eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.6هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
13.8هزار ویدیو
1.2هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. عليه‌السلام سبک: شعر: 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ چه جوری بگم آقا / دلم تنگ شده برات شده گریه کار من / که نیستم توو زائرات ۲ بِهِم حق بده ، آخه به دلم یه سال وعده دادم میریم کربلا یه سال انتظار ، میبینم حالا حساب و کتابام بهَم ریخت آقا ۲ هر سال به‌ ما میگفتن - زائر خُلد برین اسم ما امسال شده - جامونده از اربعین ۲ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ جلو چشمای منه / محاله یادم بره سفرهای قبلی‌مو / با یک دنیا خاطره ۲ به شوق وصال ، نجف کربلا قرارای پای عمود یادته سه روز عاشقی ، پیاده‌روی سلامِ زمانِ ورود یادته ۲ دلتنگیِ یه سالو - با گریه داد میزدم رو به حرم میگفتم: - سلام منم اومدم ۲ .👇
. عليه‌السلام سبک: شعر: 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ چه جوری بگم آقا / دلم تنگ شده برات شده گریه کار من / که نیستم توو زائرات ۲ بِهِم حق بده ، آخه به دلم یه سال وعده دادم میریم کربلا یه سال انتظار ، میبینم حالا حساب و کتابام بهَم ریخت آقا ۲ هر سال به‌ ما میگفتن - زائر خُلد برین اسم ما امسال شده - جامونده از اربعین ۲ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ جلو چشمای منه / محاله یادم بره سفرهای قبلی‌مو / با یک دنیا خاطره ۲ به شوق وصال ، نجف کربلا قرارای پای عمود یادته سه روز عاشقی ، پیاده‌روی سلامِ زمانِ ورود یادته ۲ دلتنگیِ یه سالو - با گریه داد میزدم رو به حرم میگفتم: - سلام منم اومدم ۲ .👇
. آسمون چشمام،همرنگ پاییزه حال بقیع امشب،خیلی غم انگیزه نه گنبد و صحنی،آرومه آرومه زائرش این شبها،فقط یه خانومه یه مادری که،خاک بقیع رو ، به چشم تر میزاره به جای ماها،روضه میخونه،رو خاکا سر میزاره (غریب مادر) --------------------------------- هجومشون نگذاشت عبامو بردارم فرصت نشد اصلا،عصامو بردارم چیزی نمی بینم،خونه پر از دوده رو دیوارا جای آتیش نمروده تو نیمه ی شب،عرش خدارو،بانعره ها لرزوندن با لگداشون، به درب خونه بچه هامو ترسوندن _ شرمندگی مرد، درد بی درمونه دست منو بستن جلو در خونه همسایه ها دیدن ،از غصه جون دادم کشوندنم روخاک،از نفس افتادم پشت یه مرکب،وسط کوچه، خوردم زمین با پهلو یاد مدینه، روضه میخونم،ازون غلاف و بازو --------------------- زخمی و خاک آلود،تشنه و بی حالم بی کسم و یاد، بلوای گودالم انگارکه می بینم،خشکی لبهاشو یه مادری می گه،از رو سینش پاشو انگار می بینم،یه ساربون که ،انگشترش رو می برد یه نانجیبی،به قصد غارت،پیراهنش رو می برد ----------------- شاعر؛عبدالحسین مخلص ابادی سبک؛فرهاد ندرخانی شعر: ...................... غریب رو نیزه اصلا خبر داری که دخترت دق کرد با گریه و زاری تو کوچه و بازار ما ها رو می چرخوند اونی که تو گودال با پا برت گردوند از رو بلندی خودم میدیدم با نیزه اومد گودال با نیزه میزد به پیکر تو میرفتی هر دم از حال غریب مادر * تو رفتی زجر اومد خون به دل ما شد تازه غریبیمون دوباره معنا شد از گوش اطفالت گوشواره دزدیدن ما گریه می کردیم اونا میخندیدن بعد اسارت رو دستای من رد طناب وای وای سوالم اینه مگه جای من بزم شرابه وای وای غریب مادر * تو دستای قاتل مونده رد خونت خودم میدیدم که شکسته دندونت اشکای من واسه یه داغ سنگینه اگه زمینگیرم دلیل اون اینه۲ او می کشید و من می کشیدم من ناله قاتل خنجر او می برید و من می بریدم من از حسین دل  اون سر غریب مادر ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. تو بسترم اما، دلم پريشونه حال منو غير از، خدا كي ميدونه يه چشم من اشكو، يه چشم من خونه از وقتي رفتي تو ، تاريكه اين خونه بعد تو ديگه ،من نمي خواستم ،زنده بمونم زهرا مثل تو خانم، عجل وفاتي، همش ميخونم زهرا روز عروسيمون، بهم يه قول دادي كنار من باشي، تو گريه و شادي ولي تو رفتي و ، موندم تك و تنها قسمتم اين بود، عليِ بي زهرا زخم زبونو، خندهء دشمن، دلم رو پر از غم كرد بغض حسن با، گريهء زينب، پشت عليتو خم كرد ______ مگه يادم ميره، بچه ها ترسيدن به زخم ما مردم، نمك ميپاشيدن انقد زدن تاكه، تو ياس پر پر شي ميخ درم نگذاشت، دوباره مادرشي همه مي ديدن، ميون كوچه، شال منو تو دستات زمين ميخوردم، زمين ميخوردي، علي فداي زخمات ___________ حرارت ميخ و ، تيزي اين مسمار تو رو اذيت كرد، بين در و ديوار خودم ديدم قاتل، لگد به اون در زد بين در و ديوار، تو رو با خنجر زد جلوي چشام، غلاف شمشير، ميخورد به روي بازوت رحمي نكردن به محسن تو ديدم شكسته پهلوت _____________ زندگيمو ديدي، چجوري شد غارت بهم بگو زهرا، چي شده گوشوارت تو كوچه راتو بست، حرف فدك ميزد حسن بهم گفته، تو رو كتك ميزد ميگفت كه ديدم، از ضرب سيلي، مادر زمين خورد بابا همش ميخنديد، وقتي كه مادر، افتاد به روي خاكا سبك: 🎼 شعر: ✍ 👇
. آسمون چشمام،همرنگ پاییزه حال بقیع امشب،خیلی غم انگیزه نه گنبد و صحنی،آرومه آرومه زائرش این شبها،فقط یه خانومه یه مادری که،خاک بقیع رو ، به چشم تر میزاره به جای ماها،روضه میخونه،رو خاکا سر میزاره (غریب مادر) --------------------------------- هجومشون نگذاشت عبامو بردارم فرصت نشد اصلا،عصامو بردارم چیزی نمی بینم،خونه پر از دوده رو دیوارا جای آتیش نمروده تو نیمه ی شب،عرش خدارو،بانعره ها لرزوندن با لگداشون، به درب خونه بچه هامو ترسوندن _ شرمندگی مرد، درد بی درمونه دست منو بستن جلو در خونه همسایه ها دیدن ،از غصه جون دادم کشوندنم روخاک،از نفس افتادم پشت یه مرکب،وسط کوچه، خوردم زمین با پهلو یاد مدینه، روضه میخونم،ازون غلاف و بازو --------------------- زخمی و خاک آلود،تشنه و بی حالم بی کسم و یاد، بلوای گودالم انگارکه می بینم،خشکی لبهاشو یه مادری می گه،از رو سینش پاشو انگار می بینم،یه ساربون که ،انگشترش رو می برد یه نانجیبی،به قصد غارت،پیراهنش رو می برد ----------------- سبک: شعر: .................................. . غریب رو نیزه اصلا خبر داری که دخترت دق کرد با گریه و زاری تو کوچه و بازار ما ها رو می چرخوند اونی که تو گودال با پا برت گردوند از رو بلندی خودم میدیدم با نیزه اومد گودال با نیزه میزد به پیکر تو میرفتی هر دم از حال غریب مادر * تو رفتی زجر اومد خون به دل ما شد تازه غریبیمون دوباره معنا شد از گوش اطفالت گوشواره دزدیدن ما گریه می کردیم اونا میخندیدن بعد اسارت رو دستای من رد طناب وای وای سوالم اینه مگه جای من بزم شرابه وای وای غریب مادر * تو دستای قاتل مونده رد خونت خودم میدیدم که شکسته دندونت اشکای من واسه یه داغ سنگینه اگه زمینگیرم دلیل اون اینه او می کشید و من می کشیدم من ناله قاتل خنجر او می برید و من می بریدم من از حسین دل  اون سر ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . 📋تو بسترم اما، دلم پريشونه  (ع) ________________ .(بند اول). تو بسترم اما، دلم پريشونه  حال منو غير از، خدا كي ميدونه يه چشم من اشكو، يه چشم من خونه از وقتي رفتي تو ، تاريكه اين خونه  بعد تو ديگه ،من نمي خواستم ،زنده بمونم زهرا مثل تو خانم، عجل وفاتي، همش ميخونم زهرا .(بند دوم). روز عروسيمون، بهم يه قول دادي  كنار من باشي، تو گريه و شادي  ولي تو رفتي و ، موندم تك و تنها  قسمتم اين بود، عليِ بي زهرا زخم زبونو، خندهء دشمن، دلم رو پر از غم كرد  بغض حسن با، گريهء زينب، پشت علي و خم كرد .(بند سوم). مگه يادم ميره، بچه ها ترسيدن  به زخم ما مردم، نمك ميپاشيدن انقد زدن تاكه، تو ياس پر پر شي  ميخ درم نگذاشت، دوباره مادرشي  همه مي ديدن، ميون كوچه، شال منو تو دستات  زمين ميخوردم، زمين ميخوردي، علي فداي زخمات .(بند چهارم). حرارت ميخ و ، تيزي اين مسمار تو رو اذيت كرد، بين در و ديوار  خودم ديدم قاتل، لگد به اون در زد  بين در و ديوار، تو رو با خنجر زد  جلوي چشام، غلاف شمشير، ميخورد به روي بازوت  رحمي نكردن ، به محسن تو ، ديدم شكسته پهلوت  سبک : فرهاد_ندرخانی🎼 شعر: حسین_آفتاب✍ _________________ 👇
. حسین مخلص آبادی✍ تو حالت خراب نیست حالا وقت خواب نیست سکوت و یه لبخند برا من جواب نیست خدا چاره ساز شد تا وقت نماز شد چقدر گریه کردم که چشم تو باز شد برا اینکه زحمت ندی دستتو،جای آسمونو عوض می کنم بهت قول میدم اگه خوب شدی،در خونمونو عوض میکنم کجا رفته بودی بدون علی؟؟؟؟؟؟؟ نگاهت چرا غرق بارون شده ترک خورده آیینه ی گونه هات دو چشمت چرا کاسه ی خون شده؟؟؟؟ نرو فاطمه جون حیدر نرو ................ زمزمه به دستایِ آتیش، دری گُر گرفته پایِ نحس شعله، به چادر گرفته علی مات و مبهوت، نگاهش به در بود در از جا شکست‌و، هنوز شعله‌ور بود غرورِ علی، پهلویِ فاطمه/ درِ خونه و بارِ شیشه شکست دل‌و حرمت‌و قامت‌و هیبتِ/ یه مردی برایِ همیشه شکست نه بی رحمیِ میخ، نه آتیش و دود/ نه سنگینیِ در، به مویی که سوخت به خونِ رو دیوار، میسوزه هنوز/ دلِ فضه از آرزویی که سوخت ......................... به دستی که بستن، به یاسی که پژمرد چقد ذوالفقارِ، علی خونِ دل خورد نه دستارِ زردی، نه شمشیرِ یاری(نه همدم نه یاری) غم‌و شرمِ حیدر!؟... عجب روزگاری! به داغی که آتیش رویِ در گذاشت/ به آهی که مسمار رویِ در کشید به نصِ روایت، زنی پا به ماه/ جلو چشمِ پَر بسته‌ای، پر کشید پسر پیشِ چشمِ پدر شد شهید/ پرستارِ مادر شده دختری گُل از غنچه و، شعله از میخِ در، خجالت کشید همسر از همسری جواد نصيري✍ ✍🎼 .............. . بمیرم برایِ، غمِ کوچه یا در؟ یه سایه فقط از تو جا مونده مادر یه همسایه هم که، به یادِ تو افتاد تو رو دید و رفت‌و، فقط سر تکون داد دعاهاتو در حقِ همسایه کن/ یه دَستَم ولی رو سرِ ما بِکِش نمیبینی اوضاعِ این خونه‌رو!؟/ یه آهم برایِ مداوا بِکِش! یه آهی بِکِش شاید آرووم شدم/ چی میخوای بگی؟ با اشاره بگو... غماتو به من نه! به این ذوالفقار/ به گهواره و گوشواره بگو دیدم راهِ یاسی، به یک لاله چین خورد همون لحظه مادر، به صورت زمین خورد غرورم شکست‌و، تا چشمام‌و بستم دیدم پاره‌هایِ، فدک رو تو دستم! به اون ناله‌هایی که گوشواره زد!/ به آهی که اون لحظه چادر کشید فدک نه...که بندِ دلم پاره شد/ تو کوچه وقارِ علی لطمه دید میخواستم سپر باشم اما نشد.../ باید برمی‌گشتیم و چاره نبود با وضعی که مادر تو اون لحظه داشت/ دیگه راهی غیر از اشاره نبود!!! قدم بَرمی‌داشتم، به شوقِ قدم‌هاش فدک تویِ دستش، فلک زیرِ پاهاش تمومِ مسیرو، به من بود حواسش برام مِهرِ مادر، یعنی عطرِ یاسش من‌و کوچه‌ها و رگِ غیرتم/ من‌و سایه‌یِ مادری با وقار مدینه،اُحُد...فاطمه، حیدر و/ رجز خطبه‌هاش‌و... فدک، ذولفقار حوالیِ مغرب،به وقتِ غروب/ از اون کوچه تا خونه راهی نبود دلِ سنگِ این کوچه‌ها شاهدن/ پناهی به جز بی پناهی نبود ............. قرار بود که تنها، تو باشی قرارم من از دارِ دنیا، کسی رو ندارم می‌دونم عزیزم، از این دنیا سیری یه امروزو میشه، ازم رو نگیری چه خوب شد که از بسترت پا شدی/ چه خوب شد که جمع کردی این بسترو نیازی نبود تا دمِ در بیای/ نیازی نبود وا کنی این درو مرتب که دیدم مویِ زینب‌و/ باید حس میکردم یه کم بهتری بازم خونه رو آب و جارو زدی/ میخواستی که ثابت کنی مادری! علی رو حلال کن، شبم تارِ زهرا علی تا بمیره، بدهکارِ زهرا تو حوریه بودی، دو بالت ولی سوخت همه زندگیتم، به پایِ علی سوخت سه ماهه به غیر از مغیره کسی/ نخندیده به من... بخند فاطمه! خودت حال و روزِ علی رو ببین/ یه بار قبلِ رفتن بخند فاطمه علی غیرِ زهرا مگه چی میخواد/ (بزار بی تفاوت همه رد بشن)* به دنیا می‌ارزه "یه لبخند تو"/ یه دنیا بزار با علی بد بشن * کنایه از بی جواب موندنِ سلام علی به غیر از صبوری، ندارم پناهی من‌و غسلِ زهرا؟... بمیرم الهی پاشو عمر حیدر، نگاهی به من کن به همراهِ اسماء، علی‌تو کفن کن! باید جایِ تابوت علی این شبا/ یه گهواره میساخت ای ماهِ من نه اینکه خودم کفن‌و دفنت کنم/ بسوزه همه عالم از آهِ من چه جوری ببندم چشات‌و آخه!؟/ هنوز بازه این زخمِ پهلویِ تو بگو وقتِ تلقین چه جوری علی/ باید دس بگیره به بازویِ تو ........... بیا فک کن اصلاً، کنارت نشستم همه زخماتو من، یه جورایی بستم مداوا نمیشن، یه زخمایی مادر! نه زخمِ زبونا، نه این زخم بستر یه چیزی بگو، حرفامو می‌شنوی!؟/ نگاهی کن آخه به دور و برت پریشونیِ من به چشمت میاد؟/ فدات‌شم الهی... منم، دخترت نمی‌دونم اصلاً میبینی منو/ با این پلکِ مجروح و چشمِ کبود بیا‌و با زینب غریبی نکن/ بیا فک کن اصلاً که فضه نبود!!! .......... -رفیقِ شهیدم، رفیقِ قدیمی -روزایی که اینقد، نبودیم صمیمی -تاحرف ازحرم شد، چقد گریه کردم -بهم گفتی شاید، دیگه برنگردم +تا حالا نرفتی،نمیدونی‌که/شلوغیِ جاده یه چیز دیگه‌س +رفیق جانمونی،حرم،اربعین/با پایِ پیاده یه چیز دیگه‌س
. آسمون چشمام،همرنگ پاییزه حال بقیع امشب،خیلی غم انگیزه نه گنبد و صحنی،آرومه آرومه زائرش این شبها،فقط یه خانومه یه مادری که،خاک بقیع رو ، به چشم تر میزاره به جای ماها،روضه میخونه،رو خاکا سر میزاره (غریب مادر) --------------------------------- هجومشون نگذاشت عبامو بردارم فرصت نشد اصلا،عصامو بردارم چیزی نمی بینم،خونه پر از دوده رو دیوارا جای آتیش نمروده تو نیمه ی شب،عرش خدارو،بانعره ها لرزوندن با لگداشون، به درب خونه بچه هامو ترسوندن _ شرمندگی مرد، درد بی درمونه دست منو بستن جلو در خونه همسایه ها دیدن ،از غصه جون دادم کشوندنم روخاک،از نفس افتادم پشت یه مرکب،وسط کوچه، خوردم زمین با پهلو یاد مدینه، روضه میخونم،ازون غلاف و بازو --------------------- زخمی و خاک آلود،تشنه و بی حالم بی کسم و یاد، بلوای گودالم انگارکه می بینم،خشکی لبهاشو یه مادری می گه،از رو سینش پاشو انگار می بینم،یه ساربون که ،انگشترش رو می برد یه نانجیبی،به قصد غارت،پیراهنش رو می برد ----------------- سبک: 🎼 شعر: ✍ .👇
. زمزمه شهادت موسی بن جعفر عليه السلام 1⃣ بنده اول تموم جسم تو سياهه و خوني گناه تو چي بود كه كنج زندوني روزاي تو مثل شبات شده تيره چندساله كه پاهات تو قل و زنجيره گوشه ي زندون شبانه روزش فقط دادن آزارت تو روزه بودي غروبا ميشد تازيونه افطارت باب الحوائج ٢ موسي بن جعفر مولا 2⃣ بند دوم اونيكه از داغت روونه اشكامه اونيكه روز و شب شنيدي دشنامه تو گوشه ي غربت از نفس افتادي رضا نبود پيشت وقتي كه جون دادي هميشه اقا روي تن تو جاي كبودي بوده اونيكه هر شب شمارو ميزد خودش يهودي بوده باب الحوائج ٢ موسي بن جعفر مولا 3⃣ بند سوم هنوز جاي زنجير رو دست و بازوتِ يه تخته ي پاره واسه تو تابوتِ موقع تشييعت عاشقاتون گريون شد آخرش آقا جسم تو گل بارون بميرم آقا برا تني كه به زير تير و سنگِ ميون گودال كفن نداره سر لباسش جنگِ غريب مادر ، غريب مادر ٠ غريب رو نيزه علیه السلام