.
#حضرت_عبدالعظیم
السلام علیک یا مولانا سیدالکریم علیه السلام
ای آنکه زیباتر ز پرواز نسیمی
باخاکِ زیرِ پای خود هستی صمیمی
مثل حسن تفسیر ذکر ِ «یاکریمی»
مشهور در عالم به شاه عبدالعظیمی
بوی حسن می آید از صحن وسرایت
تعظیم دارد سبزیِ گلدسته هایت
با چشم هایِ خود گره وامی کنی تو
می آیی و در عشق ، غوغا می کنی تو
با مقدمت این چشمه ، دریا می کنی تو
«ری» را حسینیة زهرا می کنی تو
ما تاقیامت خاک بوسِ این حریمیم
مدیونِ احسان ِ تو آقایِ کریمیم
عبدالعظیمی عاشقِ پروردگاری
بر آستانِ قربِ حق سر میگزاری
این جمله بس باشد ز اوصافِ تو آری
«تو مُهرِ تأیید از امامِ خویش داری»
از بسکه زیبا عهد با دلدار بستی
الحق زیارانِ امامِ هادی هستی
مارا تو از دستان غم آزاد کردی
از خاک نفرین گشتة ما یاد کردی
در خاک ِ ری کرببلا ایجاد کردی
این سرزمین را تو حسین آباد کردی
بی شک تورا زهرا فرستاده به ایران
مدیون تو هستیم وآقای خراسان
خیلی در این وادی کنارت گریه کردیم
با نوکران بی قرارت گریه کردیم
هر مسلمیه در جوارت گریه کردیم
سینه زنان دورِ مزارت گریه کردیم
شاید تسلایِ دل مادر نماییم
شاید که از شرمندگی ها در بیاییم
صحن وسرای تو دیارِ گریه کن هاست
هرگوشه از صحنت مزارِ گریه کن هاست
صحنت شبِ جمعه قرارِ گریه کن هاست
چون مادری در انتظارِ گریه کن هاست
دلداده و سرگشته ایم الحمدلله
مایارِ مادر گشته ایم الحمدلله
با یک سلام از کویِ تو پرباز کردیم
تاگوشة صحنِ حسین پرواز کردیم
سیر و سلوکِ عاشقی آغاز کردیم
مانند فطرس بر ملائک ناز کردیم
راه رسیدن تا خدا تنها حسین است
زیباترین ذکر لبِ زهرا حسین است
شبهایِ جمعه گریه آب و رنگ دارد
پیراهنی که جا صدها چنگ دارد
مادر شکایت ها زروز جنگ دارد
گوید چرا رویِ تو جای سنگ دارد
گوید مرا با روضه هایت پیر کردی
مثل خودم زیرِ لگدها گیر کردی
مانند من ترکیب ِ ابرویت بهم ریخت
باهر تکان ضربه گیسویت بهم ریخت
خوردی زمین ووضع پهلویت بهم ریخت
آتش گرفتی حالت رویت بهم ریخت
خیلی شبیه مادرت زهرا شدی تو
آشفته گیسو زیرِ دست وپا شدی تو
بر نیزه ها و نیزه دارِ پست لعنت
بر آنکه راهِ حنجرت را بست لعنت
بر خیزران وتشت و قومی مست لعنت
بر آنکه دندان تورا بشکست لعنت
با هر تکان خیزران زینب زمین خورد
از تشت و افتاد وسرت بالب زمین خورد
#قاسم_نعمتی
.👇
.
صل الله علیک یا اباعبدالله ۳
همیشه توبه شکستم، ولی زمان دادی
میان روضهی اَمنَت به من امان دادی
رفیقهام، زمینم زدند، اما تو…
به بالهای زمین خورده آسمان دادی
بساطِ نوکریام را به هم نزن دیگر
خودت جوازِ گدایی به این دکان دادی
چقدر زار زدم؛ التماسها کردم
ولی براتِ حرم را به دیگران دادی
سلام دادم و دادم به باد، تا برسد
و در جواب، تو هم پرچمی تکان دادی
نبود، لایق این حرفها؛ ولی آخر…
به چشمِ غرقِ گناهم حرم نشان دادی
میان روضه نمُردم ببخش، اما تو…
برای اینکه نمیرم به من توان دادی
برای اینکه بدُزدد عقیقِ سُرخت را
خودت اجازه به دستانِ ساربان دادی
به سینهی احدی دستِ رَد نزد جسمت
لباسهای خودت را به این و آن دادی
هزار مرتبه مُردم میان گودالت
از اینکه لحظهی آخر چگونه جان دادی
#نـوكـــر_نـوشـت:
#حسین_جان💔
صد شکر که قسمت شده هر روز ببوسیم
ما #سجاده کنان #تربت_اعلای شما را...
صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يا ابا عبدالله الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #ارباب_بی_کفن
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_علی_منیعات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
.
روزی ام را ،روزگارم تا که آجر می کند
ظرف خالی مرا صاحب زمان پر می کندت
من کمی سختی که می بینم شکایت میکنم
آدم عاقل ولی اول تفکر می کند
مدعی عاشقی هستم ولی تنها دلم
روز و شب بر عاشقی کردن تظاهر می کند
آبرو بردم ولی آقا مرا بیرون نکرد
آدم از این نوع برخوردش تحیر می کند
سنگ دل هستم، ولی دارد نگاه رحمتش
سنگ این قلب مرا با گریه ها دُر می کند
یک زمانی هم بنا باشد که تغییرم دهد
در میان روضه ی مادر مرا حُر می کند
نوکری فاطمه محشر به دادم می رسد
از غلام مادرش آقا تشکر می کند
سینه ام می سوزد گاهی تا ذهنم کمی
چادری را زیر دست و پا تصور می کند
مطمئنم زیر دست پا که می افتد زنی
بازویش را ضربه ها همرنگ چادر می کند
#محمد_جواد_شیرازی
...
#کوچکترین_جمله_بـرای_بـزرگترین_دعـا
#اللهـم_عـجل_لولیـک_الفـرج
#جمعه
.
2017321280.mp3
2.85M
#مداحی🎵
رهبر من
#میثم_مطیعی
🥀🥀🥀
🐪🐪🐪🐪🐪🐪🐪
حضرت موسی به عروسی دو جوان مومن و نیک سرشت قومش دعوت شده بود، آخر شب در هنگام خداحافظی عزرائیل را بر بالای خانه بخت و حجله عروس و داماد دید!!!
از او پرسید تو اینجا چه میکنی؟
عزراییل گفت امشب آخرین شب زندگی این عروس و داماد است ماری سمی در میان بستر این دو جوان خوابیده و من باید در زمان ورود و همبستر شدن آنها در این حجله جان هر دو را به امر پروردگار در اثر نیش مار بگیرم . موسی با اندوه از ناکامی و مرگ این دو جوان نیکوکار و مومن قومش رفته و صبحگاهان برای برگزاری مراسم دعا و دفن آن دو بازگشت. اما در کمال تعجب و خوشحالی عروس و داماد زنده و خندان از دیدن پیامبر خدا در حال بیرون انداختن جسد ماری سیاه را دید !!! از خدا دلیل دادن این وقت و عمر اضافه به ایشان را پرسید؟ جبرائیل نازل شد و گفت دلیل را خود با سوال از اعمال شب قبل ایشان خواهی یافت.
موسی از داماد سوال کرد دیشب قبل ورود بحجله چه کردند؟ جوان گفت وقتی همه رفتند گدایی(سائلی) در زد و گفت من خبر عروسی شما را در روستای مجاور دیر شنیدم و تمام بعد از ظهر و شب را برای خوردن و بردن یک شکم سیر از غذای شما برای خود و همسر بیمارم در راه بودم، لطفا بمن هم از طعام جشنتان بدهید.
بداخل آمدم و جز غذای خودم و همسرم نیافتم، غذای خود را به آن مرد گرسنه دادم خورد برایم دعای طول عمر کرد و گفت برای همسرم هم غذا بدهید او نیز چون من سه روز است غذای مناسبی نخورده است. با خجالت قصد ورود و بستن در را داشتم که همسرم با رویی خندان غذای خودش را آورد و بمرد داد و او در هنگام رفتن برای هردوی ما دعای طول عمر ،رفع بلا و شگون مصاحبت با پیامبر خدا در اولین روز زندگی مشترکمان را کرد و رفت.
وقتی قصد ورود بحجله را داشتیم مجمعه (سینی بزرگ و سنگین غذا از جنس مس ) از دست همسرم برروی رختخواب افتاد و باعث مرگ این مار سمی که در رختخواب ما بود گشت، پس ما هردو دیشب را تا اکنون بعبادت گذراندیم و تعجب و شادی ما از اینست که دعای آنمرد بر شگون مصاحبت با شما نیز به اجابت رسید.
جبرائیل ع فرمود ای موسی بدان صدقه و انفاق باعث رفع بلا و طول عمر شده این بر ایشان بیاموز و داستانشان برهمگان باز گو باش که چراغی گردد بر خلق ما برای نیکی به دیگران و مصاحبت پیامبرانی چون تو در جنت.
*
خدایا به خون امام حسین ع قسمت میدهم هر کس این را کپی کرد غم دلش رو رفع کن و حاجت دلش را برآورده کن. آمین
KarimNemisheBaaram_337859.mp3
8.68M
🔷نمیشه باورم که وقت رفتنه.. | حاج محمود کریمی
تنظیم استودیویی نمیشه باورم به مناسبت عاشورای حسینی کاری از مجموعه رسانهای عبرات، نمیشه باورم که وقت رفتنه، تموم این سفر بارش روی شونه ی منه، کجا می خوای بری چرا منو نمی بری، این دم آخری چقدر شبیه مادری...
[WWW.FOTROS.IR]Nohe-HazratRoghaye[27].mp3
1.71M
روضه ( یه شب جا موندم از همه به روی دست فاطمه... )
نوحه های حضرت رقیه (س)
بـا نـوای : حاج محمود کریمی
هیئت رایة العباس (ع)
Kari_336900.mp3
6.71M
🔷حکایت عشق | حاج محمود کریمی [تنظیم استدیویی]
تنظیم استودیویی حکایت عشق حاج محمود کریمی، شب سوم محرم ۱۳۸۹، کاری از گروه استودیویی عبرات ای بابا حکایتی شده مویم/ ای بابا شکستگی ابرویم/ ای بابا ببین کبوده بازویم/باشه کوچه به کوچه روی نیزه ها رفتی/ خونه ی ما نیومدی
عشق محبوبم یارقیه.mp3
3M
#شور
#حضرت_رقیه
متن: عشق محبوبم رقیه...
#وحید_شکری
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
عشق محبوبم یارقیه
کردی مجذوبم یارقیه
تو روضت آرامش میگیرم
وقتی آشوبم یارقیه
آرامشِ
دل بیقرارمی
دار و ندارمی
فصل بهارمی
تا قیامت
عشق موندگارمی
یعنی کنارمی
تو کس و کارمی
ای جانم
جانم رقیه ، ضربانم رقیه
مدح دلیل هیجانم رقیه
کوثر رقیه ، دل و دلبر رقیه
زیباترین نام یه دختر رقیه
یارقیه
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
نامت تسکینه یارقیه
چه دلنشینه یارقیه
شعور حسینی تو روضت
شورت شیرینه یارقیه
شیرینه با تو
تلخی زندگیم
همینه بندگیم
یارقیه زندگیم
تو سختیها
چراغ راهم میدی
سر پناهم میدی
تکیهگاهم میدی
ای جانم
خاتون رقیه ، بده سامون رقیه
لیلای این همه دل مجنون رقیه
یارم رقیه ، غمخوارم رقیه
خوشبختی یعنی تو رو دارم رقیه
یارقیه
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂