eitaa logo
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
884 دنبال‌کننده
9هزار عکس
6هزار ویدیو
30 فایل
<بــه نـام افـریـنـنـدهِی خـورشـیـد و مـاه !'🌗> لـیـنـک زاپاسـمـون: https://eitaa.com/joinchat/942998140C3e178c9c50 𝐦𝐨𝐝𝐢𝐫 𝟏 : @Sheyda_macan✨🤍 𝐦𝐨𝐝𝐢𝐫 𝟐 : @Reyhaneh_arh✨🤍 𝟏.𝟐𝐤🛫𝟏.𝟓𝐤 𝑠𝑡𝑎𝑟𝑡 ' ¹⁴⁰² ⁰² ³¹ '
مشاهده در ایتا
دانلود
منتظر پارت نیستید😍🤌🏻
𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏: 🖤𝒔𝒊𝒍𝒆𝒏𝒕 𝒘𝒊𝒕𝒏𝒆𝒔𝒔|شاهد خاموش💸 لوکیشن:ایران🛫 ماندانا: روی صندلی های انتظار فرودگاه نشسته بودم امیر رفته بود بلیط ها رو چک کند. بلندگو:پرواز شماره ی 721 تهران به آلمان تا دقایقی دیگر از زمین بلند میشود. ماندانا: از جام بلند شدم دوروبرمو نگاه کردم این بچه کجاس چرا نیومد؟! میون مردم دیدمش با اخم و جذبه خاصی نگاهش به جلوشه و داره میاد سمت من دسته چمدون خودم و امیر رو گرفتم و رفتم سمتش که وسط فرودگاه به هم رسیدیم، کجا بودی این همه وقت الان هواپیما میپره :/ امیر: با این مرده بحثم شد حرف نمی‌فهمید•-• ماندانا: حالا چی شد اوکی شد؟ امیر: اره بعد از کلی چک کردن گف مشکلی نداره الان گف پرواز میپره زودتر باید بریم. ماندانا: دسته چمدونش رو بهش دادم و باهم به سمت دستگاه ایکس ری فرودگاه حرکت کردیم. 𝐂𝐨𝐧𝐭𝐢𝐧𝐮𝐞𝐬... نظر‌بدید: https://daigo.ir/secret/71361547944 اصکی ممنوع 𝐍𝐨 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝✨
یه رمان با وایب سیاه سفید:)🤍🖤 ماکانی ....🔎🃏 مافیایی .... 🖤🚬 جنایی..... 🖇🔪 تازه پارت گذاری شروع شده 🌚🌬 رمانی پر از داستان و دردسرها:)🪄 خوشحال میشم ببینمت یه سر به ما بزن:) <https://eitaa.com/macanshining>
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به به آقای سرآشپز🤏🏻😍 「」 ☾____.📜🎻._____☽ #𝙼𝙾𝙳𝙸𝚁²_𝚁𝙴𝚈𝙷𝙰𝙽𝙴𝙷'🧸✨ |I----------•🕰🕯•----------I| ⦗You, as the ghazal says, are a little more moonlike than the moon. You are more aware than this unrhymed poet...☕️🤎⦘ منبع 𝙲𝙷𝙰𝙽𝙴𝙻→@macanshining
1) ارههه رفیق فاب میشن 2)وا عزیزم نخون خوش ت نمیاد 3)گلم اون رمان خودمهه الان شخصیت هاشو عوض کردم که ماکانی بشه خفن تره 4)نه همون جور که گفتم رمان قبلیمه ولی خب عوضش هم کردم 5)ارههه بعد ناشناس میدم 6)مرسییییی🥺😍 7)ممنونم عشقممم🤏🏻🫀
نه عزیزم شیپری نیس شاید رمان بعدی شیپری باشه اگر درخواستی زیاد باشه✨
جونننن بازو هاروو😁💪🏼 「」 ☾____.📜🎻._____☽ #𝙼𝙾𝙳𝙸𝚁²_𝚁𝙴𝚈𝙷𝙰𝙽𝙴𝙷'🧸✨ |I----------•🕰🕯•----------I| ⦗You, as the ghazal says, are a little more moonlike than the moon. You are more aware than this unrhymed poet...☕️🤎⦘ 𝙲𝙷𝙰𝙽𝙴𝙻→@macanshining
ای بچههههه🤏🏻🥺 「」 ☾____.📜🎻._____☽ #𝙼𝙾𝙳𝙸𝚁²_𝚁𝙴𝚈𝙷𝙰𝙽𝙴𝙷'🧸✨ |I----------•🕰🕯•----------I| ⦗You, as the ghazal says, are a little more moonlike than the moon. You are more aware than this unrhymed poet...☕️🤎⦘ 𝙲𝙷𝙰𝙽𝙴𝙻→@macanshining
بریم سراغ پارت دوم😍🤏🏻
𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏: 🖤𝒔𝒊𝒍𝒆𝒏𝒕 𝒘𝒊𝒕𝒏𝒆𝒔𝒔| شاهد خاموش💸 لوکیشن: ایران به سمت آلمان🛫 ماندانا:چمدون ها رو گذاشتیم توی دستگاه و سوار پله برقی شدیم که صدای خنده امیر بلند شد چرخیدم سمتش چرا میخندی؟ امیر: وایی مانی خیلی خنده دار شدی با این لباسا ماندانا: یه نگاه به لباسام کردم شلوار لی یخی با کفش جردن قهوه ایی سفید و یه پالتو قهوه ایی و تیشرت سفید و شال آبی و موهای باز ماندانا: چجوریه مگه؟ امیر: خب از وقتی که من تورو میشناسم لباس جذب مشکی و بوت مشکی موهای از بالا بسته شده اصلا این تیپا بهت نمیاد مخصوصا شال. ماندانا: راست میگفت خب من همیشه آلمان همین جوری که میگفت لباس میپوشیدم اینا یخورده سوسول بازیه ما تا 10 سال پیش که بریم آلمان همین جوری لباس میپوشیدم. امیر: امم یادمه ولی من همون مانی خودمو میخوام:) ماندانا: لبخند گرمی به روش زدم از پله برقی پیاده شدیم چمدون هارو تحویل گرفتیم و سوار هواپیما شدیم، راستی امیر برسیم آلمان برای شرط بندی با رئیس جعبه یخی باید بریم. امیر: اسمش چیه؟ ماندانا: رهام یکی از رفیق های قدیمی منه گفته بازی رو هم هرچی خودتون میخواید انتخاب کنید. امیر: باشه بهش بگو پاسور آماده کنه. حدود 4 ساعت تو راه بودیم وقتی به فرودگاه آلمان رسیدیم چمدون هارو تحویل گرفتیم و بعد مانی به آرسام زنگ زد که بیاد دنبال ما فرودگاه. ماندانا: بعد زنگ زدن به آرسام(بادیگارد) با امیر منتظر موندیم که آرسام اومد. امیر: سوار ماشین شدیم بعد 1ساعت و نیم به خونه رسیدیم، منو ماندانا رفتیم توی خونه و بادیگارد ها هم چمدون هارو آوردند منم رفتم نشستم روی مبل. ماندانا: امیر برو یه دوش بگیر ساعت 8 باید بریم، امیر سری به نشونه تایید تکون داد و رفت. امیر: رفتم توی اتاق یه دوش گرفتم و بعدش خوابیدم. ماندانا: رفتم توی اتاقم یه دفعه گوشیم زنگ خورد=| 𝐂𝐨𝐧𝐭𝐢𝐧𝐮𝐞𝐬... نظر‌بدید: https://daigo.ir/secret/71361547944 اصکی ممنوع 𝐍𝐨 𝐬𝐨𝐮𝐧𝐝✨