eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.6هزار دنبال‌کننده
10.2هزار عکس
13.8هزار ویدیو
1.2هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. (س) ۲ فراق ۲ . دوباره چشمام صاحبِ دُرّ گهرباری شده قطره به قطره اشک من رو گونه هام جاری شده دوباره تو فصل خزون ابری شده چشمای من دوباره گریه می کنم برای مادر حسن... اون مادری که بانیِ خلقته تنها پناهِ روز قیامته *** ای ماه در خسوف من با گریه غمگینم نکن حرف از جدایی مون نزن تنهاتر از اینم نکن خورشید در کسوف من این خونه تاریکه هنوز غصه نخور فاطمه جون علی رو داری که هنوز دنیای بی تو... برام پُر از غمه مدینهْ بی تو برام جهنمه پهلو به پهلو شدنت گرفته جون حیدرو ناله های نیمه شبت برید امون حیدرو حیدر بمیره نبینه افتادی توی بسترت خانم هیجده ساله ام رحمی بکن به دخترت... خبر دارم که شکسته شد بازوت گاهی میگیری دستتو به پهلوت گرفته آرامشتو درد مزاحم نیمه شب سه ماهه داری میخونی عجل وفاتی زیرلب برای دلخوش بودنم خنده رو لبهات میشینه اصلا نمیاری به روت دیگه چشات نمیبینه پهلوت که میام بلند نشو پیشم بستر خونیت می‌زنه آتیشم مگه قرارمون نبود كنار همديگه باشيم مگه به هم قول نداديم كه يار همديگه باشيم تو اين روزای آخر شدم به غصه ها أسير يه خواهشی دارم ازت تو خونه از من رو نگير تو اوج غربت اميده يك نگات بميره حيدر كبود شده چشات پر زدنت از آشیون ... سخته تصورش برام خدا نیاره اون روزو ... دنیاروبی تو نمیخام داری میگی به زینبت کنار داداشت بمون انگار دلت میخواد بری توهم پیش شیش ماهمون چن روزه خانوم دلم پریشونه خدانیاره نباشی توخونه ✍ﮔﺮﻭﻩ ﺷﺎﻋﺮاﻧﻪ ﻫﺂ ﺳﺒﻚ https://eitaa.com/emame3vom/85719 .👇
. فرارسیدن ایام 4 فاطمیه رسیدهُ و... صحن چشا پر از نمه آخر یه روزی جون میدم با روضه های فاطمه روضه ی داغ این شبا روضه ی دیوار و دره چهل نفربه یک نفر! یه جنگ نا برابره به پشت در خوند مادرما روضه محسنو کشتن کجایی یا فضه؟! میسوزم از مصیبتِ کبودی های پیکرش از غصه های دختر و از گریه های همسرش چیکار کنه فضه براش تو اون هیاهو و بلا در روی مادر افتاده محسن به زیر دست و پا می‌میرم آخر از غصه ی مسمار محسن و کشتن بین در و دیوار من شنیدم تو کوچه ها به زخم تو نمک زدن جلو چشای مجتبی بدجور تو رو کتک زدن قباله پاره پاره شد بدستِ ون نامردِ پست دیگه نگم چیا کشید غرور فاطمه شکست گم کرده راشو بی صبر و طاقته آی اهل عالم اینا حقیقته شال عزا نشسته رو... شونه ی صاحب الزمون اخه رسیده موسمِ عزای مادری جوون به روی قلب آقامون این شبا آوار غمه دلیل گریه هاش یقین سنّ کم و قدّه خمه ایشالامیاد منتقم مادر تلافی میشه سیلی و میخ در ................ . فرارسیدن ایام 3 دوباره چشمام صاحبِ دُرّ گهرباری شده قطره به قطره اشک من رو گونه هام جاری شده دوباره تو فصل خزون ابری شده چشمای من دوباره گریه می کنم برای مادر حسن... اون مادری که بانیِ خلقته تنها پناهِ روز قیامته *** دوباره وقت غصه و گریه برای مادره بارونِ اشک چشم من وقف عزای مادره همونکه بین کوچه ها سپر شده برای دین همون که شد فداییِ راه امیرالمؤمنین گریه برای شما سعادته این روضه خونی مثه عبادته اجرِ رسالتِ نبی ادا شده تو کوچه ها ! مسمار در بوسه زده به بوسه گاه مصطفی دلم میخواد از سر شب تا به سحر گریه کنم از داغ میخ و لگد و دیوار و در گریه کنم الهی عالم بمیره ؛ پشت در... شد قتلگاهه یه مادر و پسر هزارو چار صد ساله که این غصه تو سینه ی ماست ما بچه های فاطمه نمیدونیم قبرش کجاست! فاطمیه که میرسه تو دلمون غم میشینه یه عمره می سوزه دلا از غصه های مدینه تو مدینه شد پیش چش همه با تازیونه شهیده فاطمه کاشکی ببینم اون روز و صاحبِ صحن و حرمی هر چی باشه سینه زنم هر جور باشه مادرمی راهم دادی به خونتون تا فهمیدی در به درم از وقتی هیئت اومدم گفتی بفرما پسرم مدیونِ لطفِ مادرِ روضه هام میرم مدینه آخرِ روضه هامhttps://eitaa.com/madahanpirbakran
. فرارسیدن ایام فاطمیه 1 دوباره چشمام صاحبِ دُرّ گهرباری شده قطره به قطره اشک من رو گونه هام جاری شده دوباره تو فصل خزون ابری شده چشمای من دوباره گریه می کنم برای مادر حسن... اون مادری که بانیِ خلقته تنها پناهِ روز قیامته گرد و غبار درد و غم نشسته روی شونه ها دوباره پرچم می زنیم سر درِ روضه خونه ها دوباره هیئت می گیریم واسه غمِ مادرمون منتقمِ شهیده ایم تا نفسِ آخرمون باغِ علی باز خزون و زرد شده بازم دل امام زمان لبریز درد شده من اومدم نوکری که برا غم تو مَحرمه نمیشه باورم بی بی تو رام دادی بین همه دوباره دستم و گرفت مادر و محسن و حسن گفته بیا با بچه هام گریه بکن برای من ممنون لطفِ مادر زینبم که نام حید‌ر گل کرده رو لبم نمیره از خیالِ من که چی گذشت تو کوچه ها چی شد که هی صدا زدی مهدی بیا مهدی بیا بمیره عالمی برات که زار و نیمه جون شدی سِنّی نداشتی عاقبت ؛ چی شد که قد کمون شدی ببین که واست این دل چه داغونه به پای دردات عالمی حیرونه ﮔﺮﻭﻩ ﺷﺎﻋﺮاﻧﻪ ﻫﺂ ✍️ ......... . (س) مثل قدیما دوس دارم دست بکشی رویِ سرم روسریم و گره بزن با دستِ زخمیت مادرم چطور پرستاریت کنم؟ بند نمیاد خونابه هات پهلو به پهلو که میشی امون نمی مونه برات حرفِ جدایی نزن برام سخته عروسْ بی مادر چقدر سیاه بخته اینقد برات ناله زدم گرفته باز صدای من چی شد که اون روز فضه رو صدا زدی بجای من سخته ببینی یکی با گریه روزاشو شب کنه اینکه ببینی مادرت مرگ از خدا طلب کُنه مقابل من می سوزی‌ توی تب بمون عزیزم فقط برا یک شب به من بگو این وقت شب مادر چرا بیداری باز چرا مث ابر بهار آروم آروم میباری باز داداش حسن چی دیده که اینجوری گوشه گیر شده از وقتی رفتید تو کوچه انگاری خیلی پیر شده شباتوخوابت ناله نکن مادر با نالهء تو حسن میشه مضطر توی بهار زندگی مادر چرا خزون شدی با اینکه هیجده سالته شکستی قد کمون شدی زخم روی سینه ت نذاشت تا بگیرم تو رو بغل میخوام پرستارت بشم اگر بِده مهلت اجل از درد پهلو بیداری روز و شب دعا بکن تا بمیره جات زینب بند دلم پاره شد از وقتی بهم کفن دادی چرا واسه داداش حسین بهم یه پیرهن دادی این کربلا کجاست که تو دائم براش میزنی زار وقتی ازش حرف می زنی نداری آروم و قرار چه گریه داره وصیتای تو چطور ببوسم ؟ آخه به جای تو... ✍️ﮔﺮﻭﻩ ﺷﺎﻋﺮاﻧﻪ ﻫﺂ ﺳﺒﻚ ................. یه گوشه لبریز عطش ! خیره به در مونده چشام از بس که خوردم بغض مو در نمیاد دیگه صدام نیستی ببینی که حسین سینه برات می کنه چاک چشام به تابوت توئه دلم کنارت ، زیر خاک حالا که نیستی صحبت کنم با کی دلتنگی هامو قسمت کنم با کی بدون تو خونه برام دیگه نداره صفایی کی دیگه بعد تو میخواد بخونه واسم لالایی رفتی و با رفتن تو سهم حسینِ تو غمه کی میخواد آب بهم بده ببین که خیلی تشنمه آخ چه بلایی به سرم آوُردی با رفتنت این قلبمو آزُردی بعد تو رسممون میشه تشییع پیکر غریب بابا میذارت توی خاک من الغریب الی الحبیب قول بده مادر که منو تو غصه ها جا نذاری تولحظه های بی کسی حسین و تنها نذاری سختی دنیا بدون تو هیچه میون گودال عطر تو میپیچه رفتی و بعدِ رفتنت چه سوت و کوره خونمون کاشکی میشد پیشم باشی حتی با اون قد کمون شبا که تشنه میشدم میذاشتی آب بالاسرم کجایی اون روز که میخواد جداشه از قفا سرم بیا سراغم وقتی که رو خاکم بگیر تو آغوش پیکر صد چاکم ✍️ﮔﺮﻭﻩ ﺷﺎﻋﺮاﻧﻪ ﻫﺂ ﺳﺒﻚ .... .👇 مقدمتان رابه این کانال2هزارنفری گرامی می داریم