eitaa logo
🧕🏻مامان‌ باید‌ شاد‌ باشه
1.6هزار دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
1.8هزار ویدیو
64 فایل
. 🌻﷽🌻 اینجا مادران میدان دار عرصه تربیت اند. استفاده از مطالب کانال با ذکر سه صلوات بر محمد و آل محمد آزاد است. با احترام تبادل و تبلیغات نداریم 💌ارتباط با ما: @ShiraziSNSF @madarane96
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
تا نام تو بࢪده می‏ شود، چࢪاغ‏های صلوات، دࢪ جان لحظه ‏ها فࢪوزان مےشوند....🌿 تا فضیلتے از تو گفته می‏ شود، دل‏ها از بوی گل محمدی زنده مے شوند....🌺🌸 قرآن تو، نزدیک‏ترین ࢪاه ࢪهایی است و نهج‏ الفصاحه ‏ات، پاک‏ترین مبحث بندگے...... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://eitaa.com/madaranee96
۱۱ 🌷 مهم ترین وظیفه ای که زن و شوهر ها و فرزندانشون نسبت به همدیگه دارن اینه که بهم آرامش بدن. ✅ توی خونه تمرین کنید هر طور شده آرامش همدیگه رو از بین نبرید. 💖 کاری کن که هر کی تو رو میبینه احساس آرامش کنه. همه ی ما دوست داریم که مومن باشیم. درسته؟ 🔶 خب مومن به کی میگن؟ 💗 مومن کسی هست که همه کنارش احساس امنیت کنن.😌 ⛔️ چقدر زشته که یه نفر اهل هیئت و مسجد باشه بعد تا میاد خونه، زن و بچش ازش بترسن!😳 💢 این دیگه چجورشه؟! 😒 مثلا تو اسم خودت رو گذاشتی مومن؟! عجیبه! 🔶 مومن باید به دیگران و خصوصا اهل خونه آرامش بده... 🔹اگه خواستی ببینی چقدر مومن هستی، نگاه کن ببین که دیگران چقدر از بودن کنارت احساس آرامش میکنن... ادامه دارد... "مامان باید شاد باشه"‌ https://eitaa.com/madaranee96
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
10.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‍ ‍ مواد لازم آرد سفید یک پیمانه پودر قند نصف پیمانه پودرنارگیل نصف پیمانه (اگر درشت بود یک دور کوتاه آسیاب میکنیم ) کره 70گرم (روغن جامد جایگزین نکنید) روغن مایع دو قاشق غذاخوری گلاب سه قاشق غذاخوری زعفران یک قاشق غذاخوری غلیظ طرز تهیه: آرد رو از قبل تفت میدیم تا بوی خامی اون گرفته بشه ولی تغییر رنگ نده بعد از تفت دادن الک میکنیم کره ؛ روغن مایع ؛ گلاب و زعفران رو به آرد اضافه میکنیم دو الی سه دقیقه تفت میدیم . از روی حرارت برمیداریم و پودر قند و پودر نارگیل رو اضافه میکنیم مواد رو خوب به خورد هم میدیم و تا داغه تو قالب سیلیکونی میریزیم و به مدت یک سافت میذاریم یخچال تا ببنده . من با پودر نارگیل و شکلات تزیین کردم. @fast_food "مامان باید شاد باشه" https://eitaa.com/madaranee96
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
امام خمینی وبچه ها.pdf
7.75M
(ره) 💐قصه های امام خمینی(ره) و بچه ها💐 در این فایل ۱۲ قصه کوتاه، مصور، شیرین و خواندنی از سیره رفتاری امام خمینی(ره) در رفتار با کودکان و نوجوانان آمده است. @mehman_kochak مامان جون، داستان هاش برای خودتونم قشنگه😍 https://eitaa.com/madaranee96
دویدم و دویدم🌸به باغ گل رسیدم وقتی به باغ رسیدم🌸 بوی گلاب شنیدم رفتم از گل پرسیدم🌹 این بوی خوبت از چیست ؟ گل محمدی گفت :🌹پیامبر خوب ما محمد مصطفی (ص)🌺وقتی اومد به دنیا از خوشحالی وا شدم🌺قشنگ و زیبا شدم هر کی منو بو کشید🌻 از ته دل داد کشید صل علی محمد 🌻صلوات بر محمد https://eitaa.com/madaranee96
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خورشید وسط آسمان می درخشید . عرق از سر و روی بچه ها که بی توجه به آفتاب داغ عربستان وسط کوچه بازی می کردند، جاری بود . یکی با صدایی شبیه فریاد گفت : من خسته شدم کمی استراحت کنیم انگار همه منتظر بودند که به محض شنیدن ، همان جا وسط کوچه روی زمین ولو شدند . سر و صدایشان اندکی فروکش کرده بود که یکی گفت : چقدر بازی کردیم ! دیگری جواب داد : آری ولی افسوس، بازی هایمان خیلی تکراری شده، کسی بازی جدیدی بلد نیست ؟ سر و صدا دوباره بالا گرفت . هر کس که فکر می کرد ، پیشنهادش از بقیه بهتر است، می خواست با فریاد ، نظرش را اعلام کند . صحبت بچه ها تازه گل انداخته بود که صدای نزدیک شدن چند سوار، همه را به خود آورد . باید از سر راه سوارها کنار می رفتند، اما کسی حوصله برخاستن نداشت . به جای بلند شدن شروع به نق زدن کردند که یکی با خوشحالی فریاد زد: برخیزید: رسول خداست که می آید. همه مثل فنر از جا پردیدند و با شادی و سرو صدا و لبخند به سمت رسول خدا دویدند . دیدن پیامبر، همیشه بچه ها را خوشحال می کرد . همه دور مرکب پیامبر حلقه زدند . پیامبر با خوشرویی به همه سلام کردند . می شود ما را هم سوار مرکبتان کنید ! یکی از بچه ها بود که این حرف را می زد . پیامبر لبخندی زدند و به کمک همراهانشان، آن بچه را سوار مرکب خود کردند . صدای خنده و شادی تمام کوچه را پر کرده بود . بچه ها یکی یکی بر مرکب پیامبر سوار شدند و می خندیدند . همه از این بازی جدید ذوق زده بودند . وقتی همه بر مرکب سوار شدند ، پیامبر با مهربانی از آن ها خداحافظی کردند و رفتند . بچه ها از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند ، هر کس با جیغ و داد می خواست خود را زودتر به خانه برساند تا این خبر را به همه بدهد که بر مرکب پیامبر سوار شده است . https://eitaa.com/madaranee96
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا