eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.6هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
13.8هزار ویدیو
1.2هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. [بند اول] کوفه نیا مولا که حالم غمینه اینجا همه دارن فقط از تو کینه مهمان کشی رسمه توی این جماعت نقشه دارن انگار برا خونوادت بین این مردم نیست وفاداری مسلمت رو هیچ کس نکرد یاری موندم میون اشقیا ببین بی کسم³ کوفه برای کشتنت شده هم قسم³ (واویلتا کوفه نیا کوفه نیا) [بند دوم] اینجا همه هستن به خون تو تشنه ساختن برا قتلت چقد تیغ و دشنه خیلی میره نیزه توی پیکر تو شمر و سنان دارن میگن از سر تو میگن از جنگ و غارت خیمت رو سرت دارن میذارن قیمت میخوان بریزن خونِتو برا ملک ری³ میترسم از اینکه سرت بره روی نی³ (واویلتا کوفه نیا کوفه نیا) [بند سوم] برگرد که مسلم هم کسی رو نداره دیگه من و بردن رو دارالاماره نامه نوشتم که بیا سمت کوفه حالا میبینم که سرم روی داره قسمت من شد بی پر و بالی یک شبه کردن دورم و خالی کاش اهل خیمت لا اقل اسارت نره³ این لحظه ی آخر غمم غم معجره³ (واویلتا کوفه نیا کوفه نیا) به قلم: اشعار صاحب‌الزمان✍ 👇
. [بند اول] دل توی سینه،برا تو غمگینه کوفه خیلی از،تو داره کینه نقشه ها دارن،برای تو مولا جان من برگرد،سمت مدینه آه،از فریب و از ریا آه،از سنان بی حیا آه،جان من کوفه نیا مسلمت شد بی کس و یاور من شنیدم که توی لشکر صحبت از خلخال و معجر (آه و واویلا) [بند دوم] حال من زاره،تنها و آواره بردنم روی،دارالاماره از همین بالا،میگم به خود ای کاش خانوادش رو،اینجا نیاره آه،کاش نشه زینب اسیر آه،میشی بی یار و نصیر آه،از تن روی حصیر کاش نمیدادم بهت نامه این مسیر تو پر از دامه ترس من از کوفه و شامه (آه و واویلا) [بند سوم] آه از این غربت،از این همه محنت ترسم اینه که،غارت‌شه خیمت از همین حالا،خولی پست فطرت رو سرت داره،میذاره قیمت آه،از غم گودال خون آه،از گلای بی نشون آه،از غروب آسمون میشه جسم و پیکرت غارت خواهرت میره به اسارت چی بگم از طفل شیر خوارت (آه و واویلا) به قلم: اشعار صاحب‌الزمان✍ 👇
. [بند اول] پسرعمو نیا کوفیا پستن برای کشتنت هم قسم هستن همونا که تو رو دعوتت کردن راهت و بستن نیا به قلب جنگ برگرد که میشه عرصه تنگ برگرد اگه به تو رسید نامه ام بی درنگ برگرد آه شدم اسیر دلهره دلم ز کوفیا پره تموم غصه ی دلم غم حجاب و چادره (امون ز داغ کربلا) [بند دوم] هزارتا نقشه هست پشت این دعوت زیاده صحبت از غارت خیمت که خولی از الان داره میذاره رو سرت قیمت برای تو تله دارن سنان و حرمله دارن برای کشتنت خیلی عجله دارن آه برو نیا به این دیار نداره مسلم تو یار تو رو خدا اگه میای دیگه رقیه‌ت و نیار (امون ز داغ کربلا) [بند سوم] کجایی ای عزیزِ دلِ زهرا کجا نشسته ای باز تک و تنها گمون کنم داری روضه میخونی توو دل صحرا ای عشق بی بدل مهدی بیا بگو انا المهدی به عشق تو میگم امشب العجل مهدی آه بیا عزیز فاطمه بده به غصه خاتمه که این جهان بدون تو اسیر ظلم ظالمه (بقیه الله العجل) به قلم: اشعار صاحب‌الزمان .👇
. [بند اول] مسلم شد اسیر و سرگردون و هستم توی کوچه ها حیرون و برگرد ای پسر عمو که اینجا حتی میبُرن سر مهمون و یه وقت نشه،خونوادت و توو دل این خطر بیاری قرار نبود،همراه خودت رقیه‌ت و سفر بیاری اگه میای،پس یادت نره گوشواره هاش و در بیاری کاش برگردی که گرفتن براتون دل آشوبه من میدونم قسمت تو نیزه و سنگ و چوبه (ای وای ای وای از داغ کربلا) [بند دوم] خیلی بوی خون میده این دعوت نقشه دارن برا اهل خیمت خولی و شمر و سنان از حالا دارن رو سرت میذارن قیمت چیکار کنم،از غم زنی که اسوه ی حجب و عفافه تصورش،هم سخته برام دیگه دارم میشم کلافه حداقل،با خودت بیار یه چند تا معجر(چادر)اضافه من میترسم بچه هات بشن اسیر و سرگردون اگه میشه دخترت رو به مدینه برگردون (ای وای ای وای از داغ کربلا) [بند سوم] کوفه شهریه که پر از دامه جاری روی گونه هام اشکامه با یک کیسه زر شدن دشمنت اونا که برات نوشتن نامه کوفه نیا،کوفی بخدا به هیچ کسی وفا نداره دلواپسم،آخه روبرت یه لشکره که بی شماره دارم برات،گریه میکنم از روی این دارالاماره من افتادم کاشکی می‌رسید به تو این فریادم کاشکی من هم پای تو توو کربلا جون میدادم (ای وای ای وای از داغ کربلا) به قلم: اشعار صاحب‌الزمان✍ .👇
. [بند اول] آه از کوفه،آه از غم‌ها برگرد که مسلم هم شده تنها نیا که فهمیدم اینجا تو طرفداری نداری دیگه هیچ یاری نداری نکنه با خودت آقا زن و بچت رو بیاری دیگه هیچ یاری نداری نیا که دیگه انگاری اینجا تو رو هیچ کس نمیخواد خدا میدونه که قراره چی به سرت آقا بیاد (کوفه نیا حسین جان) [بند دوم] حرف کوفی،حرف زوره برگرد که من مُردم از دلشوره توی یک شب همه ی شهر به روم آقا در و بستن زدن و عهد و شکستن شک ندارم که برا کشتن تو هم قسم هستن زدن و عهد و شکستن برو که نمیخوام گلات از داغ بی آبی بمیرن برو که نمیخوام خواهرت رو به اسارت بگیرن (کوفه نیا حسین جان) [بند سوم] واسه قتل،تو آمادن واست شمشیرا رو صیقل دادن میبینم روزی رو که خیمه علمداری نداره خدا اون‌ روز و نیاره الهی که تو رو دیگه نبرن دارالاماره خدا اون روز و نیاره دم آخری حسرت دیدار تو اومد به یادم الهی که من هم توی آغوش خودت جون میدادم (کوفه نیا حسین جان) به قلم: اشعار صاحب‌الزمان ✍ 👇
. همدم ،نیمه شبام توی کوفه فقط یه نور ماهه یا حسین، نیستی ببینی روزامم مثل شبام سیاهه یک شبه، کوفیا رنگ عوض کردن هیچکی حیا نداره هر طرف، میری برو نیا اینجا کسی وفا نداره خیلی تو کوفه برو بیا شده دستا پر از سکه طلا شده حرفشون حالا دیگه دوتا شده،،،،، برگرد واسه تو خیلی شور افتاده دلم میشنوی اگه که امداد دلم پس بیا برس به فریاد دلم،،،،،،، برگرد وای حسین من وای حسین من برگرد مسلمت به غیر خونه طوعه جایی پناه نداره مسلمت به غیر عشق تو آقا دیگه گناه نداره کاشکی که یه جور دیگه ای می شد آخرسرنوشتم کاشکی که شکسته بود آقا دستم نامه نمی نوشتم تو دلم ...به جز غم تو دردی نیست کار من... به غیر کوچه گردی نیست توی شهر... جز طوعه دیگه مردی نیست ،،،،برگرد کاش می‌شد نامه می‌دادم که نیا کاش می‌شد می‌نوشتم از رنگ و ریا از غم نیزه و شمشیر و عصا،،،،،،، برگرد وای حسین من وای حسین من برگرد واسه ی غریبی تو می‌بارم مث ابر بهاری حالا که میای تو رو خدا دیگه رقیه رو نیاری از روی دارالاماره می‌خونم سلام ای شاه عطشان واسه ی خودت آقا کفن بردار اینجا نمونی عریان می‌بینم یه روز تو هم مثل منی میبینم نه سر داری نه بدنی می‌بینم رو خاکی و بی‌کفنی،،،،، برگرد از من نامه برت حرف می‌زنن از تو و از قمرت حرف می‌زنن یکسره پشت سرت حرف می‌زنن،،،،، برگرد وای حسین من وای حسین من برگرد .👇
. #شور بند اول مهدوی بند دوم سربند مهدوی محرمی اگه علت اشک چشماتم              اگه باعث غیبتت هستم ببین راه خیمَت پر از چاهه            نزار که بیفتم، بگیر دستم میدونی آقا چی ازت میخوام         نگاهی که جدّت به حُر کرده به بیراهه رفتم نگاهی کن         که قلبم به سمت تو برگرده تو شاه کریمی   تویی بهتر از هر رفیق صمیمی تو شاه کریمی چرا توی کوه و بیابون مقیمی تو شاه کریمی یه عمره که با درد شیعه سهیمی تو شاه کریمی ولی خود اسیر بلای عظیمی شده عمریه آقا......نصیب تو نامردی دعا روی لب داریم... الهی که برگردی اللهم عجل لولیک الفرج..... 🌸🌸🌸 رسیده محرم، غریب آقام بازم پلک چشم تو مجروحه بیا لحظه ای بین جمع ما مجالس بدون تو بی روحه گرفتی کجا مجلس روضه تو باید باشی روضه خون ما الهی به حقّ دل ِخونِت ظهور تو دیگه بشه امضا تو صاحب عزایی شدم مهمون هیئت تو، کجایی تو صاحب عزایی بازم روز و شب زائر کربلایی تو صاحب عزایی هزار ساله مضطر؛ توی روضه هایی تو صاحب عزایی دعا می کنم دیگه آقا بیایی چقد گریه و ناله.... توی روضه ها کردی دعا روی لب داریم... الهی که برگردی اللهم عجل لولیک الفرج..... 🌸🌸 دو بند: با حضرت زینب علیهماالسلام از راه دور بر روی بام دارالاماره قبل شهادت😭 نوشتم با اشکم برات نامه       سلام ای پناه حسین؛ زینب تو هم عازم کوفه ای، ای وای      رسید از غمت جون من بر لب سرم داره میشه جدا امّا       به فکر جدایی تو هستم داری بی حسین میشی زینب جان       نمیاد دیگه کاری از دستم یه روز میشی مضطر می بینی حسینت رو بین یه لشکر یه روز میشی مضطر گل فاطمه روبه روت میشه پرپر یه روز میشی مضطر می بینی دوازده تا ضربه با خنجر یه روز میشی مضطر می بینی که بالا میره روی نی، سر اگه میشه،با ارباب..... از این راه خود برگرد سفر سخته با شمر و... یه مشت قاتل نامرد اللهم عجل لولیک الفرج.... 🌸🌸🌸 دارم می بینم که یه روز زینب           میایی با یه کاروون؛ کوفه به تو و گلای عموم حیدر         جسارت میشه کوچه به کوچه بسه واسه جون دادن عالَم        طنابی که داری به دور دست اسارت نصیبت میشه ای وای         با کینه ی ابن زیاد پست امون از اسارت میشه هم زبون با تو روح رذالت امون از اسارت به تو میکنه با چه رویی اهانت امون از اسارت میشه با عصا به حسینت جسارت امون از اسارت می شینه به لبهاش دوباره جراحت اگه میشه با ارباب.... از این راه خود برگرد نذار زندگیت باشه... همش اشک و آه و درد اللهم عجل لولیک الفرج..... ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) شروع سبکهای جدید محرم 1404 👇
. بند1⃣ من که رفتم اما دخترم مونده و قلب غم پرورت نشکنه بغضت یه وقت براش من به قربون چشم ترت اومده دنیا تا بشه بلا گردون دخترت من حاضرم که روزشو شب نکنه ولی به جاش دختر تو تب نکنه من حاضرم حمیده ی من بمیره ولی دل رقیه ی تو نگیره با اینکه توی دل من غصه کم نیست اما یه دونشم برا دخترم نیست این آدما که من دیدم خیلی پستن برای کوفیا حرم محترم نیست از من این کمو قبول کن نذر مسلمو قبول کن بند2⃣ من که رفتم اما پسرم تو غریبی میشه یاورت قول گرفتم ازش که بشه اولین کشته ی لشکرت توی خون دست و پا زد اگه فدای تو و علی اکبرت فدا سرت تو میدون هر چی که بشه فدا سرت تنش هزار تیکه بشه حتی اگه یه جور بشه که جم نشه میخوام یه مو از علی تو کم نشه هزار تا شمشیر اگه خورد راضیم من هرچی اجل سرش آورد راضیم من سر علی اکبر تو به سلامت نیزه اگه سرش رو برد راضیم من از من این کمو قبول کن نذر مسلمو قبول کن بند3⃣ من که رفتم اما همسرم با وجودی که هست خواهرت اما چون مثل عقیله نیست دختر فاطمه مادرت پس میتونم بگم زندگیش به فدای زینب مضطرت همسر من تو صحرا آواره بشه اما یه بار زینب تو آه نکشه همسر من به خاک غربت بشینه اما یه بار زینب تو غم نبینه گفتنشم سخته برام این عبارت اگر که همسرم بره به اسارت اما برام سخت تره که زینب تو خدا نکرده بشنوه یه جسارت از من این کمو قبول کن نذر مسلمو قبول کن شعر و نغمه: انجمن تکیه نوکری مشهد .👇
کوچه کوچه تنها تو شهر دشمن ها.mp3
زمان: حجم: 7.35M
کوچه کوچه تنها تو شهر دشمن ها وای از زخم کوفه 🎙 #️⃣ #️⃣ #️⃣ کوچه کوچه تنها تو شهر دشمن ها وای از زخم کوفه دنبال من هستند درها رو روم بستند وای از زخم کوفه دلم پر درده همش میگم کاش حسین برگرده حسین جان جان من نیا شهید بی کفن نیا چیزی که تو کوفیا نیست یه ذره شرمه و حیا من تو فکر فردا وقتی که نامردا دستامو میبستند تو فکر ... بود کاشکی قبل از نامه ام دستامو میبستند نیا از این راه به جان زهرا اباعبدالله این از بغض تو پرن سرت رو ساده میبرن نیا کوفه زن و بچه ات از اینا سیلی میخورن غارت بود و آتیش خیمه دود و آتیش من هم تنها بودم همراهم آهم بود دورم نامحرم بود من هم تنها بودم بهارم میرفت تو که میرفتی قرارم میرفت تو رو از من گرفتن و ازت مونده یه پیرهن و کاش همون شب با رقیه میبردی با خودت منو .
. 📋 دلشوره دارم پسر عمو (ع) حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دلشوره دارم پسر عمو ببین که دست و پام می‌لرزه خودم شنیدم که می‌گفتن سَرِ حسین چقدر می‌ارزه داری میای / اگه میشه / نیا تو رو جون مادرت می‌دونی که / اینا دارن / نقشه برای انگشترت آرزوشون / همینه که / بسوزونن دل خواهرت ای وای امون از این زمونه مسلم داره آروم می‌خونه حسین حسین حسین « کوفه، مَیا سالار زینب» وقتی که پام رسید به اینجا چیزی به جز کینه ندیدم از بس برا تو گریه کردم ببین آقا نفس بُریدم برای تو / پسر عمو / جونم و قربونی آوردم فدا سرت / آقای من / هر جایی که زمین می‌خوردم آروم آروم / زیر لبم / فقط اسم تو رو می بردم چشام دیگه کاسه‌ی خونه مسلم داره آروم می‌خونه حسین حسین حسین «کوفه، مَیا سالار زینب» حالا برات روضه می‌خونم لحظه‌ی آخرم رسیده کاشکی برات خبر بیارن مسلم توو کوچه‌ها چی دیده نبودی تو / ببینی که / مهمونت و دوره می‌کردن برا گلوی / اصغرت / دنبال حرمله می‌گردن خدا کنه / جلو چشات / به اشک بچه‌هات نخندن کوفه با ما نامهربونه مسلم داره آروم می خونه حسین حسین حسین «کوفه، میا سالار زینب» *شاعر : ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. تنها و بی پناهم ، شد بی کسی پناهم تو شهر غربت آقا ، طوعه شده سپاهم سر دارالاماره ، اشک از چشام می باره قلبم آروم نداره ، حسین جان دل من بی قراره ، چشمام پر از ستاره ذکرم شده دوباره ، حسین جان با قلب زار مسلم / ببین کوفه چه کرده میا کوفه حسین جان / که کوفه شهر درده میا کوفه حسین جان بالا گرفته کارم ، که یاوری ندارم هی گریه پشت گریه ، سر رو دیوار می ذارم همه رفتند و تنها ، موندم میون غم ها کوفه نیایی آقا ، حسین جان نیا که حرف غارت ، افتاده و جسارت زینب میره اسارت ، حسین جان همه حرفا فریبه / همه قولا دروغه بازار نیزه سازا / تو این روزا شلوغه میا کوفه حسین جان اسباب قتل مهمان ، آماده شد به قرآن میگم با اشک چشمم ، کوفه میا حسین جان می بینم بین گودال ، جسم تو میشه پامال زینب که رفته از حال ، حسین جان می بینم که سه ساله ، می باره غرق ناله از درد گوش و خلخال ، حسین جان ببین حالم خرابه / تو کوفه قحط آبه تموم اضطرابم / برا طفل ربابه میا کوفه حسین جان .👇
Haj Meysam MotieeShab01Moharram1400[02] (1).mp3
زمان: حجم: 5.17M
▪️برگرد حسین () 🎙 بانوای: حاج امیر بی سپاه، نیا که مال و جاه غصه‌ی اهل کوفه شد قلوبهم معک، سیوفهم علیک قصه‌ی اهل کوفه شد با دست بیعتی که به دست ما گذاشتن حالا مارو تنها گذاشتن اونایی که نامه نوشتن رو وعده‌هاشون پا گذاشتن برگرد حسین! می‌بینم دریای خون برگرد حسین! می‌بینی داغ جوون «حسین! پدر و مادرم به فدات» یه جوری کاش می‌شد، که می‌رسید بهت پیام مسلم غریب حسین من نیا، وفای کوفیا فقط سرابه و فریب اون مردمی که به پای حرفام نشستن حالا همه بیعت شکستن همونا که نامه نوشتن حالا دیگه دستامو بستن برگرد حسین! رحمی نیس توو این دیار برگرد حسین! زینب رو اینجا نیار «حسین! پدر و مادرم به فدات» هزارتا مثل من، فدای تو بشن فدای اشک بچه‌هات چطور بگم آقا، تو رو خدا نیا به خاطر مخدرات کوفه یه روزی دست زینب رو می‌بنده یه روزی به اشکاش می‌خنده الهی که خواهر نبینه سری روی نیزه بلنده برگرد حسین! این مهمونی غربته برگرد حسین! اینجا حرف غارته «حسین! پدر و مادرم به فدات» شاعر: محمد رضا رضایی✍