eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
23.9هزار ویدیو
223 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
؛ شود با بوسه‌ات کشته به یک ضربُ الاَجَل احیا مسیحا نیز می‌خواند لبت را یا أب الاحیا! میان جنگ می‌خندد چرا تیغت؟ نمی‌داند_ که جای زخم می‌گردد همیشه با عسل احیا؟ قسم بر جوشنت جای تعجب نیست در صفین شود قرآن به سر نیزه، بگیرد در محل احیا به قرآن، کشته‌ی عشقت نباشد در صف اموات که بعد از "فی سَبیل الله اَمواتا"ست، "بل احیا" کلام الله ناطق! عرش بر سر برده‌ات یعنی گرفته قرب "أو أدنا" هم از صبح ازل احیا سر گیسوی مشکینت صبا تا صبح بیدار است شب قدری چنین را هست دستورالعمل احیا چه باک از مرگ دارد حار همدان؟ مَنْ یَمُت گویان* از آغوش تو می‌ریزد در آن سو صد بغل احیا من آن همّام بی تابم که بعد از خواندن خطبه** به بالینم بیایی می‌شوم با یک غزل احیا ✍ ....................... * قال مولانا امیرالمومنین علیه السلام: «یا حَارِ هَمْدَانَ مَنْ یمُتْ یرَنِی مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُنَافِقٍ». **همّام، نام شخصی بود که بعد از شنیدن خطبه‌ی حضرت (در نهج‌البلاغه به خطبه‌ی متقین معروف است) جان داد. مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
    رها ز درد و غم و رنج بی شمار شدم قسم به خالق کعبه که رستگار شدم همین که خون سرم ریخت روی سجّاده برای دیدن زهرا امیدوار شدم همه جوانی من ختم شد به یک مصرع گل خزان‌زده در موسم بهار شدم به روزگار من آن شد در این دو روزه‌ی عمر که تا قیامت، مظلوم روزگار شدم به پیش اشک یتیمان از آن تنم لرزید که خود به فصل جوانی یتیم‌دار شدم به چاه گفتم ای چاه گریه کن بر من که من به کینه‌ی یاران خود دچار شدم چه سال‌ها که ز عمرم گذشت بی زهرا خدا گواست که آب از فراق یار شدم به نخل میثم خود ثبت کن بگو «میثم» که من اسیر ستم‌های بی شمار شدم ✍ استاد مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
آسمان و قمر پریشان است چقدر این سحر پریشان است صحن این خانه مثل هر شب نیست مثل دیوار و در پریشان است در نگاه پدر چنین دیدیم مُژه‌ی چشم تر پریشان است منتظر بوده سال‌ها انگار غُصه دارد اگر پریشان است دست بر دامنش اگر زد میخ از همه بیشتر پریشان است محکم از خانه رفت تا مسجد مرد و مردانه رفت تا مسجد مأذنه خاک‌بوس مولا شد بعد از آن روز، قامتش تا شد داشت محراب بر سرش می‌زد آتش از جان به منبرش می‌زد ناگهان اشقی‌الاشقیا برخاست قاتل نفس مصطفی برخاست آبرو از تمام دنیا برد تیغ را با دو دست بالا برد آنچنان ضربه زد که سر وا شد در جنان قد فاطمه تا شد قامت دین به خاک افتاده حیدر است این به خاک افتاده مثل دستار خونی بابا چشم‌های پسر پریشان است چشم‌های حسین کاسه‌ی خون چشم‌های قمر پریشان است از دل کوچه بوی خون آمد زینب از این خبر پریشان است ام کلثوم می‌زند بر سر بر روی شانه، سر پریشان است ✍ مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
تا تَرَک خورد سَرَش دُخترش اُفتاد زمین دست بگذاشت رویِ معجرش اُفتاد زمین بیشتر تیغ فرو رفت میانِ اَبرو تا که از ضَرب علی باسرش اُفتاد زمین به سرش خورد ولی پهلویِ او درد گرفت دید از ضربه‌ی در همسرش اُفتاد زمین کَس نفهمید که عباس چگونه آمد بارها تا بِرِسَد مَحضَرَش اُفتاد زمین خواست تا خانه‌یِ زینب رویِ پا راه رَوَد دو قدم رفت ولی پیکرش اُفتاد زمین دخترش دید زمین خوردنِ بابایش را دخترش دید و....خودش آخرش اُفتاد زمین ** چقدر از رویِ تَل تا لبِ گودال دوید چقدر بینِ همه خواهرش اُفتاد زمین ذوالجناح آه ببین نیزه‌ای او را هول داد از رویِ زین به زمین با سَرَش اُفتاد زمین دید پایین قدم‌هاش سَنان می‌خندید دید بالایِ سرش مادرش اُفتاد زمین ✍ مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
ای فدایت سر و جانم زینب از هجرِ علی دلهره داشت سفره انداخت ولی دلهره داشت نمک و نان جو در سفره که چید گریه کرد و به تعارف نکشید دست لرزان به سوی لقمه نبرد حرف دختر پدری داشت و خورد گفت بابا چه خبر؟! حرف بزن وقت افطار، دلم را نشکن دست من نیست که کارم شده آه نگران بوده ام از اول ماه تو که هرشب به همه سر زده ای با دلت، پَر سوی مادر زده ای ای فدایت سر و جانم چه شده؟! درد دل کن که بدانم چه شده؟! شانه بر موی پریشان زده ای بیشتر سر به یتیمان زده ای چاه با زمزم اشکت شده پُر دخترت هست، تو کم غصه بخور پینهء دست ترا بوسیدم خواب بی کس شدنم را دیدم جان به روی لبِ زینب نرسان سحر نوزدهم، خانه بمان منکه چون ابر سحر می بارم از مدینه غم مسجد دارم خاطرات بدمان یادت نیست؟! کوچه و زخم زبان یادت نیست؟! دشمنانت همه از یک پُشتند مادرم را به غلافی کشتند آمد از گوشهء مسجد خبرت دید شمشیر برهنه به سرت او که یک دست به پهلو زده بود... تک و تنها کمکت آمده بود مانع قصد شریفت نشدم تک و تنها که حریفت نشدم خون شود چشم ترت، من چکنم؟! بشکند فرق سرت، من چکنم؟! منکه از رفتن تو ترسیدم بستر خونی مادر دیدم گیرم اصلاً که برای دل من... بازگردی طرف منزل من می شود عاقبتش مُردن من ابن ملجم که بخندد به حسن غربتت، طعنهء بد زد به حسین نرو تا کوفه نخندد به حسین وای اگر پای سرش شرط کنند نان و خرما طرفم پرت کنند گرچه بیش از همه صحبت دارم ترس بازار و اسارت دارم رضا دین پرور مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
ها علیًُ بشرًُ کیف بشر لیله القدر مرا هست علی قرص قمر گشته ذکر لب من ناد علی تا به سحر ها علیًُ بشرًُ کیف بشر ذکر دگر که ای خدایا به علی از سر جرمم بگذر ذات حق را چو قسم داده پیمبر به علی به علیًِ به علیًِ به علیًِ به علی من گنهکارم و عمریست که عصیان کردم گاه گاهی نه، که بس خدمت شیطان کردم آنچه گفتی تو نه و آنچه که گفت آن کردم حال شرمنده ام و توبه به منان کردم مکن از لطف بر این توبه ی من بی محلی به علیًِ به علیًِ به علیًِ به علی ره خود بستم اگر سویت هزاران ره بود یک شب قدر تو بهتر ز هزارن مه بود دست من از رطب نخل تو گر کوته بود لیک امید من هر لحظه بر آن درگه بود دل به امید عطای تو خطا کرده بلی به علیًِ به علیًِ به علیًِ به علی من گنهکارم و عمریست که بی نور تو کور تو کنارم بُدی و من همه عمرم ز تو دور دست خالی چه برم سوی تو در خانه ی گور تو ببخشای ز لطفت که کریمی و غفور لطف و احسان و عطای تو بُوَد لم یزلی به علیًِ به علیًِ به علیًِ به علی ماه مهمانی خلاق جهان این ماه است شب قدر امده وقت بِکَ یا الله است وسپس آنچه که تسکین دل آگاه است اشهدُ اَنّ علیًَا ولی الله است ذکر من حیَ علی حیدرُ خیرالعملی به علیًِ به علیًِ به علیًِ به علی تو خدایی و علی مظهر ذات احد است چون توکل ز تو باشد ز علی هم مدد است لطف و احسان علی همچو احد بی عدد است بی سبب نیست ، علی دست خدای صمد است نیست جز او ز پی احمد مختار ولی به علیًِ به علیًِ به علیًِ به علی وحی جبریل به احمد چو بشد روز غدیر که علی بعد تو بر خلق امیر است امیر مصطفی شاه جهان باشد و حیدر چو وزیر هر دلی شد به سر زلف کمندش چو اسیر تابد از سوی خداوند بر آن نور جلی به علیًِ به علیًِ به علیًِ به علی جواد کریم زاده مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
باباي مهربانم تنها دلت نبود كه شوق شفا نداشت حتي طبيب هم به شفايت رضا نداشت حق ميدهم كه ديده بدوزي به راه مرگ دنياي بعد فاطمه ديگر صفا نداشت باباي مهربان تمام يتيم ها بعد از تو سفره هاي يتيمان غذا نداشت زخم سرت اگر كه دوا داشت باز هم زخم عميق قلب تو هرگز دوا نداشت طوري فراق فاطمه قد تو را شكست سي سال خونجگر شدنت هم صدا نداشت همراه تو فقط حسنينند اي غريب بي شك مدينه غربت دفن تو را نداشت كوفه پس از تو باز هم اهل وفا نشد هرچند اين ديار از اول وفا نداشت با بغض بر حسين تو شمشير مي زدند حتي براي بوسه اي آن جسم جا نداشت محمدعلي بياباني مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
حیدر کرار از فرق تا ابرو ببین با سر چه کردند نامردمانِ کوفه با حیدر چه کردند کوفه شده مثلِ مدینه سرد و دلگیر آن روزها با صورتِ مادر چه کردندیادم نرفته در میانِ آتش و دود سینه شکست از ضربِ میخِ در چه کردند بی مادری بس نیست، حالا نوبتِ توست از غصه ات شد حالِ من مضطر چه کردند در بستر اُفتادن نمی آید به حیدر یارب ببین با فاتحِ خیبر چه کردند میسوزی و تب می کنی مهمانِ زینب از اشتها افتاده ای دیگر،چه کردند با مجتبی حرفی بزن بابای مظلوم دق می کند امشب حسین آخر چه کردند از روی تل با چشمِ خود می دید زینب خنجر نمی برّید با حنجر چه کردند وقتِ نزولِ سنگ و چوب و تیر و نیزه عصرِ دهم گودال با پیکر چه کردند پیراهنی در تن ندارد شاهِ بی سر با غارتِ انگشت و انگشتر چه کردند ناموسِ پیغمبر سرِ بازار می رفت در حلقه ی انظار بی معجر ،چه کردند مهدی شریف زاده مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
بابای مهربان شب رسید و سکوت سنگینی به هیاهوی شهر حاکم شد با کمی نان به سمت نخلستان مردی از جنس نور عازم شد می‌رود تا به پیرمردی که در خرابه‌ست باز سر بزند کودکان یتیم منتظرند تا که مرد غریبه در بزند پادشاه کدام مملکتی در غم مردمش سهیم شده؟ چه کسی جز علی در اوج مقام مرکب کودکی یتیم شده؟ خیلی از بچه‌ها نمی‌دانند نام این مرد آسمانی را ولی او هدیه می‌دهد به همه نان و خرما و مهربانی را کوله‌بارش همین که خالی شد شکر کرد و به کار خود برگشت یک نفر مانده بود و او حالا به محل قرار خود برگشت خلوتی داشت در سیاهی شب با خودش رو به ماه زمزمه کرد دردهای نهفته‌ی دل را باز در گوش چاه زمزمه کرد تو بگو دست جهل مردم شهر به کجا می‌برد مرا ای چاه... تا سحر با دل شکسته گرفت زیر لب نغمه‌ی ” الا ای چاه... ` مسجد کوفه آخرین روز است که علی را امام می‌بیند نانجیبی به تیغ زهرآلود کار او را تمام می‌بیند سر او را شکسته‌اند، اما دل او از همه شکسته‌تر است خسته از عدل اوست کوفه ولی علی از روزگار خسته‌تر است همه دیدند در کنار علی خون محراب باغ لاله شده وسط روضه با همین تصویر روضه‌ی دیگری حواله شده ناگهان در غروب روز دهم در دل اهل‌خیمه غوغا شد وسط جنگ بین زجر و سنان سر یک گوشواره دعوا شد سر اصغر به نیزه بند نشد فرق عباس با عمود شکست بدن اکبر ارباً اربا شد شمر بر سینه‌ی حسین نشست... مجتبی خرسندی مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
واویلا تا تَرَک خورد سَرَش دُخترش اُفتاد زمین دست بگذاشت رویِ معجرش اُفتاد زمین بیشتر تیغ فرو رفت میانِ اَبرو تا که از ضَرب علی باسرش اُفتاد زمین به سرش خورد ولی پهلویِ او درد گرفت دید از ضربه ی در همسرش اُفتاد زمین کَس نفهمید که عباس چگونه آمد بارها تا بِرِسَد مَحضَرَش اُفتاد زمین خواست تا خانه یِ زینب رویِ پا راه رَوَد دو قدم رفت ولی پیکرش اُفتاد زمین دخترش دید زمین خوردنِ بابایش را دخترش دید و....خودش آخرش اُفتاد زمین چقدر از رویِ تَل تا لبِ گودال دوید چقدر بینِ همه خواهرش اُفتاد زمین ذوالجناح آه ببین نیزه ای او را هول داد از رویِ زین به زمین با سَرَش اُفتاد زمین دید پایین قدمهاش سَنان می خندید دید بالایِ سرش مادرش اُفتاد زمین حسن لطفی مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
بی قرارم امشب چنان ایتام کوفه بی قرارم اندازه سی سال میخواهم ببارم چشمم به در مانده مگر زهرا بیاید من به وصال فاطمه امیدوارم هستند دورم بچه ها!پس محسنم کو تا که بیاید لحظه هارا میشمارم نه سنگ قبری خواستم نه سایبانی مانند زهرا بی نشان باشد مزارم امشب برایم روضه زهرا بخوانید باید بمیرم از غم روی نگارم عباس تو بیرون نرو باید بمانی اصلا من امشب با تو خیلی حرف دارم جان تو و جان زنان این قبیله عباس زینب را بدستت میسپارم در پای او هم سر بده هم دست هم چشم او چادرش سِرّ است سِرّ کردگارم امشب بفکر ناقه بی محملم من گریه کن آن رنگ و روی پر غبارم تو روی نیزه چشمهایت غرق اشک است من در نجف از داغ زینب سوگوارم وقتی صدایت میکند! ای محرم من... جای تو دارد شمر می اید کنارم.. جای تمام بچه های شلاق خوردم.. دارم کبودی تنم را میشمارم.. بانوی یثرب بودم و حالا اسیرم دستان خود را برروی سر میگذارم بی اختیار از هر طرف بردند من را گرچه همه عالم بود در اختیارم سید پوریا هاشمی مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
یا حیدر کرار خانه با رفتنت این بار به هم ریخته است شهر بی حیدر کرار به هم ریخته است پدرم نبض زمان بودی و با رفتن تو سحر و روزه و افطار به هم ریخته است هرکسی دید پدر، حال مرا گفت به خویش: دختر فاطمه بسیار به هم ریخته است بستر خالی تو گوشۀ این خانه پدر علتی شد که پرستار به هم ریخته است بودنت مایه آرامش و آسایش بود حال با رفتن تو کار به هم ریخته است حَسَن غم‌زده را بیشتر از زخم سرت قصۀ سینه و مسمار به هم ریخته است... حرفی از کوچه نباید بشود پیش حسین چون که با گفتنش هر بار به هم ریخته است... صحبت از کوفه و بازار و اسیری کردی از همان لحظه علمدار به هم ریخته است... گفته‌ای کوفه می‌آرند مرا طوری که همۀ کوچه و بازار به هم ریخته است... مهدی نظری مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠