eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. بسم‌ الله الرحمن الرحیم بیا از آفتاب امشب بخوانیم بیا از آب آب امشب بخوانیم پَرِ قنداقه را باهم بگیریم بیا "بس کن رباب" امشب بخوانیم (حسن لطفی) .
. بسم الله الرحمن الرحیم بِهَم آنقدر می‌آمد نمازم با اذانِ تو گره عمری بِهَم خورده توانم با توانِ تو تمامِ تو از آنِ من تمامِ من از آنِ تو بمان پیشم که میمیرد بهارم با خزانِ تو همیشه با تو می‌گفتم کنارم  اکبرم که هست چه غم از پیریَم وقتی نگاهِ آخرم که هست کنارش گرچه لیلا نیست اما خواهرم که هست دلت در گیسوانِ من  دلم در گیسوانِ تو به تو گفتم برو اما پدر پشتت به راه اُفتاد نگاهِ بر نگاهِ تو ، لبم اما به آه اُفتاد صدای شیونِ عمه میانِ خیمه‌گاه اُفتاد کمان اَبرویِ ما رفتی حرم شد قَدکمانِ تو از این بدتر نمی‌گردد که اسبت اشتباهی رفت از این بدتر نمی‌گردد که چشمانت سیاهی رفت میان حلقه‌ی جمعِ سپاهی  بی پناهی رفت انارِ فاطمه دیدم  اناری شد لبانِ تو سبکتر گشته‌ای اما شبیه پَر نمی‌مانی چرا بر رویِ دستانم علی‌اکبر نمی‌مانی چرا حرفی نمی‌گویی مگر دیگر نمی‌مانی کدامین خشک‌تر بوده زبان من   زبانِ تو علی‌جان زندگانی از جوانمرده نمی‌آید توانِ راه رفتن از زمین خورده نمی‌آید نفَسهای مرا داغِ پسر برده نمی‌آید لبت بوسیدم و خون شد دهانِ من  دهانِ تو زمین خوردی زمین خوردم پدر گفتی پدر گفتم بهَم خوردی بهَم خوردم جگر گفتی جگر گفتم مفَصل نیزه‌ها خوردی ولی من مختصر گفتم چرا با فاصله مانده تمامِ استخوانِ تو نگاهم تار می‌بیند کجا چیدم کجا چیدم کشیدم دست بر خاک و تو را رویِ عبا چیدم هزار و نهصد و اندی کنارِ هم تو را چیدم ولی خیره به من مانده نگاهِ مهربان تو تمام زخمهای تو تَرک خورده نمک خورده شدی مانند زهرایی که در کوچه کتک خورده فقط تنها تویی که ضربه‌های مشترک خورده رسیده عمه و حالا کم آوردم به جان تو (حسن لطفی ۹۹/۰۶/۰۶) .
. عج سحر که نالهء پر درد در گلوی من است زجا بلند شوم وقت گفتگوی من است مرور می کنم ایام عمر می بینم هزار راه نرفته است رو بروی من است همین یکی دو سه قطره ز اشک هم دارم قسم به چشم تو ته مانده سبوی من است تو ناز می کنی ومن پی تو سرگر دان چه بی اثر همه اوقات جستجوی من است چه گویم از غم هجران همین بس ای اقا برای نافله با خون دل وضوی من است به خاک چادر زهرا قسم که اشک حسین تمام ثروت عمرا ست و ابروی من است میان روضه خدا شاهد است من می فهمم نگاه مرحمت مادرت به سوی من است به این دو دیده گریان خویش می نازم نمی ز چشمه کوثر میان جوی من است به هر چه عشق قسم می خورم شب جمعه زیارت حرم جدت ارزوی من است غروب سرخ حریم حسین دیدنی است صدای روضه ز لبهای تو شنیدنی است ._________________ . خیره‌ام...از بیرقِ سُرخت نگاهم را نگیر جز خودت چیزی نمی‌خواهم پناهم را نگیر باز بارَم را به دیوارِ حرم انداختم جانِ من از شانه‌هایم تکیه‌گاهم را نگیر آمدم مانند حُر برخیز راهم را بگیر میرَوم مانندِّ جُون اینبار راهم را نگیر اشتباهم را گناهم را گناهم را ببخش هِق هِقم را گریه‌هایم را سلاحم را نگیر من به این شبها به این روضه به این غم دلخوشم بِرکه‌ای غمگینم از من عکسِ ماهم را نگیر بین هیئت مثل تو یا مثل زهرا می‌شوم هرچه میخواهی بگیر ای عشق آهم را نگیر تو میانِ ما نشستی حیف خیسِ گریه‌ام آه ای اشک اندکی راهِ نگاهم را نگیر (حسن لطفی) .