eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.6هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
13.8هزار ویدیو
1.2هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ . ---------- حضرت سجاد با قلب سوزان آمد برای دفن شهیدان آمده اما - با چشم چون دریا بر خاک بسپارد - گلهای زهرا را ای حسین جانم حسین حسین جانم جسم شهیدان بر خاک صحراست بر خاک صحرا دستان سقاست علقمه در خون - با پیکری گلگون دارد در آغوشش - زیباترین مضمون ای حسین جانم حسین حسین جانم کرب و بلا چون صبح سپید است لبریز عطر خون شهید است هر طرف یاران - گردیده گلباران افتاده در میدان - گلهای گلزاران ای حسین جانم حسین حسین جانم فرزند زهرا از لاله ها گفت با قلب خسته از بوریا گفت شد کفن آنجا - جسم گل زهرا شد اشک او جاری - بر پیکر بابا ای حسین جانم حسین حسین جانم نقش لب گل روحی فداک است رگ های گلگون بر روی خاک است شد ز نجوایش - گلبانگ آوایش زد بوسه با محنت - بر روی رگ هایش ای حسین جانم حسین حسین جانم محمود تاری «یاسر» ............ . -------------- در خون رها شد چشمان صحرا سر ها بریدند از آل طاها خون جگر طفلان - خیل زنان گریان زینب ازین ماتم - شد بی سر و سامان ای حسین جانم حسین حسین جانم سالار زینب ما بی قراریم جز سایه ی تو بر سر نداریم رفته ای بر نی - ما خون جگر از پی شد روزگار ما - با اشک و ماتم طی ای حسین جانم حسین حسین جانم جان اخا شد وقت اسیری برخیز و بنما ما را امیری خیمه غارت شد - وقت اسارت شد بر روی نی جانا - رأس ات زیارت شد ای حسین جانم حسین حسین شد سمت اسارت ما را کشاندند بر ناقه های عریان نشاندند کودکان خسته - با داغ پیوسته دارند ازین ماتم - دلهای بشکسته ای حسین جانم حسین حسین جانم آخر چه گویم از جور اعدا زد تازیانه بر پیکر ما گاهی از سیلی - شد چهره ها نیلی جز اشک و ماتم نیست - تفسیر و تحلیلی ای حسین جانم حسین حسین جانم محمود تاری «یاسر» ٠١ / ۵ / ١٨ ........................................ این زینب و این نور دو عین اش بر نیزه رفته رأس حسین اش پیکری بی سر - همچون گل پرپر افتاده در گودال - پیش رخ خواهر ای حسین جانم حسین حسین جانم قاتل به مقتل آذر کشیده بر حنجر او خنجر کشیده حنجری در خون - با جلوه ای گلگون گوید سخن یارب - با خواهری محزون ای حسین جانم حسین حسین جانم افتاده هستی در تاب و در تب آید صدای زهرا و زینب مادری خسته - با اشک پیوسته بنشسته در گودال - با قلب بشکسته یا حسین جانم حسین حسین جانم در خون فتاده تا دین بماند اسلام و قرآن آئین بماند مردی آزاده - جان بهر حق داده مانده از او بر جا - شمشیر و سجاده ای حسین جانم حسین حسین جانم فرزند زهرا خورشید دین است مانند حیدر حبل المتین است نهضت‌ش یاران - از بهر حق جویان گردیده در هستی - احیاگر قرآن ای حسین جانم حسین حسین جانم در مقتل اکنون خون است و تقدیر تنهای صدای تیغ است و شمشیر گشته در میدان - دل بی سر و سامان قاتل به مقتل شد - با خنجری بُران ای حسین جانم حسین حسین جانم ** محمود تاری «یاسر»✍🏿 ٠١ / ۵ / ١٧ .👇
AUD-20220808-WA0054.opus
زمان: حجم: 148.6K
. ‍ ورود قافله به شام ------------ رفته مُحرم ماه صفر شد زینب دوباره خونین جگر شد وقت ماتم شد - دل غرق در غم شد بار دگر تازه - داغ مُحرم شد ای حسین جانم حسین حسین جانم دل خون ببینید دلدادگان را بسته به زنجیر آزادگان را شامیان یارب - با خنده ها بر لب آتش زدند از کین - بر هستی زینب ای حسین جانم حسین حسین جانم شد چشم هستی غرق تماشا بر ناقه طفلان بر نیزه سرها کودکان خسته - با قلب بشکسته بر روی لب دارند - فریاد پیوسته ای حسین جانم حسین حسین جانم در شام ویران در اوج شیون بر اشک طفلان خندیده دشمن شامیان شادند - در اوج بیدادند از غصه آل الله - در اشک و فریادند ای حسین جانم حسین حسین جانم ** محمود تاری «یاسر» ١۴٠١ / ۶ / ۶ مشابه سبک فوق خوانده می‌شود .ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. دراین دنیای غریب وفانی، دوچشمم ازغم شده بارانی..... جوانم رفت و دلم خونین شد، وجودم ازغم چقدغمگین شد.... همه میدونن،که چه دلخونم، زفراق او زاروداغونم...... زداغ رویش خزان گردیدم، غمش رادیدم کمان گردیدم..... شدم خونین دل،زغمش هرآن، بی وجوداورفته ازتن جان..... همه میدونن که چه دلخونم،زفراق اوزاروداغونم... 👇
. رسم زمونه اکنون رسیده ، وقت جدایی من می شوم در، رهت فدایی تو می مانی واین درو دیوار خدانگهدار خدا نگهدار(2) دیگر ننالم ، از سوز بازو شبها نگریم، از درد پهلو رفتم زدنیا ، با چشم خونبار خدانگهدار خدا نگهدار(2) غُسلم بده با، اشک غم وتب مرا کفن کن ، درنیمه ی شب تا کمتر سوزی، زآه شرربار خدانگهدار خدا نگهدار(2) ترسم زجان ، تو ناله خیزد کز پهلوی من، خونابه ریزد ترسم که بینی ،توجای مسمار خدانگهدار خدا نگهدار(2) چشمت فتد چون، بر روی نیلی برچهره ی خود ، مزن توسیلی زین غُصه گردی، عمری عزادار خدانگهدار خدا نگهدار(2) پیش حسینم ، کمتر فغان کن خاکسترم را، درشب نهان کن توماندی واین ، گل های گلزار خدانگهدار خدا نگهدار(2) دفنم چوکردی ، بنشین کنارم قرآن بخوان بر، روی مزارم ترسم زقبر و، ازآن شب تار خدانگهدار خدا نگهدار(2) .