند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند زیر بار آن نخواهند رفت. از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود. امیدواریم که دعای خیر سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف انواع نصرتها و فتوحات، برای ملّت باشرف ایران به ارمغان آورد.
🔻والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
✍🏼سید مجتبی حسینی خامنهای
🗓 ۲۸/خرداد/۱۴۰۵
📲 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
💬 از این لحظه، شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفتهشده خواهیم بود. | ۲۸/خرداد/۱۴۰۵
📝 متن کامل پیام
📲 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
📝 تلاشهای دلسوزانه مسؤولان، استیصال رئیسجمهور امریکا
💬 تفاهمنامهای بین رئیسجمهوران ایران و امریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را بهعمل آوردند و البته این رئیسجمهور امریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرمها برای این امر استفاده میکرد. | ۲۸/خرداد/۱۴۰۵
📝 متن کامل پیام
📲 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
💬 مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود.| ۲۸/خرداد/۱۴۰۵
📝 متن کامل پیام
📲 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از کشکول|محسن مهدیان
🔻درباره «تحمیل»
بعضیها از عبارت «نظر دیگری داشتم» در پیام رهبر انقلاب، بوی تحمیل استشمام کردهاند. این برداشت خطای عجیبی است.
تحمیل دو شرط دارد: اول اینکه تحمیلکننده اراده تحمیل داشته باشد و دوم اینکه تحمیلشونده ناگزیر از پذیرش باشد. حال آنکه رهبر جامعه صریحاً میگویند «اجازه آن را صادر کردم». یعنی امکان مجوز ندادن هم وجود داشته است. دلیل این اجازه را هم روشن بیان میکنند؛ مسئولیت و تعهد رئیسجمهور و سایر اعضای شعام در پاسداشت حق مردم.
طرف مقابل این تصمیم نیز محصول عقل جمعی نظام است. مگر وقتی مردم رئیسجمهور انتخاب میکنند، اگر فرض کنیم نظر شخصی رهبر بر فرد دیگری بوده باشد، میتوان نام آن را تحمیل گذاشت؟ اتفاقاً امام جامعه از خروجی سازوکار قانونی و عقل جمعی حمایت میکنند.
به نظر میرسد بیان این نکته در متن، کمک به دولت هم هست. پیامی روشن که این مجوز، چک سفیدامضا نیست و همه باید در تحقق شروط و تعهدات پای کار باشند. از سوی دیگر، دست دولت در برابر دشمن نیز پرتر است؛ چرا که میتواند بگوید از صدر تا ذیل نظام، مطالبه واحدی وجود دارد و همه بر تحقق حقوق ملت و جبهه مقاومت ایستادهاند.
نکته مهمتر اینکه این پیام، فقط خطاب به دولت نیست؛ خطاب به همه ماست. معنایش این است که حتی اگر کسی پیش از این نظر دیگری داشته، اکنون که نظر نهایی رهبر بر حمایت از تصمیم جمع و مجوز صادرشده قرار گرفته، وظیفه همگان کمک به تحقق شروط و موفقیت این مسیر است. همانگونه که ایشان از خروجی عقل جمعی حمایت کردهاند، دیگران نیز باید از مجادله بر سر نظرهای پیشین عبور کنند و برای تحقق حقوق ملت، یکصدا و همجهت عمل کنند.
@mahdian_mohsen
هدایت شده از احمد صابری تولایی
زمان:
حجم:
837.3K
📣📣📣📣
دو نکته مهم درباره پیام اخیر مقام معظم رهبری
حتمااااا منتشر بفرمایید تا خناسان سوء استفاده نکنند
#احمد_صابری_تولایی
https://eitaa.com/joinchat/623968257C458e20d062