#امام_خمینی_ره_مدح
آن آینه از آب، پیامآور بود
از خیر کثیر و زادهی کوثر بود
او را همه در خلوص باور کردند
کو در ره داورش، همه باور بود
✍استاد #علی_انسانی
#امام_خمینی_ره_مدح
او آمد و در کویر، باران گل کرد
در خاک وطن، نهال ایمان گل کرد
او آمد و ریشۀ زمستان خشکید
گلعطــــر خجستۀ بهاران گل کرد
*
او آمد و با گرسنگان خلوت کرد
در شهر، امید و عشق را قسمت کرد
از منبر خاک، مهربان، بالا رفت
با لهجهی پابرهنهها صحبت کرد
*
او آمد و ما برادری را دیدیم
درعالم خاک، سروری را دیدیم
او آمد و سیب عشق را قسمت کرد
در سایهی دین، برابری را دیدیم
*
او آمد و زندگی پر از شادی شد
ویرانۀ دل، دوباره آبادی شد
او آمد و فتنۀ خزان پرپر شد
ای دلشدگان ! بهار آزادی شد
*
آن مرد، ز داغ و درد مردم میگفت
از خانۀ لخت و سرد مردم میگفت
او آمده بود تا ورق برگردد
بی واهمه از نبرد مردم میگفت
*
او آمد و مهر و ماه را فهمیدیم
پایان شب سیاه را فهمیدیم
او آمد و زیر سایهی دستانش
ما معنی سرپناه را فهمیدیم
*
او آمد و حال آسمان بهتر شد
خورشید شکفت، تیرگی پرپر شد
از بند گسست، حضرت آزادی
دوران حکومت ستم، آخر شد
*
او آمد و کوچه و خیابان شد سبز
امید شکفت و عشق و ایمان شد سبز
او آمد و از وطن فراری شد دیو
در فصل فرشته، بوی انسان شد سبز
*
مردی ز تبار بوذر و سلمان بود
بر روی لبش تبسم ایمان بود
در جامۀ خاک، روح افلاکی داشت
آمیزهای از فرشته و انسان بود
*
بر روی لبش، تبسمی زیبا بود
درهای دلش به روی مردم وا بود
از نام و نشان او اگر میپرسی؟
او، روح خدا، امام خوبیها بود
*
بر روی لبش، سلام آزادی بود
در سینهی او، پیام آزادی بود
او آمد و واژۀ قفس را خط زد
او روح خدا، امام آزادی بود
*
من آمدهام امید را بنویسم
صبحی که ز ره رسید را بنویسم
من آمدهام به خط عزت، نامِ
این ملت رو سپید را بنویسم
*
برخیز که نور ناب را بنویسیم
آیینهترین کتاب را بنویسیم
برخیز به خط روشن آزادی
منظومهی انقلاب را بنویسیم
*
ما امت « لا اله الا الله » ایم
با قافلهی مُوحدان همراهیم
هم قبله و هم قبیلهی ابراهیم
هم سلسلهی امام روح اللهیم
✍ #رضا_اسماعیلی
24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#امام_خمینی_ره_مدح
دل از دمِ عارفانهاش میلرزید
جان از نَفَس ترانهاش میلرزید
آن پیر که چون کوه مقاوم میبود
با یاد حسین شانهاش میلرزید
✍استاد #غلامرضا_سازگار
#امام_خمینی_ره_مدح
خرقهپوشان به وجود تو مباهات کنند
ذکر خیر تو در آن سوی سماوات کنند
پارسایانِ سفرکرده به آفاق شهود
در نسیم صلوات تو مناجات کنند
پیش آیینهی پیشانی تو هر شب و روز
ماه و خورشید تقاضای ملاقات کنند
پی به یک غمزهی اشراقی چشمت نبرند
گرچه صد مرحله تحصیل اشارات کنند
بعد از این، حکمتیان نیز به سر فصل حیات
عشق را با نفس سبز تو اثبات کنند
قدسیان چون ز تماشای تو فارغ گردند
عطر انفاس تو را هدیه و سوغات کنند
بعد از این شرط نخستینِ سلوک این باشد
که خطِ سیرِ نگاهِ تو مراعات کنند
✍حجتالاسلام #زکریا_اخلاقی
#امام_خمینی_ره_ارتحال
#امام_خمینی_ره_مدح
ای آفتابی که زمین شد مدفن تو
هفت آسمان راه است تا فهمیدن تو
هفت آسمان راه است تا درک نگاهت
راه است تا مفهوم چشم روشن تو
از تو چه باید گفت ای روح خدایی
از تو چه... وقتی محو شد در "او" "من" تو
قلبی جوان در سینهی تو در تپش بود
حس کرد این را سالها پیراهن تو
دل را به اوج آسمانها برد روحت
روحت نشد هرگز زمینگیرِ تنِ تو
در راه تو ای آفتاب سبز ماندیم
در سایهی ماهیم بعد از رفتن تو
✍ #سیدمحمدجواد_شرافت
#امام_خمینی_ره_مدح
#امام_خمینی_ره_ارتحال
مرا هرقدر ذوق رفتن و پرواز، شاعر کرد
تو را اندیشهات مانایِ تاریخ معاصر کرد
میان آیهی والفجر یا بعد از لیالٍ عشر
تو را باید کجا خواند و کجا بایست حاضر کرد؟!!
تو را با کشتی نوح و تو را در نیل با موسی
تو را همپای ابراهیم میباید مجاور کرد
پیمبروار در اطراف تو پروانه پروانه
کلامت مردم این شهر را عمارِ یاسر کرد
جوانها را مرامت کربلا در کربلا قاسم
کهنسالان عاشق را حبیب بن مظاهر کرد
به راه افتادی و با تو بیابانها خیابان شد
جهان را هر خیابان در مسیرِ نور، عابر کرد
سپاه فیل آوردهست دنیا و نمیفهمد
ابابیل آنچه را با لشکر بی دین و کافر کرد
به تحریف تو در ذلت نشستند و نمیدانند
که عزت را همین نام خمینی بود صادر کرد
زمان با من سر ناسازگاری داشت انگاری
مرا پابند دنیا و تو را مرغ مهاجر کرد
✍ #محسن_ناصحی
#امام_خمینی_ره_مدح
هم مرد حماسههای طوفانی بود
هم سالک قلههای عرفانی بود
ماندهست هنوز تا که بشناسیمش
یک رهرو مکتبش سلیمانی بود
✍ #یوسف_رحیمی