𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏:
🖤𝒔𝒊𝒍𝒆𝒏𝒕 𝒘𝒊𝒕𝒏𝒆𝒔𝒔|شاهد خاموش💸
#Part_1
لوکیشن:ایران🛫
ماندانا: روی صندلی های انتظار فرودگاه نشسته بودم امیر رفته بود بلیط ها رو چک کند.
بلندگو:پرواز شماره ی 721 تهران به آلمان تا دقایقی دیگر از زمین بلند میشود.
ماندانا: از جام بلند شدم دوروبرمو نگاه کردم این بچه کجاس چرا نیومد؟!
میون مردم دیدمش با اخم و جذبه خاصی نگاهش به جلوشه و داره میاد سمت من دسته چمدون خودم و امیر رو گرفتم و رفتم سمتش که وسط فرودگاه به هم رسیدیم، کجا بودی این همه وقت الان هواپیما میپره :/
امیر: با این مرده بحثم شد حرف نمیفهمید•-•
ماندانا: حالا چی شد اوکی شد؟
امیر: اره بعد از کلی چک کردن گف مشکلی نداره الان گف پرواز میپره زودتر باید بریم.
ماندانا: دسته چمدونش رو بهش دادم و باهم به سمت دستگاه ایکس ری فرودگاه حرکت کردیم.
𝐂𝐨𝐧𝐭𝐢𝐧𝐮𝐞𝐬...
نظربدید:
https://daigo.ir/secret/71361547944
اصکی ممنوع 𝐍𝐨 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝✨
یه رمان با وایب سیاه سفید:)🤍🖤
ماکانی ....🔎🃏
مافیایی .... 🖤🚬
جنایی..... 🖇🔪
تازه پارت گذاری شروع شده 🌚🌬
رمانی پر از داستان و دردسرها:)🪄
خوشحال میشم ببینمت یه سر به ما بزن:)
<https://eitaa.com/macanshining>
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به به آقای سرآشپز🤏🏻😍
「#استوری_رهام」
☾____.📜🎻._____☽
#𝙼𝙾𝙳𝙸𝚁²_𝚁𝙴𝚈𝙷𝙰𝙽𝙴𝙷'🧸✨
|I----------•🕰🕯•----------I|
⦗You, as the ghazal says, are a little more moonlike than the moon. You are more aware than this unrhymed poet...☕️🤎⦘
منبع
𝙲𝙷𝙰𝙽𝙴𝙻→@macanshining←
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏: 🖤𝒔𝒊𝒍𝒆𝒏𝒕 𝒘𝒊𝒕𝒏𝒆𝒔𝒔|شاهد خاموش💸 #Part_1 لوکیشن:ایران🛫 ماندانا: روی صندلی های انتظار فرودگاه نشسته
بعدازظهر یا شب براتون پارت 2 رو میزارم🥺
نظراتون رو بزارید اگه خوشتون اومده بود براتون پارت میزارماا✨😍
جونننن بازو هاروو😁💪🏼
「#استوری_امیر」
☾____.📜🎻._____☽
#𝙼𝙾𝙳𝙸𝚁²_𝚁𝙴𝚈𝙷𝙰𝙽𝙴𝙷'🧸✨
|I----------•🕰🕯•----------I|
⦗You, as the ghazal says, are a little more moonlike than the moon. You are more aware than this unrhymed poet...☕️🤎⦘
𝙲𝙷𝙰𝙽𝙴𝙻→@macanshining←
ای بچههههه🤏🏻🥺
「#استوری_فرهاد_یوسفی」
☾____.📜🎻._____☽
#𝙼𝙾𝙳𝙸𝚁²_𝚁𝙴𝚈𝙷𝙰𝙽𝙴𝙷'🧸✨
|I----------•🕰🕯•----------I|
⦗You, as the ghazal says, are a little more moonlike than the moon. You are more aware than this unrhymed poet...☕️🤎⦘
𝙲𝙷𝙰𝙽𝙴𝙻→@macanshining←