eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.6هزار دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
13.8هزار ویدیو
1.2هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
. دست به دست می شود بر همه هست می شود به وقت دیدنش چقدر دیده مست می شود چه دلخوش است مادرش چه دلکش است دلبرش ماه اگر ببیندش علی پرست می شود نشسته پا نمی شود دل از علی نمی کند کنار گهواره حسین پای بست می شود خوشا بحال این پدر که با وجود این پسر به وقت سختی و نبرد بی شکست می شود اگرچه این خانه درش بسته نمی شود ولی جمع نمی شود دگر سفره بخاطر علی روح تمام انبیا در اوست آکنده شود پیش ملاحت علی فرشته بازنده شود جذبهٔ عشق کافی است اگر که پلکی بزند دهر به یک‌ معجزه نگاه او بنده شود چنان که عمه اش شده زینت بابای خودش اوست برای پدرش به حق برازنده شود اگر دوباره قلعه ایی به جنگِ دین سپر شود به دست قدرت علی باز دری کنده شود کشتهٔ حمله های او که جای خود ولی ، علی به حالِ کشته یی اگر لطف کند زنده شود پیمبریست لایقِ فضائل و شمائلش امت عشق او بود لطف اله شاملش @emame3vom 🔸شاعر: .
💚 صدانزدیک می آید صدای پای پیغمبر جوانی می رسد از راه با سیمای پیغمبر به آغوش نبوت بازگردانده است یثرب را تو گویی احمدی دیگر نشسته جای پیغمبر دوباره با اذانش جان گرفته رکن حنانه نهفته بین لب هایش دم عیسای پیغمبر نگاهش قطره قطره آیه ی «والشفع و الوتر» است ندارد صوت قرآنش به جز آوای پیغمبر به هنگام نظر کردن به آن خلق نکوی او می افتد هرکسی یاد جوانی های پیغمبر شنیدن ها به دیدن ختم شد آن هم چه دیداری نشد برخیزد از جایش به پیش پای پیغمبر به دنیای تو اول راه می یابند و بعد از آن جوان ها انس می گیرند با دنیای پیغمبر 🌺🌺🌺🌺
. علیه‌السلام ✍ طُفِیل عشق حسین‌اند آدمی و پری تو آمدی، که دل از دلبر جهان ببری جوانِ خوش قد و بالا! کریم آل حسین! چنان حسن، به کرامت در این قبیله، سری به خَلق و خُلق: محمّد، مرام و نام: علی به تو رسیده، چه میراث‌های پر گهری چه کرده است عبور تو با دلش؟ وقتی که از مقابل چشم حسین، می‌گذری ندیده ذات هوالعشق، چون تو مجنونی فقط حوالهٔ لیلا ست، این‌چنین پسری تو کیستی؟ که به یک آن، محمدی و علی تو کیستی؟ که به‌پا خاست، پیش تو قَمری به سوی کرب و بلا، راهی است، قافله‌ای خوشا به حال سوارانِ با تو هم‌سفری اذان بگو، که نماز وصال یاران است بگو که نام علی را به کربلا ببری چگونه شِبه نبی! در کمین جسم تو اَند؟ «تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری» رسید جان جهان، بر لبش، از این روضه: که بوسه زد به لبانت، لبان تشنه‌تری وداع با پسری چون تو، می‌کُشد همه را دگر ببین، چه کُنَد؟ با دلِ چو او، پدری قدم بزن، دم آخر، که چشم‌های حسین دوباره بر قد و بالای تو، کُنَد نظری سلام کردم و باور نمی‌کنم یارا! دل شکستهٔ ما را، به پاسخی نخری «اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک‌َالفَرَج» «اللهم العَن الجِبت والطّاغوت والنّعثل» ایام .
1. نازم به تجلای.mp3
زمان: حجم: 3.51M
. ( علیه السلام ) نازم به تجلّایِ جمالِ علی اکبر دل بُرده ز ما حُسن کمالِ علی اکبر خال سیَه اش نقطه یِ بسم اللهِ عشق است خورشید زند بوسه به خال علی اکبر بنگر به جهادش که به میدان شهادت شد خون سر و سینه مدال علی اکبر او اَشبه طاها بوَد ای یوسف مصری در مُلکِ ادب کیست مثال علی اکبر؟ 6/12/1401 .
1. نازم به تجلای.mp3
زمان: حجم: 3.51M
. ( علیه السلام ) نازم به تجلّایِ جمالِ علی اکبر دل بُرده ز ما حُسن کمالِ علی اکبر خال سیَه اش نقطه یِ بسم اللهِ عشق است خورشید زند بوسه به خال علی اکبر بنگر به جهادش که به میدان شهادت شد خون سر و سینه مدال علی اکبر او اَشبه طاها بوَد ای یوسف مصری در مُلکِ ادب کیست مثال علی اکبر؟ 6/12/1401 .
‍ . سلام الله علیٰ شهزاده‌ی لیلا علی اکبر سلام الله علیٰ نورُالهدی مولا علی اکبر سلام الله علیٰ روحِ حسین بن علی بن ابیطالب سلام الله علیٰ عالیجناب آقا علی اکبر جمالش احمد مختار ، جلالش حیدر کرار وصالش وصل ذات ربّیَ الأَعلا علی اکبر عجب ماه دل آرایی ، چه نورُالله عظمایی! تماماً جلوه‌ی آیات أَعطَینا علی اکبر ببین وَجهِ هُوَالهُو را ، ببین طاق دو ابرو را ببین نور امیرالمؤمنین را با علی اکبر «رخش جنت ، لبش کوثر ، قدش طوبی ، علی اکبر» میان بیت ثارالله نورالله تابیده تعالَی الله خورشید از چه در مغرب درخشیده؟ مگر از عرش آوردند این شهزاده را امشب؟ که حالش را مَلَک از حاملان عرش پرسیده! مَلَک از بَهر کسب فیض امشب بر زمین آمد فلک از شوق دیدار از مدار خویش چرخیده پدر مانند جان بگرفت این نوزاد را در بر عمویش مثل قرآن بوسه زد ، بگذاشت بر دیده سحر می گفت این نوزاد را در مکّه دیدم من قمر می گفت «لاحول ولا...» تا دید خوابیده به روی دست‌های حضرت سقا علی اکبر سلام الله بر این نور ، بر این رحمت مطلق که دوشا دوش عباس است فردا صاحب بِیرَق سلام الله علیٰ لیلا که از دامان نورانی برای کربلا آورده میر خیبر و خندق چه می فهمیم از نورٌ علیٰ نورٌ علیٰ نوری که از پیغمبر و زهرا و حیدر می شود مُشتَق وجودش فانیِ فِی الله ، اَلمَمْسوس فی ذاته به موج نورُ ثارالله سر تا پاش مُستَغرَق ز بس بودند مشتاق جمال حضرت خاتم بنی هاشم وصال مصطفی را خواستند از حق ندا آمد که «اِنّا نَحنُ نَزَّلنٰا» علی اکبر اگر از خلقت نوریش بابا پرده بردارد از آن ترسم که خَلقُ الله سر از کفر در آرد به شکر نعمت اُمّ علی اکبر شدن ، باید الی یوم القیامه ام لیلا سجده بگذارد فدای عشق بابایش که جای ذکر لالایی به ذکر یاعلیّ و یاعلی تسبیح بشمارد کنار گاهواره می نشیند خیره بر رویش و تا وقت اذان از دیده اشگ شوق می بارد علی بگذاشت نامش را به عشق حیدر کرار حسین بن علی اسم علی را دوست می دارد دلش می خواست گیرد از خدا صدها علی اکبر ندیده چشم ها در غیر معصوم این جلالت را طلوعش بُرده از اهل حرم رنگ ملالت را برو در بیت ثارالله و بشنو از خلیل الله طنین جمله‌ی شیرینِ «آقا خوش به حالت» را ببین در صورت خورشید حسّ سَر به زیری را ببین بر چشم ماه آسمان دست خجالت را ز بسکه شبه خاتم هست ، می ترسم که جبرائیل برایش ناخود آگاه آورد حکم رسالت را چه نور و هیبتی دارد ، عجب شخصیتی دارد بنازم این شرافت را ، بنازم این اصالت را علی بن حسین بن علی ، آقا علی اکبر جمالش جلوه‌ی یاسین ، جلالش نور الرحمن گرفته ذوالفقار و مثل حیدر می دهد جولان چنان از میمنه تا میسره سَر زد ، که می گفتند خدایا قابض الارواح  یا رَعد است یا طوفان؟! مگر مولا امیر المومنین در بدر ظاهر شد؟ و یا شیر جمل آمد که بر فتنه دهد پایان رجز می خواند با ذکر انا بن حیدر الکرار  حسین بن علی می گفت بین خیمه ها ، ای جان دهان ها باز مانده چون دهان ذوالفقار او چنان مانند مولا یک تنه می تاخت در میدان که لشگر نعره می زد «لا فَتی الا» علی اکبر سراپایت تماماً مثل سر تا پای پیغمبر به خَلق و خُویُ و منطق جلوه‌ی والای پیغمبر پدر روی تو را می دید در ظاهر ، و در باطن نظر می کرد در روی تو بر سیمای پیغمبر بخوان قرآن ، سلام الله علیٰ اَنفاسِکَ القُدسی بخوان تا باز خلقت بشنود آوای پیغمبر همینکه سر به سجده می گذاری در نماز شب به گوش اهل خانه می رسد نجوای پیغمبر سرم خاک قدم هایت ،  فدای قد و بالایت نقابی زن به سیمایت ، که ترسم جای پیغمبر بَرَندَت تا مقام «قُربِ اَو اَدنی» علی اکبر! سلام الله علیکَ و علیٰ میلادِکَ المَسعود سلام الله علیکَ ای نبی در صورتت مشهود سلام ای آیه‌ی والشمس ثارالله رخسارت سلام ای رحمت بی انتها ، ای فیض نا محدود سلام ای نورِ «الرحمن علیَ العرش استویٰ» آقا سلام ای عشق عشاق الحسین ، ای کعبه‌ٔ مقصود تو عبد صالحی مثل عمو جانت ابوفاضل چه عبدی! صورتت آیینه‌ی وجه هُوَ المعبود شبی مدح تو زینت بخش مجلس بود شهزاده شبی در محفلی ذکر علی بود ، عاشقی فرمود علی مولا علی مولا علی مولا علی اکبر 🖋️حاج محمدعلی قاسمی .👇 ..•┄┅══༻○༺══┅┄
. مدح پایان مجلس حضرت علی اکبر علیه السلام جهان‌دار و جهان‌بخش و جهان‌آرا علی اکبر فلک دست و فلک جاه و فلک پیما علی اکبر زبانها قاصرند از وصف تو آنجا که در مدحت سروده شعر، علیِ عالیِ اعلا - علی اکبر ((ندیده هیچ چشمی در تمام عالم امکان عَدیلت را، شبیه ات را، نظیرت را علی اکبر))*** از آنجایی که از هر حیث هستی مثل پیغمبر تویی شان نزول سوره ی طاها علی اکبر به وقت گفتن تکبیرة الاحرام با یادت چه خوش الله اکبر می شود معنا علی اکبر برای بُردن دل از حسین بن علی ، کافی ست بگویی با تبسّم زیر لب "بابا" علی اکبر اگر بگذاشت دست خویش را بر شانه ی جدّت خُدای لامکان در لیلة الاسرا علي اكبر بنازم شانه های استوارت را که ده ها بار به دوشت تکیه کرده زينب كبري علي اكبر تو از بس سفره داری کرده ای در شهر پیغمبر شده بعد از حسن با تو کرم،معنا علی اکبر تویی مصداق زیبای حدیث بضعةٌ مِنّي شباهت داشتی از بس که با زهرا علی اکبر مؤذّن زاده ها هنگام"اشهد"کرده اند اقرار تویی سرکرده ی خیلِ مؤذّن‌ها علی اکبر تو آن سروی که در هر پنج نوبت وقت "قَد قامت" کند تعظیم پیش قامتت طوبی علی اکبر نه دارد مادر موسی نه دارد مریم عذرا مقامی را که دارد مادرت لیلا علی اکبر منم پایین تر از پایین تر از پایین تر از پایین تویی بالاتر از بالاتر از بالا علی اکبر مرا در تن بود تا جان به هر سختی و هر آسان بگویم یا علی اصغر بگویم یا علی اکبر عقابت را چنان هِی میکنی در جنگ کز دشمن به گوش آید فقط فریاد واویلا علی اکبر چنان دست و سر از دشمن زدی در عرصه ی میدان که تکبیر ملک شد "لافتی الّا علی" اکبر عمو با دیدن رزم تو هِی می‌گفت ای والله زدی بر قلب لشگر بسکه بی پروا علی اکبر تو بردی ارث از ساقی کوثر که در عاشورا دوجا ظاهر شدی در کسوت سقّا علی اکبر حسین بن علی را سنگ و تیر و نیزه نه بلکه غم پاشیدنت انداخته از پا علی اکبر اگرچه سوی چشمش رفته بود از دست اما شاه تو را بر خاک صحرا دید صدها جا علی اکبر نمیگویم چگونه تا همین اندازه می‌گویم به سمت خیمه ها برگشت بابا با علی اکبر به دنبال صدای یک نفر از خیمه بیرون زد ولی برگشت لختی بعد با صدتا علی اکبر ✍ .