eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.6هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
13.8هزار ویدیو
1.2هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. علیه‌السلام نگاهش را به چشمت دوخت زینب ز چشمان تو صبر آموخت زینب به لب‌های تو می‌زد چوب، بوسه به پیش چشم تو می‌سوخت زینب فدای ذکر یارب یارب تو چه اشکی دارد امشب زینب تو به لب آورده جان کاروان را به هر چوبی که می‌زد بر لب تو تمام روضه آن شب بر ملا بود گمانم کربلا در کربلا بود بمیرم بوسه‌های خیزرانی فقط یک روضۀ طشت طلا بود @emame3vom «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» «اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل» ‌ علیه‌السلام بنا نبود که هم ،نیزه از سنان بخورد و هم به تشت طلا،چوب خیزران بخورد بنا نبود که از کربلا به کوفه و شام به هرزمین برسد،سنگ ازآسمان بخورد مگرچه گفته که وضع لبش چنین شده است چه کرده او،که سرش ضربه آنچنان بخورد مگرحرام خداراحلال خواسته است که بایداین همه زخم ازحرامیان بخورد مخوان دومرتبه قرآن، یزیدمنتظراست گرفته چوب ،مبادا لبت تکان بخورد «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» «اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل» .
زمان: حجم: 131.3K
. واحد تند حضرت رقیه سلام الله علیها. سلام کرد و نشان داد جای آبله را(۲) چه بی مقدمه آغاز می کند گله را(۲) نه از سنان و نه از شمر گفت و نه خولی(۲) بهانه کرد فقط طعنه های حرمله را (دیگه بگذرم) نگاش چونکه به رگهای نامرتب خورد(۲) نکرد شکوه و پوشاند زخم آبله را (۲) ز استلام لب و خیزران شکایت داشت(۲) از اینکه چوب رعایت نکرد فاصله را(۲) کشید زجر هم از دست زجر ،هم پایش(۲) شبی که گم شد و گم کرده بود قافله را(۲) و در ازای دوتا بوسه داد جانش را(۲) ندیده چشمِ کسی اینچنین معامله را (۲) 🏴 سلام الله علیها 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ زخمی ترین شقایق این بوستان منم (با ناخن شکسته ز پا خار می‌کنم) چندان شکسته‌ام که به هر جا نشسته‌ام آدم خیال می‌کند آنجاست میهنم یک ماه دوری تو به من سالها گذشت دیر آمدی چقدر عزیزم به دیدنم با پیکری کبود هنوز ایستاده‌ام یعنی حریف کعبه‌ نی و سنگ و آهنم خلخال و گوشوار و النگوم گم شدند بعد از تو من به زخم و به تاول مزینم آن گیسویی که شانه کشیدی به باد رفت با شعله‌های خیمه‌ی تو سوخت خرمنم گفتی عروس می‌شوم اما بعید شد پاییزی است آتیه‌ی سبز و روشنم من گم شدم مگر که تو پیدا کنی مرا زجر آمد و نپرس ز از جای کندنم با سر به خانه‌ی رقبا رفته‌ای چه کار از زانوی یزید چه کم داشت دامنم من غم و مهر حسین شیر از مادر گرفت روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم بر مشامِ جان زدم یک قطره از عِطرِ حسین سبقت از عود و گلاب و نافع و عنبر گرفتم بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا