eitaa logo
کانون آموزش مداحان
33هزار دنبال‌کننده
25.5هزار عکس
27.8هزار ویدیو
286 فایل
[[ ما برآنیم که این ذکر جهانی بشود ]] کانون آموزش مداحان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی نخبگان مداحی اهلبیت ( استانی ، ملی و فرا ملی ) خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
هزار حیف که خاموش شد صدای حسن چه شد قرائت قرآن، چه شد دعای حسن؟ بـه غربتش چـه بگویـم، رسـول اکـرم گفت که ماهیان همه گرینـد در عزای حسن بـه حشـر بـا گـل لبخنـد می‌شـود محشور خوشا کسی که بگرید به غصه‌های حسن گمـان نبـود نمـک‌ناشناس‌هــا بـه ستـم کنند خنجـر خود را فرو به پای حسن میان طشت، عیان شد ز پاره‌های جگر که بود خون جگر سال‌ها غذای حسن تمام عمر دلش بود خون، نبود انصاف که باز زهر هلاهل شود جزای حسن هنـوز بـر بـدنش زخـم‌ تیرهــا پیــداست هنوز شهر مدینـه است کربلای حسن اگر چه از شرر زهر پاره شد جگرش دگر نگشت بریده، سر از قفای حسن کسی که فاطمـه را کشت قاتل حسن است به روز حشر شهادت دهد خدای حسن غـریبِ شهـر مدینه، غـریب رفت بـه خاک غریب‌تر حرم و صحن باصفـای حسن نه مهلتی که توقف کنند در حرمش نه جرأتی که بگرید کسی برای حسن از آن زمان که خـدا خلق کـرد «میثم» را  دل شکستـۀ او بــود آشنـای حسـن ✍ http://eitaa.com/maddahanesf
ملک‌الموت! مزن شعله به زخم جگرم وای مــن گـر تــو مدارا نکنی با پدرم صبـر کـن ســیر ببــینم رخ بــابـایم را چه کنم سدّ نگاهم شـده اشــک بصــرم قسمت این بود که بـالای سرش بنشینم چشم بگشایم و جـان دادن او را نگرم ای پــدر! مادر مظلومه من یار تو بود من پـس از رفتن تو جان علی را سپرم با تــن خســته و بازوی کبود از مسجد قول دادم که علی را به‌سوی خانه برم دست از دامــن حیدر نکشم یک‌لحظه گر بـــریزند همه اهــل مدینه بـه سرم قسمت این بــود که بعد از تو بمانم بابا تا که با دادن جان، جان علی را بخرم به فدای سر یــک مـــوی عـلی باد پدر گـرمیـان درودیوار دهد جـان، پسرم جگرت سوخت به هر بیت که گفتی «میثم» اجـر ایـن ســـوخـتنت بـا احـدِ دادگرم ✍ http://eitaa.com/maddahanesf
تو کیستی شریک غم اهل عالمی در خاک طوس کعبۀ اولاد آدمی هر کس که بی‌کس است تویی یار و همدمش هر کس غریب شد تو بر او یار و همدمی با آن‌که چار صحن تو از میهمان پُر است مهمان‌نوازتر ز کریمان عالمی.. آن رازها که از همه پوشیده داشتم تنها در این حرم به تو گفتم، تو مَحرمی تو حجّ دائم فقرایی، تو کعبه‌ای تو مروه، تو صفا، تو مقامی، تو زمزمی من کیستم ز معصیت از خار، خارتر تو کیستی عزیز رسول مکرّمی بازم بخوان به پیش که من ذرّه‌ام تو مهر وصلم نما به خویش که من قطره تو یمی گیرم به هیچ هم نخرد هیچ‌کس مرا تنها تویی تویی که خریدار میثمی ✍ http://eitaa.com/maddahanesf
سنگ زیر پای تو لعل بدخشان می‌شود خار، با فیضِ نگاهت سرو بستان می‌شود گر نسیمی از سر کویت وزد سوی جحیم دود آن عود و شرارش برگ ریحان می‌شود زخم بی داروی جان و درد بی درمان دل هر دو با خاک سر کوی تو درمان می‌شود غم ندارم گر مرا در آتش دوزخ برند چون برم نام تو را، آتش گلستان می‌شود مردگانِ روح را احیاگر جان می‌کند هر که جسمش دفن در خاک خراسان می‌شود گو اجل جان مرا گیرد ز کافر سخت‌تر چون نگاهم بر تو افتد مرگ، آسان می‌شود در مقام رأفتت این بس که نام چون تویی روز و شب ذکر من آلوده دامان می‌شود در بیابانی که لطفت ضامن آهو شود گر گذار گرگ افتد گرگ چوپان می‌شود گردش چشم تو را نازم که با ایمای آن نقش شیر پرده ناگه شیر غران می‌شود ناز بر فردوس آرد فخر بر رضوان کند هر که یک شب در خراسان تو مهمان می‌شود هر که چشمش اوفتد بر گنبد زرین تو گاه مجنون؛ گاه خندان؛ گاه گریان می‌شود گر به قعر نار، شیطان بر تو گردد ملتجی وادی دوزخ به چشمش باغ رضوان می‌شود غرفه‌هایت همچو روی حور، گل انداخته بس که روز و شب ضریحت بوسه باران می‌شود هر که با اخلاص گوید در حریمت یک سلام اجر آن بالاتر از یک ختم قرآن می‌شود مور اگر یک دانه با لطف تو گیرد در دهن بی نیاز از خرمن زلف سلیمان می‌شود در کنار حوض صحن تو که رشک کوثر است زنگی ار صورت بشوید ماه کنعان می‌شود پور موسایی و در طور تو هر کس لب گشود همکلام ذات حق، چون پور عمران می‌شود سائل کوی تو گر خواهد به دست قدرتش خاک، مشک و سنگ، لعل و ریگ، مرجان می‌شود در هوای جرعه‌ای از جام سقا‌خانه‌ات خضر اگر در کوثر افتد باز عطشان می‌شود خاک اگر شد خاک کویت مرهم زخم دل است آب اگر شد آب جویت آب حیوان می‌شود هر که شد زوار تو در طوس ای روی خدا زائر ذات خدای حی سبحان می‌شود آستان قدس تو دارالشفای عالم است درد این جا بی دوا و نسخه درمان می‌شود هر که از مهمان سرایت لقمه‌ای گیرد به دست مهر در دستش کم از یک قرصۀ نان می‌شود وانکه خوابش می‌برد در پشت دیوارت شبی ماه در بزمش کم از شمع فروزان می‌شود هر که را تابید بر سر آفتاب صحن تو گر رود در سایۀ طوبی پشیمان می‌شود بی تو صبح عید سال نو اگر آید مرا صبح عید و سال نو شام غریبان می‌شود با تو گر شام عزای دوستان باشد مرا خوب‌تر از ظهر روز عید قربان می‌شود در صف محشر پریشانی نبیند لحظه‌ای هر که با یاد غمت این‌جا پریشان می‌شود تا ابد زین میهمان داری که مأمون از تو کرد شرمگین از مادرت زهرا، خراسان می‌شود با تمام زشتی و آلودگی در سوگ تو قطره های اشک (میثم) بحر غفران می‌شود ✍ http://eitaa.com/maddahanesf
مسافری که اجل گشته بود هم‌سفرش سفر رسید به پایان در آخر صفرش چه خوب اجر رسالت به مصطفی دادند که پارۀ جگرش، پاره پاره شد جگرش.. همای گلشن فردوس آن‌چنان می‌سوخت که تاب بال زدن هم نداشت بال و پرش اگر چه کار گذشته، اجل شتاب مکن جواد آمده از ره به دیدن پدرش.. دگر به دیدۀ او طاقت نگاه نبود که بنگرد به رخ نور دیدگان ترش ز بوسه‌های جوادالائمه پیدا بود که شسته دست، دگر از حیات محتضرش پسر به صورت بابا نهاد صورت خویش پدر گرفت به زحمت سرشک از بصرش خوشا کسی که چو «میثم» بود برای رضا به دیده اشک و به لب ناله و به دل شررش ✍ http://eitaa.com/maddahanesf
دامن آلوده و بار گناه آورده‌ام گر چه آهی در بساطم نیست، آه آورده‌ام هر که بودم، هر که هستم، با کسی مربوط نیست بر امام مهربان خود پناه آورده‌ام هر که آرد تحفه‌ای در محضر مولای خود من دو دست خالی و کوه گناه آورده‌ام بر کبوترهای صحنت هدیه‌ی ناقابلی‌ست گندم اشکی که در این بارگاه آورده‌ام ناله‌ام در سینه، اشکم در بصر، سوزم به دل نامه‌ای چون دودِ آه خود، سیاه آورده‌ام ذرّه بودم، زائر شمس الشّموسم کرده‌اند قطره‌ای بودم به این دریا پناه آورده‌ام گر چه هستم قطره‌ای ناچیز، یک دریای اشک، هدیه بر مولای خود روحی فداه آورده‌ام هر فقیری هست دستِ خالی‌اش سرمایه‌اش من فقیرم، دست خالی را گواه آورده‌ام «میثما» مولا اگر پُرسد چه آوردی بگو سر به خاک زائرت از گردِ راه آورده‌ام ✍ http://eitaa.com/maddahanesf
به‌مناسبت شب اول ماه ربیع الاول مصادف با مردی که جان به دست، شبِ جای رسول خُفت به بستر، فقط علی‌ست http://eitaa.com/maddahanesf
دست خدا و نفْسِ پیمبر فقط علی‌ست شمشیر و شیرِ خالقِ اکبر فقط علی‌ست بعد از نبی به امر خداوند ذوالجلال ما را امام و هادی و رهبر فقط علی‌ست دست خدا که با سر انگشت خویشتن خورشید را نمود مسخر فقط علی‌ست بر آن دو تن که هر دو ز خیبر گریختند اعلان کنید فاتح خیبر فقط علی‌ست این نام را مباد به دیگر کسان دهند این حق حیدر است که حیدر فقط علی‌ست مردی که جان به دست، شب جای رسول خفت به بستر فقط علی‌ست ای تشنگان حشر! به حق خدا قسم باور کنید ساقی کوثر فقط علی‌ست مردی که در مهاجر و انصار از نخست گردید با رسول برادر فقط علی‌ست دیوار کعبه سینه گشود از برای او مولود بیت حضرت داور فقط علی‌ست نوزاد بیت و صاحب بیت و امیر بیت مهمان بیت همره مادر فقط علی‌ست آن شیر کبریا که در ایام کودکی از هم درید پیکر اژدر فقط علی‌ست روز احد به رغم تمام فراریان یاری که گشت دور پیمبر فقط علی‌ست از منبر رسول خدا آید این ندا بعد از رسول، صاحب منبر فقط علی‌ست کس را چه زهره تا که شود کفو فاطمه آن کس که شد به فاطمه شوهر فقط علی‌ست ممدوح «انّما» که خدا گفته در کتاب گفتیم و گفته‌اند مکرر فقط علی‌ست در روز حشر پیشروِ ختم انبیا صاحب علَم به عرصۀ محشر فقط علی‌ست شاهی که رَخت کهنه به تن کرد و رَخت نو_ با دست خویش داد به قنبر فقط علی‌ست دست خدا که یک تنه در عرصۀ نبرد بگرفت سر ز عَمْر دلاور فقط علی‌ست در فتح بدر و خیبر و در خندق و احد بالله قسم امیر مظفّر فقط علی‌ست آن بت‌شکن که در حرم خاص کبریا بگذاشت پا به دوش پیمبر فقط علی‌ست «اِلّا علی» ندای خدا بود در اُحد ممدوح این ندای منور فقط علی‌ست فرمود مصطفی که منم شهر علم و بس این شهر علم را که منم، "در" فقط علی‌ست آن کو به کودکی به رسول خدا مدام بوده انیس و مونس و یاور فقط علی‌ست گو صد خلیفه بعد پیمبر فقط علی‌ست آن را که حق نموده مقرر فقط علی‌ست «میثم» امیر خلق و رفیقِ فقیرِ شهر_ در عالم وجود سراسر فقط علی‌ست ✍ http://eitaa.com/maddahanesf
از لاله‌زار توحید آتش زبانه می‌زد گل گشته بود پرپر، بلبل ترانه می‌زد در گلشن ولایت، یک نوشکفته گل بود گر می‌گذاشت گلچین، آن گل جوانه می‌زد من ایستاده بودم، دیدم که مادرم را دشمن گهی به کوچه، گاهی به خانه می‌زد گاهی به پشت و پهلو، گاهی به دست و بازو گاهی به چشم و صورت، گاهی به شانه می‌زد گردیده بود قنفذ، هم‌دست با مغیره او با غلاف شمشیر، این تازیانه می‌زد وقتی که باغ می‌سوخت، صیاد بی مروت مرغ شکسته‌پر را در آشیانه می‌زد با چشم خویش دیدم جان دادن پدر را از ناله‌ای که مادر در آستانه می‌زد این روزها که می‌دید موی مرا پریشان با اشک دیده می‌شست، با دست شانه می‌زد هنگام شرح این غم، از قلب زار (میثم) مانند خانه‌ی ما آتش زبانه می‌زد ✍ http://eitaa.com/maddahanesf
تو کیستی؟ چراغ بهشت مدینه‌ای آیینه‌دار حُسن حسینی، سکینه‌ای باید به رتبه زینب ثانی بخوانمت چون عمه‌ات به صبر نداری قرینه‌ای در آسمان صبر فروزنده کوکبی بین تمامی اُسرا رکن زینبی دشمن ذلیل عزّ و وقار سکینه است فریاد کربلای حسینی به سینه است در مکتب مجاهدت و صبر و ابتلا ایثار و استقامت و ایمان گزینه است هر چند درد و رنج اسارت کشیده‌ای تو خصم را به بند حقارت کشیده‌ای روی تو آفتاب تماشای باب بود آئینه‌ی تمام نمای رباب بود در منطق تو معجزه‌ی نطق مرتضی پیغام تو حیا و عفاف و حجاب بود از سنگ و تازیانه که در شکوه نیستی در قتلگه ز بردن چادر گریستی در مجلس یزید که قلبت کباب بود دیدی میان طشت طلا آفتاب بود نامحرمت به دور و غمت بی حساب بود بر چهره آستین و دو دستت حجاب بود فریاد و آه و اشک و غم از گریه‌ی تو سوخت حتی دل یزید هم از گریه‌ی تو سوخت گاهی صدای گریه‌ی اصغر شنیده‌ای گه ناله در شهادت اکبر کشیده‌ای گاهی به روی خار مغیلان دویده‌ای گه حنجر بریده به گودال دیده‌ای در هر بلیّه حمد الاهیت بر لب است الحق تو را مقاومت و صبر زینب است ای یادگار فاطمه! ای دختر حسین! همگام زینبینی و هم سنگر حسین در راه شام راهنمایت سر پدر منزل به منزلی تو پیام آور حسین هر خانه‌ای که هست رباب و سکینه‌اش باشد صفای روضه‌ی شهر مدینه‌اش تو مصحف حسین و بهشت است دامنت بر صفحه‌ی جمال فروزنده احسنَت پامال حرمتت شده از جور دشمنت با تازیانه آیه نوشتند بر تنت تو راز ناشنیده ز بابا شنیده‌ای تو قاصد پیام گلوی بریده‌ای ای پاکی و عفاف و حیا شرمسار تو دشمن حقیر منزلت و اقتدار تو پیوسته باد باغ شهادت بهار تو تا روز حشر گریه‌ی "میثم" نثار تو قلب حسین و چشم و چراغ مدینه‌ای سر تا قدم جلال و وقار و سکینه‌ای ✍ http://eitaa.com/maddahanesf
دل بسته‌ام! مرا ز سر خویش وا مکن از من مرا جدا کن و از خود جدا مکن هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر گویم گرفته‌ای، ز عنایت رها مکن من با تو پیش از آمدنم آشنا شدم ای آشنا! مفارقت از آشنا مکن تنها بود به دست تو طومار جرم من این مشت بسته را به بر خلق وا مکن درمان درد من نَبُوَد غیر درد عشق این درد را ز لطف بی‌افزا، دوا مکن در من اگر سعادت ترک خطا نبود در تو کرامت است، تو ترک عطا مکن خواهی اگر ز لطف به من اعتنا کنی دیگر به کثرت گنهم اعتنا مکن نزد کریم فرق ندارند خوب و بد یکجا قبول کن همگان را، سوا مکن عمری به زخم تیر بلا سینه‌ام بسوز آنی به هجر خویش مرا مبتلا مکن «میثم» اگرکه ترک تن و ترک جان کنی ترک محبت علی مرتضی مکن ✍ http://eitaa.com/maddahanesf