.
#حضرت_زهرا سلاماللهعلیها
#بستر #وداع
#سید_میلاد_حسنی✍
تنهاترین مظلوم تاریخم کنارم باش
تنها طرفدارم تو بودی آخر افتادی
اینروزها مجروح جنگ غربتم برخیز
آه ای طبیب من چرا در بستر افتادی
قدری کنارم باش ای رنجیده از دنیا!
کی من به دوری تو عادت میکنم زهرا
از بیملاقاتی مشو غمگین خودم هر روز
جای همه از تو عیادت میکنم زهرا
تو شاهبانوی بهشتی پس بگو از من
کی قصری از فیروزه و یاقوت میخواهی
از من نکردی خواهشی نُه سال زهرا جان
حالا کهچیزیخواستی تابوت میخواهی؟
حس میکنم آرام جانم رفتنی هستی
دست تو را در دست خود هر بار میگیرم
دیروز اگر تو میگرفتی دست بر دیوار
حالا منم که دست بر دیوار میگیرم
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
#فاطمیه #بستر_شهادت
.
.
#امام_زمان علیهالسلام
#مناجات
#سید_میلاد_حسنی✍
نه نوحی و نه خلیل و نه موسایی
نه شیثی و نه شعیب و نه عیسایی
من ماه ندیدهام شبیهت کامل
خورشید ندیدهام به این زیبایی
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
.
.
#حضرت_رقیه سلاماللهعلیها
#ولادت
#سید_میلاد_حسنی ✍
از سوی خدای علی عالی اعلا
سیبی که به احمد پس از آن چله شد اعطا
آن سیب دو قسمت شد و در عرش معلیٰ
نیمش به ظهور آمد و شد زهرهٔ زهرا
نیم دگرش هم به حسین است حواله
حالا متولد شده زهرای سه ساله
از غار حرا میرسد آوای پیمبر
نازل شده یک بار دگر سورهٔ کوثر
بر بال ملائک نوهٔ حضرت حیدر
آرام رسیده است به دست علی اکبر
از دست علی رفت در آغوش ابوالفضل
تا عرش خدا میرود از دوش ابوالفضل
خیل ملک از شوق، در این خانه لبالب
هر آینه میآمد و میرفت مرتب
قنداقهٔ او دست به دست همه امشب
چرخید و رسید آخر سر در بر زینب
او در بر زینب، نگرفتید نتیجه؟
انگار که زهراست در آغوش خدیجه
خورشید شده دست به دامان رقیه
کرده ست فلک سجده به ایوان رقیه
جمعیت کفر است پریشان رقیه
صد شکر که هستیم مسلمان رقیه
آورده خبر قاصدک از خانهٔ ارباب
از عرش خدا آمده ریحانهٔ ارباب
ایام گذشت و به سوی شام دویدند
دور حرمش حرملهها نعره کشیدند
یاران علی پیرهن صبر دریدند
ایام دفاع از حرم آمد همه دیدند
با بنت حسین ابن علی هر که در افتاد
با تیغ ابوالفضل علمدار ور افتاد
اوقات خوش آن بود که در کوی تو بودیم
با گریه به تو حال دل ابراز نمودیم
خواندیم برایت غزل و نوحه سرودیم
"در صحنوسرایت همه جا دیده گشودیم
جایی ننوشتهست گنهکار نیاید"
ای کاش که ما را پدرت عفو نماید
در راه دویدی و دویدی و دویدی
اما به سر زخمی بابا نرسیدی
از زجر حرامی چقدر زجر کشیدی
چه روی کبودی و چه گیسوی سپیدی
عنوان شده در دفتر تاریخ، رقیه
ای پیرترین دختر تاریخ، رقیه
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
#میلاد_حضرت_رقیه
.
.
#حضرت_عبدالعظیم علیهالسلام
#سید_میلاد_حسنی
ای مأمن اهالی ری سایهسار تو
بوی حسین میشنوم از مزار تو
کوهی و همجواریِ تو رشک آبشار
طهران چه سربلند شده در جوار تو
دست تهی نیامدهام ای عزیز ری
آوردهام دلی به امید نثار تو
تا سفرهٔ تو هست گدایان کجا روند
وقتی که میرسد به کریمان تبار تو
هم کربلای دیگر مایی و هم بقیع
آیینهٔ حسین و حسن شد مزار تو
با امر هادی آمدی از سامرا به ری
تو برقرار عشقی و ما برقرار تو
برخی نوشتهاند تو را زهر دادهاند
گشتند لالههای عجم داغدار تو
تاریخ گفته زنده تو را دفن کردهاند
ای چشم دختران عرب اشکبار تو
اما کسی نگفته که مرکب دواندهاند
بر پیکر شریف تو در احتضار تو
«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَالفَرَج»
«اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل»
.