eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.6هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
13.8هزار ویدیو
1.2هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. رباعی فاطمی آتش: شده از خجالت روی تو آب بستر: شده بعد رفتن تو بی‌خواب دستاس: برای دست‌بوسی دلتنگ سجاده: برای پای‌بوسی بی‌تاب .
. بسم الله الرحمن الرحیم شب‌گريه‌های غربت مادر تمام شد زینب به گریه گفت که دیگر تمام شد امشب اذان گریه بگويد بگو، بلال سلمان به آه گفت: ابوذر! تمام شد طفلان تشنه، هروله در اشک می‌کنند ایام تشنه‌کامی مادر تمام شد آن شب حسن شکست که آرام‌تر! حسین چشم حسین گفت: برادر! تمام شد تا صبح با تو اُستُن حنانه ضجه زد محراب خون گريست كه منبر تمام شد زاینده است چشمه‌ی زهرایی رسول باور مكن که سوره‌ی کوثر تمام شد باور مكن كه فاطمه از دست رفته است باور مکن حماسه‌ی حیدر تمام شد؟ زهرا اگر نبود حدیث کسا نبود زینب نبود و واقعه‌ی کربلا نبود 🏴 ✍ یک بند از ترکیب‌بند .
‍ . آه یتیمان می رسد بر گوش سادات تابوت زهرا می رود بر دوش سادات تدفین زهرا از چه رو گشته شبانه تشییع شده در اوج غربت مخفیانه ای سادات/ ام ابیها کشته شد ای سادات /حضرت زهرا کشته شد ............. مادرتون رو پشت درب خونه کشتن با ضربه ی سیلی و تازییونه کشتن باید بیایید حیدرو یاری نمایید در پای تابوت گریه و زاری نمایید ای سادات / بضعه ی طاها کشته شد ای سادات / حضرت زهرا کشته شد ................ امشب نمیخواد روضه سنگین بخونیم باید که همراه علی یاسین بخونیم امشب همین تابوتو دیدن گریه داره آه یتیمان رو شنیدن گریه داره ای سادات/ هستی مولا کشته شد ای سادات / حضرت زهرا کشته شد ✍ 👇
. رفتی من جا موندم خیلی تنها موندم با اشک و ناله این یتیما موندم تو که رفتی از این خونه دیگه دلم گرفت تو که رفتی تموم زندگیم و غم گرفت همه خاطره های خوبم و آتیش زدن خدا نگذره از اونکه تو رو ازم گرفت یا زهرا یا زهرا یا زهرا یا زهرا ....... داره از داغ تو شوهرت میمیره زینبت جای تو اشکامو میگیره همه میگن چقد میشه شبیه مادرش وقتی چادر نماز تو میزاره رو سرش شبا نیستی ببینی دل و آتیش میزنه وقتی که آب میده به دستای برادرش یا زهرا یا زهرا یا زهرا یا زهرا .......... هر روز تو این خونه روضه مادره روضه خون زینب و گریه کن حیدره کی دیده خونه ای رو با لگد در بزنن کی دیده خانومی رو پیش شوهر بزنن کی دیده پیش چشم پسرش تو کوچه ها سیلی ِ بی هوا به روی مادر بزنن یا زهرا یا زهرا یا زهرا یا زهرا ........ کربلا پیکری غرق خون میون گوداله نیزه خورده مگه اینقدر بی حاله داره میبینه مادرش تو گودال تنش‌و الهی که دیگه نشنوه آب گفتنش‌و خواهرش از بالای تل داره داد میزنه هنوز جون داره غارت نکنید پیرهنش‌و .👇
. بنداول:مهدوی فاطمی دوبند: زبان حال ،دیدار حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیهماالسلام در شب جمعه یامهدی شب جمعه باز زائر کربلایی مث ِ مادرت تو زمین بلایی توی روضه های شه سرجدایی یا مهدی می بینی که اشکای مادر روونه تا وقت سحر پیش گودال میمونه به قصد ظهور تو روضه می خونه میگه به تن غرق در خون یا الله دیگه منتقم رو برسون یا الله میخونه با موی پریشون یا الله دیگه منتقم رو برسون یا الله اللهم‌عجل لولیک الفرج.... 🌸🌸🌸🌸🌸 صحبت حضرت زهرا علیهاالسلام با: علی جان چرا شاه خیبر ، قد تو خمیده به روز تو از داغ من چی رسیده که موی سر تو تماماً سفیده علی جان چرا رنگ به صورت نداری عزیزم داری از فراقم می باری عزیزم نمونده به قلبت قراری عزیزم شده همدمت چاه غربت ای مظلوم شده زندگیت درد و محنت ای مظلوم شبا سر رو قبرم می زاری ای مظلوم دیگه یک روز خوش نداری ای مظلوم اللهم‌عجل لولیک الفرج.... 🌸🌸🌸🌸🌸 جواب حضرت امیرالمومنین علیه السلام: یازهرا بده حق اگه بعد تو نیمه جونم بدون تو ماتم‌سرا گشته خونم دعا کن که بعد تو زنده نمونم یازهرا تو رفتی و بعد تو زینب غمینه همش روی سجاده ی تو می شینه شبا خواب ِآتیش و میخو می بینه اگه مردنم آرزومه مظلومه همش میخ در روبه رومه مظلومه جلو چشممه زخم پهلوت مظلومه کبودی  ِ مونده رو بازوت مظلومه اللهم‌عجل لولیک الفرج.... ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .👇
. باور نداشت زينب كبري‌ كه مادرش رفته است وجاي خالي  او در برابرش چادر نماز فاطمه لالايي شبش دستان پر ز مهر علي بالش سرش چشمان پرستاره ي زينب به در هنوز يادي كند زمادر و محسن برادرش هرنيمه شب به كنج دلش روضه ميگرفت باخاطرات كوچه و سيلي و مادرش وقتي دلش بهانه ي مادر گرفته است چادرنماز مادر خود را كند سرش مادركبوترانه پريده به آسمان بابا دلش گرفته براي كبوترش .
‍. سلام_الله بر سر قبر تو زهرا «۲» دیده گریان آمدم «۲» زینبت برخواب خوش رفته پس از آن آمدم کاسه ی آبش به بالین حسین آماده است آب بر آن غنچه دادم دیده گریان آمدم وای مادرهای کلثوم آتشم بر دل زده راحتش کردم ولی با قلب سوزان آمدم کن نگاهی ای عزیزم«۲» دل پریشان آمدم دیده گریان آمدم من نوازش میکنم اما نمیخوابدحسن بسکه مادرگفت قلبم سوخت برجان آمدم مادری را من نمیدانم خودت بیدار شو تابرم امشب تو را برخانه مهمان آمدم ای عزیزخفته درخاک«۲» بی عزیزان آمدم دیده گریان آمدم هرچه نازش میکشم اماحسین مشتاق توست لایی لایی گفتم اوخوابید وپنهان آمدم شانه میخواهد سر کلثوم، زلف زینبت شدپریشان درغمت گیسوی طفلان آمدم خیز زهرای جوانم «۲» برتومهمان آمدم دیده گریان آمدم آمدم قربان غمهایت صدایت بشنوم دل ندارد طاقت و یارای هجران آمدم زخم بازویت پیمبردید،زهراجان چه گفت تو زمن کردی گِلِه؟ ای ماه تابان آمدم مجلس ختمت پریشان است و زینب نوحه خوان بسکه غمگین بودمجلس مات وحیران آمدم کی شودآید«تقایی»دربقیع گویدکه  من بر سرقبر توزهرا جان پریشان آمدم بر سر قبر تو زهرا«۲» دیده گریان آمدم «۲» شعر:تقایی اردبیلی✍ .👇
زمان: حجم: 242.3K
. ای چراغ دل ویرانه من نظری کن به من و خانه من خانه بعد از تو شده غم خانه شمع یاد تو و ما پروانه گریه داریم نهان از دشمن من به طفلان تو طفلان بر من زود ای لاله  من پژمردی کاش همراه مرا میبردی همه شب تا به سحر پیوسته میکنم ناله ولی آهسته تا نظر بر در و دیوار کنم یاد آن پهلو و مسمار کنم ای حمایتگر من خیز و ببین فاتح بدر شده خانه نشین این سخن ورد زبان ها افتاد دیدی آخر علی از پا افتاد آن که یک عمر سرافرازی کرد چرخ با هستی او بازی کرد هیچ پرسی به چه روز افتادم رفتی و کرده ای دشمن شادم آن که میخواست ز پا بنشینم شادمانست که من غمگینم فرصتی تا که مناسب جوید این سخن با دگران میگوید رشته صبر علی پاره شده چاره ساز همه بیچاره شده شاعر:حاج
. از غمت خون‌جگرم؛شاهدمه چشم ترم سر خاکت می‌ریزم خاک عزاتو به سرم بهتره عُمره علی بعد تو طولانی نشه روبرو شوهرتو با قنفذ و ثانی نشه عالمو سوگوار کنم  قلبمو بی‌قرار کنم  نیام‌سرِ مزارِ تو  خودت‌بگوچیکارکنم؟ فاطمه یا فاطمه حال بچّه‌یتیمات آتیش به قلبم می‌زنه بدتر از گریه‌هاشون سُکوت تلخِ حسنه دو شـبه حُسین تو لب به غـذا نمی‌زنه زینبت با روضه‌خوندن دل مارو می‌شکنه فاطمه‌ی‌جوان‌من  جوان‌قدکمان‌ِمن غم‌ِتو پُشت‌مو شکست شکسته استخوان‌من فاطمه یا فاطمه قسمت‌این بود دلمو به داغ تو دُچار کنم این‌قَـدَر غریبونه ختـم تو برگُـزار کنم نمیشه زندگی‌مو اینجوری از هم بِـپاشن تازه‌قصدِ نبش قبرِ تورو هم داشته باشن به‌رفتنت‌مُجاب‌شدم  ببین‌خونه‌خراب‌شدم تشنه‌ی‌یک‌جواب‌توست‌ سلامِ‌بی‌جواب‌شُدم فاطمه یا فاطمه
. زبان حال حضرت علی(ع) ... هرشب بیاد رویت، ای بانوی یگانه آیم کنار قبرت، از خانه مخفیانه از آتش فراقت در سوز و در گدازم از عمق سینه من آتش کشد زبانه آن شب که غسل دادم جسم ترا به زاری بر پیکر تو دیدم آثار تازیانه رخساره ی تو نیلی دیدم ز ضرب سیلی کز چشمه سارِ چشمم شد خون دل روانه بودی تو بهتر از جان، اما دریغ و افسوس پنهان به خاک کردم جسم ترا شبانه تا می دهم تسلی از داغِ تو حسن را مظلوم کربلایت گیرد ترا بهانه در خانه زینب تو مشغول خانه داری گوید به ناله " مادر برگرد سوی خانه" خونِ جگر ز دیده، حیدر نموده جاری پیوسته شکوه دارد از گردش زمانه .
‍ . سلام عزیزم فدای قبر بی نشونت فدای قامت کمونت ببین شدم فاتحه خونت سلام عزیزم خوشی از این دنیا ندیدی حالا دیگه راحت خوابیدی چرا جوابمو نمیدی؟ روح و روانم ، کجایی ای فاطمه جانم دیدی چقدر زود سفارشارو بردن از یاد میون ما جدایی افتاد تنها شدم ای داد بیداد دیدی چقدر زود تاب و توونمو گرفتن یار جوونمو گرفتن خانوم خونمو گرفتن روح و روانم ، کجایی ای فاطمه جانم سلام حیدر به درد و رنج و محن تو به زحمتی روی تن تو به جسم بین کفن تو بعد تو دیگه خونمو عزا گرفته بساط گریه پا گرفته زینب تو نوا گرفته روح و روانم ، کجایی ای فاطمه جانم کجایی مادر حسن زغصه بی قراره ز دیده اشک غم می‌باره تو دستشه یه گوشواره کجایی مادر که خیلی درهم حسینت تا نمونه تشنه حسینت آب می‌رسونم به حسینت شهیده من ، مادر قد خمیده من یه روز توو گودال گره میفته توی کارم نمیشه آب براش بیارم دستامو رو سرم میزارم از رو بلندی محشر و آخرش میبینم خنجر رو حنجرش میبینم شمر و بالا سرش میبینم نور دوعینم ، غریب کربلا حسینم .👇
. علیه السلام چاه و نخلستانِ کوفه بی‌قراری می‌کنند با نوایِ یاعلی شب زنده‌داری می‌کنند کیسه‌یِ نان و رطب را مجتبایت می‌برد بچّه‌ها افطار با چشمِ بهاری می‌کنند مسجد و محراب و منبر کوچه و پس‌کوچه‌ها با دلِ خون از فراقت سوگواری می‌کنند زینب و کلثوم و عبّاس و حسین و مجتبی با زبانِ روزه بابا روضه‌داری می‌کنند یک کفن مانده فقط در بقچه‌یِ غمهایِ من آسمان‌ها بر حسینم آه و زاری می‌کنند وای از گودالِ خاک و خون و جسمِ دلبرم کوفیان با یادگاری‌ات چه کاری می‌کنند ؟! می‌رود بر نیزه سر پیشِ دو چشمِ خواهرش بعد هم انگشترش را یادگاری می‌کنند بعدِ تو کوفه بلایِ جانِ زینب می‌شود بر اسیریِ حرم چه افتخاری می‌کنند !!! العجل می‌گویم و می‌سوزم از داغت علی فاطمیون حیدری را خوب یاری می‌کنند علیه_السلام ✍ .