وای از دل رباب
رفت و داغ دوریش دامان مادر را گرفت
از دم خیمه سرو سامان لشگر را گرفت
تیر با چه سرعتی آمد بماند قصه اش
آنچنان آمد که آقا جای تن سر را گرفت
تیر با یک شعبه هم کار خودش را میکند
با سه شعبه جوری آمد کل حنجر را گرفت
خطبه اش با گریه بود افسوس لشگر خنده کرد
چند لحظه بعد آن خون کل منبر را گرفت
باغبان چه خون دلها خورد باغش سبز شد
با کمان امد کسی و سیب نوبر را گرفت
خون او گر بر زمین میریخت محشر میرسید
این چه خونی بود داغش کل محشر را گرفت
پشت خیمه نیزه ها رفتند پیدایش کنند
نیزه ای درخاک شد جسمی محقر را گرفت
آنقدر از این و از آن سیلی و شلاق خورد
تا رباب از حرمله قنداق اصغر را گرفت
سید پوریا هاشمی
#سید_پوریا_هاشمی #شعر_شهادت_ابن_الحسین #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر #شعر_شهادت_رضیع_الحسین
*آدرس کانالهای مداحان👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
باب الحوائج
مبهوت این آیینه اند اختر شناسان
شمسی الشموسی سیرتان ،گوهر شناسان
پروانه های روزه دار و دائم الذکر
یاهو کشان بی نشان،حیدر شناسان
گل پونه های دست بر پهلو گرفته
دریا دلان،شوریدگان، کوثر شناسان
عارف ترین مردان حق از روز ایجاد
عقبی شناسان و صف محشر شناسان
الیاسها وخضر های جاده ی عشق
مردان آب وخاک ،بحر وبر شناسان
حتی رسولان اولوالعزم الهی
ایل وتبار پاک پیغمبر شناسان
توفیق میخواهند از حق تا بنوشند
یک جرعه از جام علی اصغر شناسان
آشفته ی خونش تمام آسمانها
سرگشته ی کویش تمام سرشناسان
حتی سلیمان در رکابش، در پی او
خیل نگین بازان و انگشتر شناسان
در پیشگاه او دو زانو مینشینند
جویندگان معرفت،محضر شناسان
از اهل دل عمری سراغش را گرفتم
از محضر لاهوتی
جعفر” شناسان تقلید از این آیت عظما ضروری ست دادند فتوی این چنین،رهبر شناسان بر روی دستان پدر گرم خطابه ست ای واعظان شهر ای منبر شناسان از خشکی لبهای اصغر می نویسند در این کویر داغ، شعر تر نویسان آه ای رباب، آه ای رباب ،ای همسر اشک ای در دو عالم اسوه ی مادر شناسان خیس است از امن یجیبت چشم صحرا خشکیده دریا در عم مضطر شناسان در کیمیای عشق تو در مانده ماندند سیمین دلان و زرگران و زر شناسان فطرس دخیلی سرخ بر گهواره اش بست این است راه ورسم بال وپر شناسان بی مشتری مانده ست بعد از کودک تو بازار اقیانوس پهناور شناسان خورشید تو هر روز سرگرم طلوع است از مشرق رویایی خاور شناسان گشتند و جز نام علی نامی ندیدند در پهنه ی تاریخ نام آور شناسان حق علی ها غصب شد این را بپرسید از تک تک ” شبهای پیشاور” شناسان فرزند ابراهیم ما را تشنگی کشت ای وارثان آب ای هاجر شناسان الهام میگیرند از زخم گلویش تحریر زن ها،قاریان ،حنجر شناسان با پیکر اکبر کنار هم کشیدند تصویر او را لاله ی احمر شناسان باید دم از او زدمن المهد الی اللحد ` این است فیض اول وآخر شناسان باب الحوائج تر از او پیدا نکردند در هر دو عالم غنچه ی پرپر شناسان احمد علوی #احمد_علوی #شعر_شهادت_ابن_الحسین #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
علی اصغرم
آنقدر تب کردهای که آفتاب آتش گرفت
آنقدر لب تشنهای جانم که آب آتش گرفت
کاش میشد هرچه بود و این قُماط” اینجا نبود
شرمگینم کاش میشد که فرات اینجا نبود
با جگر دارم غم این سرزمین را میکشم
آه دارم بر گلویت آستین را میکشم
روی دستم خنده کردی خندهات تغییر کرد
آه دیدی حرمله آخر پدر را پیر کرد
کاش عمو عباس بود و حرف آب اینجا نبود
کاش میشد هرکه بود اما رُباب اینجا نبود
اولین بار است بابا حرف مُنّو زد علی
بر همه رو زد علی بر حرمله رو زد علی
تیر بر حلقِ تو نه زد بر دلِ من نانجیب
رویِ زخم اکبرم زد مستقیماً نانجیب
تا نفَس شاید کشی از حنجرت خون میکشم
تیر را از آن طرف دارم به بیرون میکشم
وایِ من از حنجرِ تو خون کشیدن مشکل است
تیر را از سینهات بیرون کشیدن مشکل است
یک سهشعبه آمد و در سینه باهم گیر کرد
تیر رد شد از تو و در بینِ قلبم گیر کرد
کاش میشد دخترم با مَشکِ آب اینجا نبود
کاش میشد هرکه بود اما رُباب اینجا نبود
پشت خیمه پیشِ تو بر خاک زانو میزنم
تا نیاید مادرت بر عمهات رو میزنم
در زمین گهوارهات را با غلافی میکَنَم
تو که خیلی کوچکی اما اضافی میکَنَم
با غلاف و با نوکِ شمشیر کَنَدم حیف حیف
پیش چشم نو عروسی پیر کَنَدم حیف حیف
بعدِ من از پشتِ خیمه خاک با خون میکشند
بچه با شمشیر غارت کرده بیرون میکشند
کاش میشد مادرت در آفتاب اینجا نبود
کاش میشد هرکه بود اما رُباب اینجا نبود
حسن لطفی
#حسن_لطفی #شعر_شهادت_ابن_الحسین #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر #شعر_شهادت_رضیع_الحسین
*آدرس کانالهای مداحان👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
علی لای لای
فرقی نداره دیگه روز و شبش
یکی دو روزه خیلی خشکه لبش
هرکاری کردیم ولی فایده نداشت
یه ذره هم پایین نیومد تبش
تکون میدن بچهها گهوارهشو
پاک میکنن خون لب پارهشو
عمههاش اومدن کنار رباب
آروم کنن مادر بیچارهشو
حالشو هی دیدم و غصه خوردم
یه جوری ناله میزنه که مُردم
حسین! بیا قنداقشو بغل کن
بعد خدا اونو به تو سپردم
قنداقشو بگیر نگاهش کنی
صورت نازشو نوازش کنی
یه وقت غرور زینبو نشکنی
یه وقت نری از اینا خواهش کنی
یه لحظه صَب کن سرشو ببوسم
گونههای لاغرشو ببوسم
مراقب سفیدی گلوش باش
چونکه نشد حنجرشو ببوسم
علی داره تور صدا میزنه
آتیش به قلب بچهها میزنه
مراقب تیرای حرمله باش
حرمله خیلی بیهوا میزنه
از قفس سینه دلم کنده شد
دوباره سهم گریههات خنده شد
هرکی پی آب واسهی علی رفت
یه جوری از رباب شرمنده شد
آرش براری
#شعر_شهادت_ابن_الحسین #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر
*آدرس کانالهای مداحان👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
لالایی اصغرم
چشمه ای پا نمیشود مادر
خاک دریا نمیشود مادر
خواب از چشم تو گریزان است
گریه لالا نمیشود مادر
نه به یاری تشنه گان امروز
آسمان پا نمیشود مادر
خیمه در خیمه گشتم اینجا را.....
آب پیدا نمیشود مادر
تشنه هستی و شیر میخواهی
حیف حالا نمیشود مادر
ای مسیح ای ذبیح ای تشنه
شانت املا نمیشود مادر
چشمه زیر قدوم تو جاری
میشود یا نمیشود مادر...؟؟
از عطش جز زمان ذبح شدن
چشم تو وا نمیشود مادر
آب نه ، غیر تیر پایی به
حنجرت وا نمیشود مادر
درگلوی تو تیر حرمله هم
بیش از این جا نمیشود مادر
پشت بابای تو پس از اکبر
بیش از این تا نمیشود مادر
خواب دیدم جوانی ات را باز
صدقِ رویا نمیشود مادر
سیر میبوسمت که بر نیزه
صبح فردا نمیشود مادر
لحظه ای سرد ، داغ جانسوزت
در دل ما نمیشود مادر
مرهم زخم خشکی لبهات
آب حتی نمیشود مادر
لبت از تشنگی سفید شده
شرحش اینجا نمیشود مادر
محمدعلی بقایی
#شعر_شهادت_ابن_الحسین #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر #شعر_شهادت_رضیع_الحسین
*آدرس کانالهای مداحان👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
مثل یک سردار
قرص ماهی از دل گهوار بیرون میزند..
شیرخواره مثل یک سردار بیرون میزند
یک علی زیر عبا و یک علی روی عبا
از دم خیمه علی هربار بیرون میزند
تیر وقتی که بزرگ و صید وقتی کوچک است
خون صید از حنجرش دشوار بیرون میزند
غنچه بی خار من دیروز حالش خوب بود
حال دارد از گلویش خار بیرون میزند
تیر از بین کمان حرمله بیرون زده...
یا که پشت در نوک مسمار بیرون میزند!!
میبرد زیر عبا اورا حسین اما چه سود؟!
از عبایش تیر یک مقدار بیرون میزند
خون اصغر را ملائک تا به بالا میبرند...
خون محسن از درویوار بیرون میزند!
مادرش کو؟! تا ببیند با تکان نیزه دار..
چند دندان از دهان انگار بیرون میزند
سید پوریا هاشمی
#سید_پوریا_هاشمی #شعر_شهادت_ابن_الحسین #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر
*آدرس کانالهای مداحان👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
قمرم ریخت بهم
بینِ این دشت خدایا جگرم ریخت بهم
حرمله آمد و ناگه قمرم ریخت بهم..
سرعتی داشت خودش را برساند به علی
تیرِ بد ذات..گلوی پسرم ریخت بهم..
از گلو رد شد و بر بازوی من دوخته شد
یک سه شعبه..بخدا که سپرم ریخت بهم
دست و پا زد چقَدَر روی دو دستانم علی
این چنین بود که من بال و پرم ریخت بهم
صحنه را دید امیرالامرا بینِ بهشت..
دیدنِ صحنه سبب شد پدرم ریخت بهم
مانده بودم ببرم خیمه وَ یا جای دگر..
پشتِ خیمه که رسیدم جگرم ریخت بهم
مادرش آمد و آغوش گرفت و گله کرد..
مادرش ناله زد و چشمِ ترم ریخت بهم
محسن راحت حق
#شعر_شهادت_ابن_الحسین #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر
*آدرس کانالهای مداحان👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
بیچاره مادرش
بالا گرفت دستش و شد گرم گفتگو
رحمی نکرد بر لب شش ماهه هم عدو
تیر سه شعبه آمد و زد بر بوسه بر گلو
شد رنگ خون، سفیدی قنداق طفل او
جان داده بود طفل پدر نیز جان نداشت
قدری که تا به خیمه رسد هم توان نداشت
می سوخت در حرارت این داغ آفتاب
بیچاره مادری که شد از شرم آب، آب
پاشیده بود حنجر و پاشیده تر رباب
او مانده بود و خانه ی عمری که شد خراب
می رفت غم سراغ دل قافله ....نگو
داغی گذاشت برجگرش حرمله ...نگو
جان می دهد پس از پسرش یا می آورد ؟
غم پیش پای او اگر ، اما می آورد
این وضع ، حال حرمله را جا می آورد
زیر عبا گرفته علی را می آورد
سرمست هلهله شده راه عبور او
افتاده گیر خنده ی لشکر غرور او
آرام ماندنش به مراعات همسر است
آورده با خودش بدنی را که پرپر است
باید چگونه گفت به خیمه که مضطر است
گریه کنید مجلس ترحیم اصغر است
جانی نداشت آن که خودش کوه زاده بود
انگار که پسر ، پدر از دست داده بود
با خون دل رسید به تشییع پیکرش
بوسه گرفت از لب و رگهای حنجرش
سالم نداد عزیز حرم را به مادرش
آهی کشید خیمه و دق کرد خواهرش
بی کس شدند، اهل حرم داغدیده اند
خیل ملک برای تسلا رسیده اند
شرمنده اند ، قبر برایش محقر است
خاک است که از این غم جانکاه بر سر است
وقت وداع کردن با چند خواهر است
غمگین ترین نوا دم لالای آخر است
باید رباب را به کنارش بیاورند
تاج گلی برای مزارش بیاورند
ناصر دودانگه
#شعر_شهادت_ابن_الحسین #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر
*آدرس کانالهای مداحان👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
یا علی اصغر(ع)
فرقی نداره دیگه روز و شبش
یکی دو روزه خیلی خشکه لبش
هرکاری کردیم ولی فایده نداشت
یه ذره هم پایین نیومد تبش
تکون میدن بچهها گهوارهشو
پاک میکنن خون لب پارهشو
عمههاش اومدن کنار رباب
آروم کنن مادر بیچارهشو
حالشو هی دیدم و غصه خوردم
یه جوری ناله میزنه که مُردم
حسین! بیا قنداقشو بغل کن
بعد خدا اونو به تو سپردم
قنداقشو بگیر نگاهش کنی
صورت نازشو نوازش کنی
یه وقت غرور زینبو نشکنی
یه وقت نری از اینا خواهش کنی
یه لحظه صَب کن سرشو ببوسم
گونههای لاغرشو ببوسم
مراقب سفیدی گلوش باش
چونکه نشد حنجرشو ببوسم
علی داره تور صدا میزنه
آتیش به قلب بچهها میزنه
مراقب تیرای حرمله باش
حرمله خیلی بیهوا میزنه
از قفس سینه دلم کنده شد
دوباره سهم گریههات خنده شد
هرکی پی آب واسهی علی رفت
یه جوری از رباب شرمنده شد
آرش براری
#آرش_براری #شعر_شهادت_ابن_الحسین #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر
*آدرس کانالهای مداحان👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
کودک لب تشنه ام
شکر حق روز و شبم با روضه ات سَر میشود
چشم های من فقط با نام تو تَر میشود
قیمتی داده به من این کیمیای مِهر تو
خاک هم زیر قدم هایت چُنان زَر میشود
خوانده ام آقا ثواب زائران کربلا
همتراز با نود حج پیمبر میشود
هر کسی که جان دهد پای بساط روضه ات
چون شهیدان پیکرش پاک و مطهّر میشود
لحظه ی مرگم سرم را روی زانویت بگیر
خار در آغوش گل باشد معطّر میشود
حرف گل آمد گریز روضه ام اینگونه شد
گل اگر بی آب باشد زود پرپر میشود
مادری خیمه به خیمه در پی یک قطره آب
در دل صحرا روان مانند هاجر میشود
اسمعیلم پا مکش برخاک اینجا کربلاست
حال و روزت از عطش هر لحظه بدتر میشود
نه غذایی خورده ام نه آب که شیرت دهم
خنج بر سینه مزن شرمنده مادر میشود
کودک لب تشنه ام اینگونه بی تابی نکن
میرسد سقّا گلوی خشک تو تَر میشود
عاقبت این تیر های حرمله شَر میشود
مقصد تیر سه شعبه حلق اصغر میشود
نوید طاهری
#شعر_شهادت_ابن_الحسین #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر #شعر_شهادت_رضیع_الحسین
*آدرس کانالهای مداحان👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
کودک لب تشنه ام
شکر حق روز و شبم با روضه ات سَر میشود
چشم های من فقط با نام تو تَر میشود
قیمتی داده به من این کیمیای مِهر تو
خاک هم زیر قدم هایت چُنان زَر میشود
خوانده ام آقا ثواب زائران کربلا
همتراز با نود حج پیمبر میشود
هر کسی که جان دهد پای بساط روضه ات
چون شهیدان پیکرش پاک و مطهّر میشود
لحظه ی مرگم سرم را روی زانویت بگیر
خار در آغوش گل باشد معطّر میشود
حرف گل آمد گریز روضه ام اینگونه شد
گل اگر بی آب باشد زود پرپر میشود
مادری خیمه به خیمه در پی یک قطره آب
در دل صحرا روان مانند هاجر میشود
اسمعیلم پا مکش برخاک اینجا کربلاست
حال و روزت از عطش هر لحظه بدتر میشود
نه غذایی خورده ام نه آب که شیرت دهم
خنج بر سینه مزن شرمنده مادر میشود
کودک لب تشنه ام اینگونه بی تابی نکن
میرسد سقّا گلوی خشک تو تَر میشود
عاقبت این تیر های حرمله شَر میشود
مقصد تیر سه شعبه حلق اصغر میشود
نوید طاهری
#شعر_شهادت_ابن_الحسین #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر #شعر_شهادت_رضیع_الحسین
*آدرس کانالهای مداحان👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
ای بزرگ همه ، نوزاد اباعبدالله
وارث غیرت اجداد اباعبدالله
حضرت محسن ِ اولاد اباعبدالله
با تو حاجت به همه داده اباعبدالله
پَر ِ قنداقه ی تو بال و پر نوکر هاست
چون عمو روضه ی تو چاره ی ما مضطر هاست
شب هفتم چه قَدَر مثل شب تاسوعاست
هر چه خواهید بگیرید شب معجزه هاست
یارمان باب ِ حوائج شده حاجات رواست
کرمش شامل عالم شده از بس آقاست
این طبیبی که کُنَد درد ، دوا نشنیده
غالبا بیشتر از خواهشمان بخشیده
کیستی ای همه صاحب نفسان نوکر تو
ای بزرگان همه زانو زده در محضر تو
رو زده آبروی عالم امکان سر ِ تو
شیر سرخ عربستان شده آب آور تو
ابر و باد و مه و خورشید و فلک حیرانت
اکبر و قاسم و عباس بلاگردانت
شد گرفتار تو هر بنده گرفتار نگشت
در دو عالم به کسی جز تو بدهکار نگشت
دست و دلباز ! چرا عمر تو بسیار نگشت
وای بر حال ِ زمین، دور تو یک بار نگشت
در تو دیدم کرم ِ ارثی این سلسله را
ترسم این است شفاعت بکنی حرمله را
چیست جرمت که گرفتند ز چشمان تو خواب
چیست جرمت که شده سهم تو اینگونه عذاب
عرشیان مویه کنان ، گشته فلک خانه خراب
کم تلظی بنما ، ای نوه ی مادر آب
تو غم انگیز ترین روضه ی عاشورایی
سند محکم مظلومیت بابایی
وای از کینه ی دیرینه ی بدر و خیبر
شده جنجال دوباره سر نام حیدر
بیشتر از همه دیدند ستم از لشکر
این علی بن حسین بن علی های پدر
علی و خنده و محراب ِ دو دستان پدر
آمده یاد همه ، فزت ُ و رب ِ حیدر
فاطمه ناله زد و عرش در آمد آهش
پدری تیر کشید از گلوی نوزادش
آمده پشت در و مادر و فضه یادش
یک نفر نیست در اینجا برسد بر دادش
پدری خسته و شرم و قد ِ همچون دالش
مانده کم حرمله هم گریه کند بر حالش
گل نشکفته و پرپر شده ، ای وای رباب
ذکر یک عرش سراسر شده ای وای رباب
قدّ ارباب چو مادر شده ، ای وای رباب
خاک ، گهواره ی اصغر شده ای وای رباب
مانده کم جان دهد از دل نگرانی پدرش
چشم سر نیزه بُوَد آه ، به دنبال سرش
#محمد_حسین_رحیمیان
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر
*آدرس کانال👇👇:*
https://zil.ink/maddahanesf
■ *مقدمتان گرامی*
*💠اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ💠*