- تَراوشاتِذهنِمَن -
جَرح کلِمة من تحبه، لَن یشفی أبدا
زخم حرف کسی که دوسش داری هرگز
خوب نمیشود .
کاش انقدر نزدیکم بودی که شبا پتومو
برمیداشتم میومدم خونتون و میگفتم برو
اونورتر منم کنارت بخوابم🤌🏻.
نگران نیستم همه چیز درست میشود. آب ریخته روی زمین جمع نه، اما خشک میشود. قلب شکسته خوب نه، اما ترمیم میشود. و هنوز هم میتوان، در گلدانی شکسته گل کاشت . . .🤍
- تَراوشاتِذهنِمَن -
به هزار دلیل نمیشه
ولی تو به یه دلیل ممکنش کن آقای امام رضا :)
اشک امانم را بریده ..
بطلب این شکسته دل را
- تَراوشاتِذهنِمَن -
کاش میتونستمحرفامو توی کلمهها
جا بدمُ بهتون حس واقعیم رو بگم.
راستشو بخوای من جز شما ،
به هیچکس چیزی نگفتم.
من هیچجا بهجز توی بغل ِشما گریه نکردم،
هیچکس مثل شما منو توی آغوشش نگرفته،
هیچکس به حرفام گوش نکرده و ...
راستشو بخوای ، بجز شما ،
کسی بهم اطمینان ندادهکه تا آخرش کنارمه ..
بجز شما کسی دلیل ذوقزدگیهام نیست؛
اصلا راستشو بخوای
من شمارو از همه بیشتر دوست دارم :)
شما قبل از اینکه بیام غُرغُر کنم حرفامو شنیده
بودیُ همهچیو برام جور کرده بودی؛
شما مثل همیشه حواست به این دخترِ
سر به هوات بوده؛
شما مثل همیشه در حقم پدری کردی بابا رضایِ من🤍.
‐ دست های هم را بگیریم؟
+ نمیشود.
‐ آخه چرا?!
+ چون مردم میفهمند .
‐ چی را؟
+ قضیه ما را
‐ خب بفهمند ، چی میشود؟
+ بهتر است راز باشد .
‐ چرا؟
± کسی آن را از ما نگیرد :)
خستگی و حوصلهنداشتن ك
به معنای دوستنداشتن نیست .
آدمها حق دارند گاهی کلافه باشند
و دلشان تنهایی بخواهد ؛
مگر مادرها وقتی از شیطنت و لجبازی بچههایشان
خسته میشوند و میگویند :
" دیگر دوستت ندارم ؟! "
چیزی از دوستداشتنشان کم میشود?!
یا پدرها ك گاهی یادشان میرود
با بچههایشان بازی کنند
و آنها را ببوسند . .
دوستداشتنشان تمام شده است?!
من هم دوستت دارم ،
حتی وقتی یادم میرود در طول روز
با پیامهای عاشقانه حالت را خوب کنم .
یا گاهی ك چایت را داغ میخوری
فراموش میکنم چشم غره بروم .
و مجبورت کنم برای سرد شدنش صبر کنی .
یا وقتی لباس جدیدت را نشانم میدهی ؛
و نمیگویم چرا بیمن برای خودت خرید کردهای .
تمام عصرهایی ك آمدی و در آغوش نگرفتمت ،
بداخلاق بودم و دلم تنهایی میخواست ،
تمام شبهایی ك برایت شعر نخواندم
و بیدار نماندم که بخوابی و نگاهت کنم .
تمام اینوقتها عشقت مثل ِ باران
بر سرم میبارید ،
اما جان دلم . .
آدم گاهی یادش میرود عاشقی کند ؛
نه اینکه عاشق نباشدها ،
اتفاقا خیلی عاشق است .
اما حال حوصلهاش ابریست !
و ترجیح میدهد عشق را پشت ابر اندوهش
پنهان کند تا آفتاب سرزندگی و نشاط دوباره
بتابد .
اینجور روزها برای همه آدمها اتفاق میافتد ،
چون هیچکس آنقدر قدرتمند نیست . .
ك حالش همیشه خوب باشد .
و دوست داشتن را مدام زمزمه کند .
کاش حال بد هم را درك کنیم . .
و خستگی و بیحوصلگی را
پای بیعلاقگی نگذاریم .
‹ راستی جان دلم ؛
حتی وقتی حال حوصلهات ابریست
دوستت دارم :)