3.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽ شـُـهـَـداے ِمـُـدافـِـع ِحـَـرَم ﷽
⚘#عاشقانه_شهدا🍃
از اول نامزدیمون💍
با خودم کنار اومده بودم که من ،
اینو تا ابد ڪنارم نخواهم داشت💔
یه روزے از دستش میدم😞
اونم با #شهادت ...
وقتی كه گفت میخواد بره🚶
انگار ته دلم ، آخرین بند پاره شد💔
انگار میدونستم ڪہ دیگه برنمیگرده ...
اونقد ناراحت بودم ...
نمیتونستم گریه کنم ...
چون میترسیدم اگه گریه ڪنم ،
بعداً پیش ائمه(ع) #شرمنده شمـ 😞
يه سمت #ايمانم بود و
يه سمت #احساسم ...
احساسم ميگفت جلوش وایسا نذار بره❌
ولی ایمانم اجازه نمیداد ...
یعنی همش به این فکر میکردم
که #قیامت ...
چطور میتونم تو چشماے #امیرالمؤمنین(ع)نگاه کنم و ...
انتظار شفاعت داشته باشم😕
در حالےکه هیچ کاری تو این دنیا نکردم
اشکامو که دید😢😭
دستامو گرفت و زد زیر گریه و گفت😭
" دلمو لرزوندی ولی ایمانمو نمیتونی بلرزونیـــــا "😭
راحت کلمه ی
❤... دوستت دارم ...❤
💕... عاشقتم ...💕
رو بیان میڪرد ...
روزی که میخواست بره
#عاشقت_هستم_شدیدا_دوستت_دارم_ولی …
#دلبری_ها_یت_بماند_بعد_فتح_سوریه …
گفت : "من جلو دوستام ،
پشت تلفن نمیتونم بگم
❤ #دوستت_دارم ❤
میتونم بگم ...
دلم برات تنگ شده ...💔
ولی نمیتونم بگم #دوستت_دارم ...
چیکار کنم ...؟!"
گفتم ...
" تو بگو یادت باشه ،
من یادم میفته ...☺️
از پله ها که میرفت پایین ...
بلند بلند داد میزد ...
❣یادت باشـه ...
❣یادت باشـه ...
منم میخندیدم و میگفتم :
💕یادم هسسست ...
💕یادم هسسست ...😭
.
.
✍🏻روایت همسر
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی♥️🕊
.
.
بازآۍ دلبرا
کھ دلم بۍقرار توست..💔
http://eitaa.com/madadazshohada
🔰 #سبک_زندگی_شهدا
شهیدي داشتیم ڪه میڱفت؛
باانگشتاندستــ هآتون ذڪر بگید؛
ڪه پَس فــردا، توقیامتــ
تَڪتڪ انگشتاتون شھادتـــ میدن..!
تسبیح و صلواتـــــ شمار که
نمیان شھادتـــــ بدن/:
#شهید_حمید_سیاهکالے_مرادے
#یادشهداصلوات
http://eitaa.com/madadazshohada
4.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨️...به یا شهدا و
.......شهادت
..شهدا...! مانده ایم از کدامتان،،
بنویسیم.... بخوانیم.... بشنویم....
هر کدامتان را صفتی است....
که شهره شده این به آن......
اما میدانیم.....!!!
همه شما را اگر خلاصه کنیم،،،
......می شوید عبد.....
و تمام پیامتان را اگر خلاصه کنیم.....
......می شود حق.......
........شهدا دعا کنید مارا...
......... رهایمان نکنید....
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
#سالروز_تولد
#برادر_شهیدم
#تولدت_مبارک
#
•♥•
حمید وسط قبرستان ایستاد و گفت: «فرزانه جان، می دانم متعجب هستی، اما امروز خوش ترین لحظات زندگی ما است، اما تو را به این مکان آورده ام تا یادمان نرود که منزل آخر همه ما اینجاست!» بعد خندید و گفت: «البته من را که به گلزار شهدا خواهند برد»
بعد از خواستگاری، ازآنجاکه مقید به رعایت حریم و حفظ حرم و نامحرم بودیم شناخت من از پسرعمه ام بسیار کم بود و به کلیات زندگی او بسنده می شد ازاین رو به خواستگاری جواب منفی دادم اما حمید که بعدها برای من تعریف کرد که 8 سال عشق من را در دل داشت، کنار نکشید و بالاخره هم جواب بله را از من گرفت.
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
@madadazshohada