eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
23.8هزار ویدیو
223 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
داغِ بقیع اگرچه مرهمِ داغِ بقیع خونِ دل است اگرچه زخم زدنــد ، التیـام می گیریم خلیل می رسد و از تبـارِ شـب زده ها به صبحِ صادق مان انتقام می گیریم غرورِ لات و هُبل ها شکسته خواهد شد حـــرام می رود آنــک حـــلال می آیـد شُکـــوهِ ” اشهدُ انَّا علـــی ولـی الله ` شبیـــهِ جـــان به اذانِ بـــلال می آیـد در امــتـدادِ همیـــن روزهــایِ زجـــرآور سُکوت و صبرِ علی هم تمام خواهد شد و ذوالفقـــار دوبــاره به رقص می آیــد حجـــاز شاهدِ شــورِ قیــام خواهد شد زمـینِ زنگ زده رنگِ نــــور می گیــرد زمـان قداستِ سبزِ حضــور می گیــرد سُکــوتِ پیرِ زمستان جوانه خواهد زد کنارِ شــور جهان را شعــور می گیــرد حریمِ حُسنِ حَسَن را ملیح می سازیم برای حضرتِ زهرا ضریـح می سازیم چهـار تا حـرمِ خوشگـــلِ امـام رضـــا چهـار گـنبدِ با هم شبیـــه می سازیم  ابراهیم زمانی ┄┅┅❅💠❅┅┅┄ تلگرام👇👇👇 https://t.me/madahanesfahan ایتا 👇👇👇 https://eitaa.com/maddahanesf سروش👇👇👇 http://sapp.ir/maddahanesf بله👇👇👇 https://ble.im/maddahanesf گپ👇👇👇 https://gap.im/maddahanesf اینستاگرام👇👇👇 Www.instagram.com/maddahanesf ✉مقدمتان گرامی ┄┅┅❅💠❅┅┅┄
صبر مبهوت زیرِ لب می گفت : مگر این زن چه طاقتی دارد ؟ صبرِ ایوب  جایِ  خود  ، اما صبرِ زینب  حکایتی دارد ... صبرِ او  اشکِ ناتوانی  نیست صبرِ او ذوالفقارِ در بند است گاه با صبر  ،  گاه با خطبه تیغِ او در نیام برنده است خسته بال و شکسته قامت نیست اسوه ی صبر و بی هماورد است چوبِ محمل شکسته است  ولی خم به ابرویِ خود نیاورده است کربلا هر کجا بلا می ریخت صبرِ زینب  به چشم  می آمد آن طرف  کاخِ ظلم  می لرزید تا که چشمش به خشم می آمد مثلِ  بابا  چو  شیر  می غرید مثلِ مادر حجابی از شب داشت کربلا   زنده  ماند   در  تاریخ چون کنارش حسین ، زینب داشت حلقه ی اشکِ دورِ چشمانش حلقه هایِ  غمِ اسارت  نیست این اسارت شروعِ آزادی است این اسارت کم از شهادت نیست این زن آموزگارِ تاریخ است هم کلامِ  ستم  نخواهد شد دخترِ  خطبه هایِ  بی پایان خطبه اش خرجِ غم نخواهد شد کشتی  صبر و استقامت  را مرد و مردانه او به جریان برد کربلا  با  حسین  شد   آغاز کار را خواهرش به پایان برد *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
بانو پاییز بودن ، بــــرگ های زرد می خــواهد باران سرودن اشک های سرد می خــواهد از درد گفتن سینه ای پُر درد می خــواهد از زینبِ کبــــری نوشتن مرد می خــواهد زینب فقط درد و فقط رنج و فقط غم نیست بانـــویِ ما بانـــویِ اشک و آه و ماتــم نیست از جنسِ ایثار و شَرَف ، مهدِ شجاعت بود دریایِ صبر و استقامت ، کــوهِ غیـرت بود با دست هــایِ بسته هم در اوجِ قدرت بود خطبه به خطبه پند و اندرز و نصیحت بود تاریخ را سرشـــار از شـــورِ شهامـت کرد با خطبه هایش زینبِ کبری قیامـــت کرد گفتند این زن کیست ؟ حیدروار می ماند در خطبه خوانی چون علی قهّار می ماند وقتی غضب دارد قسیــــم النّار می ماند ماننـــد تیــــغِ حیــــدرِ کــــرّار می مانــد گفتند این زن نیست ... قرآنِ کریم است او ناموسِ ” بسم الله رحمنِ الرّحیم ” است او پایان کارش نیست ... اینجا تازه آغاز است از مرگ باکی نیست وقتی بالِ پرواز است یک شیر در زنجیر هم باشد سرافراز است پرونده ی کرب و بلا امروز اگر باز است – از علم و آگاهی و بیداریِ زینب هاســـت اسلام مدیــــونِ فداکاریِ زینب هاســـت زینب قرارش رفـــت امّا بــــاورش هرگز دار و ندارش رفـــت امّا معجـــرش هرگز یعنی نخواهد رفت معجر از سرش هرگز آری بـــرادر رفت امّا خواهــــرش هرگز – ساکت نخواهد ماند و غیرت یاد خواهد داد کــــاخِ ستم را خطبه اش بر باد خواهد داد حالا به گردِ شــــمعِ او پروانــه می آینـــد پروانــــه ها دارند مظلومانــــه می آینـــد کوچِ پرستوهاست سمتِ خانه می آینــــد با گوهری جا مانده در ویرانه می آینــــد از شــــام دارد واژه واژه نــــور می آیـــد زنگِ صــــدایِ کـاروان از دور می آیـــد  ابراهیم زمانی *آدرس کانال مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ*
خـــواب دیدم شبی میانِ حَرَم عشق را بی اجازه می خواندم دســت در دســتِ پنجره فولاد داشتم شـــعرِ تازه می خواندم چشـــم در چشـــمِ گنبدش بودم داشت خورشید بر جهان میریخت آسِــمان هم به گریــه می افتـاد آسِــمان روی آسِــمان می ریخت گوشه ای از حیاطِ خلوتِ صحن پیـــرمـردی میـــانِ راز و نیـــاز گریه در گریه زیرِ لب می گفت : ما غریب ایم ای غریــب نـــواز ما غریــب ایـــم ... کودکانـم را بیمـــه کردم فقط به اسـمِ شـما بعدِ یک حــادثه فَلَج شده است پسـرِ کوچک ام " غلام رضا " گوشـه گوشـه کنایه هـا گفتند : هان چه شد معجزه کجاست خدا چاره ی کار دســـتِ جرّاح است پس چه شد بیمه ی امام رضا ؟ به همه گفته ام چه می دانیـد رویِ این زخم ، التیام رضاست اشک ، سرمایه ی فقیران است بیمه ی ما فقط امـام رضاست اشک هایم ندیده اند هنـــوز آشنایـی شکیــب تـــر از تـــو چه غروبی غریـب تر از مـــن چه طلوعی طبیـب تر از تـــو آمـــدم بــاز هم امـام رضـــا چاره ی حلِّ مشکلم باشـــی کاش می شد که ضامنِ آهو ضـامنِ آهـــوی دلـم باشـــی سینـــه ام را جَلا بـده آقـــا درد دارم ، دوا بــــده آقـــا سمتِ باب الجـواد آمده ام پـــسـرم را شِفــا بـده آقـــا ناگهان آسمان به هم پیچـید باد و باران به هم امان دادند نـور در نـور شد حیاطِ حَـرَم رویِ گلدسـته ها اذان دادند معـــجـــزه اتّفــاق افــتـاد و باز هم قـــدرتِ امـام رضـــا لحظه ای بعد ویلچــر بود و پسری که بلنـــد شـد از جــا آسِـمان اشـــکِ شوق بارید و در و دیـوار یا رضـــا گـــفتند ابـرها هم به سجــده افتادند قطره قطره رضا رضـا گفتند خواب هم ناگهان پرید از خواب و من از سرنوشـت رانـده شدم مثلِ هردفعه رأسِ ساعتِ هشت باز هـم از بهشـــت رانـده شدم باز هم لایــقت نبـــودم و این ســیـــنــه ام را به درد آورده ولی آقا نشانه ی خوبی ست مـــادرم " شُــله زرد " آورده نـــذر دارد برایتان هر سـال روزِ میــلادتـــان دعـــا دارد زعفرانـی به رنگِ راز و نیاز بینِ هر کاسه یک رضا دارد نـــذر کرده مرا به اسمِ شـما که فقط شاعـرِ شـما باشـــم گفتــه از راه دور هم گاهـی می شود زائــرِ شـما باشـــم پس من امروز زائرت هستم ای برایـم عزیـز تر از جـــان السّلامُ علیـک حضرتِ عشق " السّلامُ علیـک یا سلطان " *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
لبخند زدی ، اشک علی را نگران کرد تابوت ، امیدِ همه را فاتحه خوان کرد لبخندِ تو آن روز پس از دیدنِ تابوت گُل بود که رویید ولی زود خزان کرد اصلأ تو بگو فاطمه جان می شود آیا دریایِ مرا در دلِ یک قطره نهان کرد ؟ مثلِ تو کمانی شده ام پشتِ مرا خَم – مرحب نتوانست ولی زخمِ زبان کرد... سنگینیِ خیبر نه ... ولی قامتِ من را بی وزنیِ تابــوتِ تو مانندِ کمــان کرد زخمی که غمِ حمزه به قلبِ نبی انداخت تابـــوتِ تو با قلبِ علــی بدتر از آن کرد بعد از تو علی سنگِ ملامت هم اگر خورد بــاران شد و با آیِنه ی چـــاه بیــان کرد  ابراهیم زمانی *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
مـولا جان صدایِ ناله های دَر می آید کیست مـولا جان ؟ نمی دانم ولی انگار مُحتاج است ، زهــرا جان برایِ نـــان ، فقـــیران اینچنین در را نمی کوبند مگـــر آنها که می خواهند بِستانند از مــا جـــان حسین از بُغض میسوزد به زینب چشم می دوزد چه می خواهند از جانت چه می خواهند بابا جان کسی فریــــاد زد : آیـــاتِ ایــــمان را بسوزانید که می گیریم امروز از تو یا بیعت علی یا جان و کوثر پشتِ در می جوشد و آرام می گوید : به ولله از علـــی چیزی نمی خواهید الّا جان هلا ای فتنه ی سوزان ، همیشه آتش افروزان بترسید از زمانی که رِسد بر رویِ لب ها جان جهنّم سیرتان از جنّت الاعلی چه می خواهید منم خیرالنِسا زهـــرا ، منم ختم الرُسل را جان چه غم از اینکه بنشانید غم را پایِ چشمانـــم فدایِ هَل اتی کوثر ، فدایِ عشـــق حتّی جان در و دیوار تَب کردند آتش از خجالت سوخت به فریادم برس آیینه را کشتند اَســــما جـــان صدا انگار می سوزد ... کنـــارِ یــار می سوزد به خانه آشکـارا دل ، به کوچـــه آشکـارا جان برای اشکِ زهرا می شود حیدر لبالـــب بُغض برای دردِ حیدر می شود زهـــرا سراپـــا جان حمایـــت کرد بینِ خانـــه از حقِّ علی الحـــق حمایت می کند در کوچه از جانِ علی با جان اطاعت از ولایت بهترین آموزه ی زهرا است : علـی لـب تـر کند ...زهــرا : به رویِ چشــم ” آقـا جــان ` ابراهیم زمانی *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
یا زهرا(س) بـــاد از دوردســـــت می آمـد شــــمع پروانه را خبر می کرد آتــــشِ آهِ ســردِ مـــادر داشت در دلِ کوچک اش اثر می کرد غُربــتِ واژه هــا قَلــم می خورد داشت نظمِ جهان به هم میخورد کوچــه انگــار تنــگ تـر می شـــد داشت یک حادثه رقم می خورد سیلـــیِ بــادهـــایِ پایـــــیــزی راه را بستـــه بــود با فـــریــاد دستِ ننگیـــنِ فتنه بالا رفـــت و سِپس آسِمان زمیـــن افتـــاد چشم هایـــش کبــود می دیدند روزِ روشن شبیهِ شــب شده بود آسِمان شــرم داشت از خورشیـد کودکِ قصّه جان به لب شده بود این گذشــت و گذشـــت تا اینکه کینـــه ها با کنایــه ها همدســت ریسمــانِ سقیفــه بــا لبـــــخــند داشت دستانِ کعبه را می بست شعله ها سُرخ می شدند از شرم در و دیوار روضـه می خواندند کاش اصلأ مدینه کوچه نداشت کاش آن روز خانــه می مانــدند دیگـــر از زندگی پس از آن روز گریه در گریه سیــر شد کـــودک بــا نگـــاهــی به مـادرش زهــرا در همان کوچه پیر شد کــودک  ابراهیم زمانی *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
یا موسی ابن جعفر(ع) واژه در واژه شب و روز غزل خوان بودی سَــنَدِ مــــحکمِ زیبـــایـــی قـرآن بودی چـارده سال غریبانه به زنــــــدان بودی همه ی عُمر سـرِ ســفره ی بـاران بودی حضرتِ گُل چه قَدَر خــار که بر تَن داری دوســتی با همه و این همه دشمن داری ” کاظِم الغَیظ ” شــکوفا شدنِ لبخنـدی الگــویِ مـهر و محبَّت به زن و فرزنـدی شــال و عمّامه شبیـهِ پـدرت می بنـدی شــهر بیگانـه ولی با همه خویشاونـدی هیچ مســکین و اســیری نرود از یــادت ” بِشرِ حافی ” شود آنکس که شود آزادت خانه ات نورِ علی نور ... فقط زیبایـی ست شعر در شعر بهشت است غــزل آرایـی ست پسـرِ خانه عجب حیدرِ خوش سیمایی ست دخترِ حضرتِ موســی چه قدَر بابایی ست بنویســــید ســرِ خُـــم به سلامت باشد حضرتِ فاطمــــه ی قم به سلامت باشد مردمِ شهر به این واقعــه اذعـان دارند همه از رایحه ی چشــمِ تو بـاران دارند سرِ این ســفره نشستند اگر نـان دارند و مسلمــانِ تو هستند که ایمـان دارند گوش کن گوش صدایِ جَرَسی می آید دارد از دور غریبـانـه کـسـی می آید ... کیست این مثلِ علی در دلِ شب آهسته کیسه بر دوشِ شکسته دلِ قامت خسته خانه خانه همه ی شـــهر به او وابستـــه او که حتّی دلِ دشمن هم از او نشکسته شهر خاموش شد و نقشِ تو بر ماه افتاد مــاه هم کوچه به کوچه پیِ تو راه افتاد کُفر افتاد به پایِ تو مُســلمان برگـشت مور آمد در این خانه سُــلیمان برگـشت زنِ بدکاره تو را دید و پشیمان برگـشت آه... وقتی که نگهبانِ تو گریان برگـشت دســتِ یک شــهر به دامانِ عَبایت افتاد اشــــک زد حَلقه و زنجیر به پایت افتاد مثلِ یک معجزه ای خوب که مَعلوم شدی سوره ی شمسی و از نور که محروم شدی روز ، زندانیِ شـب بود که محکــوم شدی سوختن ، ارثـیه ات بود که مسمـوم شدی جگرت سـوخت غمِ کـرب و بلایـی ها را دشـتِ لب های تو خُشکاند لــبِ دریــا را تو کریـــم بنِ کریمــی گُلِ احســان هستی پسـرِ خـــاکــی و از مـــادرِ بـــاران هستی جانِ عالم به فدایت که خودت جان هستی پـــدرِ واقـعـــیِ کشـــورِ ایــران هســـتـی گندمی گونـه ای و خوشـه ی گَندم داری یک علی مشـهد و یک فاطمه در قم داری  ابراهیم زمانی *آدرس کانال👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*
فرزندِ علی از سیره ات پیداست فرزندِ علی باشـــی زندان به زندان بند در بندِ علــی باشـــی جز زهر آبِ خوش نخواهی خورد در زندان وقتی حســن باشی و فرزندِ علــی باشـــی حتّی نگهبانـــانِ زنــدان دوستـــت دارند وقتی میانِ اشک ، لبخــندِ علــی باشـــی جایی که قال المُعتمدها قولِ منــبرهاست بایــد سکـــوتِ آبرومنـــدِ علـــی باشـــی در سجده های خسته ات پیداست میخواهی غرقِ خـــدا باشی خوشایندِ علـــی باشـــی تقدیـــر راضی بر رضایِ توست وقتی که راضی به تقدیـــرِ خداوندِ علـــی باشـــی از چشم هایت چشمه ای لبریز خواهد شد روزی که محـــوِ ماهِ دلبندِ علـــی باشـــی در گوشِ موعـــودِ زمان قرآن تلاوت کن تو آخرین تفسیـــرِ مانندِ علـــی باشـــی ابراهیم زمانی قم مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
یابن فاطمه مثلِ شمعی که دلیلِ مرگِ یک پروانه است غربتِ یک مرد گـــاهی از درونِ خانه است دشمنان با زخمِ تیـــغ و دوستان زخمِ زبان این شروعِ ماجرایی تلخ و بی رحمانه است سفره ی افطارِ او خالیست از خودکامگــی سفره ی احســـانِ او امّا پُر و پیمانــه است بیعتِ کوفــه برایش جز غم و اندوه نیست چون وفایِ عهد در کوفه فقط افسانه است شــیرِ صفّین و جَمَــل ترسی ندارد از نبَــرد صُلحِ او جنــگِ میانِ عاقــل و دیوانـه است روزه باشی و به جــایِ آب با زهــرِ جــفا ... این فقط یک گوشه از پایانِ مظلومانه است تیربارانِ کســی کــه رفتنش هم صُلــح بود کارِ نامردی است که با جدِّ او بیگانــه است جعده تنها نیست...قاتل خاطراتِ کودکیست قاتلِ او کوچه و دیـــوار و دربِ خانـه است  ابراهیم زمانی مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
یا حسن ابن علی خاکی شده ست بال و پرِ یاکریـــم ها چون بوده اند زائرِ صحـــنِ کریـــم ها مولایِ بی حرم حَسن و بی کفن حسین فرقــی نمی کند غـــمِ این یاکریـــم ها آری اگر بقیــع ، چراغِ نجــــات نیست سمتِ تو کج شدند چرا مستقـــیم ها ؟ از سجده های سبزِ تو سجّاده می برند بخشیدن است دلخوشیِ دل رحیـم ها آقای صُلح کینه ی این شهر تازه نیست زخمی ست مانده بر دِلشان از قدیم ها نان و پنیـــرهای سرِ سُفره ات چه زود تیـــر و کمان شدند به دستِ یتیــم ها فتنه سوارِ مَعرکه ابلیسِ خانگی است آن هرزه دامنی که تو را...بگذریم . حا – لا کینه ها دوباره زبــان باز می کنند گیسویِ قاسم است به دستِ نسیم ها صُلحِ حَسن قیامِ حسین است چون نبود دارالامــــاره لایــــقِ دارالنّـــعیــــم هـــا از عطرِ سیـــبِ سبزِ غریبِ مدینه است تاثیرِ سیـــبِ سُرخِ حرم در شمیـــم ها بوی حسیــن می وَزد از جانبِ بقــــیع گُل می کنند حضـــرتِ عبدُالعظیــم ها  ابراهیم زمانی مقدمتان را به این کانال چندهزارنفری ■خوب ■پرمحتوا ■وارزشمندگرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗    https://zil.ink/maddahanesf ╚═══💫💎═╝ ╭┅─────┅╮ 🌺 hشما هم مبلغ این کانال خوب باشید ╰┅─────┅╯ 💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠
. ایستــادم به احترام ، حــسین السّــلامُ علیــک امــام حــسین من همانم همان جــوانِ قدیــم از همان نسـلِ شاعــرانِ قدیــم پــدرم گــفت : نـوکــرِ او بــاش با علــی باش و قنبــرِ او بــاش مادرم گفت : ای غُــلامِ حــسین نذر کردم تو را به نــامِ حــسین حاصلِ پیــری ام جوانــی توست افتخارم به روضه خوانی توست پـســرم مُـــرده ام ، شهیــدم کن پیــشِ زهــرا تو رو سپیــدم کن بانـی روضــه های مــا زهراست مادرِ بچّــه شیعــه هــا زهراست گریه کردیم و باده نوش شدیم فاطمیّــه سیــاه پــوش شــدیم همــه ی عُمــر بـا ولــی ماندیم نسل در نســل با علــی ماندیم روضه در روضه احترام شدیم درِ این خانــه پیر غُــلام شدیم گریه در روضه ها گواهی ماست نوکــری حُـکمِ پادشاهــی ماست ایستادم به احترام ، حــسین السّــلامُ علیک امــام حــسین ما سرِ سفره ی تو سیــر شدیم از غم و غصّه ی تو پیــر شدیم تــو شفــــاعــت کنــنــده مایــی بعــدِ مرگـم تویــی که می آیــی می دهــی احــتــرام ، نــوکـر را چــه هَراســی نکیــر و مُنکــر را می زنی بانگ این غُلامِ من است نوکرِ مــن فقط به نــامِ من است تشنــه ی یـک پیالــه ام‌ بــوده ست روضه خوانِ سه ساله ام بوده ست عشــق را بی اراده آمــده اســت اربعیــن ها پیــاده آمــده اســت رو بــه روی ضــریــــح زانــو زد مُژه هایش به صحــن جــارو زد اعتقــادش فقط به بــاورِ ماست مــادرش هم کنیــزِ مــادرِ ماست جایگــاهش اگر رفیــع شده ست مادرم فاطمــه شفیــع شده ست سرِ این سفره صاحبِ فضل است بیمــه ی حضرتِ اباالفضــل است ایستــادم به احترام ، حــسین السّــلامُ علیــک امــام حــسین گرچه یک عمر مُستمندِ من است تــازه اینجــا نیازمــندِ مــن است پس حساب و کتابِ او با ماست در قیامــت جــوابِ او با ماست شورِ ما تا همیشه در سرِ اوست تربــتِ مــن کنــارِ پیکــرِ اوست بی وفایی است یاورش نشوم شافــعِ روزِ محشــرش نشــوم روسیــاه است خوب می دانم پُر گنــاه است خوب می دانم او ولـی احــتــرام کــرده مــرا رو به قبــله سلام کــرده مــرا آب نوشیــده با ســلام به مـن اشــکِ او داده الــتیـام به مـن ای خــدایِ همیشـه در دلِ مـن بنده ات را ببخــش بر دلِ مـن می رسد بانگ از خدایِ حسین همـه ی ماسَـوی فــدایِ حسین کربــلایِ تو هست عَـرشِ بریــن پس بهشتِ من است رویِ زمین ایستــادم به احترام ، حــسین السّــلامُ علیــک امــام حــسین . 🔻مقدمتان را به این کانال 26 هزارنفری 🟩⬜🟥امامتفاوت وعالی گرامی می داریم          ‌╔═💎💫═══╗    ➡️  www.mesf.ir/s          ╚═══💫💎═╝ ╭┅───────────┅╮ 🕌 http://eitaa.com/maddahanesf ╰┅───────────┅╯