.
#شور_زمینه #فاطمیه
زبانحال #امام_حسن_و_کوچه
#سبک_مسیر_روضه_باز
#اون_کوچه_باریک
#کانال_کربلایی_مجید_مرادزاده
☑️بنداول
اون کوچه ی باریک شد مثل شب تاریک
وقتی حرومی شد به مادرم نزدیک
صداشو بالا برد دل منو آزرد
دستش که بالا رفت به روی مادر خورد
وقتی افتاد مادر رو خاکا
دیده های من شدن چون دریا
دستش گرفته بودم اما
نمیشد بلندشه حتی رو پا
وای من وای من ای مادر
••═══┅┄•◉⊰↭⊱◉•┄┅═══••
☑️بنددوم
تو وسط کوچه حسن همون دم مُرد
که دست اون نامرد به روی مادر خورد
گوشواره ی مادر شکسته و خونی
روی زمین افتاد به غیرتم بر خورد
چشمای مادر من کم میدید
ولی چشم من همش غم میدید
آخه اون حرومیِ بی غیرت
به زمین خوردن زن میخندید
وای من وای من ای مادر
••═══┅┄•◉⊰↭⊱◉•┄┅═══••
☑️بندسوم
مادرم و دیدو تو کوچه تنها زد
با دست سنگینش سیلی به زهرا زد
قباله رو وقتی گرفتش اون نامرد
پشت سر بابام نامرد چه حرفا زد
مادرم با دیده کم راه می رفت
با یه دنیا درد و غم راه می رفت
دستش و گرفته بود به دیوار
تا خونه با قد خم راه می رفت
وای من وای من ای مادر
••═══┅┄•◉⊰↭⊱◉•┄┅═══••
💠💠💠9⃣4⃣5⃣💠💠💠
به قلم شاعران اهل بیت
#کربلایی_رضانصابی
#کربلایی_جواد_بوربور
#کربلایی_مجید_مراد_زاده
••═══┅┄•◉⊰↭⊱◉•┄┅═══••
نشرواستفاده ازکلیہ آثاراین کانال نه تنها حرام نیست بلکہ ثواب جاریہ دارد. باذڪر(صلوات)
.
#زمینه
#شور
#سبک_مسیر_روضه_باز
تو دله من درد و غصه گرفته پا
دلشوره افتاده به جونه من اینجا
حس می کنم این و که اخر راهه
فاصله می افته حسین میونه ما
هوای اینجا چقد دلگیره
چقد اینجا نیزه و شمشیره
اون طرف صف کماندارا و
اون طرف بارون سنگ و تیره
وای من وای من ای حسین
چند روز بعد داداش باتن غرق خون
می افتی بی حال و خسته روی خاکا
عبا و عمامت انگشت و انگشتر
می ره به غارت این پیروهنت حتی
نیزه رو روی پرت می زارن
چکمه رو رو پیکرت می زارن
چند روز بعد می دونم که داداش
خنجرو رو حنجرت می زارن
وای من وای من ای حسین
چند روز بعد داداش خواهر تو می شه
میونه این لشگر بی یاورو تنها
چند روز بعد داداش شروع می شه غارت
دستامو می بندن وقتی که نیست سقا
می ری و خیمه به هم می ریزه
می ری و حسین دلم می ریزه
می ری و بعد تو می دونم که
لشگری روی سرم می ریزه
#رضا_نصابی
👇
.
#شور #زمینه
زبانحال #امام_حسن_و_کوچه
#سبک_مسیر_روضه_باز
#اون_کوچه_باریک
☑️بنداول
اون کوچه ی باریک شد مثل شب تاریک
وقتی حرومی شد به مادرم نزدیک
صداشو بالا برد دل منو آزرد
دستش که بالا رفت به روی مادر خورد
وقتی افتاد مادر رو خاکا
دیده های من شدن چون دریا
دستش گرفته بودم اما
نمیشد بلندشه حتی رو پا
وای من وای من ای مادر
••═══┅┄•◉⊰↭⊱◉•┄┅═══••
☑️بنددوم
تو وسط کوچه حسن همون دم مُرد
که دست اون نامرد به روی مادر خورد
گوشواره ی مادر شکسته و خونی
روی زمین افتاد به غیرتم بر خورد
چشمای مادر من کم میدید
ولی چشم من همش غم میدید
آخه اون حرومیِ بی غیرت
به زمین خوردن زن میخندید
وای من وای من ای مادر
••═══┅┄•◉⊰↭⊱◉•┄┅═══••
☑️بندسوم
مادرم و دیدو تو کوچه تنها زد
با دست سنگینش سیلی به زهرا زد
قباله رو وقتی گرفتش اون نامرد
پشت سر بابام نامرد چه حرفا زد
مادرم با دیده کم راه می رفت
با یه دنیا درد و غم راه می رفت
دستش و گرفته بود به دیوار
تا خونه با قد خم راه می رفت
وای من وای من ای مادر
••═══┅┄•◉⊰↭⊱◉•┄┅═══••
ایام #شهادت_امام_حسن
#بیست_و_هشتم_صفر #فاطمیه
#رضا_نصابی
#جواد_بوربور
#مجیدمرادزاده
.👇
.
#شور_روضه_ای
#شهادت_امام_جواد
#سبک_مسیر_روضه_باز
به نفس کربلایی ابوالفضل حسینی
میونه سینه شد دوباره غم تکثیر
باتن تو زهر کرد کار هزار شمشیر
دوباره تکرار شد غم حسن انگار
همسر تو کرده این روضه را تفسیر
از غمت عرش خدا می لرزه
همه ی عرض و سما می لرزه
می زنی ناله یقین دارم که
از صدات قلبه رضا می لرزه
امون ای وای امون از غربت
با کف و با رقص و هلهله و خنده
کنیزکان کردن خیلی تورا تحقیر
صدا زدی تشنم با لبای عطشان
اما نداشت انگار ناله ی تو تاثیر
غریب حتی در وطن هستی و
دومین امام حسن هستی و
دم اخر با لبای عطشان
روضه خونه بی کفن هستی و
امون ای وای امون از غربت
با لبای تشنه یاد حسین کردی
داغ غم او کرد قلب تورا تسخیر
افتادی تو اقا به یاد عاشورا
وداع زینب کرد ذهن تورا درگیر
باشه من میرم دلت می گیره
داره کار قاتلت می گیره
این همونیه که گفتی دادش
جونم و مقابلت می گیره
امون ای وای امون از غربت
مسیر روضه باز به سمت گودال رفت
حسین کناراب تشنه لب از حال رفت
به سر زنان زینب کنار مقتل گفت
از سر من دیگر سایه اقبال رفت
خستگی ازبدنت می ریزه
داره نیزه ز تنت می ریزه
مگه چی گفتی عدو سنگت زد
داره خون از دهنت می ریزه
امون ای وای امون از غربت
#رضا_نصابی✍
👇
.
#شور یا #زمیپه
#حضرت_عباس
#شب_نهم
اب اورم عباس دلاورم عباس
ای یاورم عباس می روی از دستم
یک تنه هستی تو همه سپاه من
ای لشگرم عباس می روی از دستم
پیچیده خبر که سر دار افتاد
علم از دست علمدار افتاد
برسه تا کنار عباسش
رو زمین حسین هزار بار افتاد
امون ای وای امون از غربت
دیدم سر تو خرد عمودو افتادی
برابرم عباس می روی از دستم
دیدم رو خاک افتاد دست علمدارت
برادرم عباس می روی از دستم
سر تو تا بین ابرو واشد
کنار پیکر تو بلوا شد
همه از تو می برن یک سهمی
دور تو معرکه ای بر پا شد
امون ای وای امون از غربت
بدونه تو می شه خیلی جسارت ها
به این حرم عباس می روی از دستم
نباشی تو می شه همسفر خولی
که خواهرم عباس می روی از دستم
تو نباشی می ره بین انظار
گذرش می افته توی بازار
تو نباشی زینبم پیر می شه
می بینه بعد تو خیلی ازار
امون ای وای امون از غربت
#سبک_مسیر_روضه_باز
#شب_نهم_محرم
#رضا_نصابی ✍
👇
ebf2e4890e9edfcdf62fb94b9e9e4ab324792941-144p.mp3
زمان:
حجم:
2.03M
#زمینه #طلیعه_محرم
زمان گریه بر ارباب عالم شد
#سبک_مسیر_روضه_باز
#محسن_محمدی_پناه🎤
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
زمانه گریه بر ارباب عالم شد
مشکی بپوشید که بازم محرم شد
دوباره باز شعرو نوحه ی محتشم
نقش به روی هر بیرق و پرچم شد
اسم تو دوباره تکثیر می شه
باز هوای شهر نفس گیر می شه
بیاد هر کسی تو روضت اقا
از گناه و زشتی تطهیر می شه
وای من وای من ای حسین
به تن کنید رخته عزای ارباب و
فبک علی الحسین موقع ماتم شد
کنار قتلگاه با سوزو اشک و اه
روضه خونت زهرا با قامته خم شد
تورو وقتی تک و تنها دیدن
به حال زار تو می خندیدن
توی فرصت کم و کوتاهی
عبا و عما مت و دزدیدن
وای من وای من ای حسین
تا افتادی بر خاک روی لبه زینب
نوای محزونه حسین حسینم شد
زیر سم مرکب اخر تنه پاکت
چه نامرتب شد چه نا منظم شد
هر چی داشتی به غنیمت بردن
همه ی تنت رو غارت بردن
تا دیدن به روی خاک افتادی
اهل خیمه رو اسارت بردن
وای من وای من ای حسین
#رضا_نصابی ✍
4_5902269166265566729.ogg
زمان:
حجم:
352.1K
.
#امام_علی
#شور یا #زمینه و #واحد
#سبک_مسیر_روضه_باز
بابای مظلومم غریب و تنهایی
تنهاترین مرده مظلومه دنیایی
سی ساله بی تاب و سه ساله گریون و
سی ساله داغدار ه غربته زهرایی
پیشه چشمای ترت افتادش
پیشه قلبه مضطرت افتادش
دیدی پشت در با قلبه محزون
روبه روت که همسرت افتادش
وای من وای من ای علی
توی نگات داری حرفای نا گفته
خیره به دست و به دو چشمه سقایی
هر تپش قلبت روضه می خونه از
ظهر نفس گیرو غروبه تنهایی,,
تنی رو تو بی کفن می بینی,
نیزه رو توی دهن می بینی,
حسین و به روی خاک صحرا
عریان و بی,پیروهن می, بینی,
وای من وای من ای علی,
به من میگی زینب غصه ها توراهه
می بینی گودال ومی بینی غوغایی
می بینی افتاده تنه حسین رو خاک
دور و بر جسمش شده چه بلوایی
چکمه ای,رو پیکرش می بینی
نیزه ای,روی,پرش می بینی
تنش و بی,زیر دست و پاوو
توی یک گونی سرش,می بینی
#رضا_نصابی ✍
.
4_5902269166265566729.ogg
زمان:
حجم:
352.1K
.
#امام_علی
#شور یا #زمینه و #واحد
#سبک_مسیر_روضه_باز
بابای مظلومم غریب و تنهایی
تنهاترین مرده مظلومه دنیایی
سی ساله بی تاب و سه ساله گریون و
سی ساله داغدار ه غربته زهرایی
پیشه چشمای ترت افتادش
پیشه قلبه مضطرت افتادش
دیدی پشت در با قلبه محزون
روبه روت که همسرت افتادش
وای من وای من ای علی
توی نگات داری حرفای نا گفته
خیره به دست و به دو چشمه سقایی
هر تپش قلبت روضه می خونه از
ظهر نفس گیرو غروبه تنهایی,,
تنی رو تو بی کفن می بینی,
نیزه رو توی دهن می بینی,
حسین و به روی خاک صحرا
عریان و بی,پیروهن می, بینی,
وای من وای من ای علی,
به من میگی زینب غصه ها توراهه
می بینی گودال ومی بینی غوغایی
می بینی افتاده تنه حسین رو خاک
دور و بر جسمش شده چه بلوایی
چکمه ای,رو پیکرش می بینی
نیزه ای,روی,پرش می بینی
تنش و بی,زیر دست و پاوو
توی یک گونی سرش,می بینی
#رضا_نصابی ✍
.