#اشعار_و_مناسبتهای_ویژه_ماه_های_محرم_و_صفر
#اربعین_حسینی
زمزمه زائران اربعین (به سبک با نوای کاروان بار بندید همرهان...) -( با دوصد شور و نوا)
با دوصد شور و نوا
میرویم تا کربلا
این قافله عزم کوی حسین دارد
میرویم تا نینوا
پا برهنه با صفا
هر جای این صحرا بوی حسین دارد
در میان عاشقان
هم قدم با کاروان
دل شوق دیدار روی حسین دارد
نوکر دربار او
عاشق سردار او
دست گدایی را سوی حسین دارد
وحید زحمت کش
#اشعار_غزلیات_و_مدایح_اهل_بیت_ع
#امام_حسین_ع
مناجات با امام حسین (ع) ای به قربان تو آقا همه ی اجدادم
من از این منصب نوکر شدنم دلشادم
شادم ازاینکه به دام تو حسین افتادم
مادرم گفت: تویی شاه و همه نوکر تو
پدرم نام تورا داد حسین جان یادم
بنده ی عشق تو ام فخر کنم بر همگان
که غلامت شدم از هر دوجهان آزادم
★بابی انت وامی به اباالفضل کم است...
ای به قربان تو آقا، همه ی اجدادم ★
من از آن بَدوِ تولد شده ام نوکرتان
بخدا بهر غلامی ِ تو مادر ، زادم
گفت تا قدر تورا خوب بدانم آقا
گفت با عشق حسین است که شیرت دادم
تا زبان باز کنی نام حسین را ببری
جز به تربت بخدا کام تورا نگشادم
غم اغیار نخوردم که پشیمان باشم
غم تو خوردم و از کرده ی خود دلشادم
من به قربان سر موی علی اکبر تو
(چه کنم حرف گر یاد نداد استادم) ٭
این دل تنگ من آقا ز قفس بیزارست
کی شود بهر زیارت تو کنی آزادم؟!
آنقدر خون جگر خورده ام از هجر حرم
عَنقَریب است رسد تا به فلک فریادم
اربعین میرسد و میرسد از راه، وَ من
یاد آن چای عراقی و طریق افتادم
باز هم زائرتان نیستم و از اینجا ....
با دلی غمزده ؛ ای شاه سلامت دادم
"زائرت " گفته و هر بار بگوید ارباب
(من از آن روز که در بند توام آزادم) ٭
رامین برومند (زائر)
٭ لسان الغیب حافظ شیرازی
شاعر: #رامین_برومند
#اشعار_و_مناسبتهای_ویژه_ماه_های_محرم_و_صفر
#اربعین_حسینی
زینب(س)و اربعین (ای برادر کاروانت کربلا آورده ام)
اربعین حسینی
ای برادر کاروانت کربلا آورده ام
خسته دلهایی همه غرق عزا آورده ام
بعد چل روزی فراقم با تو ای آرام جان
پیکری رنجور جور اشقیا آورده ام
پیکرت بی سر به زیر خاک گرم کربلاست
آن سری را که شد از پیکر جدا آورده ام
دردها دارم به دل، هم زخمها بر پیکرم
بر مزارت جان وتن بهر شفا آورده ام
هجر نو تنها نبوده خواهرت را جانگداز
کاروانی را به مهرت مبتلا آورده ام
غصه ها دارم زسختی اسارت یا حسین
قصه ها از سختی شام بلا آورده ام
گر شود جانا سراغ دخترت از من مگیر
سر بزیرم پاسخت شرم وحیا آورده ام
بس بود بر من فراق تو عزیز فاطمه(س)
از برای مرگ خود دست دعا آورده ام
شاعر: #اسماعیل_تقوایی
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#اشعار_شهادت_و_مصائب_اهل_بیت
#شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا_س
آتش گرفت باب نزول ملائکه (حضرت زهرا گریز به قتلگاه)
بعد از رسول حرمت آل عبا شکست
دست قضا ، شیشه ی شرم و حیا شکست
آتش گرفت باب نزول ملائکه
در سست شد به ضرب لگد از جفا شکست
یا ایهاالرسول بخوان واقعه که چون
مسمار در ، سینه ی خیرالنسا شکست
سنگی که حرمت رخ آیینه را نداشت
با سیلی ای که زد رخ آیینه را شکست
گوشواره ای که بود ضریح طواف حور
یا رب به ضرب سیلی ِ یک بیحیا شکست
افتاد از نفس ، پر پروانه هم که سوخت
روح غرور و غیرت شیر خدا شکست
وقتی که قلب حضرت خاتم زغم شکست
عیسی صلیب و موسی عمران عصا شکست
دست قضا قدر همه را جمع کرد بعد
این غصه را به روی سر کربلا شکست
یاایهالرسول کجایی قیامت است
سر نیزه پهلوی پسر مرتضا شکست
آه از دمی که گودی گودال خون گرفت
با نعل تازه سم ستور سینه را شکست
با سنگ و تیر و نیزه همه “زائر”ش شدند
یک پیرمرد گونه ی او با عصا شکست
رامین برومند (زائر)
شاعر: #رامین_برومند
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#اشعار_شهادت_و_مصائب_اهل_بیت
#شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا_س
زبانحال مولا در بالین حضرت صدیقه طاهره -(این خانه بی تو لذتی دیگر ندارد)
این خانه بی تو لذتی دیگر ندارد
آرامشی دیگر دل حیدر ندارد
من حیدرم زهرا تو میدانی درعالم
آنم که ترس از قلعه و از در ندارد
من باب خیبر کنده ام حالا که بینی
دیگر توانی فاتح خیبر ندارد
یک میخ و یک در گشته کابوس شب من
قلبم هنوز این غصه را باور ندارد
دیگر سلامم بی جواب است لااقل تو
حرفی بزن با من علی یاور ندارد
قران ناقص میشود بی تو ازین پس
وقتی که قران سوره ی کوثر ندارد
بنگر به حال زار من گویی علی هم
چون کودکانت فاطمه مادر ندارد
من بی پناهم حضرت زهرا نگاهی
زائر پناهی بی شما دیگر ندارد
رامین برومند (زائر)
شاعر: #رامین_برومند
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#اشعار_شهادت_و_مصائب_اهل_بیت
#شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا_س
برخیز و خانه را تو خودت رو براه کن (زبانحال مولا با حضرت صدیقه کبری )
زبانحال مولا با حضرت صدیقه طاهره(س)
کمتر مثال شب سحرم را سیاه کن
کمتر به این شکستگی در نگاه کن
ای آفتاب عالم امکان بتاب و کم
خون بر دل شکسته ی این مهر و ماه کن
آشفته گشته خانه ی ما روبراه نیست
برخیز و خانه را تو خودت روبراه کن
رحمی کنی به حال علی بد نمیشود
زهرا ترحمی به دل بی پناه کن
این لحظه های آخری از عشقمان بگو
کمتر بیا تو صحبت از آن بوسه گاه کن
حالا که قصد ترک علی را نموده ای
بر روی زینبت نظری گاه گاه کن
زهرا بگو به او تو خودت ، زینب مرا
آماده ی گذشتن از قتلگاه کن
زهرا بگو ولی حسنم نشنود فقط
صحبت شبی ز غارت آن خیمه گاه کن
رامین برومند (زائر)
شاعر: #رامین_برومند
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
#اشعار_شهادت_و_مصائب_اهل_بیت
#شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا_س
برخیز و خانه را تو خودت رو براه کن (زبانحال مولا با حضرت صدیقه کبری )
زبانحال مولا با حضرت صدیقه طاهره(س)
کمتر مثال شب سحرم را سیاه کن
کمتر به این شکستگی در نگاه کن
ای آفتاب عالم امکان بتاب و کم
خون بر دل شکسته ی این مهر و ماه کن
آشفته گشته خانه ی ما روبراه نیست
برخیز و خانه را تو خودت روبراه کن
رحمی کنی به حال علی بد نمیشود
زهرا ترحمی به دل بی پناه کن
این لحظه های آخری از عشقمان بگو
کمتر بیا تو صحبت از آن بوسه گاه کن
حالا که قصد ترک علی را نموده ای
بر روی زینبت نظری گاه گاه کن
زهرا بگو به او تو خودت ، زینب مرا
آماده ی گذشتن از قتلگاه کن
زهرا بگو ولی حسنم نشنود فقط
صحبت شبی ز غارت آن خیمه گاه کن
رامین برومند (زائر)
شاعر: #رامین_برومند
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
تو بخوان روضه از آن جسم و بدن ها که به زیر سم مرکب بشکسته، تو بخوان روضه ی شهزاده علی اکبر در خون بنشسته، که چگونه تن و اعضای علی از اثر خنجر و مقراض گسسته، وَ ز آن گل که زباغ نبی الله و حسین چیده شده، تسبیح پاچیده شده؛؛ و َبیا باز زآن لحظه و هنگامه بگو؛ از دل بشکسته عباس پس از آمدن متنِ امان نامه بگو و تو بخوان روضه ی مشک و علم و دست ِ بریده ، تو بخوان تیر سه شعبه که چگونه بَصَرِ حضرت ساقی بدریده، تو بخوان شاه بیامد ولی با قامت و قدّی که خمیده و در آن عرصه میدان به زمین خورده هواخواه حسین، آن که او بوده همیشه همه جا یاور و همراه حسین؛ لیـک ؛ از ضرب عمودی که سرش خورده سرش واشده شق القمر انگار شده ماه حسین،، بار دگر روضه بخوان روضه یک تیر سه پر کو ز سر چله صیّاد رمـیده ؛ وَ سفیدیه گلوی علی ِ اصغر ِ ششماهه دریده، تو بخوان روضه سردرگُمی شاه جهان را که نشد خیمه رود یا که بماند وسط ِ عرصه میدان!؛؛؛؛ به کناری بگذار و زهمه بگذر و زآن حنجر خشک و زهمان خنجر کندی که نشست بر گلویِ ناطق قرآن مبین گو ، ولی دیگر تو نخوان روضه ی گودال که زهرا رود از هوش و همه جان بدهند گر که بگویی تو که بردند به آن مجلس شوم عمه ی مارا.
رامین برومند (زائر)
شاعر: #رامین_برومند
╭════•🍁•════╮
🇮🇷ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید):
بسم الله الرحمن الرحيم
درد دل های #حضرت_رقیه_س_شهادت
#رامین_برومند
▶️
بی حیا ها شرر شعله به آن لانه زدند
ریختند خیمه و آتش به حرمخانه زدند
نانجیبان زمان بی خبر از قهر خدا
آتش از روی جفا بر پر پروانه زدند
خیمه آتش زدن آنقدر که تکبیر نداشت
هلهله کردن و هی نعره ی مستانه زدند
تو نبودی و ببینی که پدر طفلان را
آمدند وقت غروب عده ای دیوانه زدند
سنگ بسیار زدند در وسط کوی و گذر
پیر زن ها به سرم سنگ، جداگانه زدند
دیدم آن لحظه که از بام به روی مه تو
سنگ هارا به لب و گونه و بر چانه زدند
به ستوه آمدم هر بار که گفتم بابا...
تازیانه به سر و بر کمر و شانه زدند
بست بر روی سنان چشم خودش را عباس
دید سیلی به رخ دختر دردانه زدند
شانه لازم بشود موی گره خورده ولی
چنگ بر موی پریشان عوض شانه زدند
⏹
╭════•🍁•════╮
تلگرام
https://t.me/madahanesfahan
اینستاگرام
Www.instagram.com/kanonmadahanesfahan
سروش
http://sapp.ir/madahanesfahan
ایتا
https://eitaa.com/madahanesfahan
گپ
https://gap.im/Kanonmadahan
✉مقدمتان گرامی
╰════•🍁•════╯
#امام_حسین_علیه_السلام
#مناجات
#شب_جمعه
#غزل
تا ابد من زیر دین مادرت هستم حسین
لطف زهرا بوده الآن نوکرت هستم حسین
نوکرت عباس باشد، میکنم این اعتراف
نوکرت نه ، من سیاهی لشگرت هستم حسین
مستی مِی میپرد آخر ز جان مِیگسار
من همیشه مست جام کوثرت هستم حسین
هرکسی را عشق لیلایی به صحرا میکشد
من که سرگردان کوی اکبرت هستم حسین
روسیاهم خوب میدانم ولی ردم مکن
از طفولیت گدای این درت هستم حسین
از همان اول مرا مادر سپرده بر شما
از همان روزاست که دوروبرت هستم حسین
...
با چه حالی بر در خیمه رسیدی از فرات
اشک ریزِ آن وداع آخرت هستم حسین
من نمیفهمم چه شد بر جسم تو در قتلگاه
دائماً در فکر رأس و پیکرت هستم حسین
خنجر کندی شنیدم ذبح را دشوار کرد
اشک ریزِ پاره های حنجرت هستم حسین
زینبت که پیر شد آنجا به روی تل،ولی
من به فکر زخم گوش دخترت هستم حسین
من به دنیا آمدم تا اشک ریزم در غمت
“زائری” با دست خالی بردرت هستم حسین
#رامین_برومند
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*