eitaa logo
🌺 مدد از شهدا 🌺
7.9هزار دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
3.2هزار ویدیو
30 فایل
سلام وخیر مقدم به اعضا جدید ♥️دراین گروه میخایم مدد بگیریم از شهدا در زندگیمون هرچی به شهدا نزدیکتر بشی هزار قدم به خدا نزدیکتری دوستی با شهدا دوطرفه است یادشون کنید یادتون میکنن تبلیغات در مدداز شهدا https://eitaa.com/joinchat/3693085358Ce30425eed9
مشاهده در ایتا
دانلود
بِسمِ رَبِّ الشُهدا وَ الصّدیقین یاد شهید احمد محتشم روضه های حضرت زهرا و یاد شهدا ما رو هدایت میکنه به یه نقطه واحد که پای ولایت آقا بمانیم. اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج 🕊
سردار شهید احمد محتشم تاریخ تولد : ۱۳۳۷ تاریخ شهادت : ۱۳۶۲/۱۲/۲۵ شهید احمد محتشم در کرمان در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. وی از دوران طفولیت به مسائل دینی و مذهبی علاقه وافری داشت به طوری که مشتاقانه در کلاس های دینی و مراسم مذهبی شرکت می جست. در دوران حکومت طاغوت متهورانه در پخش نوارهای مذهبی ، سخنرانی ها و اعلامیه های حضرت امام فعالیت گسترده ای داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در پی مبارزاتش از نخستین افرادی بود که به عضویت سپاه پاسداران درآمد و مستمر در منطقه کردستان علیه ضد انقلاب جنگید. با آغاز جنگ تحمیلی از کردستان به جبهه ی جنوب شتافت و در عرصه نبرد با دشمن حماسه ها آفرید. بعد از مراسم ازدواجش که هنوز مدتی از آن نگذشته بود مجدداً داوطلبانه عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید. وی همواره خود را به عنوان سربازی ساده معرفی می نمود در حالی که پس از شهادت ایشان مشخص گردید که وی نه تنها سربازی فداکار و فرماندهی شجاع و با ایمان بود بلکه عابدی پارسا بود که لحظه ای از ذکر خدا و نماز و روزه و نماز شب غافل نبود. از خصوصیات بارز وی عبادت زیاد همراه با اخلاص بود و همیشه ذکر خدا را بر لب داشت. بزرگترین سفارش او یاد خدا و به جا آوردن عبادات بود. با وجود عشق و علاقه وافر به خانواده مرتبا تکرار می کرد جنگ و جهاد در راه خدا را بیشتر دوست دارم پس شما هم به خاطر خدا صبر پیشه کنید و بدانید شما بیشتر از شما در پیشگاه خداوند اجر دارید. 🕊🕊🕊🕊
خاک پای حضرت آقا،، منتظر منتقم ناموس خدا: شهید محمد علی حسینی هرچه اصرار کرد مادرش اجازه نمی داد به سوریه برود. تصمیم گرفت فرار کند و خودش را به تهران به تیپ فاطمیون برساند و از آنجا اعزام شود. ✅در حین فرار توسط ماموران ایست و بازرسی مهریز مورد تعقیب قرار می گیرد. در دل شب به بیابان می زند راه را گم می کند. ✅بانویی نقاب بر چهره را می بیند. شوکه می شود. آستین پیراهن دست راستش را می گیرد. چند قدمی همراهش می آید و به او می گوید: «پسرم برگرد مادرت را راضی کن به ما میرسی!» وعاقبت خودش را به قافله شهدا رساند 🌷🕊🌷🕊🕊
بِسمِ رَبِّ الشُهدا والصدیقین یاد شهید محمد علی حسینی روضه های حضرت زهرا و یاد شهدا ما رو هدایت میکنه به یه نقطه واحد که پای ولایت آقا بمانیم. اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج 🕊