بسم رب الشهدا و الصدیقین
#مـعـرفـی_شــهــدا.🌷
شهید مدافع حرم علی اصغر کریمی
تاریخ تولد : 1360/06/16
محل تولد : تهران
تاریخ شهادت : 1395/12/07
محل شهادت : موصل - عراق
وضعیت تاهل : متاهل
محل مزار شهید : تهران - بهشت زهرا (س)
#خـــاطـــره_شـــهــیـــد 🌷
سه روز قبل از شهادتش خواب دیدم که علی در یک باغ بزرگ است.
او با دوستش رفته بود.
علی در عالم خواب به من گفت که: "زهرا، او را فعلاً بعثیها گرفتهاند و در زندان است،
او ناکام است و هنوز ازدواج نکرده و انشاءالله دو الی سه روز دیگر آزاد میشود و برمیگردد".
و به من گفت: "زهرا، من رفتم"
شب قبل از شهادت خواب دیدم که علی به من گفت: "زهرا، آمدم تو را به پابوسی امام رضا(علیه سلام ) ببرم".
روای
همسر شهید
🌼شـادی روح پــاک هــمـه شهیدان
و شهید علی اصغر کریمی صـلوات🌼
💚
بسم رب الشهدا و الصدیقین
🌷 #مـعـرفـی_شــهــدا.
شهید جاوید الاثر
محمد حسین مومنی
نام پدر :احمد
تولد :۱۳۷۲/۰۳/۱۱
شهادت : ۱۳۹۶/۰۱/۱۷
محل شهادت سوریه
🌷 #خـــاطـــره_شـــهــیـــد
چهره محمد حسین هم آرام آرام شکل میگرفت و نورانیتی که در عمق آن دیده میشد باعث شد تا دوستانش به شباهت ظاهری او با شهید مهدی زین الدین بیشتر دقت کنند. نمیدانم اول چه کسی محمد حسین را شهید زین الدین صدا کرد ولی برای ما هم عجیب نبود در اصل رفتاری نداشت که در ذهن تصور کنیم به شهدا شباهتی ندارد! گاهی که میدیدم به نماز ایستاده است حضور قلب و ارتباطش با خدا باعث رشک و حسرت من میشد. کاروان های راهیان نور ما آرام آرام کمرنگ شدند کودکان مسجدی بزرگ شدند و هریک پی زندگی خود رفتند ولی محمد حسین، شهید زین الدین ماند....
🌷 #وصـــیــت_نـامــه
دوستان و آشنایان یک لحظه از فرهنگ جهاد و شهادت و امر به معروف و نهی از منکر غافل نباشید که اگر خون شهدای کربلا و پیام زینب(سلام الله) نبود، امروز اسلام و قرآن در عالم پیشرفت نمیکرد.
عزیزان من باور کنید که شهادت از عسل شیرین تر است اگر در بطن کلمه شهادت بروید متوجه خواهید شد که چقدر کشته شدن در راه خدا شیرین است
🌼شـادی روح پــاک هــمـه شهیدان
و شهید محمد حسین مومنی صـلوات🌼
💚@madadazshohada
بسم رب الشهدا و الصدیقین
🌷 #مـعـرفـی_شــهــدا.
طلبه بسیجی شهید میلاد بدری
تولد : ۱۳۷۴/۱/۶
محل تولد :شهرستان امیدیه
شهادت :۱۴۹۴/۹/۱۰
محل شهادت : سوریه
🌷 #خـــاطـــره_شـــهــیـــد
پدر شهید بدری
زمانی که میلاد می خواست اجازه رفتن به سوریه را کسب کند،
یک شبانه روز دست من و مادرش را می بوسید و می گفت می خواهم برای دفاع از حریم زینب(س) به سوریه بروم.
میگفت: شهادت بدون رضایت مادر مورد قبول واقع نمی شود
مادر شهید بدری میگوید: یک روز میلاد آمد پیش من و گفت: مادر دارم میروم رزمایش لباس نظامی بگیرم که من متوجه شدم رفتنش جدی است و خودش برگشت به من گفت: مادر چند جا ثبت نام کردهام اسمم درنیامده است و باید تو برایم دعا کنی که این دفعه مقدمات سفرم فراهم شود. خیلی خونش برای رفتن میجوشید. میلاد دید که من با رفتن او خیلی بیتابی میکنم، گفت: مادر شهادت هم بدون رضایت مادر مورد قبول واقع نمیشود و از تو میخواهم برای رفتنم رضایت کامل داشته باشی.
🌼شـادی روح پــاک هــمـه شهیدان
و شهید میلاد بدری صـلوات🌼
💚
بسم رب الشهدا و الصدیقین
🌷 #مـــعـرفــی_شـهــدا
شهید میثم مدواری شهربابک
نـام پـدر :ریحان
تـاریخ تـولـد :۱۳۶۳/۲/۲۳
مـحل تـولـد :تهران
سـن :۳۱ سـال
دیـن و مـذهب :اسلام شیعه
تـاریخ شـهادت :۱۳۹۴/۸/۱۶
کـشور شـهادت :سوریه
مـحل شـهادت :حلب
نـحوه شـهادت :توسط تروریست های تکفیری
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا بهشت زهرا قـطعـه :۲۹
ردیـف :۴۹
شـماره :۱۶
🌷 #خـــاطـــره_شـــهــیـــد
یکی از بستگانش دچار مشکلی شده بود و نیازمند و آبرودار بود، میثم از کرج با حالت بیماری کار وی را دنبال کرد و ضمانت وی را پذیرفت، کاری که هیچکس حاضر نبود، برای وی انجام دهد و گره مشکلش با همت میثم باز شد، الان بعداز شهادت میثم عکس وی زینت بخش خانه آن فرداست. وی اهل انجام کارهای خیر و خداپسندانه بود و سعی میکرد هر طور شده به دیگران در شرایط سخت و بحرانی کمک کند.
📜 #فرازی_از_وصیت_نامہ
«بی بی جان مگذارید که حقیرتان شرمنده برادرتان عباس غیرت الله شود. مدافع حرم شما بودن افتخار است و افتخار ما است. بی بی جان من حقیر و آلوده دستان چیزی ندارم دستانم خالی است، چیزی ندارم که در طبق اخلاص بگذارم و تقدیم شما کنم جز این جسم آلوده و ناقابل که اگر شما قبول کنید روسفید خواهم شد وگرنه خسران زده هستم.»
__بنا به وصیت شهید بزرگوار، مزار شهید در بهشت زهرا(س) بدون سنگ مزار در کنار برادرش می باشد
🌼شادی روح پاک همه شهیدان
و #شهید_میثم_مدواری_صلوات🌼
🌷@madadazshohada
بسم رب الشهدا و الصدیقین
🌷 #مـــعـرفــی_شـهــدا
شهید هادی شجاع
نـام پـدر :ناصر
تـاریخ تـولـد :۱۳۶۸/۰۸/۲۳
مـحل تـولـد :تهران
سـن :۲۶ سـال
دیـن و مـذهب :اسلام شیعه
تـاریخ شـهادت :۱۳۹۴/۰۷/۲۸
کـشور شـهادت :سوریه
مـحل شـهادت :سوریه
نـحوه شـهادت :توسط تروریست های تکفیری
موقـعیت مـزار در گـلزار شـهدا امامزاده عباس قـطعـه :۱ ردیـف :۵ شـماره :۸
#خـــاطـــره_شـــهــیـــد
همسرشمیگفت:
وقتاییکهناراحتبودمبااینکه
سرشدادمیزدممیگفت:
-جاندلهادی....؟
چندهفتهبیشترازشهادتشنگذشتهبود
یهشبکهخیلیدلمگرفتهبود
قلموکاغذبرداشتمشروعکردم
بهنوشتن...ازدلتنگمگفتم...
ازعذابنبودنشبراشنوشتم،هادی...
فقطیهبار
فقطیهباردیگهبگوجاندلهادی....💔
نامہروتازدموگذاشتمرومیزخوابیدم....
بعدشهادتشبهترینخوابیبودکهمیشد
ازشببینم...دیدمش...صداشکردم...
بهترینجوابی کهمیشدازشبشنوم...
-جاندلهادی...؟
چیهفاطمه؟
چرااینقدربیتابیمیکنی...؟
توجاتپیشخودمهشفاعتشدهای...💔
🌼شادی روح همه #شهدا
و #شهید_هادی_شجاعی_صلوات🌼
@madadazshohada
محب💕۱۴معصوم💕:
بسم رب الشهدا و الصدیقین
🌷 #مـــعـرفــی_شـهــدا
شهید سجاد دهقان
تاریخ تولد :تاریخ 11 اردیبهشت 1362
محل تولد : کازرون
تاریخ شهادت : 16 بهمن 1394
محل شهادت : عملیات آزادسازی نبل و الزهرا منطقه حلب سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
🌷 #خـــاطـــره_شـــهــیـــد
#همسرشهید
سجاد همیشه با وضو بود. خیلی از غیبت کردن بدش میآمد.
یکی از بارزترین ویژگیهایش حیا و سر به زیری بود.
از حقوقی که داشت برای انجام کارهای خیر هزینه میکرد.
در انجام مسئولیت بالاترین دقت عمل را داشت.
با بچهها مانند خودشان بود. زبان آنها را خوب متوجه میشد.
وقتی از سر کار میآمد پسرمان حامد را با خودش بیرون میبرد و میگفت: از صبح با شما بود حالا وظیفه من است که او را سرگرم کنم. یکی از دلایلی که سجاد خودش را به جمع شهدای حرم بیبی رساند، اخلاص و پاکیاش بود. بسیار با خلوص نیت کار میکرد. بارها به خودم میگفتم: خدایا شکرت که بندهای به این خوبی آفریدی. همسرم بسیار شیفته اهل بیت بود. ارادت ویژهای به حضرت زهرا سلام الله داشت در نهایت هم مثل او به شهادت رسید.
🌷 #وصـــیــت_نـامــه
«مرا در کنار مادرم درصورتی که ممکن باشد دفن کنید.
بر روی سنگ مزارم بنویسید.سه ساله رسول الله را دق دادند.آل الله را به مجلس شراب بردند... امان از بی بصیرتی .مادر پهلو شکسته غریب مدینه آمدیم که مدافعت باشیم...
🌼شادی روح پاک همه شهیدان و
#شهید_سجاد_دهقان_صلوات...🌼
💚
🔰 #خاطره_شهید
📍به کوچههای مدینه نمیروم جز با لباس جهاد
✨حسین میگفت: فرمانده باید خونسرد باشد تا بتواند خوب فکر کند و نیروهایش را در بدترین شرایط جمع و جور کند. فرمانده که در میدان آرام باشد، نیروهاش هم راحتتــر میجنگند. مرتضی می گفت: «به کوچههای مدینه نمیروم جز با لباس جهاد. من آنجایی که پهلوی حضرت زهرا سلام الله علیها را شکستند وارد نمیشوم به جز با لباس جهاد و انتقام.» گفتم: «چطور میخواهی با لباس جهاد بروی؟» گفت: «وقتی آقا امام زمان(عج الله) آمد و رفتم میبینی.»
شهید مدافع حرم🕊🌹
#مرتضی_حسین_پور
@madadazshohada
#خاطره_شهید 🎤♥️
مصطفے میگفت: "این زندگی یه زندگیه و اون چیزی که ما بهش فکر میکنیم عشقش رو داریم یه چیز دیگهست... ما زن و بچه رو دوست داریم ، رفقا رو دوست داریم ، ولی عشق به خدا وا امام زمان عج♥️ یه چیز فراتر از زندگی مادیه!"
واقعا هم همینطور بود! از وقتی که یادم هست دغدغه شهادت داشت و فکرش همیشه با شهدا بود.✨
من شهدا را خیلی نمیشناختم، اما مصطفے تا جایی که میتوانست به دیگران معرفیشان میکرد. چون دغدغه شهدا را داشت و زندگینامهیشان را میخواند و دنبال آنها میرفت...
برای همین چیز ها بود که میگفت: " اگه کسی یه روز به فکر شهادت نبود باید خودش رو تنبیه کنه!"
#شهید_مصطفے_صدرزاده ♡
https://eitaa.com/joinchat/16449734C323bd61cd4
#خاطره_شهید ♥️🎙
یه روز جلو حرم بـی بـی جان یکی از رزمنده ها به طعنه گفت: داستان چیـه شماها همش به دست و پاتون تیر میخوره و شهید نمیشین؟
عصبانے شدم اومدم جوابشو بدم که مصطفے دستمو گرفت و با خنده گفت:
"حاجے تو صف ایستادیم تا نوبتمون بشه شما که پیشکسوت جهادیـن زودتر برین جلو ملـت معطلن.😂🚶🏻♂"
راوی همرزم شهید
#شهید_مصطفے_صدرزاده ♡
در بین رزمندگان گردان عمار دوران دفاع مقدس
https://eitaa.com/joinchat/16449734C323bd61cd4