"... هان، به جان خودم سوگند که نطفۀ این، بسته شده است. [و شتر این فتنه، آبستن شده به همین زودی خواهد زایید] *انتظار بکشید تا این فساد در پیکر اجتماع اسلامی منتشر شود.*
سپس، از پستان شتر خون و زهری که زود هلاک کننده است، بدوشید.
«در اینجاست که پویندگان راه باطل زیان بینند»
*مسلمانانی که در پی خواهند آمد، درمی یابند که احوال مسلمانان صدر اسلام چگونه بوده است.
قلبتان با فتنه ها آرام خواهد گرفت.*
بشارتتان باد به شمشیرهای کشیده و بُرّا و حمله جائر و ستمکار و درهم شدن امور همگان و خود رأیی ستمگران!
غنایم و حقوق شما را اندک خواهند داد و جمع شما را با شمشیرهایشان دور خواهند کرد و شما جز میوه حسرت برداشت نخواهید نمود.
کارتان به کجا خواهد انجامید؟ در حالی که حقایق امور بر شما مخفی گردیده است.
(أَ نُلْزِمُکمُوها وَ أَنْتُمْ لَها کارِهُونَ) «هود: 28» "
#رو_به_قله_در_مسیر
#فاطمیه
#خطبه_حضرت_زهرا_برای_زنان
#خطبه_عیادت
*#مدارمادرانانقلابی "مادرانه"*
* [وبگاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *
زنان حاضر در مجلس، سخنان حضرت فاطمه (علیها السّلام) را پیش مردان خود بازگو کردند.
در پی آن، گروهی از بزرگان و رؤسای مهاجران و انصار با اظهار ندامت، نزد حضرت زهرا آمدند و به آن حضرت گفتند:
ای سرور زنان عالم! اگر ابوالحسن (علی علیه السّلام) برای ما حقایق را عنوان میکرد، پیش از آنکه ما با دیگری (ابوبکر) عهدِ وثیق و پیمانِ استوار و محکم بسته باشیم، هرگز از او روی برنتافته به دیگری میل نمیکردیم!
* حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمود: "دنبال کار خود بروید. دیگر پس از این عذرخواهی دروغین، عذری نیست و پس از این کوتاهی و تقصیرتان، کاری نیست." *
[من مسئولیت بازگویی حقایق را داشتم (نصیحتی بود از من به شما) و حجّت را بر شما تمام کردم].
#رو_به_قله_در_مسیر
#فاطمیه
#خطبه_حضرت_زهرا_برای_زنان
#خطبه_عیادت
*#مدارمادرانانقلابی "مادرانه"*
* [وبگاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *
سلام دوستان 🌻
إن شاالله قرار هست *دی* ماه، در کنار هم کتاب *#سلیمانی_عزیز* رو بخونیم و در مورد نکاتی که به نظرمون جالب هستند و بهرههایی که از کتاب بردیم، باهم صحبت کنیم.
*سلیمانی عزیز* ،
نتیجهی مصاحبهها، گفتگوها و خاطرات شفاهی دوستان، همرزمان و آشنایان شهید سلیمانی است و نویسندگان این کتاب سعی کردند با قلمی ساده و دلنشین، گوشهای از زندگیِ مرد همیشه در صحنهی جبهه مقاومت را، برای مخاطب ارائه کنند. کتاب #سلیمانی_عزیز چند برگ از خاطرات این شخصیت بزرگ در تاریخ انقلاب اسلامی را در برگرفته و گذری بر زندگی و رزم سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و ابعادی کمتر دیده شده و کمتر خوانده شده از سیره و روحیات ایشان است.
نسخهی الکترونیکی *یا* صوتی *#سلیمانی_عزیز* رو میتونید با وارد کردن کد تخفیف *madarane* به قیمت ۶۰۰۰ تومان از نرمافزار *فراکتاب* تهیه کنید. همچنین، با استفاده از کد *madarane* ، امکان خرید کتاب چاپی با تخفیف ۲۰ درصد هم از طریق فراکتاب فراهم هست.
امیدواریم که این ماه هم همراه ما باشید
و از مطالعهی این کتاب، لذت ببرید.
#سلیمانی_عزیز
#کتاب_ماه_مادرانه
#مامان_باید_اهل_مطالعه_باشه
#مدارمادرانانقلابی *"مادرانه"*
* [وبگاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) | [روبیکا](https://rubika.ir/madare_madari)*
🏴هیئت انصارالزهرای محله پونک،جنت آباد، در عزای بانوی دو عالم، حضرت صدیقه طاهره برگزار میکند:
🧕 *با حضور استاد گرانقدر سرکار خانم دکتر انسیه برومندپور* (استاد حوزه و دانشگاه، پژوهشگر و مدرس قرآنی و از اساتید مدرسه قرآن، مادر سه فرزند)
*همراه با قرائت حدیث شریف کسا و روضه حضرت زهرا(س)*
⏰ *زمان* : سه شنبه، ۲۸ آذرماه، ساعت ۱۵ تا ۱۷
📍 *مکان* : جنت آباد جنوبی، بلوار شهید پژوهنده، نرسیده به تقاطع لاله، مسجد صادق آل محمد، طبقه دوم
✨ *ویژه مادران جوان و فرزندانشان*✨
چنانچه افتخار میزبانی شما را داریم لطفاً از طریق شناسه زیر ثبت نام فرمایید👇
@agolestan69
مدار مادران انقلابی "مادرانه"
*#قصه_دستها*
زل زده بودم به مانیتور 60 اینچ کنج دفتر. سوژهام را با سه دوربین همزمان از سه جهت مختلف نگاه میکردم. دوتا از دخترها از جلوی دفتر رد شدند. صدای یکیشان را شنیدم: «داره نگاه میکنه کسی کلاسو نپیچونده باشه!»
اشتباه میکرد. بچهها را یک ربع قبل فرستاده بودم بالا و دبیرها را هم دعوت کرده بودم سر کلاس. توی مانیتور داشتم یکتا را نگاه میکردم که میرفت آن طرف خیابان. پدرش ده دقیقه قبل زنگ مدرسه را زد و گفت امروز باید دخترش را زودتر ببرد.
پدرها که میآیند دنبال بچهها، اگر سرم شلوغ نباشد از مانیتور رصدشان میکنم. دوست دارم از لحظهای که دختر پانزده شانزده سالهشان پایش را از مدرسه میگذارد بیرون، نگاهش کنم. از همان موقع که سر میچرخاند دو طرف خیابان تا ماشین بابا را پیدا کند. کاش وضوح دوربینها بیشتر بود.
دیروز یکی از بچهها آمد و گفت شنیده کیفیت تصویر دوربینهای مدرسه خیلی بالا و حرفهایست. آمده بود مطمئن شود! مطمئن شد و با غلظت گفت: «!wow» و رفت. کجاست حالا که بهش بگویم نه بابا وضوحی ندارد که!
*من دلم میخواهد ببینم وقتی دختری بابایش را کمی جلو یا عقبتر از مدرسه پیدا میکند، صورتش دقیقا چه شکلی است؟* چشمهایش برق میزند یا نه؟! دلم میخواهد ببینم چطور راه میرود. درِ ماشین را با چه احساسی باز میکند؟ خوشحال است یا ناراحت؟ بیحوصله یا ترسان؟ سرسنگینِ جر و بحث دیشبست یا دلخوش به قولی که گرفته؟
اینها را میشود از حالت چهره تشخیص داد. وقتی خیلی عمیق نفوذ کنی بهش. وقتی نمایت از لانگشات بشود کلوزآپ و حتی اکستریم کلوزآپ. اما این دوربینها این چیزها را به من نشان نمیدهند و درست به همین خاطرست که دست میاندازم به دامن پُر چین تخیّل؛ برای خودم تصور میکنم مثلا یکتا امروز خیلی حوصله ندارد و درِ ماشین را که میخواهد باز کند نگاهی بیهدف به خیابان میاندازد. سلام کمجانی میکند و خودش را میاندازد روی صندلی ماشین. همینطور که کوله بنفشش را پرت میکند روی صندلی عقب، جواب احوالپرسی بابا را هم تلگرافی میدهد: «ممنون خوبم.»
بابا مکثی میکند و شستش خبردار میشود. تا برسند به اولین چهارراه، حسابی ناز دخترش را که سرش به طرف پنجره است و بیرون را برانداز میکند، میخرد تا بچه به حرف بیاید. یکتا به زبان میآید و بدِ من را میگوید. ناراحت است که چرا امروز بهش برگه خروج از کلاس اجتماعی ندادم و نتوانسته برود سالن مطالعه. بعد از اینکه با هیجان نصف آنچه در مدرسه گذشته را تعریف میکند، بابا دست میبرد طرف ضبط ماشین و آهنگ مورد علاقه دخترش را پخش میکند. برخلاف عادت معمولش صدای ضبط زیاد است و توی بلوار خلوت ویراژ میدهد. گوشهای یکتا درد گرفته اما بابا نمیگذارد صدای ضبط را کم کند. وسط دوپس دوپس آهنگ با فریاد و چشمک به یکتا میگوید: «آیس پک یا قارچ سوخاری؟!»
و یکتا چشمهاش برق میزند.
ماجرا میتواند جور دیگری هم باشد. نه اینکه همیشه گل و بلبل تصور کنم. نه ابدا! من مشاجره و قهر و دادهای پدر دختری زیادی را هم تخیل کردهام. یکتا، مریم، حسانه، روژان، زهراسادات و هزار تا دختر دیگر را بارها و بارها گذاشتهام در معمولترین موقعیتهای زندگی و تصورشان کردهام. بی آنکه تصویری از پدرهاشان داشته باشم.
۲۰ سال پیش هم همین کار را میکردم. وقتی از مدرسه بیرون میرفتم و منتظر سرویس بودم. مدرسه شاهد درس میخواندم. ما آخریها بودیم. آخرین فرزند شهیدهای دفاع مقدس که باباهامان توی ۸ سال جنگ شهید شده بودند. تعدادمان کم بود. توی کلاس سی و چند نفره، ۵ تا مثلا. بقیه یا فرزند وزیر و وکیل و آدمهای مهم مملکتی بودند یا فرزند آدمهای معمولیتر.
میایستادم و نگاه میکردم. آن موقع فقط سعی میکردم بفهمم کدام بابا مهربانترست و کدام اخمالوتر. همان روزها فیلمی دیدم از دختری که وسط مراسم تشییع شهدا نام پدرش را روی یکی از تابوتها دیده. دختر جیغ و داد کرده بود. کلی خواهش و التماس که ببرندش جایی و تابوت را باز کنند. از مردهای اطراف پرسیده بود استخوان دست این پیکر کدام است؟ و بعد که نشانش داده بودند دست را برداشته بود و کشیده بود روی سرش! و من با خودم تصور کردم لابد همین که دست را کشیده روی سرش بلند گفته: «آخیش!»
حالا چند روزست دارند از این دستها میچرخانند توی شهر. روی سر شهر. چند روز پیش مدرسه ما هم آمدند و درست همان وقتی که نفس و تارا داشتند به پهنای صورتشان اشک میریختند و ناخنهای لاک زدهشان توی عکسها میافتاد، یکی از مادرها داشت توی دفتر داد میزد که: «چرا جنازه آوردید توی مدرسه؟!!»
#سبا_نمکی
در *جان و جهان* هر بار یکی از مادران، درباره چیزی سخن میگوید، از آفاق تا انفس...🌱
https://ble.ir/janojahan
💠 [بله](https://ble.ir/janojahan) | [ایتا](http://eitaa.com/janojahanmadarane) | [روبیکا](https://rubika.ir/janojahaan) 💠
#جان_و_جهان_در_رسانهها
مطلب خانم نمکی از جان و جهان راهی خبرگزاری فارس شد.
https://www.farsnews.ir/news/14020926000343/دستهای-شهید-روی-سر-دخترش
در *جان و جهان* هر بار یکی از مادران، درباره چیزی سخن میگوید، از آفاق تا انفس ... 🌱
💠 [بله](https://ble.ir/janojahan) | [ایتا](http://eitaa.com/janojahanmadarane) | [روبیکا](https://rubika.ir/janojahaan) 💠
#بحث_گروهی
#دعا
#پر_پرواز
🍃🍃🍃
یکشنبه ۲۶ آذرماه ۱۴۰۲ ساعت ١٠ صبح تا سهشنبه ۲۸ آذرماه ساعت ۱۰ صبح
مکان: گروه مادرانه در پیام رسان بله
✅مادرمان زهرا س یک الگوی کامل هستند. ایشان فرزندان پشت سر هم داشتند و باردار بودند که... اما همیشه یکی از ابعاد پررنگ زندگی شان دعا و عبادت بود. ما کجای این بعد ایستاده ایم؟
✅جمع دعاهای حضرت س صحیفه فاطمیه است، صحیفه خوانده ای؟ نخوانده ای؟ چه دریافت هایی از مضامینش داشته اید؟
✅اسم دعا که می آید یاد چه میافتید؟
ادعیه امام سجاد ع در صحیفه سجادیه، دعای کمیل حضرت علی ع در مفاتیح، دعای عهد ...
تابحال به دعا بعنوان باب شناخت حضرات معصومین فکر کرده اید؟ دعا را پدیده اجتماعی میشناسید یا یکی از مناسک فردی؟
بحث های گروهی، در کانال *گفتگوهای مادرانه* @goftoguye_madarane آرشیو می شوند.
دوستان عزیز اگر برای بحث گروهی پیشنهاد موضوع داشتید میتوانید به آیدی @azadehrahimi پیام دهید.
مدار مادران انقلابی "مادرانه"
بحثی است كه در تفسير سورهى هُمَزَة به آن اشاره كردهام. در جامعهاى كه آدمها پيوندشان از يكديگر قطع و تكيهگاهها كنار و اهداف دگرگون شود و رو به سوى جمعآورى امكانات و اموال آورند، در جامعهاى كه روابط، روابط ايمانى و عاطفى نباشد و در ميان آدمها، عشق و محبتى نباشد و آنجا كه آدمها از جام محبّت خدا ننوشند و به یکدیگر مشتاق نباشند؛ در یک چنین جامعهای اشاره کردن و نیش زدن و شکستن و کنار گذاشتن شکل میگیرد. هَمز و لَمز مى آيد. به تدريج چنين توهّم و گمانى پيش مىآيد كه مالْ كارگشا است و خلود مى آورد و اين مال است كه از پيش كليد پيروزى بوده است. تعبيرى است در قرآن: يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنَوُا لَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضَاً؛ يعنى تا زمينهى ايمان و محبتى در تو نباشد، خواه ناخواه غيبت صورت مىگيرد. آنجا كه عشق و محبتى نيست و آدمها به هم مشتاق نيستند، قطعاً عيوب يكديگر را آشكار مىكنند تا جاى بيشترى براى خود و منافعشان، داشته باشند. اين طبيعى است كه چنين جريانى از غيبت و هَمز و لَمز گرفته تا اشرافيت و بدعت و انحراف، در جامعهاى شكل مىگيرد كه روابط ايمانى از بين رفته و وحدت در هدف و اشتياق به اهداف كنار رفته و گم شده است. دیگر اشتياقى به رسول(ص) باقى نمىماند، ديگر رسول(ص) در فاطمه(س) محفوظ نمىماند و نگهدارى نمىشود و ديگر اشتياقى به فاطمه(س) نيست. سيلى مىخورد، پهلويش شكسته مىشود و...، ديگر اشتياقى به على(ع) نيست؛ خصوصاً آنجايى كه حساب منافع در پيش باشد. اینجاست که از درون میسوزند و از درون پوک میشوند. و با آتش پیوند میخورند. و در بستر چنین جریان و جامعهای است که لباس دین کهنه و دریده میشود و از دين به عنوان اهرم، نه مبنا؛ و وسيله و ابزار، نه پايهاى استوار و محكم، سوءاستفاده مىشود و ديگر جايى براى خدا و رسولش باقى نمىماند تا چه رسد به اولياء او.
#کتاب_ماه_مادرانه
#روزهای_فاطمه (سلاماللهعلیها)
#مامان_باید_اهل_مطالعه_باشه
#مدارمادرانانقلابی *"مادرانه"*
* [وبگاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) | [روبیکا](https://rubika.ir/madare_madari)*
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
مادرهای مقاوم سرزمین مقاومت، *ایران*
سلام😊
تقارن سه مناسبت ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)، سالگرد شهادت سید الشهدای مقاومت حاج قاسم سلیمانی و نیز شرایط سخت اما قدرتمندانهی مردم مظلوم غزه، که وجه اشتراکی تحت عنوان *مقاومت* دارد باعث شد تا از شما بخواهیم:
از نقش و جایگاه مقاومت در زندگی فردی و اجتماعی خود و خانوادهتان برایمان روایت کنید.
*آثار میتواند در قالب نوشته های کوتاه ادبی 📝 و یا فیلم کوتاه چند دقیقه ای 🎥 ارائه شود*
منتظر روایتهای شما از تبلور مفهوم مقاومت در زندگی اجتماعی، مادرانه و همسرانهتان هستیم.
ارسال آثار به ایدی: @bargesabz139293
مهلت ارسال اثار: 13دی ماه 1402
به نفرات برگزیده هدایایی به رسم یادبود اهدا میشود 🎁
#مادرانه_کرمان
#مدارمادرانانقلابی *"مادرانه"*
* [وبگاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary)*
اکران مستند *ویژه مادرانه*
*مستند نفس* به کارگردانی آقای علیرضا باغشنی
(کارگردان مستند مادرانه)
مستندی در حال و هوای مادری
حقیقت تلخ تلاش برای سقط جنین
تلاش شیرین پزشکان متعهد
زمان: *روز جمعه ۱ دی ساعت ۱۱ صبح*
مکان: تهران، *پردیس سینمایی چارسو*
،تقاطع خیابان حافظ و جمهوری
❌ * محتوای فیلم برای کودکان مناسب نیست.*
👈🏻تیزر فیلم: https://www.aparat.com/v/KSenv
حتما برای ثبتنام و تهیه بلیط، تا ظهر پنجشنبه ۳۰ آذر به شناسهی @l_tavana پیام بفرستید.
#مستندنفس
#مدارمادرانانقلابی *"مادرانه"*
* [وبگاه](www.madaremadari.ir) | [بله](ble.ir/madaremadary) | [ایتا](eitaa.ir/madaremadary) *