🍂🍁🍂🍁
#در_محضر_شهید🥀
خط قرمز حمید گناه بود.
با حمید نیت کردیم برای اینکه در مراسم عروسی مان گناه نباشد، سه روز روزه بگیریم.
در شکل مراسم هم خیلی همراهی می کرد.
تمام سعی اش این بود که از مراسم راضی باشم.
همیشه می گفت اگر این را دوست نداری بگو عوضش کنیم.
تنهاترین اصرارش این بود که عروسی بدون گناه باشد.
برای غذا کوبیده به همراه سالاد سفارش داده بودیم.
حساس بود که غذا به اندازه اما بدون اسراف باشد.
مراسم خیلی خوب برگزار شد.
هم راضی بودیم و هم ساده بود و هم بدون گناه و دلخوری.
#شهید_حمید_سیاهکالی 🕊🌱
http://eitaa.com/madadazshohada
✍فرازی از وصیت نامه شهید مدافع حرم #شهید_حمید_سیاهکالی
🌷وای از آن روزی که آنان ولایت دارند ولی قدر آن را ندانسته و به بی راهه رفته اند زیرا مادامی که پشت سر ولی فقیه باشیم و مطیع ولایت باشیم و در راه و مسیر همیشه سرافراز حضرت ولی عصر(عج) قرار بگیریم پیروز خواهیم بود چرا که نقطه قوت ما ولایت است.
🍃اما من مینویسم تا هر آن کس که میخواند یا میشنود بداند شرمنده ام از این که یک جان بیشتر ندارم تا در راه ولی عصر(عج) و نایب برحقش امام خامنهای (مدظله العالی) فدا کنم. اگر در حال حاضر تعدادی از برادران در جبهه های سخت در حال جهادند دلخوش هستند که جبهه فرهنگی تداوم جبهه سخت است که توسط شما جوانان رعایت می شود و امید است که خواهران در این زمینه با حفظ حجابشان پیشگام این جبهه باشند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#الّلهُمَّ_عَجِّلْ_لِوَلِیِّکَ_الْفَرَجْ
🖤:
@madadazshohada
«یک شب نزدیکیهای اذان صبح خواب
دیدم که حمید گفت:
خانوم خیلی دلم برات تنگ شده
پاشو بیا مزار.. ♥️
معمولاً عصرها به سر مزارش میرفتم
ولی آن روز صبح از خواب که بیدار شدم
راهی گلزار شدم، همین که نشستم و گلها
را روی سنگ مزار گذاشتم دختری آمد و با
گریه من را بغل ورد، هقهق گریههایش
امان نمیداد حرفی بزند، کمی که آرام شد
گفت: «عکس شهیدتون رو توی خیابون
دیدم، به شهید گفتم من شنیدم شماها برای
پول رفتید، حق نیستید، باهات یه قراری
میذارم، فردا صبح میام سر مزارت، اگر
همسرت رو دیدم میفهمم من اشتباه کردم،
تو اگه بحق باشی از خودت به من یه نشونه
میدی
@nooranamazashab
برایش خوابے را که دیده بودم تعریف کردم،
گفتم: «من معمولاً غروبها میام اینجا، ولی
دیشب خود حمید خواست که من اول صبح
بیام سر مزارش.»
ماجراۍخواب #شهید_مدافع_حرم
#شهید_حمید_سیاهکالی❤