eitaa logo
کانال روضه ، نوحه ایام محرم ،اربعین تا ورود اسرا به مدینه
4.2هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.5هزار ویدیو
131 فایل
کانال روضه ، نوحه ایام محرم ،اربعین تا ورود اسرا به مدینه 👇 @madahi_moharram ارتباط با مدیران👈 @msoghandi @y_a_m_h
مشاهده در ایتا
دانلود
بریده 🥀✨▪️🥀✨▪️🥀✨▪️ عالم جلیل القدر، محدث متقى ، حضرت آیة الله آملا حبیب الله کاشانى رضوان الله تعالى علیه فرمود: یک عده از شیعیان در عباس آباد هندوستان دور هم جمع مى شوند و شبیه حضرت عباس علیه‌السلام را در مى آورند، هر چه دنبال شخص تنومند و رشید گشتند، تا نقش حضرت را روى صحنه در آورد پیدا نکردند. بعد از جستجوى زیاد، جوانى را پیدا کردند، ولى متأ سفانه پدرش از دشمنان سرسخت اهل بیت ع بود، بناچار او را در آن روز شبیه کردند، وقتى که شب فرا رسید و جوان راهى منزل مى شود موضوع را به پدرش ‍ مى گوید. پدرش مى گوید: مگر عباس را دوست دارى ؟ جوان مى گوید: چرا دوست نداشته باشم ، جانم را فداى او مى کنم . پدرش مى گوید: اگر اینطور است ، بیا تا دستهاى تو را به یاد دست بریده عباس قطع کنم . جوان دست خود را دراز مى کند. پدر ملعون بدون ترس دست جوانش را مى برد، مادر جوان گریان و ناراحت مى شود و گوید: اى مرد تو از حضرت فاطمه زهرا شرم نمى کنى ؟ مرد مى گوید: اگر فاطمه را دوست دارى بیا تا زبان تو را هم ببرم ، خلاصه زبان آن زن را هم قطع مى کند و در همان شب هر دو را از خانه بیرون مى اندازد و مى گوید: بروید شکایت مرا پیش عباس بکنید. مادر و پسر هر دو به مسجد عباس آباد مى آیند و تا سحر دم منبر ناله و ضجه مى زنند، آن زن مى گوید: نزدیکیهاى صبح بود که چند بانوى مجلله اى را دیدم که آثار عظمت و بزرگى از چهره هایشان ظاهر بود. یکى از آنها آب دهان روى زخم زبان من مالید فورى شفا یافتم . دامنش را گرفتم و گفتم : جوانم دستش بریده و بى هوش افتاد، بفریادش ‍ برسید. آن بانوى مجلله فرموده بود آن هم صاحبى دارد. گفتم : شما کیستید؟ فرمود: من فاطمه مادر حسین هستم . این را فرمود و از نظرم غایب شد، پیش پسرم آمدم ، دیدم دستش خوب و سلامت است . گفتم : چطور شفا یافتى ؟ گفت : در آن موقع که بى هوش افتاده بودم ، جوانى نقاب دار بر سر بالینم آمد و فرمود: دستت را سر جاى خود بگذار وقتى که نگاه کردم هیچ اثرى از زخم ندیدم و دستم را سالم یافتم . گفتم : آقا مى خواهم دست شما را ببوسم یک وقت اشکهایش جارى شد و فرمود: اى جوان عذرم را بپزیر چون دستم را کنار نهر علقمه جدا کردند. گفتم آقا شما کى هستید؟ فرمود: من عباس بن على علیه‌السلام هستم یک وقت دیدم کسى نیست..... منبع: کرامات العباسیّه معجزات حضرت ابالفضل العباس بعد از شهادت
yeknet.ir_-ranaee-shab_08_moharam1398-0010_7.mp3
3.44M
علی یارت برو علی اکبر خدانگهدارت برو علی اکبر رعنایی 🍂▪️🌱🍂▪️🌱
5412953539.mp3
8.82M
🍁▪️🍁 مادرمو میبوسم کربلایی حسین 🏴 شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مادرم اسم تو خوند تو گوشم شال مشکیتو گذاشت رو دوشم گفت برای روضه ی امام حسین فرش زیر پاموهم میفروشم من پر علم میبوسم تربت حرم میبوسم دست مادرمو میبوسم حسین.... از اخرین زیارتم چقدر گذشته دست رو دلم بزار حسین دلم شکسته تموم دلخوشی من فقط همین بود قرار مون حرم غروب اربعین بود .... شب جمعه، حرمو دوست دارم اشکه چشم ترمو دوست دارم چون میای تو نفسای آخرم نفس آخرمو دوست دارم نون و نمک تو شیرینه سفره ی تو همش رنگینه داع تو چه قدر سنگینه حسین... نون حلال پدرم تو رو به من داد دعای خیر مادرم تو رو به من داد از صدقه سرتو من بها گرفتم کربلامو تو مشهدالرضا گرفتم @rozevanoheayammoharramsoghandi